ترامپ در فرودگاه شرمالشیخ
دو سال پس از جنگ مداوم اسرائیل علیه نوار غزه، برای نخستینبار در دهههای اخیر، کمیسیون مستقل بینالمللی تحقیق دربارهی سرزمینهای اشغالی فلسطین، وابسته به شورای حقوق بشر، در گزارشی که ماه گذشته (سپتامبر) توسط سازمان ملل منتشر شد، اعلام کرد آنچه در نوار غزه رخ میدهد، نسلکشی تمامعیاری است که موجودیت مردم فلسطین را هدف قرار داده است. با وجود تلاشهای متعدد بینالمللی در این دو سال، هیچیک نتوانستهاند ماشین کشتار و تخریب اسرائیل در فلسطین را متوقف کنند؛ تا اینکه دونالد ترامپ، رئیسجمهور ایالات متحده، از طریق توافق آتشبس وارد میدان شد. او میکوشد خود را بهعنوان صلحبان جهانی و تنها رهبری معرفی کند که قادر به توقف جنگهای متعدد است؛ جنگهایی که در سخنرانیهایش به آنها اشاره میکند.
اگرچه توافق آتشبس میان اسرائیل و مقاومت فلسطین، که تحت فشار آمریکا تحمیل شد، بهعنوان پایان «عملیات جنگی» معرفی گردید، اما در واقع چیزی جز توقفی موقت در ماشین نسلکشی نبود؛ ماشینی که بهمدت دو سال، با پوشش سیاسی و دیپلماتیک و حمایت نظامی بیقید و شرط ایالات متحده، غیرنظامیان بیدفاع را هدف قرار داده بود. خاطرهی فلسطینیها هنوز تصویر جو بایدن، رئیسجمهور پیشین، را به یاد میآورد که در روزهای آغازین جنگ اسرائیل علیه نوار غزه، پس از ۷ اکتبر ۲۰۲۳، به تلآویو شتافت. او نخستین جلسهی کابینهی امنیتی اسرائیل با حضور یک رئیسجمهور آمریکایی را برگزار کرد و حمایت مطلق خود را از عملیات نظامی اسرائیل اعلام نمود. سپس دونالد ترامپ آمد و در سخنرانیاش در کنست اسرائیل، نهتنها پرده از صحنهی نسلکشی در غزه برنداشت، بلکه با افتخار از همذاتپنداری کامل خود با دولت راست افراطی اسرائیل سخن گفت و درد و رنج فلسطینیان را نادیده گرفت.
گزارش «نوار غزه: میان نسلکشی و آوارگی… دو سال جنگ سیستماتیک» که توسط مرکز مطالعات درگیری و بشردوستانه منتشر شده، بیان میکند که تا سپتامبر ۲۰۲۵، اسرائیل بیش از ۶۵هزار غیرنظامی فلسطینی ـ از جمله ۱۸هزار کودک و ۱۲هزار زن ـ را کشته و هزاران نفر را مفقود کرده است که سرنوشتشان همچنان نامعلوم است. ۸۵ درصد از بازماندگان این قتلعامها زیر خط فقر چندوجهی زندگی میکنند. بخش بهداشت و درمان کاملاً فروپاشیده و شمار مجروحان از ۲۰۰هزار نفر فراتر رفته است؛ آنهم در محیطی درمانی که بهکلی ویران شده است. طبق گزارش بانک جهانی، اتحادیه اروپا و سازمان ملل، خسارات مادی تا ژوئیه ۲۰۲۵ حدود ۴۹ میلیارد دلار برآورد شده است. ارتش اشغالگر اسرائیل ۴۶۳هزار واحد مسکونی را ویران کرده که ۲۹۲هزار واحد از آنها بهطور کامل نابود شدهاند. حدود ۱.۹ میلیون فلسطینی به اجبار از خانههای خود آواره شدهاند و غزه از وضعیت «ناامن غذایی» در سال ۲۰۲۴ به وضعیت قحطی رسمی در سال ۲۰۲۵ رسیده است.
بیتوجهی آمریکا به نسلکشی تنها به نوار غزه محدود نمانده و به آنچه در کرانهی باختری رخ میدهد نیز تسری یافته است؛ منطقهای که زیر سایهی پروژهی یهودیسازی فزاینده زندگی میکند.
