رئیسجمهور ترامپ با مشارکت و تحریک متحد کوچک خود، اسرائیل، جنگ علیه ایران را آغاز کرد؛ نخستین جنگ مشترک آنها علیه کشوری بزرگ و تأثیرگذار در توازن قدرت منطقهای. جنگی با پیامدهای منطقهای و بینالمللی که در آن نتانیاهو توانست ترامپ را به درگیریای بکشاند که طی سی سال نتوانسته بود دولتهای متوالی ایالات متحده ـ چه جمهوریخواه و چه دموکرات ـ را به آن متقاعد کند. این جنگ نه به نفع ایالات متحده و نه متحدانش در منطقه است، بلکه در راستای پروژه «اسرائیل بزرگ» و تحقق رویای دیرینه نتانیاهو و ترامپ طی ۴۰ سال گذشته قرار دارد.
قابل توجه است که ترامپ در ماه دوم جنگ، آن را «عملیات خشم حماسی» نمینامد و به توصیه مشاورانش بارها از عبارت «عملیات رزمی» استفاده میکند؛ عبارتی که تحریف آشکار واقعیت است. این جنگ غیرقانونی است، قانون اساسی ایالات متحده را نقض میکند و فاقد برنامهریزی و اهداف روشن و واقعبینانه است.
در جنگ، مفهوم خطرناکی به نام «محاسبه اشتباه» وجود دارد؛ یعنی رویدادها و نتایج پیشبینینشده ناشی از کاستیها و خطاهای محاسباتی. این امر در جنگ مشترک علیه ایران آشکار شده است، بهگونهای که تمام سناریوهای سرنگونی رژیم پس از ترور علی خامنهای، رهبر معظم انقلاب، شکست خوردهاند.
شکست در ایجاد تفرقه در رهبری ایران: پس از یک ماه جنگ، هیچیک از طرحهای A و B نتوانستند شکاف یا جدایی در ساختار رهبری ایران ایجاد کنند؛ با وجود ترور چهرههای برجسته و عملگرا، از جمله آخرین مورد، علی لاریجانی، دبیر شورای عالی امنیت ملی ایران ـ که میتوانست طرف مذاکره برای پایان جنگ باشد.
نتانیاهو و راست افراطی اسرائیل همچنان مصمماند تلاشها برای توقف جنگ را خنثی کنند و تمام چهرههایی را که میتوانند در مسیر مذاکره قرار گیرند، حذف کنند. به نظر میرسد ترامپ قادر به مهار نتانیاهو نیست و نمیتواند مانع کشاندن آمریکا به جنگی شود که منافع آن با منافع اسرائیل و تیم افراطی نتانیاهو در تضاد است. طرحهایی برای حمایت و تسلیح اقلیت کرد با هدف ایجاد جنبش شورشی و جداییطلبانه و بیثباتسازی داخلی ایران نیز شکست خورده است؛ آن هم در شرایطی که کمپین بمباران بیوقفه آمریکا و اسرائیل یک ماه کامل ادامه داشته است.
ترامپ بدون توجه به پیامدها، جنگی را آغاز کرد که با انفجار خشم عمومی ناشی از افزایش قیمتها و تورم همراه شد؛ بهویژه افزایش قیمت نفت و سوخت که هزینه همه کالاها و خدمات را بالا برده و سطح زندگی را تحت فشار قرار داده است.
نظرسنجیها نشان میدهد حمایت از جنگ علیه ایران بهشدت کاهش یافته است. طبق نظرسنجی شبکه فاکسنیوز، ۶۴ درصد پاسخدهندگان با جنگ مخالفاند. همزمان، میزان محبوبیت ترامپ به پایینترین سطح خود، یعنی ۳۶ درصد، رسیده است.
خطر گسترش جنگ: امروز خطر اصلی، کشیده شدن جنگ به کشورهای شورای همکاری خلیج فارس، عراق و اردن است. با پیوستن حوثیها، جنگ به یمن نیز گسترش یافته و زیرساختها و خدمات کلیدی ـ از جمله تأسیسات انرژی، فرودگاهها، بنادر و مناطق مسکونی ـ هدف قرار گرفتهاند. این حملات زندگی عادی را مختل کرده، خسارات سنگین برجای گذاشته و حتی موجب تلفات غیرنظامیان شده است.
