محمود سلطان نویسنده و روزنامه‌نگار مصری :مترجم علی سرداری

چه کسی قدرت تصمیم‌گیری درباره پایان جنگ را دارد: ترامپ یا مجتبی؟

رئیس‌جمهور آمریکا، دونالد ترامپ، در کنار مجتبی خامنه‌ای، پسر رهبر ایران (خبرگزاری‌ها). جنگ روزی پایان خواهد یافت؛ هیچ جنگی تا ابد ادامه ندارد. اما پرسش دشوارتر این است که چه زمانی؟ و آیا این پایان از طریق توافق حاصل می‌شود یا با تسلیم شدن یکی از طرفین در برابر شرایط طرف مقابل؟ با این حال، جنگ‌ها معمولاً بیش از آنچه انتظار می‌رود طول می‌کشند و هیچ درگیری از یک جدول زمانی از پیش تعیین‌شده پیروی نمی‌کند. افزون بر این، طولانی شدن یک جنگ نشانه شکست نیست، بلکه بازتابی از واقعیت‌های میدانی است.
این یکی از معضلات جنگ جاری ایالات متحده و اسرائیل علیه ایران است. ایران، به‌عنوان طرف ضعیف‌تر، نمی‌تواند زمان پایان جنگ را تعیین کند. با این وجود، بازه زمانی اعلام‌شده از سوی دولت آمریکا برای پایان عملیات نظامی مبهم و نامشخص است، زیرا در نهایت این واقعیت‌های صحنه نبرد است که نتیجه را تعیین می‌کند، نه تصمیمات صادرشده از کاخ سفید یا تهران.
جنگ‌ها زمانی پایان می‌یابند که منافعی که آن‌ها را شعله‌ور کرده‌اند، محقق شوند. این منافع برای سه طرف درگیر متفاوت است و روزانه تغییر می‌کند؛ همین امر هرگونه پیش‌بینی درباره پایان احتمالی را با عدم قطعیت روبه‌رو می‌سازد.
با ورود به سومین هفته عملیات نظامی، ترامپ و مقامات دولت او پیام‌های متناقضی درباره مدت زمان ادامه خصومت‌ها ارائه داده‌اند. پیت هگست، وزیر دفاع، اظهار کرد که تنها ترامپ می‌تواند تعیین کند جنگ «در آغاز، میانه یا پایان» خود قرار دارد؛ گویی رئیس‌جمهور تنها کنترل‌کننده اوضاع در میدان، در بحبوحه یک درگیری شدید منطقه‌ای است.
روز سه‌شنبه ۱۰ مارس، از کارولین لیویت، سخنگوی کاخ سفید، درباره معنای درخواست ترامپ برای «تسلیم بی‌قید و شرط ایران» سؤال شد. او گفت: «وقتی رئیس‌جمهور ترامپ می‌گوید ایران در موقعیت تسلیم بی‌قید و شرط است، منظورش این نیست که رژیم ایران خود آن را اعلام خواهد کرد. منظور او این است که تهدیدات ایران دیگر توسط زرادخانه موشک‌های بالستیک پشتیبانی نخواهد شد.» او افزود: «رئیس‌جمهور ترامپ تعیین خواهد کرد که ایران چه زمانی در موقعیت تسلیم بی‌قید و شرط قرار دارد؛ زمانی که ببیند دیگر تهدیدی جدی و فوری برای ایالات متحده و متحدانش وجود ندارد.»
ترامپ در مصاحبه اخیر خود با اکسیوس گفت که جنگ به‌زودی پایان خواهد یافت و افزود: «هر زمان که بخواهم پایان یابد، پایان خواهد یافت.» با این حال، برخی تحلیلگران معتقدند ادعاهای او درباره پایان سریع جنگ بیشتر یک مانور سیاسی است تا ارزیابی واقع‌بینانه از وضعیت نظامی. اعلام پیروزی شاید بازارهای مالی را آرام کند و افکار عمومی داخلی را مطمئن سازد، اما لزوماً به ریشه‌های اصلی درگیری نمی‌پردازد. تشدید نظامی، واکنش‌های منطقه‌ای و اهداف استراتژیک حل‌نشده معمولاً بیش از اعلامیه‌های سیاسی دوام می‌آورند.
تجربه نشان می‌دهد که بیشتر جنگ‌های بین کشورها نسبتاً کوتاه هستند. جنگ اوکراین، که اکنون وارد چهارمین سال خود شده، استثنائاً طولانی است. داده‌های پروژه شاخص‌های جنگ نشان می‌دهد بسیاری از درگیری‌های دو قرن گذشته تنها چهار تا پنج ماه طول کشیده‌اند. درگیری‌های بسیار کوتاه‌تری نیز وجود داشته، مانند جنگ ۱۲ روزه ژوئن ۲۰۱۵ میان ایالات متحده و اسرائیل با ایران. اما جنگ‌های طولانی نیز کم نیستند: جنگ ایران و عراق در دهه ۱۹۸۰ هشت سال ادامه یافت و طبق برخی برآوردها جان یک میلیون نفر را گرفت.
بعد دیگری نیز وجود دارد که می‌تواند طول یک عملیات نظامی را نامحدود کند و معمولاً برای طرف برتر از نظر فناوری و قدرت نظامی به «فاجعه‌های نظامی» منجر می‌شود. در این زمینه، استیون کالینسون، خبرنگار ارشد CNN، درس‌های تاریخ را به دولت آمریکا یادآوری می‌کند. او معتقد است که ایالات متحده، با وجود اتکا به قدرت آتش عظیم و سلاح‌های پیشرفته، اغلب با دشمنانی بسیار ضعیف‌تر روبه‌رو می‌شود که با انعطاف‌پذیری، تاکتیک‌های شورشی و بهره‌گیری از شرایط محلی، زمین یا فرهنگ‌هایی که واشنگتن درک دقیقی از آن‌ها ندارد، آمریکا را غافلگیر می‌کنند.
در ویتنام، ویت‌کنگ‌ها و ارتش ویتنام شمالی در جنگل‌های انبوه ادغام شدند و از نیروهای آمریکایی پیشی گرفتند. در عراق، فروپاشی دولت مرکزی زمینه‌ساز ظهور شورشیان و شبه‌نظامیان فرقه‌ای شد که میدان‌های کشتار برای نیروهای آمریکایی ایجاد کردند. در افغانستان، طالبان نزدیک به دو دهه منتظر عقب‌نشینی آمریکا ماندند و مسیر اسلاف خود را که در برابر امپراتوری‌های شوروی و بریتانیا مقاومت کرده بودند، دنبال کردند.
صرف‌نظر از جدول زمانی مورد نظر ترامپ، شرایطی که معمولاً به جنگ‌های کوتاه‌مدت منجر می‌شود — برتری قاطع نظامی، دشمنی مشتاق و نتیجه سیاسی روشن — در این درگیری به‌وضوح وجود ندارد. رهبران نظامی و سیاسی اسرائیل ارزیابی بسیار خوش‌بینانه‌تری از جدول زمانی ارائه داده‌اند و معتقدند تضعیف توان نظامی ایران نیازمند عملیات پایدار است. از دید اسرائیل، هدف اصلی کاهش تهدید استراتژیک بلندمدت ایران است. اختلاف میان پیام‌های سیاسی واشنگتن و انتظارات عملیاتی اسرائیل، لایه دیگری از عدم قطعیت را به روند درگیری اضافه می‌کند.
ارزیابی‌های دقیق و محتاطانه نشان می‌دهد که بعید است رژیم ایران به این زودی‌ها سقوط کند. این رژیم شبکه‌ای گسترده و ریشه‌دار دارد که با درآمدهای نفتی و روابط اقتصادی و سیاسی چند دهه‌ای تقویت شده است. این رژیم در ۲۸ فوریه، پس از ترور آیت‌الله علی خامنه‌ای، رهبر ایران، در حمله هوایی آمریکا و اسرائیل سقوط نکرد. در عوض، به‌سرعت مسیر قانون اساسی را برای انتقال به رهبری موقت طی کرد و در اقدامی آشکار، مجتبی خامنه‌ای، پسر رهبر سابق، را به‌عنوان جانشین خود برگزید.
منبع الجزیره

