محدودیت‌های واقعی قدرت نظامی آمریکا در اوج بحران

چرا ترامپ از حمله به ایران عقب نشست؟

 

در میانهٔ یکی از شدیدترین بحران‌های سیاسی و امنیتی ایران در دهه‌های اخیر، تقریباً همه‌چیز برای یک حملهٔ نظامی آمریکا آماده به نظر می‌رسید. ناوهای جنگی در حال جابه‌جایی بودند، پایگاه‌های آمریکا در منطقه به حالت آماده‌باش درآمده بودند، متحدان واشنگتن از احتمال حمله مطلع شده بودند و در پنتاگون انتظار می‌رفت دستور نهایی هر لحظه صادر شود. اما در نهایت، دونالد ترامپ از تصمیم به حمله عقب‌نشینی کرد.

این عقب‌نشینی ناگهانی، که هم مشاوران امنیتی آمریکا و هم مخالفان جمهوری اسلامی را غافلگیر کرد، حاصل مجموعه‌ای از فشارهای نظامی، سیاسی، اقتصادی و دیپلماتیک بود؛ فشارهایی که نشان داد حتی برای ایالات متحده، حمله به ایران نه یک عملیات سریع و «تمیز»، بلکه تصمیمی پرریسک و پرهزینه است.

آمادگی نظامی؛ اما نه به اندازهٔ کافی

در روزهای منتهی به تصمیم نهایی، نشانه‌های آمادگی نظامی آمریکا آشکار بود. ناوشکن «یواس‌اس روزولت» وارد خلیج فارس شد، به نیروهای مستقر در پایگاه هوایی العدید در قطر هشدار داده شد که برای جلوگیری از تلفات احتمالی، آمادهٔ تخلیه باشند و متحدان منطقه‌ای در جریان احتمال حمله قرار گرفتند.

با این حال، در پشت صحنه، نگرانی مهمی وجود داشت: توان واقعی آمریکا در خاورمیانه محدودتر از حد انتظار بود. بخش قابل‌توجهی از ناوگان آمریکا به دستور ترامپ به منطقهٔ کارائیب منتقل شده بود و همین مسئله باعث شد فرماندهان پنتاگون نگران باشند که در صورت واکنش شدید ایران، قدرت بازدارندگی کافی در منطقه وجود نداشته باشد.

اسرائیل نیز در وضعیت مشابهی قرار داشت. پس از جنگ ۱۲روزه با ایران در ماه ژوئن، ذخایر موشک‌های رهگیر اسرائیل به‌شدت کاهش یافته بود و بدون حضور گستردهٔ نیروهای آمریکایی، توان مقابله با موج جدیدی از حملات احتمالی ایران محل تردید بود.

ترس از جنگی که «یک‌بار مصرف» نیست

یکی از مهم‌ترین ملاحظات ترامپ این بود که حمله به ایران به‌هیچ‌وجه شبیه عملیات‌های محدود و کوتاه‌مدتی نیست که پیش‌تر دستور آن‌ها را داده بود؛ از حملات نقطه‌ای علیه داعش گرفته تا عملیات دستگیری نیکلاس مادورو در ونزوئلا.

به گفتهٔ منابع نزدیک به کاخ سفید، ترامپ به این جمع‌بندی رسید که درگیری با ایران می‌تواند به جنگی فرسایشی، شوک اقتصادی جهانی، بی‌ثباتی منطقه‌ای و تهدید مستقیم جان حدود ۳۰ هزار نیروی آمریکایی در خاورمیانه منجر شود. مهم‌تر از آن، هیچ تضمینی وجود نداشت که چنین حمله‌ای به تغییر رفتار یا حتی تضعیف جدی حکومت ایران بینجامد.

یکی از مقام‌های نزدیک به روند تصمیم‌گیری گفته است: «سؤال اصلی این بود که آیا حمله به تغییر رژیم منجر می‌شود؟ پاسخ روشن بود: نه. در نتیجه، هزینه‌ها به‌مراتب بیشتر از هر دستاورد احتمالی بود.»

نقش تعیین‌کنندهٔ دیپلماسی منطقه‌ای

در این میان، فشار هماهنگ متحدان عرب آمریکا نقش مهمی در تغییر مسیر کاخ سفید داشت. عربستان سعودی، قطر، امارات، مصر و عمان همگی به واشنگتن پیام دادند که اقدام نظامی علیه ایران می‌تواند کل منطقه را وارد چرخه‌ای از بی‌ثباتی و ناامنی کند که پیامدهای اقتصادی و امنیتی آن در نهایت دامن خود آمریکا را نیز خواهد گرفت.

