هشام جعفر مترجم : علی سرداری

جایگزین های اسلام گرایان؛بازاندیشی در اسلام گرایی در میان جوانان عرب!

گروهی ازجوانان درحال اقامه نمازدرمسجدی در مصر ( به گزارش رویترز)

بر اساس یک نظرسنجی اکنون در کشورهای تونس، لیبی، مراکش، سودان، مصر، اردن و سرزمین‌های فلسطینی شاهد کاهش تعداد افرادی بوده اند که خود را غیردینی در تمام گروه‌های سنی معرفی می کردند،و این در حالی است که این نظرسنجی نشان می دهد که تعداد بیشتری از شهروندان این کشورها خود را دینی توصیف می کنند.
بر اساس نظرسنجی سال 2022، مراکش شاهد کاهش 7%  درصدی تعداد افرادی بود که خود را غیردینی در بین تمام گروه‌های سنی معرفی  می کردند، و پس از آن مصر با کاهش 6%،  درصدی و پس ازاین دو کشور نیز تونس، فلسطین، اردن و سودان با کاهش 4 درصدی، قرار گرفته اند.

هم چنین در گروه جوانان زیر 30 سال، تونس شاهد بیشترین کاهش در تعداد جوانانی بود که خود را غیر دین دار توصیف می کردند. امروز، حدود دو سوم از جوانان تونسی شرکت‌کننده در این نظرسنجی، خود را دین دار توصیف می‌کنند، که در مقایسه با نظرسنجی سال 2018 که در آن حدود نیمی از جوانان تونسی شرکت‌کننده دراین نظرسنجی، خود را غیر دیندار می دانستند، کاهش قابل‌توجهی دارد.
با این حال، آیا رابطه ای بین بازگشت به دینداری – که توسط نظر سنجی عرب و سایر تحقیقات میدانی صورت گرفته است – و «اسلام گرایی» که توسط جنبش های سیاسی اسلامی در قرن گذشته ارائه شده است وجود دارد؟

اکنون جوانان دین را به عنوان یک امر خصوصی می بینند که دیگر در خدمت اهداف سیاسی یا ایدئولوژیک نیست، بلکه بر رفاه شخصی و انضباط شخصی تمرکز دارد و آن را بیشتر به عنوان مجرای معنوی جلوه می دهند.

اسلام گرایی به هیچ وجه با اسلام برابری نمی کند، بلکه به عنوان یک مفهوم به ایدئولوژی سیاسی اطلاق می شود که ایده های سازماندهی سیاسی و اجتماعی را با الهام از آموزه های شریعت تشکیل می دهد و جنبش اجتماعی که به طور معمول به فعالیت های سیاسی و بسیج می پردازد.
به عبارت دیگر، در حال حاضر بارزترین ویژگی های دینداری جوانان چیست؟ چشم انداز آینده آن کدام است؟ آیا این نوع دینداری می تواند با پروژه جنبش های سیاسی اسلامی مواجه شود؟ وافزون برآن طبق چه شرایطی آن اتفاق خواهد افتاد؟

اگرچه مطالعات اندکی وجود دارد که به طور تجربی «ویژگی‌های دینداری جوانان در عصر بهار عربی» را مورد بررسی قرار داده‌اند، اما مایلم تأکید کنم که من از کسانی نیستم که ایده تعالی و ناپیوستگی را در درک این موضوع را اتخاذ می‌کنند، باشم.
واقعیت عربی اما همپوشانی گاهی بین قدیم و جدید و بین پدیده های مختلف به این معنا که ما با الگوهای متعددی از دینداری مواجه هستیم که به دلیل تکثر و تنوع بودن حوزه دینی و علیرغم تلاش‌هایی که در دهه گذشته برای کنترل توسط برخی انجام شده است،با این اوصاف ما با یکدیگر در تعامل هستیم. رژیم ها و نهادها در حوزه دینی، این تلاش ها به دلایلی شکست خورده اند که در این مقاله نمی توان به آن پرداخت.

ویژگی های دینداری جوانان

تصور از جوانان منطقه به عنوان دینداران، در عین حال تصور جوانان به دین به عنوان یک امر خصوصی  است که دیگر در خدمت اهداف سیاسی یا ایدئولوژیک نیست، بلکه در عوض بر رفاه شخصی و انضباط شخصی تمرکز دارد و آن را بیشتر به عنوان مجرای معنوی جلوه می دهد.