خطرناکتر از همه، بسته شدن تنگه هرمز توسط سپاه پاسداران است که حملونقل کالا، نفت، گاز و کود را تقریباً متوقف کرده است. این امر عرضه جهانی انرژی را مختل کرده و بر اقتصاد جهانی تأثیر گذاشته است. کارشناسان میگویند هیچ منطقهای در جهان قادر به جبران کمبود انرژی ناشی از توقف صادرات کشورهای شورای همکاری، عراق و ایران ـ حدود ۲۰ میلیون بشکه در روز ـ نیست؛ یعنی یکپنجم تولید جهانی نفت و یکپنجم. LNG جهان که عمدتاً از قطر تأمین میشود
سپاه پاسداران حملات موشکی و پهپادی گستردهای علیه تأسیسات حیاتی نفت و گاز در قطر، عربستان سعودی، کویت و امارات انجام داد تا هزینههای جنگ برای کشورهای خلیج فارس و اقتصاد جهانی افزایش یابد و فشار بیشتری بر دولت ترامپ برای تسریع مذاکرات پایان جنگ وارد شود. هیچ تأسیسات بزرگی در امان نماند؛ از جمله شهر صنعتی راسلفان، بزرگترین مبدل LNG جهان که یکپنجم تولید جهانی را تأمین میکند و اکنون خساراتی دیده که تعمیر آن سالها زمان خواهد برد.
پالایشگاههای راستنوره و ینبع در عربستان، پالایشگاههای الاحمدی و مینا عبدالله در کویت، نیروگاه رویس، میدان نفتی حبشان و بندر فجیره در امارات، و تأسیسات شرکت نفت بحرین (BAPCO) نیز هدف قرار گرفتند. در عمان، بنادر دقم و صلاله مورد حمله قرار گرفتند. بسته شدن تنگه هرمز نیز بر شدت بحران افزود. برخی کشورها تولید را متوقف کرده و وضعیت اضطراری اعلام کردند. قیمت نفت به بیش از ۱۱۵ دلار در هر بشکه رسید؛ افزایشی بیش از ۶۰ درصد. قیمت گاز و کود نیز جهش یافت.
خطر تشدید بیشتر: نگرانی اصلی این است که دولت ترامپ با آغاز عملیات زمینی و حملات هوایی گستردهتر، اوضاع را وخیمتر کند و منتظر ورود نیروهای آبی–خاکی، شناسایی و چتربازان نخبه برای اشغال جزایر استراتژیک خارک، لارک و قشم باشد؛ جزایری که میتوانند به اهرمی برای وادار کردن ایران به بازگشایی تنگه هرمز تبدیل شوند. ترامپ دو بار مهلت بمباران بزرگترین تأسیسات برق و انرژی ایران را تمدید کرده است: نخست پنج روز تا ۲۷ مارس و سپس ده روز دیگر؛ با وجود غیرقانونی بودن هدف قرار دادن زیرساختهای غیرنظامی.درس مهم این است کسانی که جنگها را آغاز میکنند، با محاسبات اشتباه، به منافع خود و متحدانشان آسیب میزنند؛ و مهمتر اینکه لزوماً همان کسانی نیستند که به جنگ پایان میدهند.:
استاد گروه علوم سیاسی – دانشگاه کویت
منبع القدس العربی
منیر شفیق – اندیشمند و نویسنده سیاسی:مترجم علی سرداری
چندین سو تشدید شد: لزوم حل بحران تنگه هرمز، تشدید درگیری برای پایان دادن به محاصره بنادر ایران، کاهش محبوبیت داخلی، نزدیک شدن انتخابات میاندورهای و تعمیق بحران اقتصادی در آمریکا و جهان.
علاوه بر این، ناامیدی تقریباً کامل از دستیابی به هدف اعلامشده جنگ ـ یعنی تغییر رژیم ـ نیز وجود داشت. این ناکامی نه تنها به دلیل مقاومت و انسجام رهبری ایران و وحدت مردم، بلکه به دلیل استقامت سیاسی و نظامی ایران در مدیریت جنگ و درگیری بود. همه این عوامل، رئیسجمهور آمریکا را وادار کرده است که یافتن نوعی توافق را بر بازگشت به جنگ ـ آنگونه که نتانیاهو میخواهد ـ ترجیح دهد؛ بهویژه پس از اصرار ترامپ مبنی بر اینکه هرگونه آتشبس یا توافق بعدی باید شامل لبنان و شاید غزه نیز باشد. این موضوع روابط میان ترامپ و نتانیاهو را تیره کرده است، چنانکه در مکالمه تلفنی ماقبل آخر آنها آشکار شد.
- 1405/03/19