مترجم علی سرداری عزة كرم

جنگ مذهبی آمریکا: به قرون وسطی خوش آمدید

مدیر برنامه کاهان برای سازمان ملل متحد در بخش امور جهانی کالج اکسیدنتال در ایالات متحده
دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور ایالات متحده (چپ) و بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر اسرائیل (آژانس‌ها)
در ماه‌های اخیر، تشدید لفاظی‌های تقابلی میان ایالات متحده، اسرائیل و ایران به سطحی رسیده است که باید هر فرد نگران صلح جهانی را به تأمل وادارد. برخی واعظان و مفسران آمریکایی از طریق برنامه‌های تلویزیونی، خطبه‌های آنلاین و تحلیل‌های سیاسی، این درگیری را نه صرفاً یک مسئله ژئوپلیتیکی یا امنیت ملی، بلکه یک «جنگ مقدس» توصیف کرده‌اند.
گزارش‌های گاردین و دیگر رسانه‌های بین‌المللی نشان می‌دهد که شمار فزاینده‌ای از ملی‌گرایان مسیحی و انجیلی‌ها، درگیری خاورمیانه را با اصطلاحات صریح الهیاتی بیان می‌کنند. برخی واعظان انجیلی در آمریکا مدت‌هاست تنش‌های پیرامون اسرائیل را از دریچه متون کتاب مقدس و پیشگویی‌های آخرالزمانی تفسیر می‌کنند. در این چارچوب، درگیری با ایران گاه به‌عنوان بخشی از نبرد الهی میان خیر و شر تصویر می‌شود.
در خطبه‌هایی که به‌صورت آنلاین پخش و در شبکه‌های اجتماعی منتشر می‌شوند، این جنگ «لحظه‌ای محوری» توصیف می‌شود که در آن پیروان باید در نبردی با اهمیت معنوی عمیق در کنار اسرائیل بایستند؛ نبردی که ممکن است به رخدادی موسوم به «ربایش» منتهی شود.
این گفتمان محدود به منبرهای مذهبی نیست. برخی کهنه‌سربازان و مفسران نیز ایده‌های مشابهی را تکرار کرده و از زبانی تمدنی استفاده می‌کنند که رویارویی با ایران را بخشی از مبارزه‌ای گسترده‌تر میان «تمدن یهودی–مسیحی» و «اسلام» معرفی می‌کند. وقتی چنین زبانی وارد گفتمان استراتژیک می‌شود، یک درگیری سیاسی به چیزی بسیار خطرناک‌تر تبدیل می‌شود: جنگی آکنده از معنای مقدس.
تاریخ نشان می‌دهد که وقتی جنگ‌ها «مقدس» تلقی می‌شوند، رسیدن به توافق تقریباً ناممکن می‌شود. درگیری‌های سیاسی، دست‌کم در نظریه، قابل مذاکره‌اند؛ اما جنگ‌های مقدس به‌عنوان نبردهایی برای «حقیقت الهی» دیده می‌شوند و مذاکره در آنها عملی خیانت‌آمیز تلقی می‌شود.
این پدیده منحصر به بحران کنونی خاورمیانه نیست. مشروعیت‌بخشی مذهبی به جنگ در بسیاری از درگیری‌های معاصر تکرار شده است. برای نمونه، پاتریارک کریل، رهبر کلیسای ارتدکس روسیه، هنگام آغاز حمله تمام‌عیار روسیه به اوکراین در سال ۲۰۲۲، جنگ را با اصطلاحات معنوی توصیف کرد. او در خطبه‌ها و اظهارات خود، این درگیری را نبردی متافیزیکی بر سر آینده اخلاقی «جهان روسیه» معرفی کرد و زبان جنگ معنوی، پاکسازی فرهنگی و دفاع از تمدن را با توجیهات سیاسی عملیات نظامی در اوکراین درهم آمیخت.
این نوع گفتمان اهمیت زیادی دارد. وقتی اقتدار مذهبی خشونت را توجیه می‌کند، به جنگ مشروعیت اخلاقی می‌بخشد و صدای مخالف را در میان پیروان خود تضعیف می‌کند. در چنین چارچوبی، گروه‌های مذهبی ــ که در شرایط عادی ممکن است طرفدار صلح باشند ــ می‌توانند پشت دستورکارهای ملی‌گرایانه یا نظامی‌گرایانه بسیج شوند.
به این ترتیب، ما شاهد پدیده‌ای عمیقاً نگران‌کننده هستیم: بازگشت لفاظی‌های آشکاراً مذهبی به جنگ مدرن. برای دهه‌ها پس از جنگ جهانی دوم، دیپلماسی جهانی ــ هرچند ناقص ــ تلاش کرد درگیری‌ها را با زبان سیاسی و حقوقی توصیف کند. نهادهای بین‌المللی، معاهدات و چارچوب‌های چندجانبه برای جلوگیری از بازگشت به چارچوب‌بندی مذهبی جنگ‌ها طراحی شده بودند؛ چارچوبی که قرن‌ها خونریزی را دامن زده بود.
اما وضعیت کنونی نشان می‌دهد که این ضمانت‌ها به‌تدریج در حال فرسایش‌اند. جنگ‌ها بار دیگر به‌عنوان درگیری‌های وجودی میان نظام‌های مبتنی بر ایمان تصویر می‌شوند و رهبران سیاسی، چهره‌های مذهبی و شخصیت‌های رسانه‌ای بیش از پیش برای جلب حمایت عمومی به باورهای مذهبی متوسل می‌شوند.
خطر تنها در لفاظی نیست. وقتی جنگ‌ها «مقدس» شمرده می‌شوند، احتمال تبدیل آنها به درگیری‌هایی بی‌مرز، بدون محدودیت جغرافیایی و بدون امکان دیپلماسی افزایش می‌یابد.
فروپاشی چندجانبه‌گرایی و سکوت نهادهای مذهبی
من سال‌ها درباره رابطه نگران‌کننده میان دین، حکمرانی جهانی و ایجاد صلح نوشته و سخن گفته‌ام. در مقالات، مصاحبه‌ها و سخنرانی‌ها بارها هشدار داده‌ام که دولت‌ها و نهادهای بین‌دولتی نتوانسته‌اند چارچوبی منسجم برای تعامل سازنده ادیان در عرصه بین‌المللی ایجاد کنند.
سازمان‌های مذهبی امروز در همه‌جا حضور دارند و در فعالیت‌های بشردوستانه، برنامه‌های توسعه، ابتکارات دیپلماتیک و گفت‌وگوی بین‌ادیانی مشارکت می‌کنند. نهادهای بین‌المللی نیز اهمیت فزاینده بازیگران مذهبی را در ایجاد صلح و توسعه به رسمیت می‌شناسند. کنفرانس‌ها، سمینارها، برنامه‌های دانشگاهی و ابتکارات جهانی با محوریت «دین و…» یا «ایمان و…» رو به افزایش‌اند.
با این حال، مشکل ساختاری عمیق‌تری همچنان حل‌نشده باقی مانده است: خود بازیگران مذهبی، مانند بازیگران سیاسی، دچار اختلافات جدی‌اند. بسیاری از سازمان‌های مذهبی به‌جای تشکیل ائتلاف‌های قدرتمند برای مقابله با خشونت‌هایی که به نام دین اعمال می‌شود، همچنان در مرزهای نهادی یا الهیاتی محدود فعالیت می‌کنند. ابتکارات بین‌ادیانی، هرچند ارزشمند، عمدتاً نمادین باقی می‌مانند و توان اندکی برای به چالش کشیدن اقتدار سیاسی یا بسیج گسترده پیروان دارند.
من بارها استدلال کرده‌ام که سازمان‌های مذهبی اغلب مسئولیت خود را در شکل‌دهی به گفتمان عمومی درباره درگیری‌ها به حداقل می‌رسانند و این کار را به‌صورت جمعی انجام می‌دهند. وقتی از دین برای توجیه خشونت استفاده می‌شود، سکوت رهبران مذهبی به نوعی همدستی تبدیل می‌شود.
در همین حال، نظام بین‌المللی ــ که می‌توانست این پویایی‌ها را تعدیل کند ــ خود تحت فشار است. فرسایش چندجانبه‌گرایی از ویژگی‌های بارز دهه گذشته بوده و نهادهای بین‌المللی که قرار بود در بحران‌های جهانی میانجیگری کنند، به‌طور فزاینده‌ای ضعیف و به حاشیه رانده شده‌اند. شورای امنیت فلج شده و قوانین بین‌المللی، اگر هم اعمال شوند، به‌صورت گزینشی اجرا می‌شوند. رقابت قدرت‌های بزرگ با شدتی تازه بازگشته است و در چنین فضایی، فراخوان‌ها برای صلح روزبه‌روز کم‌اثرتر می‌شوند..

