أسامة أبو ارشيد:مترجم علی سرداری

ترامپ: بین دروغگویی بیمارگونه و منطق گانگستری

کریس کریستی، فرماندار پیشین نیوجرسی و از نزدیکان سابق دونالد ترامپ، روایت می‌کند که ترامپ روزی به همسر او گفته بود: «چه چیزی درست باشد چه نباشد، اگر آن را بارها تکرار کنی، تبدیل به حقیقت می‌شود.» کریستی این رفتار را نشانه‌ای از نوعی پارانویا می‌داند؛ به باور او، ترامپ آن‌قدر یک ادعای نادرست را تکرار می‌کند تا خودش نیز آن را باور کند. بسیاری از روان‌پزشکان و منتقدان سیاسی نیز او را «دروغگوی پاتولوژیک» توصیف کرده‌اند؛ فردی که بدون انگیزه روشن دروغ می‌گوید، حتی زمانی که این دروغ‌ها به ضررش تمام می‌شود، و گاهی خود نیز به آن‌ها ایمان می‌آورد.
بر اساس این تحلیل، ترامپ واقعیتی موازی و خیالی برای خود می‌سازد و سپس می‌کوشد آن را بر جهان واقعی تحمیل کند. او بارها نشان داده است که پایگاه سیاسی‌اش نیز این روایت‌های ساختگی را می‌پذیرند. نمونهٔ مشهور آن سخنرانی سال ۲۰۱۶ اوست که گفت: «می‌توانم وسط خیابان پنجم به کسی شلیک کنم و حتی یک رأی‌دهنده را هم از دست ندهم.» تحولات سال‌های اخیر نیز نشان داده‌اند که این ادعا بی‌راه نبوده است.
در سخنرانی اخیر ترامپ دربارهٔ تحولات مربوط به ایران، بار دیگر همین الگو تکرار شد. او مدعی شد ایران در آستانهٔ دستیابی به موشک‌هایی است که می‌توانند به آمریکا و اروپا برسند، در حالی که ارزیابی‌های اطلاعاتی آمریکا خلاف این را نشان می‌دهد. او همچنین ادعا کرد نیروی دریایی و هوایی ایران «از بین رفته» و موشک‌هایش «نابود شده‌اند»، در حالی که حملات موشکی ایران همچنان ادامه دارد و این کشور کنترل تنگه هرمز را حفظ کرده است.
ترامپ در ادامهٔ سخنانش گفت که آمریکا در حملهٔ سال ۲۰۲۵ برنامهٔ هسته‌ای ایران را «کاملاً نابود کرده» اما هم‌زمان ایران را به تلاش برای دستیابی به سلاح هسته‌ای متهم کرد و تهدید نمود که در صورت هرگونه اقدام، دوباره به آن حمله خواهد کرد. او حتی ادعا کرد اورانیوم غنی‌شدهٔ ایران «زیر زمین دفن شده» و آمریکا آن را «به‌طور کامل زیر نظر دارد.»
با وجود آنکه ترامپ در گذشته از «تغییر رژیم» در ایران سخن گفته بود، این بار ادعا کرد که چنین هدفی ندارد و مدعی شد رهبران پیشین ایران «همگی کشته شده‌اند» و رهبری جدید «کمتر افراطی» است؛ ادعایی که با واقعیت‌های میدانی و سیاسی سازگار نیست.
در موضوع تنگه هرمز نیز ترامپ ابتدا با تهدیدهای خود به بسته شدن آن دامن زد، اما اکنون کشورهای دیگر را مسئول بازگشایی آن معرفی می‌کند و از آن‌ها می‌خواهد هزینه‌های جنگ را بپردازند. او حتی پیشنهاد می‌دهد کشورهایی که به انرژی خلیج فارس وابسته‌اند، در صورت عدم مشارکت در جنگ، «نفت خود را از آمریکا بخرند»؛ منطقی که بیشتر به رفتار یک گانگستر شباهت دارد تا یک سیاستمدار.
ترکیب این رفتارها—دروغگویی بیمارگونه، ساختن واقعیت موازی، و منطق گانگستری—در فردی که قدرت ادارهٔ قدرتمندترین کشور جهان را در دست دارد، خطری جدی برای جهان به شمار می‌رود.
در پایان، نویسنده دعا می‌کند: خداوند به بشریت کمک کند.
منبع العربی الجدید

مطالب مرتبط

عبدالواحد كنعان: مترجم علی سرداری

با این حال، النّهوم با حملات شدید نهادهای مذهبی و سیاسی روبه‌رو شد؛ نهادهایی که اندیشه‌های او را تهدیدی برای قدرت و موجودیت خود می‌دیدند. او بارها با طرد اجتماعی و رسانه‌ای مواجه شد و نوشته‌هایش در محافل دانشگاهی و روزنامه‌نگاری وابسته به رژیم‌ها به حاشیه رانده شد. با وجود این، توانست نفوذ خود را از طریق انتشار مستقل و نوشته‌های انتقادی ماندگار حفظ کند.

منیر شفیق – اندیشمند و نویسنده سیاسی:مترجم علی سرداری

چندین سو تشدید شد: لزوم حل بحران تنگه هرمز، تشدید درگیری برای پایان دادن به محاصره بنادر ایران، کاهش محبوبیت داخلی، نزدیک شدن انتخابات میان‌دوره‌ای و تعمیق بحران اقتصادی در آمریکا و جهان.
علاوه بر این، ناامیدی تقریباً کامل از دستیابی به هدف اعلام‌شده جنگ ـ یعنی تغییر رژیم ـ نیز وجود داشت. این ناکامی نه تنها به دلیل مقاومت و انسجام رهبری ایران و وحدت مردم، بلکه به دلیل استقامت سیاسی و نظامی ایران در مدیریت جنگ و درگیری بود. همه این عوامل، رئیس‌جمهور آمریکا را وادار کرده است که یافتن نوعی توافق را بر بازگشت به جنگ ـ آن‌گونه که نتانیاهو می‌خواهد ـ ترجیح دهد؛ به‌ویژه پس از اصرار ترامپ مبنی بر اینکه هرگونه آتش‌بس یا توافق بعدی باید شامل لبنان و شاید غزه نیز باشد. این موضوع روابط میان ترامپ و نتانیاهو را تیره کرده است، چنان‌که در مکالمه تلفنی ماقبل آخر آنها آشکار شد.

جمال الطاهر محقق و متخصص رسانه‌ای تونسی در مونترال، کانادا:مترجم علی سرداری

در تاریخ تونس، یک پارادوکس دردناک تکرار می‌شود: بسیاری از چهره‌هایی که زندگی، اندیشه و مبارزه خود را وقف کشور کردند، در نهایت به انزوا، بدنامی، تبعید، زندان و گاهی حتی مرگ دچار شدند، پیش از آنکه بعدها به‌عنوان بخشی از وجدان ملی دوباره کشف شوند.