احمد عبدالباسط الرجوب:مترجم علی سرداری

نیم میلیارد مسلمان بین چکش «اسرائیل بزرگ» و سندان آمریکا گرفتار شده‌اند: بازدارندگی منطقه‌ای چه زمانی متولد خواهد شد؟

نیم میلیارد مسلمان، میان چکش رؤیای «اسرائیل بزرگ» و سندان قدرت آمریکا، در تنگنایی ایستاده‌اند که هر روز تنگ‌تر می‌شود؛ گویی تاریخ، نفسش را پشت گردن منطقه حبس کرده و منتظر لحظه انفجار است:. اما پرسش اصلی، پرسشی ساده نیست
وقتی به نقشه امروز خاورمیانه نگاه می‌کنیم، تناقضی خیره‌کننده دیده می‌شود: جهان اسلام، با جمعیت عظیم، منابع بی‌پایان انرژی، موقعیت ژئوپلیتیک بی‌بدیل و ارتش‌هایی که هر کدام وزنه‌ای جهانی‌اند، همچنان فاقد همان حلقه مفقوده است. — قدرت بازدارندگی. بازدارندگی فقط سلاح نیست؛ زبان هزینه‌هاست. زبانی که به دشمن می‌گوید: «قدم برداری، می‌شکنی»
جنگ اخیر علیه ایران نشان داد که حتی قدرت‌های بزرگ منطقه نیز می‌توانند در برابر ضربه‌هایی که به عمق خاکشان می‌رسد، بی‌پناه بمانند. اگر چنین وضعیتی برای تهران رخ می‌دهد، پس دیگران کجا ایستاده‌اند؟
در این میان، نتانیاهو با اصرار بر رؤیای «اسرائیل بزرگ» — از نیل تا فرات — و اسرائیل با سایه سنگین برنامه هسته‌ای‌اش، در حالی که بر شانه‌های حمایت بی‌سابقه آمریکا تکیه زده، پرسشی را به مرکز صحنه می‌آورد: آیا چهار قدرت بزرگ اسلامی — مصر، ترکیه، عربستان سعودی و پاکستان — می‌توانند اختلافات را کنار بگذارند و ستون‌های یک محور بازدارنده را بنا کنند؟
چرا این چهار کشور؟ زیرا هر کدام، یک رکن حیاتی‌اند.
ترکیه :بازوی صنعتی و فناوری؛ از پهپادهای هوشمند تا صنایع دفاعی که معادلات جنگ‌های مدرن را تغییر داده‌اند .
مصر: ارتشی که ستون فقرات جهان عرب است و کانال سوئز را در مشت دارد؛ شاه‌راهی که جهان بدون آن می‌لنگد.
عربستان سعودی :قلب تپنده انرژی؛ کشوری که با یک تصمیم، بازار نفت را دگرگون می‌کند.
پاکستان: تنها قدرت هسته‌ای جهان اسلام؛ وزنه‌ای که می‌تواند موازنه وحشت را بازتعریف کند.
وقتی این چهار نیرو کنار هم قرار گیرند — ارتش‌های مصر و ترکیه، سرمایه عربستان، بازدارندگی هسته‌ای پاکستان، و جمعیتی نزدیک به نیم میلیارد نفر — نقشه منطقه رنگ دیگری می‌گیرد.
این ترکیب، بازدارندگی نه یک شعار، بلکه یک واقعیت قابل لمس می‌شود.
بازدارندگی سنتی بازدارندگی مشترک، چهار لایه دارد .
: ارتش‌هایی که می‌توانند هر تجاوز محدود را پاسخ دهند
1. فناوری ترکیه، سایه پهپادها، و سرمایه عربستان که می‌تواند جبهه‌ها را تغذیه کند: بازدارندگی نامتقارن
2. بازدارندگی اقتصادی: انرژی، آبراه‌ها، و قدرتی که می‌تواند نبض تجارت جهانی را تحت فشار قرار دهد.
3. : بازدارندگی هسته‌ای : همان خط قرمزی که دشمن را از فکر جنگ تمام‌عیار بازمی‌دارد.
اما چرا این اتحاد هنوز متولد نشده؟ زیرا سیاست، برخلاف جغرافیا، همیشه منطقی نیست. اختلافات دیرینه، وابستگی‌های خارجی، و محاسبات پیچیده، این چهار ستون را از هم دور نگه داشته است. اما تهدید، دیگر منتظر نمی‌ماند. نقشه‌ها تغییر کرده‌اند. زمان، سرعت گرفته. و هیچ کشوری در منطقه دیگر نمی‌تواند خود را مصون بداند.
در نهایت، انتخابی روشن پیش روی جهان اسلام است: یا این چهار قدرت، شجاعت ساختن یک محور بازدارنده را پیدا می‌کنند، یا هر کدام، جداگانه زیر فشار آینده‌ای فرو می‌ریزند که هیچ ناجی‌ای در آن پیدا نخواهد شد.
منبع ای الیوم

مطالب مرتبط

عبدالواحد كنعان: مترجم علی سرداری

با این حال، النّهوم با حملات شدید نهادهای مذهبی و سیاسی روبه‌رو شد؛ نهادهایی که اندیشه‌های او را تهدیدی برای قدرت و موجودیت خود می‌دیدند. او بارها با طرد اجتماعی و رسانه‌ای مواجه شد و نوشته‌هایش در محافل دانشگاهی و روزنامه‌نگاری وابسته به رژیم‌ها به حاشیه رانده شد. با وجود این، توانست نفوذ خود را از طریق انتشار مستقل و نوشته‌های انتقادی ماندگار حفظ کند.

منیر شفیق – اندیشمند و نویسنده سیاسی:مترجم علی سرداری

چندین سو تشدید شد: لزوم حل بحران تنگه هرمز، تشدید درگیری برای پایان دادن به محاصره بنادر ایران، کاهش محبوبیت داخلی، نزدیک شدن انتخابات میان‌دوره‌ای و تعمیق بحران اقتصادی در آمریکا و جهان.
علاوه بر این، ناامیدی تقریباً کامل از دستیابی به هدف اعلام‌شده جنگ ـ یعنی تغییر رژیم ـ نیز وجود داشت. این ناکامی نه تنها به دلیل مقاومت و انسجام رهبری ایران و وحدت مردم، بلکه به دلیل استقامت سیاسی و نظامی ایران در مدیریت جنگ و درگیری بود. همه این عوامل، رئیس‌جمهور آمریکا را وادار کرده است که یافتن نوعی توافق را بر بازگشت به جنگ ـ آن‌گونه که نتانیاهو می‌خواهد ـ ترجیح دهد؛ به‌ویژه پس از اصرار ترامپ مبنی بر اینکه هرگونه آتش‌بس یا توافق بعدی باید شامل لبنان و شاید غزه نیز باشد. این موضوع روابط میان ترامپ و نتانیاهو را تیره کرده است، چنان‌که در مکالمه تلفنی ماقبل آخر آنها آشکار شد.

جمال الطاهر محقق و متخصص رسانه‌ای تونسی در مونترال، کانادا:مترجم علی سرداری

در تاریخ تونس، یک پارادوکس دردناک تکرار می‌شود: بسیاری از چهره‌هایی که زندگی، اندیشه و مبارزه خود را وقف کشور کردند، در نهایت به انزوا، بدنامی، تبعید، زندان و گاهی حتی مرگ دچار شدند، پیش از آنکه بعدها به‌عنوان بخشی از وجدان ملی دوباره کشف شوند.