در واپسین روز سال ۱۳۹۰، شورای هماهنگی راه سبز امید طی پیامی خطاب به تمامی ایرانیان، ضمن تبریک این مناسبت، پیشنهاد کرد که سال آینده سال «گسترش مبارزه مدنی و مقاومت در برابر جنگ طلبی» نامیده شود در بخشی از این بیانیه آمده است:«باید توجه داشت که در این میان، سیاستهای غلط و ماجراجویانهی دولتمردان نیز کشور ما را در معرض تهدیدهای جدی قرار داده است. تجربهی تاریخی ملتها و از جمله ایران، نشان داده که استبداد داخلی هموارکنندهی راه استعمار خارجی است. بر این اساس و با توجه به آنچه بیان شد، شایسته است سال آینده را سال «گسترش مبارزه مدنی و مقاومت در برابر جنگ طلبی» بنامیم.»
به گزارش سایت-ملی مذهبی، متن پیام شورای هماهنگی راه سبز امید به مناسبت سال ۹۱ به شرح زیر است:
بهنام خدا
«ای دگرگونکنندهی حالات، ما را در دگرگون ساختن حال و دستیابی به آیندهای روشن یاری فرما»
هموطنان عزیز، ایرانیان آگاه، همراهان پایدار
نوروز برای همه ما ایرانیان، با هر عقیده و مرام، کانون امید و سرآغازی آیندهساز است. نوروز هم فرصت است و هم تذکر؛ فرصت است برای از نو آغاز کردن، راه خطا را کنار گذاشتن، تاریکی و جهل را از دلها زدودن، و نور و آگاهی را پرورش دادن؛ و تذکر است به همه ما که برای بهزیستی خود و دیگران گامی برداریم و عمر را در سکون و جمود سر نکنیم و نوشوندگی را از زندگی خویش بیرون نرانیم.
چهارشنبه آخر سال، نماد دور کردن تاریکی و سردی و بزرگداشت نور و گرمی است؛ سفره هفت سین نمادی از گوناگونی دیدگاهها به زندگی و باورهای ما که با تکیه بر نقاط مشترک میتوانیم بر سر یک سفره بنشانیم و بنشینیم؛ دید و بازدید با دوستان و خویشان نماد همبستگی و خویشاوندی ملی ماست؛ حضور در کنار آرامگاه درگذشتگان نماد باور ما به پیوند نسلها و عصرها و زندگی و مرگ است؛ سفرهای نوروزی به ما یادآوری میکند که کشور ما چه پهناور است و مردمان آن چه گوناگونند و ما چه راه طولانی در پیش داریم تا به این گوناگونی احترام بگذاریم و هر که را مانند ما نمیاندیشد و همچون ما زندگی نمیکند همچون جان خود عزیز بداریم؛ و نوروز، نماد هویت مشترک ملی و دینی ایرانیان در سراسر میهن و پهنه گیتی است.
نوروز همچنین فرصتی است برای ارزیابی سالی که پشت سر گذاشتهایم و اندیشیدن برای سالی که در پیش داریم. سال ۹۰ را در حالی پشت سر گذاشتیم که سرکار خانم زهرا رهنورد، و آقایان میرحسین موسوی و مهدی کروبی، همراهان بزرگوارمان در حبس خانگی بودند، و بسیاری از یاران آزاده و گرانقدرمان در سلولهای انفرادی یا جمعی، زندانی استبداد. جرم تمام آنها و شهیدان جنبش سبز ملت ایران، همان جرم ما بوده و هست: ما ایرانی آزاد، آباد، مستقل و حکومتی عادل میخواهیم؛ ما ایرانی میخواهیم که در آن روند حذف دگراندیشی با توسل به زور متوقف شود؛ ایرانی که نخبگان و زبدگان آن مجبور نباشند برخلاف میل خود به دیگر نقاط جهان مهاجرت کنند؛ ایرانی که در آن همگان از آزادی و حقوق قانونی خود چنان بهرهمند باشند که خلاقیتهایشان شکوفا شود و زندگی روزمرهشان امنیت و آرامش گیرد؛ ایرانی که تبعیضهای قومیتی، دینی، مذهبی و جنسیتی، راه را بر شکوفایی انسانها نبندد؛ ایرانی که بجای تخاصم مستمر با جهانیان، در عین حراست از منافع ملی و تمامیت ارضی و امنیت خود، روابط خود با دیگران را براساس احترام متقابل، گفتوگو و تعامل سازنده استوار کند، و در یک کلام ایرانی که مردم آن با وجود بهرهمندی از سرمایههای انسانی و اقتصادی کمنظیر، بر اثر بیتدبیریها هر روز با فقر و تنگدستی دست و پنجه نرم نکنند و نسبت به فردای خود و فرزندانشان دلنگران و پریشانخاطر نباشند. اگر به باور صاحبان قدرت، اعتقاد به این اصول و پیگیری برای تحقق این خواستهها جرم است، ما نیز مجرمیم و به جرم خود افتخار می کنیم.
