این روزها ، عده ای بازگشت هاشمی رفسنجانی به نماز جمعه را زمزمه میکنند و برخی هم در مخالفت با آن عربده میکشند . درمیان دسته اخیر چهره شناخته شده ای نیست و امثال جعفر شجونی را به میدان فرستاده اند .
تن دادن آقای خامنه ای به امامت نمار جمعه هاشمی حاکی از این است که ایشان هم به وخامت اوضاع پی برده است. وضعیت اقتصادی کشور در آستانه فاجعه است و تهدید های خارجی هم به مرحله خطرناکی برای کشور و اولین و آخرین حکومت روحانیت شیعه بر کشور ، رسیده است . دین این ملت به روحانیت هم به نحو اکمل ادا شده است . ادای دینی که داین و مدیون را به ورشکستگی کشاند . ایران ویران شده است و روحانیت شیعه هم حد اقل در ایران اعتبار خود را از دست داده است .
آقای خامنه ای در هشت سال اخیر تمام سعی خود را برای بیرون راندن هاشمی از عرصه قدرت به کار برد و در آستانه موفقیت هم قرار گرفت . ولی از آنجا که عقلای قوم در این داستان با او همدل نبودند ، این موفقیت به کمک عواملی به دست آمد که جز زدن و بستن و کشتن و در قبال آن غارت کردن هنری ندارند و به شیوه ای که روش مختار حاکمان جمهوری اسلامی بوده است در این سی و چند سال . حذف فیزیکی رقبا و اگر دست نداد ، بی اعتبار کردن آنها .
نتیجه طبیعی این روش ، وضعیت امروز جمهوری اسلامی ایران است . بی اعتباری مطلق کسانی که دل در گرو این حکومت دارند ، از سر صداقت یا فرصت طلبی یا عشق به قدرت .
آنان که در مقابل زمزمه امامت جمعه هاشمی در روز قدس جبهه گرقته اندخیالشان راحت ، که این نماز جمعه هم چندان فرقی با سایر نمازها نخواهد داشت . آخرین نماز جمعه هاشمی زمانی برگزار شده که هنوز فجایع بعد از انتخابات و ایستادن تمام قد حکومت ولایی در برابر مردم بر ملا نشده و آقای خامنه ای هم با سر مستی مردم را میکرب نخوانده بود .
اکنون سه سال از آن نماز جمعه گذشته است . سه سالی که مردم ایران جز تحقیر و تحدید حقوق قانونی و شرعی خود از این حکومت ندیده اند ، همراه با کینه توزی .
اگر آقای هاشمی اعتباری داشته باشد ، آن را با حفظ فاصله با وقایع بعد از انتخابات 88 به دست آورده است و آن را با آمدن به نماز جمعه از دست خواهد داد . لذا بهتر است که خواستاران امامت جمعه هاشمی امید بیهوده در سر نپرورند و مخالفان آن هم عربده سر ندهند .
آقای امیر محبیان از تحلیل گران صاحب نام جناح حاکم بر کشور و از سخنگویان نظام ، در مصاحبه با روزنامه اعتماد میفرماید :
” اگر حضور جريانهاي اصولگرا و اصلاحطلب به تقويت بيشتر نظام و نفوذ بيشتر قوانين نظام در جامعه و اقناع اجتماعي منجر شود، خيلي خوب است اما اگر اين حضور، به آشوب، آشفتگي و قانونستيزي منجر شود، قطعا بد است. از نظر نظام، قانونستيزي افراد و هر فردي كه از مرز قانون خارج شود بد است؛ حالا خواه اين فرد، اصلاحطلب باشد خواه اصولگرا”
در این نوع نگاه به حکومت مردم جایی ندارند . اصل نظام است و قوانین نظام . نظام هم یعنی ولایت فقیه و قوانین نظام هم ، منویات ولی فقیه . بنا به گفته سران حکومت در هر فرصتی . آشوب و آشفتگی هم به معنی هر نوع اعتراض است و قانون ستیزی هم عدم تمکین به منویات .
با این دکترین ، هاشمی بیاید به نماز جمعه که چه کند ؟ آشفتگی به پا کند یا با قوانین نظام بستیزد؟
سایت ملی – مذهبی محلی برای بیان دیدگاههای گوناگون است.