مطالب مرتبط

منیر شفیق – اندیشمند و نویسنده سیاسی:مترجم علی سرداری

چندین سو تشدید شد: لزوم حل بحران تنگه هرمز، تشدید درگیری برای پایان دادن به محاصره بنادر ایران، کاهش محبوبیت داخلی، نزدیک شدن انتخابات میان‌دوره‌ای و تعمیق بحران اقتصادی در آمریکا و جهان.
علاوه بر این، ناامیدی تقریباً کامل از دستیابی به هدف اعلام‌شده جنگ ـ یعنی تغییر رژیم ـ نیز وجود داشت. این ناکامی نه تنها به دلیل مقاومت و انسجام رهبری ایران و وحدت مردم، بلکه به دلیل استقامت سیاسی و نظامی ایران در مدیریت جنگ و درگیری بود. همه این عوامل، رئیس‌جمهور آمریکا را وادار کرده است که یافتن نوعی توافق را بر بازگشت به جنگ ـ آن‌گونه که نتانیاهو می‌خواهد ـ ترجیح دهد؛ به‌ویژه پس از اصرار ترامپ مبنی بر اینکه هرگونه آتش‌بس یا توافق بعدی باید شامل لبنان و شاید غزه نیز باشد. این موضوع روابط میان ترامپ و نتانیاهو را تیره کرده است، چنان‌که در مکالمه تلفنی ماقبل آخر آنها آشکار شد.

جمال الطاهر محقق و متخصص رسانه‌ای تونسی در مونترال، کانادا:مترجم علی سرداری

در تاریخ تونس، یک پارادوکس دردناک تکرار می‌شود: بسیاری از چهره‌هایی که زندگی، اندیشه و مبارزه خود را وقف کشور کردند، در نهایت به انزوا، بدنامی، تبعید، زندان و گاهی حتی مرگ دچار شدند، پیش از آنکه بعدها به‌عنوان بخشی از وجدان ملی دوباره کشف شوند.

عصام نعمان:مترجم علی سرداری

آیا پس از همه اقداماتی که اسرائیل و آمریکا علیه لبنانی‌ها، فلسطینی‌ها و ایران انجام داده‌اند و همچنان ادامه می‌دهند، رواست که رؤسای جمهور عون و سلام به ایران حمله کنند، گویی می‌خواهند حمایت بی‌قید و شرط آن از لبنان را رد کنند؟ در حالی که ایران شرط پایان جنگ را تعهد جدی اسرائیل به توقف تجاوز و عقب‌نشینی از اراضی اشغالی لبنان می‌داند.

مطالب پربازدید

مقاله