همانطور که یکی از این مطالعات نتیجه گرفت، این داده ها سطوح بالای دینداری را در درجه اول در سطح فردی کنترل می کنند، زیرا دیگر به یک مدینه فاضله اجتماعی جمعی مرتبط نیست.
علیرغم تأکید بسیاری از مطالعات بر فردیت دینداری جوانان در مرحله کنونی، این واقعیت به ما در درک پیچیدگی و ساختار پدیده ها کمکی نمی کند و ما را در برابر سوالات متعددی که نیازمند تلاشی برابر با هدف کاوش در تقاطع ها هستند باز نمی کند. بین تقاطع مذهبی بین مردان و زنان عرب زیر سی سال و در این حوزه: این فضاهای تلاقی در دهه اخیر از نظر شناختی، اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و سازمانی سوالات زیادی را از ما می پرسند که اگر بخواهیم پدیده دینداری جوانان در حال حاضر و پیامدهای آینده آن را تحلیل و درک کنیم، باید به آن ها توجه کنیم:

  1. 1. در حوزه معرفتی ،می توان به پرسش هایی چون، میزان سیالیت و استحکام مفاهیم اسلامی و این که مفاهیم اسلامی حاکم چیست، پرداخت.
    به عبارت دیگر توصیف اسلامی این جوانان به چه معناست؟ این توصیف سیاسی وجوه اصلی خود را، نه به‌عنوان ایده‌ای نظری، بلکه به‌عنوان اعمال عملی، از چه منابعی  دینی خود را با توجه به کاهش اعتماد به نهادهای دینی( همانطور که در مطالعات مشاهده می‌شود)و غیبت مبتکران بزرگی که در ربع پایانی قرن بیستم شاهد عرصه عمومی بودند، می گیرد؟

این سطح  نگاه علاقه‌مندان را به روی پدیده‌های جدیدی باز می کند. پدیده هایی مانند جامعه ای که خود را به نمایش  می گذارد و در حال تحرک و مصرف کننده و تصویربردای -از واعظان زن و مرد – وهمه این موارد را نیز به سوی دعوت‌شونده گان  باز می‌کند. همچنین ما به اهمیت جایگاه دینداری فردی در رابطه با جمع، حدود و ماهیت رابطه میان حوزه خصوصی و حوزه عمومی و جایگاه آزادی های فردی در عمل و تحقق این جوانان پی می بریم. در این سطح می توان از وزن دین در تعیین معنای هویت برای آن ها بحث کرد و آیا این امکان همچنان وجود دارد و از سوی دیگر آن به چه معنی است یا از سطح آن کاسته شده است؟

 همانطور که یکی از نظرسنجی ها حاکی از کاهش درصد جوانان عرب است که مذهب را عنصر اساسی هویت خود می دانند؟

اگر چنین است، ماهیت رابطه بین سایر عوامل تعیین کننده هویت ها و برخورد و درکل جهان جگونه است؟و آیا سرکوبی که در یک دهه گذشته در مورد هر آنچه اسلام جنبشی رخ داد، یک دینداری فردی بسته ایجاد کرد یا ویژگی آن سیال بود ؟

  1. 2. اجتماعي: 

در این سطح بحثی صورت خواهد گرفت  که تعامل این جوانان با مردسالاری در جامعه سر و کار دارد، و حتی رابطه با خانواده و مرجعیت دینی و تربیتی مورد بحث قرار می گیرد و همچنین می توان دوگانگی مرد/زن را مورد بحث قرار داد و این که آیا همچنان آن نگاه  بر جامعه حاکم است،ماهیت رابطه بین دو جنس که در جنبش های اسلام سیاسی تجلی یافته است یا فراتر از آن رفته است واین به چه معنااست؟
همچنین می توان به پدیده پوشش و نجابت در بین دختران اشاره کرد و مکانهای امور خیریه رادر اولویت توجه قرار دارد.
3. سیاسی:

در اینجا بحث به محل تحولات سیاسی در این مردان و زنان جوان و تخیل سیاسی آن ها در صورت وجود داشتن خواهد پرداخت، مهم تر از آن، تفکر برای این که چگونه این جوانان در مورد رابطه اسلام و دموکراسی تجدید نظر کنند، باز خواهد بود و دموکراسی و ماهیت رژیم مورد علاقه آن ها، در نظرسنجی مؤسسه فريدريش إيبرت آلماني،  ، بیش از 38%  درصد از پاسخ دهندگان از یک نظام سیاسی دموکراتیک حمایت کردند، در حالی که تنها 11%  درصد از یک نظام سیاسی مبتنی بر شریعت، و11%  درصد دیگر از یک نظام سیاسی مبتنی بر اصول دموکراتیک و اسلامی حمایت نمودند.

در این محور، باز کردن موضع مردان و زنان جوان در قبال خیزش‌های بهار عربی می‌تواند مفید باشد. برخی از آن ها – در موج اول آن – هنگام فوران هفت هشت سال بیشتر نداشتند و بزرگ ترین آن ها هجده سال داشتند و برخی در موج دوم آن شرکت داشتند. نظرسنجی هایی که برای نشان دادن نگرش آن ها نسبت به آنها انجام شد، اگر با تحلیل و مصاحبه های کیفی تکمیل شود، ممکن است به ما کمک کند.
در این محور می توان به آگاهی آنان از مسئله خشونت و پاسخ جهادی و جایگاه تحول انقلابی در اندیشه آنان پس از شکست امواج متوالی بهار عربی پرداخت و همچنین می توان آن رامورد برسی قرار داد،جایگاه جوانان اسلامی متدین در جنبش حقوق بشر باز شد بسیاری از آنها با آن ادغام شده اند.

