مواجهه جنبش سبز با خطر جنگ و نقدی بر اصلاح طلبان بی خطر

1- سیاست های ماجراجویانه سالهای گذشته ، گزافه گویی ها و رجز خوانی ها کشور را در موقعیت خطیری قرار داده است. امروز در سطح جهان بدخواهان ملت ما بر طبل خشونت و تجاوز می کوبند و مشخص است که در پیشبرد این دغدغه شوم، رژیم صهیونیستی نقش بارزی دارد. متاسفانه لفاظی های داخلی که در آن تمام کره زمین مورد تهدید قرار می گیرد بهانه لازم را برای تبلیغات لازم در این زمینه فراهم می سازد. آنچه مربوط به جنبش سبز است واکنش به هرگونه تهدیدی از سوی بیگانگان با حفظ حد و مرز با اقتدارگرایان است. همه ما به صورت بی پرده و صریح از منافع ملی خود دفاع خواهیم کرد.

2- کافی است مردم بترسند تا پای قدرت‌ها به مرزهای این بوم باز شود. کافی است سمعه شجاعت این ملت خدشه‌دار گردد و بیگانه در دلاوری و استواری آنان تردید کند تا خواب های سی ساله تعبیر شود. به دو کشور همسایه ما که اینک در اشغال خارجی قرار دارد نگاه کنید. در هر دو آنها نخست مردم ترسانده شدند و ترسیدند. ظاهرا قدرت‌ها با شعار آزادی‌بخشی به این دو کشور قدم گذاشتند، در عین‌حال که وقتی ابوغریب‌ها را به راه می‌انداختند طمع خویش را در چهره‌های وحشت‌زده مردم پنهان نکردند. آنها با صراحتی که بیشتر از آن ممکن نبود به مردم این دو کشور می‌گفتند شما همان‌هایی هستید که از صدام و طالبان وحشت داشتید، پس اینک حق آن است که از سلاح‌های رعب انگیزتر ما بیشتر بترسید. حتی تروریست‌های افراطی هنوز به آن امید که بتوانند همچون خونخواران پیش از خود بر هراس مردم این کشورها حکومت کنند آنان را بیرحمانه می‌کشند. قربانیان ددمنشی‌های صدام و طالبان هنوز دارند تاوان ترس خود را می‌پردازند، کما این که ملت ما هنوز امنیت و آرامش خویش را مرهون شجاعت و استحکامی است که در طول سی سال گذشته به نمایش گذاشت.

3- آنچه در شرایط کنونی مهم است، اندیشیدن و پرداختن شبکه های سبز به راه حل هایی است که بتواند احتمالات خطر را برای استقلال، تمامیت ارضی و حقوق مشروع کشور به حداقل برساند و در عین حال پاسدار آزادی و حقوق شهروندان باشد.

4- جنبش سبز ملت ایران مستقل است و به هیچ‌وجه اجازه دخالت بیگانگان را در امور خود نمی‌دهد ولی این که ما منفعل باشیم و هر کاری که می‌کنیم در ترازو بگذاریم که یکی خوشحال شود و دیگری بدحال شود، این کار را هم نمی‌کنیم. ملت ما اهداف درازمدتی را دنبال می‌کند و یک ملت در این رابطه باید حساس باشد. از آخوند خراسانی داریم که وقتی بحث روس و انگلیس را مطرح می‌کند و در پاسخ به عده‌ای که می‌گویند چرا بعضی از مشروطه‌طلبان، در سفارت انگلیس هستند که بحث مفصلی دارد، می‌گوید که اگر قرار باشد فلان کار را نکنیم چون به نفع انگلستان است و کار دیگری را نکنیم چون به نفع روسیه است، هیچ کاری نمی‌توانیم انجام دهیم چون هر کاری صورت گیرد، کشورهای دیگری از آن نفعی خواهند برد و یا می‌خواهند ضرری را دفع کنند. ولی استراتژی یک نظام مستقل و جنبش مستقل این است که براساس منافع درازمدت حرکت کند و متأثر از بیگانگان نشود. دلیل این که این مسائل امروزه با چنین شدتی مطرح می‌شود، به خاطر این است که روی مراجع و روحانیت و متدینین اثر بگذارند اما این جانب به صراحت اعلام میدارم به هیچ‌وجه جنبش سبز به خارج وابستگی ندارد و با این مسئله مخالف است و تحت تأثیر این مسائل نیز قرار نمی‌گیرد و براساس منافع ملی حرکت می‌کند و کارهای ما ارتباطی با بیگانه ندارد. در عین حال، این هجمه‌ای که به جنبش سبز می‌شود، ما را در شعارها دچار عدم تعادل نمی‌کند.