نکتهی قابل توجه آن است که این آمارهای نگرانکننده، که بازتابدهندهی رنج فلسطینیها هستند، در سخنرانی ترامپ در کنست ـ که لحظهای نمادین در گذار از تعصب سنتی آمریکا و حمایت مطلق نظامی از اسرائیل به شناسایی کامل ایدئولوژیک با راست افراطی اسرائیل و جهتگیریهای دولت فعلی بود ـ هیچ جایگاهی نداشتند. با وجود گسترش فاجعه در نوار غزه، ترامپ حتی نامی از فلسطینیها نبرد؛ نه بهعنوان قربانیان جنگ و نه بهعنوان مردمی که زیر اشغال ناله میکنند. او آنان را کاملاً نادیده گرفت، وسواس قدرتمداران را داشت و به ضعیفان بیاعتنا بود؛ گویی فلسطینیها جزئیاتی زائد در معادلهی قدرت اسرائیل و آمریکا هستند. حتی تکاندهندهتر آنکه، او به راهحل دو کشور نیز اشارهای نکرد؛ راهحلی که برای دههها مبنای نظری موضع آمریکا در قبال مناقشهی فلسطین و اسرائیل بوده و فرآیندهای حلوفصل از زمان توافق اسلو (۱۹۹۳) تا دولت بایدن در چارچوب آن پیش رفتهاند.
فقدان راهحل دو کشوری در لفاظیهای ترامپ و تیمش، نشاندهندهی تغییری ساختاری در نگاه آمریکاییها به این مناقشه است؛ تغییری از یک اختلاف سیاسی قابل حل به نبردی تمدنی که تنها با زور و اجبار پایان میپذیرد. حتی در طرفدارترین مراحل حمایت آمریکا از اسرائیل، فرمول دیپلماتیکی که حق فلسطینیها برای تأسیس دولت مستقل در سرزمینهای اشغالی ۱۹۶۷ را به رسمیت میشناخت، کنار گذاشته نشده بود. در واقع، بسیاری از کشورهای غربی در جلسات اخیر مجمع عمومی سازمان ملل، این اصل را در کنفرانسی ویژه برای احیای راهحل دو کشوری تأیید کردند و برخی نیز دولت فلسطین را به رسمیت شناختند. هرچند این به رسمیت شناختنها نمادیناند، اما تأییدی سیاسی و اخلاقی بر این واقعیتاند که وجود یک دولت مستقل فلسطینی همچنان شرط اساسی برای هر صلح عادلانه و پایدار است.
غیبت راهحل دو کشوری در سخنرانی ترامپ بازتابی از همین تغییر ساختاری در نگاه آمریکاست؛ تغییری از اختلاف سیاسی به نبرد تمدنی که با زور حلوفصل میشود.
بیتوجهی ایالات متحده به نسلکشی، به نوار غزه محدود نمانده و به کرانهی باختری نیز گسترش یافته است؛ جایی که پروژهی یهودیسازی شتابیافته شامل مصادرهی زمین، گسترش شهرکسازی و اتصال این مناطق با شبکهای از جادهها و ایستهای بازرسی است که روستاها و شهرهای فلسطینی را از یکدیگر جدا میکند. در ۲۳ ژوئیه ۲۰۲۵، کنست لایحهای را تصویب کرد که از بهاصطلاح «اعمال حاکمیت» بر کرانهی باختری، از جمله درهی اردن ـ جایی که حدود ۷۰۰هزار شهرکنشین اسرائیلی ساکناند ـ حمایت میکند. در حالی که ترامپ از «صلح ابراهیمی» و «رفاه منطقهای» سخن میگوید، اسرائیل همچنان به اجرای نظامی خفقانآورِ نظارت و کنترل بر فلسطینیان در کرانهی باختری ادامه میدهد؛ سیستمی که از شهرهای بزرگ کرمالله، نابلس و هبرون تا کوچکترین روستاها امتداد دارد. این رژیم، با ترکیب ابزارهای اشغال نظامی و فناوری پیشرفتهی امنیتی، کرانهی باختری را به مجمعالجزایری از مناطق محصور و دورافتاده تبدیل کرده که از راه دور کنترل میشوند. این پروژهی رؤیایی، در برابر مقاومت ساکنان غزه در برابر آوارگی، تخلیهی جمعیتی و الحاق بالفعل، شکست خورده است.
شایان ذکر است که ترامپ نهتنها موضع سنتی آمریکا را بازتولید نمیکند، بلکه مرحلهای جدید از طرد سیاسی فلسطینیها و عدم به رسمیت شناختن حقوق سیاسی آنان ـ که در قوانین بینالمللی تضمین شدهاند ـ را رقم میزند. این مرحله، منطق «راهحل سیاسی» مورد حمایت یک قدرت بزرگ بینالمللی را با منطق «معامله» جایگزین میکند و فاجعهی انسانی در غزه و کرانهی باختری را به حاشیهای در مسیر «معاملهی قرن» تقلیل میدهد؛ معاملهای که در ذهن ترامپ است.
منبع: العربی الجدید
مترجم علی سرداری
منابع آمریکایی و اسرائیلی گزارش دادند که این تماس بدون دستیابی به توافقی روشن پایان یافت، پیش از آنکه اسرائیل تصمیم خود برای ادامه حملات علیه اهدافی در داخل ایران را به کاخ سفید اطلاع دهد.
«Axios» به نقل از ترامپ نوشت که اسرائیل بسیار دیر درباره این حملات به ایالات متحده اطلاع داده و افزود که او توانسته است دامنه عملیات نظامی را کاهش دهد.
- 1405/03/19