محمد بن سلمان، ولیعهد عربستان، شخصاً با ترامپ تماس گرفت و نگرانی‌های خود را منتقل کرد. پیام کشورهای عربی روشن بود: از اقدام نظامی پرهیز کنید.

حتی اسرائیل نیز—برخلاف تصور رایج—در آن مقطع خواهان حمله نبود. منابع آمریکایی می‌گویند بنیامین نتانیاهو در تماس مستقیم با ترامپ تأکید کرده بود که اسرائیل بدون حمایت گستردهٔ نظامی آمریکا آمادگی دفاع کامل در برابر واکنش ایران را ندارد.

یک «فرصت خروج» برای ترامپ

نقطهٔ عطف ماجرا زمانی رخ داد که از طریق کانال‌های دیپلماتیک به ترامپ اطلاع داده شد حکومت ایران برنامهٔ اعدام حدود ۸۰۰ زندانی را لغو کرده است. این خبر، که بعداً از سوی منابع اطلاعاتی آمریکا تأیید شد، به ترامپ این امکان را داد که بدون ورود به جنگ، عقب‌نشینی خود را به‌عنوان موفقیت دیپلماتیک توجیه کند.

ترامپ علناً اعلام کرد که از لغو این اعدام‌ها «احترام» می‌گذارد و تصمیم گرفت «صبر کند و ببیند چه می‌شود».

پیامدها؛ احساس رهاشدگی در داخل ایران

در حالی که کاخ سفید از تشدید بحران پرهیز کرد، بسیاری از معترضان ایرانی که با خطر جانی به خیابان‌ها آمده بودند، این تصمیم را به‌مثابهٔ رهاشدگی و خیانت تلقی کردند. اعتراضات—که بزرگ‌ترین موج اعتراضی در ۴۶ سال گذشته بود—در اثر سرکوب شدید فروکش کرده، هزاران نفر کشته یا بازداشت شده‌اند و قطع کامل اینترنت، ارزیابی دقیق ابعاد فاجعه را دشوار کرده است.

جمع‌بندی

بحران اخیر ایران نشان داد که حتی برای ایالات متحده، استفاده از قدرت نظامی علیه کشوری مانند ایران نه یک تصمیم ساده، بلکه نتیجهٔ محاسبه‌ای پیچیده از هزینه‌ها، ریسک‌ها و پیامدهای پیش‌بینی‌ناپذیر است. عقب‌نشینی ترامپ نه الزاماً نشانهٔ تغییر رویکرد اخلاقی، بلکه بازتاب محدودیت‌های واقعی قدرت نظامی آمریکا در برابر یک بحران چندلایه و منطقه‌ای است.

در نهایت، این تصمیم بیش از هر چیز یک پیام داشت:
درگیری با ایران، برخلاف بسیاری از بحران‌های دیگر، «یک‌بار مصرف» نیست.

منبع

مطالب مرتبط

جمال الطاهر محقق و متخصص رسانه‌ای تونسی در مونترال، کانادا:مترجم علی سرداری

در تاریخ تونس، یک پارادوکس دردناک تکرار می‌شود: بسیاری از چهره‌هایی که زندگی، اندیشه و مبارزه خود را وقف کشور کردند، در نهایت به انزوا، بدنامی، تبعید، زندان و گاهی حتی مرگ دچار شدند، پیش از آنکه بعدها به‌عنوان بخشی از وجدان ملی دوباره کشف شوند.

عصام نعمان:مترجم علی سرداری

آیا پس از همه اقداماتی که اسرائیل و آمریکا علیه لبنانی‌ها، فلسطینی‌ها و ایران انجام داده‌اند و همچنان ادامه می‌دهند، رواست که رؤسای جمهور عون و سلام به ایران حمله کنند، گویی می‌خواهند حمایت بی‌قید و شرط آن از لبنان را رد کنند؟ در حالی که ایران شرط پایان جنگ را تعهد جدی اسرائیل به توقف تجاوز و عقب‌نشینی از اراضی اشغالی لبنان می‌داند.

نوران بدیع – مترجم: علی سرداری

عبدالجواد یاسین، مانند بسیاری از متفکران منتقد، با واکنش‌های متفاوتی روبه‌رو شده است. در حالی که روشنفکران بسیاری از او حمایت می‌کنند، جریان‌های سنت‌گرا او را متهم به چالش‌کشیدن اصول اساسی اسلام می‌دانند. این تقابل میان قدیم و جدید، میان فقه سنتی و تفسیرهای مدرن، یاسین را به چهره‌ای محوری در بحث آینده اسلام تبدیل کرده است.