مطالب مرتبط

عبدالواحد كنعان: مترجم علی سرداری

با این حال، النّهوم با حملات شدید نهادهای مذهبی و سیاسی روبه‌رو شد؛ نهادهایی که اندیشه‌های او را تهدیدی برای قدرت و موجودیت خود می‌دیدند. او بارها با طرد اجتماعی و رسانه‌ای مواجه شد و نوشته‌هایش در محافل دانشگاهی و روزنامه‌نگاری وابسته به رژیم‌ها به حاشیه رانده شد. با وجود این، توانست نفوذ خود را از طریق انتشار مستقل و نوشته‌های انتقادی ماندگار حفظ کند.

منیر شفیق – اندیشمند و نویسنده سیاسی:مترجم علی سرداری

چندین سو تشدید شد: لزوم حل بحران تنگه هرمز، تشدید درگیری برای پایان دادن به محاصره بنادر ایران، کاهش محبوبیت داخلی، نزدیک شدن انتخابات میان‌دوره‌ای و تعمیق بحران اقتصادی در آمریکا و جهان.
علاوه بر این، ناامیدی تقریباً کامل از دستیابی به هدف اعلام‌شده جنگ ـ یعنی تغییر رژیم ـ نیز وجود داشت. این ناکامی نه تنها به دلیل مقاومت و انسجام رهبری ایران و وحدت مردم، بلکه به دلیل استقامت سیاسی و نظامی ایران در مدیریت جنگ و درگیری بود. همه این عوامل، رئیس‌جمهور آمریکا را وادار کرده است که یافتن نوعی توافق را بر بازگشت به جنگ ـ آن‌گونه که نتانیاهو می‌خواهد ـ ترجیح دهد؛ به‌ویژه پس از اصرار ترامپ مبنی بر اینکه هرگونه آتش‌بس یا توافق بعدی باید شامل لبنان و شاید غزه نیز باشد. این موضوع روابط میان ترامپ و نتانیاهو را تیره کرده است، چنان‌که در مکالمه تلفنی ماقبل آخر آنها آشکار شد.

جمال الطاهر محقق و متخصص رسانه‌ای تونسی در مونترال، کانادا:مترجم علی سرداری

در تاریخ تونس، یک پارادوکس دردناک تکرار می‌شود: بسیاری از چهره‌هایی که زندگی، اندیشه و مبارزه خود را وقف کشور کردند، در نهایت به انزوا، بدنامی، تبعید، زندان و گاهی حتی مرگ دچار شدند، پیش از آنکه بعدها به‌عنوان بخشی از وجدان ملی دوباره کشف شوند.