همراهی بایدن با معاون خود؛هریس، و وزیر امور خارجه اش؛ بلینکن در کاخ سفید
برخلاف چهار جنگ قبلی در نوار غزه، جنگ کنونی اسرائیل نه تنها با پوشش واشنگتن و چراغ سبز آن انجام میشود، بلکه به نظر می رسد که با تحریک دولت دموکرات براه انداخته شده است . سخنرانی پرزیدنت جو بایدن مملو از شوک شدید و غیرقابل کتمان از جسارت ارتش اشغالگر اسرائیل در پنجاهمین سالگرد جنگ 1973 بود. از صبح روز شنبه 7 اکتبر، به نظر می رسید محافل رسمی در واشنگتن درگیر یک موضوع بودند. وضعیت انقباضی و سردرگمی شدید ، گویی شکستن حصار مرزی دکترین استراتژیک آمریکا را تا حد زیادی تحت تأثیر قرار داده بود . در پنج روز اول «طوفان الاقصی»، بایدن چهار بار با نتانیاهو، نخست وزیر دولت اشغالگر، صحبت کرد و آنها موافقت کردند که جنگی همه جانبه علیه نوار پرجمعیت غزه، که بیشتر آنها آواره شده بودند، آغاز کنند. بایدن خواهان کاهش تلفات غیرنظامیان و نه اجتناب از هدف قرار دادن آنها شد.
واشنگتن با سربازانش در جنگ شرکت نمیکند، بلکه با حمایت سخاوتمندانه و چندوجهی، نتانیاهو را قادر میسازد تا چهره دولت خود را و نیز گنبدهای آهنین گران قیمت را با رژه کشتیهای جنگی و دو ناو هواپیمابر در دریای مدیترانه بازسازی کند. در تب و تاب موعظه جنگ، اختلافات بین بایدن و نتانیاهو از بین رفت، جنگ در نوار غزه و حمایت سیاسی، دیپلماتیک و مالی از آن در اولویت قرار گرفت.
در شرایط قبلی، از جمله جنگهای اسرائیل، طرفهای عربی نگران، برای مهار اسرائیلیها به واشنگتن روی میآوردند، اما سرکشترین طرف در این زمان خود آمریکایی ها هستند . اعراب و فلسطینی ها برای متوقف کردن ماشین جنگی وحشیانه از چه کسی می توانند کمک بگیرند؟ به همین دلیل، وزرای خارجه عرب در دیدار چهارشنبه گذشته در قاهره زیر چتر اتحادیه عرب در موقعیت دشواری قرار گرفتند و هیچ تصمیمی از این نشست صادر نشد که حاکی از حرکت برنامه ریزی شده اعراب به سمت مراکز بین المللی به ویژه واشنگتن باشد. ، همانطور که در چنین شرایطی اتفاق می افتاد. این موضوع آنجا بدتر شد که احزاب عمده اروپایی مواضعی مشابه موضع آمریکا اتخاذ کردند و حمایت خود را از تل آویو در «دفاع از خود» اعلام نمودند، که بر خلاف مواضع قبلی و مکرر اروپا نشان دهنده برکت آنها از این جنگ است. اروپایی که همواره اعلام کرده که انسداد افق در مقابل راه حل های سیاسی و اقدامات یکجانبه تل آویو به خشونت و افراط گرایی دامن زده است . لندن، برلین، پاریس، رم، وین و دیگران می خواستند رویداد طوفان شهرک سازی ها را از بافت وسیع تر آن و از تمام حقایق آشکار قبل از آن، که زمینه مناقشه 75 سال پیش را تشکیل می دهد، جدا کنند. در عوض، شباهت ها و اشتراکات کشورهای غربی و دولت عبری در آگاهی رسمی غربی با محتوایی «فرهنگی» و استراتژیک ظاهر شد تا جایی که دولت اشغالگر موجودی به سبک غربی گردیده حتی اگر کلیساها در معرض حملات شرم آور یهودیان