جنبش سبز در سالی که گذشت فراز و فرودهای زیادی از سر گذراند. اعمال سرکوب خشن و ضدانسانی تمامعیار از سوی دستگاههای امنیتی، تجمعات اعتراضی را با دشواریهای زیادی روبرو ساخت. درگذشت غمبار مهندس عزتالله سحابی، همراه صمیمی جنبش سبز، و خشونت و سختگیریهای غریب در تشییع پیکر او، که به شهادت مظلومانه هاله سحابی و سپس شهادت غریبانه هدی صابر منتهی شد؛ و جلوگیری حاکمیت اقتدارگرا از هرگونه تجمع (حتی برگزاری جلسات مذهبی) تنها نمونههایی از رفتارهای ضداخلاقی و توجیه ناپذیر مدعیان شریعتمداری در ایران زیر چکمهی نیروهای امنیتی و نظامی است. با این همه، راهپیماییهای سکوت در بیست و دوم خرداد و بیست و پنجم بهمن سال ۹۰90، نشان از شجاعت و ایستادگی مردم معترض و پیگیری مجدانه سبزها از یکسو، و بحران مشروعیت حاکمیت و هراس دستگاه سرکوب از جنبش اعتراضی مردم ایران از سوی دیگر داشت.
آنچه پس از کودتای انتخاباتی سال ۸۸ اتفاق افتاد در خور تأمل بسیار است؛ در روزهای اوج اعتراضهای خیابانی، گویی مردم در آفتاب بودند و صاحبان قدرت و سرکوبگران در سایه، و در نتیجه، هرچه مردم میخواستند انجام بدهند قابل پیشبینی و سرکوب و مهار بود؛ اما پس از آن، مردم به سایه رفتهاند و حاکمیت در آفتاب است. رفتار مردم برای حاکمان غیرقابل پیشبینی شده، در حالی که آنچه در خلوتخانه بالاترین مقامات میگذرد ظرف چند روز بر سر زبانهاست. بسط آگاهیها همهگیر شده و امواج بیداری، شهر و روستا را درمینوردد. شهروندان فهیم ایرانزمین دیگر تنها شنونده خبرها نیستند، بلکه خود تحلیلگر و مفسر آنند. رسانههای سبز با آن که آماج حملات ارتش سایبری اقتدارگرایان هستند، هم بهلحاظ کمی و هم بهلحاظ کیفی در حال رویش هستند. همزمان، ریزش نیروهایی که تا دیروز از روی دلسوزی برای نظام از ابراز انتقادات خودداری میکردند روزافزون است. شکاف و اختلاف نگاه در مواجهه با مسائل کشور در میان مهمترین نهادهای نظامی و امنیتی کشور عینی است. در سالی که گذشت معلوم شد که همه سپاهیان و بسیجیان را نباید به یک چشم نگاه کرد و باید حساب بخشهای سرکوبگر و سوداپیشه را از بدنهی مخلص و پیشکسوتان متعهد جدا کرد. چه قلمها و زبانها که در سال گذشته به گفتن حقایق باز نشد. مکتوبات ارجمندی که از درون و بیرون زندانهای جمهوی اسلامی، بذر امید و مقاومت و آگاهی میافکند. نهضت نامههای سرگشاده، پیام مبتنی بر بصیرت میر دربندمان را به نمایش میگذارد که «آگاهی، چشم اسفندیار خودکامگان است». آزادگان دربند و تحت فشار، با وجود همهی محدودیتها و تهدیدها، خود یکی از مهمترین نقاط کانونی امیدآفرین جنبش سبزند.
