دنیای اساماسها دنیای عجیبی است شاید عجیبتر از کامنتها و استتوسهای فیسبوک و توییتر و فرندفید؛ شاید چون همهگیرتر است از همه آنها. اساماسهای زیر پیامهایی است که مردم در یکی دو هفته اخیر برای هم فرستادهاند؛ حس طنز ایرانی صندوق ذخیره ارزی را و انتخابات را شامل شده تا چهارشنبه سوری و حراج بیقیمت نفت کشورمان.
– یه بشکه بخرید دو بشکه ببرید
– چگونه به تاولهای پا میتوان گفت
تمام راه که رفتهای اشتباه بود
– توکجایی سهراب؟ آب را گل کردند
چشمها را بستند و چه با دل کردند
.صبر کن سهراب .قایقت جا دارد؟
من هم از همهمه داغ زمین بیزارم
– باز باران باز آخوند با عمامه
با دروغهای فراوان
میخورد از مال مردم
کودکی تنبل به حوزه
می پرد بر کول مردم
یادم آرد از فلسطین از بلندیهای جولان
از دلار نفت ایران
باز آخوند باز عمامه
مملکت کارش تمامه
– بیایید در غروب آخرین سه شنبه سال برای گردگیری
افکارمان آتشی بیافروزیم
کینه ها را بسوزانیم
زردی خاطرات بد را به آتش بدهیم و سرخی عشق و محبت را از آتش بگیریم
آنگاه آتش نفرت را در وجودمان خاموش کنیم
و آیین نیاکانمان را زنده نگه داریم
–دو تا آخوند با هم میدویدند
عمامه یکیشون میفته یه بنده خدایی پشت سرشون بود میگه
صل علی محمد چرخ یکیش دراومد
–آتش نشانه روشنایی
شادابی پاکی زندگی
تندرستی و فروغ ایزدی است در مقابل تاریکیها و اهریمن
پس اتش میافروزیم به نشانه غلبه روشنی بر تباهی وتاریکی
جشن چهار شنبه سوری بر میهنپرستان خجسته باد
سوختن غمهایت مثل آتش چهارشنبه سوری آرزوی من است
–آتش زدن بدیها
پریدن از سختیها
روشن کردن عشق و خوشبختیها مبارک
پیشاپیش چهارشنبهسوری بر همه آتیشپارهها مبارک
–اینها فقط بلدن صندوق رای رو پرکنن
بقیه صندوقها رو خالی میکنن
مثل صندوق ذخیره ارزی