تندرو قرار گیرند. حتی اگر بر روی صفوف مذهبی مسیحیان در قدس آب دهان انداختند. در عوض، آنها میخواستند «حماس» را به عنوان یک جنبش افراطی معرفی کنند، زیرا میدانستند که جنبش در سالهای اخیر به سمت شهرکهایی که ضامن ایجاد یک کشور مستقل در سرزمینهای اشغال شده در سال 1967 است، گرایش داشته است، در حالی که افراط گرایی در همه اشکال آن، در جامعه اسراییل، در سطوح سیاسی و نظامی، به درجه ای گسترده شده که با انکار گستاخانه وجود هفت میلیون نفر از مردم فلسطین در سرزمین خود از بیان و ابراز همه فرمول های شهرک سازی خودداری گردید. دولتهای غربی ناگهان این واقعیت را فراموش کرده و خطرات آن را نادیده گرفتند، زمانی که تصویر دولت عبری متزلزل شد، زمانی که ارتش آن در چهرهای کهنه ظاهر شد، هنگامی که پایتخت های غربی با باور قدیمی خود بیدار شدند که حضور دولت اسرائیل به عنوان سنگر نژادپرستی، تبعیض و آپارتاید در سرزمین فلسطین یک نیاز «عمیق» غرب است.
گویی شکستن حصار مرزی اسرائیل به دکترین استراتژیک آمریکا ضربه زد.
در این شرایط، نزدیک شدن بیشتر اعراب با چین و روسیه تعجب آور نخواهد بود، زیرا آنها موضع انتقادی صریح در مورد رفتار دولت عبری که با صلح خصومت می کند، داشته اند . تا زمانی که واشنگتن، همراه با پایتخت های اروپایی، از اتخاذ سیاست های دوگانه در قبال کانون های تنش و درگیری در جهان ما خودداری نکند، هیچ کس نمی تواند کسی را به خاطر هرج و مرج استانداردها که در درجه اول مشخصه سیاست های بین المللی است، سرزنش کند. تا زمانی که او مسئول باشد، مانند ولادیمیر زلنسکی، رئیس جمهور اوکراین، متوجه وجود مردم فلسطین نمی شود و هر از چند گاهی از دیدن اشغالگری اسرائیل نابینا می شود. اعراب در کنار ریاست جمهوری روسیه و رهبری چین می ایستند تا زمانی که غرب رسمی از چشم انداز استعماری قبلی و حمایت بی حد و حصر خود امتناع کند.اشغال در خاورمیانه، قبل از به وجود آمدن جنبش حماس و جمهوری اسلامی ایران بوده است.
کوری سیاسی که دولت بایدن و همراه با آن پایتخت های اروپایی در رابطه با این تحولات پیدا کرد، می تواند منطقه را وارد درگیری ها و خشونت های بیشتری کند و کارت ها و معادلات را بگونه ای رقم زند که نتوان آن را پیش بینی کرد، درست مانند زمان وقوع زلزله که نمی توان ان را پیش بینی کرد. اما موضع غرب مطمئن باشید در هر صورت شما عقب نشینی خواهید کرد. در اینجا کافی است به کاهش اعتبار تریبون های اصلی در رسانه های غربی اشاره کنیم که در روزهای اخیر از “کشتار اسرائیلی ها و مرگ فلسطینی ها” با کنار گذاشتن ابتدایی ترین معیارهای حرفه ای و اخلاقی صحبت می کردند.
با توجه به این تحولات، ما نه تنها به فضای جنگ 1973 باز می گردیم، بلکه به فضای جنگ 1967 نیز برمی گردیم که غرب در کنار دولت متجاوز اسرائیل و نیز جمله رسانه های بزرگ قرار گرفت که روی گذشته شرط بندی کرده و می کنند و نه آینده.
منبع العربی الجدید