در سال گذشته، تدبیر جنبش در قبال انتخابات نمایشی و فرمایشی، موجب پیدایش اجماعی بینظیر برای عدم شرکت در انتخابات دروغینی شد که اقتدارگرایان ماهها برای آن برنامهریزی کردند. عدم شرکت نیروهای مختلف سیاسی و قهر اکثریت مهم و معنادار مردم ایران با انتخابات صوری، به تجربهای گرانبها انجامید که همانا مقاومت مدنی منفی است؛ تجربهای که پیش از این در نهضت تحریم تنباکو در ایران و به اشکال مختلف در جنبشهای مدنی سراسر دنیا تجربه شده است. در سرآغاز سال گذشته، تنوع بخشی به اشکال مبارزه مسالمتآمیز برای احقاق حقوق از دست رفته ملت نوید داده شده بود. جنبش خانهنشینی، شاید نخستین تمرین فراگیر چنین روشهایی است. امیدواریم در سالی که روزهای نخست آن پیش روی ماست، با تکیه بر خلاقیت یکایک همراهان جنبش، بر دامنهی این مبارزه و مقاومت مدنی و تنوعبخشی آن افزوده شود.
همین تجربه، حقیقتی انکارناپذیر را آشکار کرد: ضرورت تشکل فعالان و همراهان جنبش سبز در داخل و خارج از کشور در اشکال ممکن آن. امیدواریم با برنامهریزی صورت گرفته و همراهی همگان، سال ۹۱، سال تشکیل هستههای خودبنیاد سبز در داخل و گسترش کانونهای سبز در خارج از کشور، در چارچوب اهداف جنبش سبز باشد. برای هستهها و کانونهای سبز، فهرستی از کنشهای مشترک و اختصاصی پیشنهاد خواهد شد که میتواند سرآغاز تلاشی منسجم در حرکت اعتراض مدنی باشد. بار دیگر از همه همراهان جنبش سبز میخواهیم یکدیگر را به پایبندی به ارزشهای اخلاقی و پرهیز از بداخلاقی سفارش کنند که این نشانه تفاوت شیوههای ما در مبارزه را با اقتدارگرایانی است که موازین اخلاقی را به آسانی در راه رسیدن به اهداف خود قربانی میکنند. چرا که بیتردید هدف و وسیله از هم تفکیکناپذیرند؛ وسیله و روش، هدف را همرنگ خود میکند. با روشهای غیراخلاقی نمیتوان اخلاق را تحکیم کرد و با ستم نمیتوان عدالت را حاکم کرد. نمیتوان با روشهای غیر دموکراتیک دموکراسی برقرار کرد. بیش از یکصد سال است ملت ایران برای دستیابی به آزادی و عدالت تلاش میکند. اگر به نتیجه نرسیدهایم باید علت را در خود جستجو کنیم. عدالت و آزادی باید در ما به صورت یک فرهنگ در بیاید و تنها در این صورت است که میتوان به این آرمانها رسید.