 4 بند بالا، قسمتهایی از سخنان میرحسین از آغاز جنبش سبز است تا آغاز حصر خانگی. او با صراحت و قاطعیت، با مداخلات سیاسی و نظامی و اقتصادی در امور ایران مخالفت میکند اما در عین حال یک نگرانی جالب دارد و آن اینکه این مخالفت با دخالت خارجی و این دفاع از استقلال ایران، به معنای موافقت با کودتاچیان و اقتدارگرایان حاکم بر ایران تلقی شود. برای همین هرجا که از مخالفت با دخالت بیگانگان حرف میزند، سریع و صریح و بسیار جالب توجه از 2 چیز دیگر هم حرف میزند: یکی مخالفت با سیاست خارجی فعلی حاکمیت که آشکارا ضد امنیت ملی ست و به تعبیر خود میرحسین (در جای دیگر) همین سیاستهاست که کشور را به سمت جنگ میبرد، گویی که کسانی در حاکمیت نفعی در تنش با خارج دارند و یا به همان تعبیر بلیغش در بیانیه ای که فردای انتخابات داد “ابایی از این ندارند که ایران، این موجود آسمانی و این خانه پارسایان را به آتش کشند”.

نکته دومی که میرحسین، “همواره و همیشه و معنی دار و پیام دار” بلافاصله پس از مخالفت با دخالت خارجی بر آن تاکید میکند، سست نشدن در جنبش و پیگیری قوی مطالبات برحق ملی ست. و این موضع چند جانبه میرحسین، آشکارا با موضع “اصلاح طلبان تجدید نظر طلب” یا همان “اصلاح طلبان بی خطر” (که تعبیر بلیغ علی مطهری ست) در تضاد آشکار است؛ چه آنان با گفتن اینکه “در صورت تجاوز نظامی به کشور، همه پشت نظام خواهیم بود” و “همه با هم متحد خواهیم شد” و “اختلافات را کنار خواهیم گذاشت” و امثالهم، هم مردم و جوانان دل بسته و امیدوار به جریان اعتدالی اصلاح طلبی را مبدل به یاس میکنند و غیرمستقیم ترغیب به افراط؛ هم غیرمستقیم حاکمیت را متمایل به این میکنند که با ایجاد تنش و تشنج در روابط خارجی، صداهای ناموافق داخل را خفه کنند. اما موضع میرحسین و جنبش “اصولگرا” و “اصلاح طلب” سبز، هم تصویری با ابهت و مقتدر از “ملت” ایران به بیگانگان سلطه جو ارائه میدهد (چنانکه حرکت خودجوش “ملت” در یاری زلزله زدگان و عدم همراهی و اعتماد به “حاکمیت”، تمایز مهم و مبنایی “ملت” و “حاکمیت” امروز ایران را بار دیگر و پس از اعتراضات 88 به رخ جهانیان کشید و توجه همگان را به قدرت ملت جلب کرد)، هم ماجراجویان داخلی را از اینکه با کشاندن کشور به ورطه خطیر جنگ، برای خود باب رحمتی باز کنند برحذر میدارد و لا اقل میترساند و هم “امید” و “اعتماد” ملی را به نیروهای معتدل و مسالمت جوی معترض به حاکمیت، تعمیق و تقویت میکند و حتی توسعه میبخشد. پاینده باد ایران.

سایت ملی – مذهبی محلی برای بیان دیدگاه های گوناگون است.

 

مطالب مرتبط

جمال الطاهر محقق و متخصص رسانه‌ای تونسی در مونترال، کانادا:مترجم علی سرداری

در تاریخ تونس، یک پارادوکس دردناک تکرار می‌شود: بسیاری از چهره‌هایی که زندگی، اندیشه و مبارزه خود را وقف کشور کردند، در نهایت به انزوا، بدنامی، تبعید، زندان و گاهی حتی مرگ دچار شدند، پیش از آنکه بعدها به‌عنوان بخشی از وجدان ملی دوباره کشف شوند.

عصام نعمان:مترجم علی سرداری

آیا پس از همه اقداماتی که اسرائیل و آمریکا علیه لبنانی‌ها، فلسطینی‌ها و ایران انجام داده‌اند و همچنان ادامه می‌دهند، رواست که رؤسای جمهور عون و سلام به ایران حمله کنند، گویی می‌خواهند حمایت بی‌قید و شرط آن از لبنان را رد کنند؟ در حالی که ایران شرط پایان جنگ را تعهد جدی اسرائیل به توقف تجاوز و عقب‌نشینی از اراضی اشغالی لبنان می‌داند.

نوران بدیع – مترجم: علی سرداری

عبدالجواد یاسین، مانند بسیاری از متفکران منتقد، با واکنش‌های متفاوتی روبه‌رو شده است. در حالی که روشنفکران بسیاری از او حمایت می‌کنند، جریان‌های سنت‌گرا او را متهم به چالش‌کشیدن اصول اساسی اسلام می‌دانند. این تقابل میان قدیم و جدید، میان فقه سنتی و تفسیرهای مدرن، یاسین را به چهره‌ای محوری در بحث آینده اسلام تبدیل کرده است.