جنبش سبز به عنوان یک جنبش مدنی آزادیخواه، عدالتمحور و استقلالطلب باید از هم اکنون این مفاهیم را در خود تعمیق بخشد و نهادینه کند. برای ساختن چنین جامعهای نباید منتظر پیروزی جنبش و به دست گرفتن قدرت شد. بر عکس، تلاش برای ساختن این جامعه است که پیروزی ماست. جنبش سبز باید این مفاهیم را در عرصه عمل در خود نهادینه کند. اختلاف ما با اقتدارگرایان دعوای قدرت نیست، بلکه مبارزه بر سر ارزشهای الهی و انسانی است. اگر آنان آزادی را پاس نمیدارند و «دیگری» را به رسمیت نمیشناسند، بخشهای مختلف جنبش سبز باید موجودیت، آزادی و حقوق اقشار و جریانهای مختلف درون خود و حتی بخشهای بیرون خود را محترم بدارد. اگر حاکمیت برای پیشبرد اهداف خود از هر وسیلهای مانند دروغ و تزویر و تهمتزنی به منتقدان خود استفاده میکند، فعالان و نیروهای جنبش سبز از این روشها پرهیز میکنند. ما در روابط درونی از هر گونه روشهای غیر اخلاقی قضاوتهای ظالمانه بی مبالاتی های اخلاقی، تهمت و افترا و پخش شایعه و دروغ نسبت به یکدیگر خودداری میکنیم. اگر حکومت طبقات محروم را رها کرده است، جنبش سبز خود را نسبت به طبقات محروم مسؤل میداند و به کمک و حمایت محرومان میشتابد. اگر آستانه تحمل حکومت اقتدارگرا در برابر نقد به شدت پایین است، بخشهای مختلف جنبش سبز از انتقاد استقبال میکنند و آنرا برسازنده جامعهای بهتر میدانند. بنیانهای اخلاقی، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی جامعه بر اثر سیاستهای حاکمیت اقتدارگرا در حال نابودی و فروپاشی است. نباید منتظر دولت ماند. این دولت به چیزی جز حفظ قدرت خود و صرف سرمایههای ملی برای بقای خود نمیاندیشد. بودجههای کلان نهادهای اجتماعی وابسته به دولت نظیر صندوق بازنشستگی و … را خارج از قانون بودجه به نفع خود هزینه میکند و بخش عظیمی از بودجه نهادهای خیریه نظیر بهزیستی و غیره برای حفظ قدرت هزینه میشود. در چنین شرایطی باید در قبال کیان جامعه و همبستگی اجتماعی احساس مسؤولیتی مضاعف داشت. از این رو نیروهای جنبش سبز با تشکیل نهادهای اجتماعی، مدنی و عامالمنفعه در جهت حفظ همبستگی و توان اجتماعی و بسط اخلاق و ارزشهای اسلامی و انسانی در مناسبات اجتماعی میکوشند.باید توجه داشت که در این میان، سیاستهای غلط و ماجراجویانهی دولتمردان نیز کشور ما را در معرض تهدیدهای جدی قرار داده است. تجربهی تاریخی ملتها و از جمله ایران، نشان داده که استبداد داخلی هموارکننده راه استعمار خارجی است. بر این اساس و با توجه به آنچه بیان شد، شایسته است سال آینده را سال «گسترش مبارزه مدنی و مقاومت در برابر جنگ طلبی» بنامیم.
پروردگارا! تو میدانی که این مردم رنجدیده برای دستیابی به حقوق از دست رفتهشان قیام کردهاند. تو میدانی که قهرمانان سرافراز این ملت در زندان، نه در هوای قدرتطلبی، که برای احقاق حقوق یکایک مردم، نوروز را به دور از خانه و خانواده میگذرانند. تو میدانی که همراهان مقاوم و صبور این حرکت عظیم و فراگیر به جرم این که خواهان عزت ایران و ایرانی هستند در زندان خانگی بهسر میبرند. تو میدانی که شهدای انقلاب، جنگ و جنبش اعتراضی مردم ایران آرزویی جز بازگرداندن کرامتی که تو به انسان عطا کردهای نداشتند. و تو ای خدای توانا و مهربان، مظلومان را به صبر و استقامت دعوت کردی و پیروزی آنان را نوید دادی. از تو میخواهیم یاریمان کنی تا این سرزمین اهورایی و این مردم نجیب و فهیم، طعم آزادی، عدالت، استقلال و پیشرفت را بچشند و با برخورداری از آسایش دنیوی، سعادت اخروی خود را رقم زنند.
شورای هماهنگی راه سبز امید
ستون بیانیههای سایت ملی– مذهبی مسئولیتی «رسانهای» جهت «اطلاع رسانی» ازمواضع جریان های مختلف سیاسی دارد، بدون آن که قصد تایید یا تکذیبشان را داشته باشد.