  1. 4. اقتصادی:

در اینجا در چهار راهی بین پدیده های بازار و چگونگی تجلی آن ها در بین جوانان دینی تمرکز خواهد کرد که در لحظه ای شاهد تجدید نظرها و بحران های نظام نئولیبرالی، جهانی شدن و ظهور جناح راست هستیم و تشدید الگوی چینی چه جایگاهی دارد. توسعه و چندقطبی بودن، و آیا این مردان و زنان جوان به ایده عدالت اجتماعی که در توزیع عادلانه فرصت ها، ثروت و درآمد ظاهر می شوند، توجه دارند، زیرا آن ها اولین کسانی هستند که تحت تأثیر آن ها قرار می گیرند و در اینجا ممکن است فرصتی برای مطالعه تأثیر تمایز بین وابستگی طبقاتی این مردان و زنان جوان و موقعیت آن ها در مساله اجتماعی بر اساس آخرین بررسی های پیمایشی، دینداری در دوره کنونی در روستاها و شهرهای بزرگ بیشتر از شهرهای کوچکتر و در بین اقشار بالای متوسط و ثروتمند تحصیلکرده دانشگاهی در حال گسترش است، اما این ویژگی ها شاهد حرکت مداوم و مستمر است  تغییری که نیاز به پیگیری دارد.

  1. 5. سازمانی:
    این سطح ما را به جایگاه این مردان و زنان جوان نسبت به سازمان ها و تجربیات جنبش های اسلام سیاسی باز می کند. به ویژه در دهه گذشته، آیا آن ها توانسته اند از نظر سازمانی و ایدئولوژیک از تشکل های بزرگ اسلامی فراتر بروند یا هنوز اسیر عقاید آن ها هستند، مانند «اسلام راه حل» و جامعیت اسلام و حکومت اسلامی، و عملکردشان به عنوان سازمان جامع، اصلاح اعتقادی و تربیتی تا …آخر!

در این سطح، می‌توانیم نگاه خودمان را به روی دگرگونی‌های جوانان اخوان و سلفی باز کنیم و این که چگونه آن ها اکنون از تزهای سازمان‌های فکری خود با توجه به گرفتاری‌های متعددشان که در غیاب سازمان در زندگی‌شان ظاهر می‌شوند، آگاه هستند. – مانند اخوان – یا عدم اعتماد به اعتبار تز سلفی پس از دخالت در سیاست که عملگرایی آن را نشان داد و برخی از اجزای آن با رژیم های خودکامه منطقه متحد شدند .
در این مقاله، ما بیشتر از آن چه که پاسخی داده باشم،طرح پرسش کردیم. درمان همیشه از پرسش شروع می شود، اما خوب است به این نکته اشاره کنم که بحران جوانان متدین و همچنین وضعیت نامناسب بهار عربی( که توسط جوانان رهبری شد و شاهد حضور گسترده زنان بود)که آن ها، آنچه را که  نمی خواهد، می دانستند؛ اما آن چه را می خواهند را نمی دانستند و بنا بر همین شرایط  نهایتا وضعیت اعتراضی به وجود آمد که نتوانست پروژه ای را از نظر سیاسی جایگزینی برای آن چه نیاز داشتند ارائه دهد.

اسلام‌گرایی و جنبش‌ها و تشکل‌های برخاسته از آن، همین‌طور است و مدتی با ما می‌ماند، اما دین‌داری جوانان، سایه‌ غلیظی بر پذیرش اجتماعی رو به گسترش تزهای آن می‌افکند که در سه ماهه آخر قرن بیستم و تا وقوع قیام‌های اعراب ادامه یافت، که آن را بر سر آن قرار داد و آن را در یک مخمصه تاریخی فرو برد که ما – تا اکنون – نمی‌دانیم خدا با آن چه کرده است.
نکته پایانی باقی می ماند و آن این است که: من متوجه می شوم که پروژه های گذشته عشایری صرفاً صورت بندی و عبارات گذرا نبوده است که توسط قدرت / سازمانی انجام شود، آن ها دارای آداب، سنت ها، نهادها، زبان و درک جامعه و اعضای آن هستند. تصوری از خود و دیگری که خود را در قوانین، قانون اساسی، روابط تولیدی و غیره بیان می کند … تا آخر!

منبع

مطالب مرتبط

عبدالواحد كنعان: مترجم علی سرداری

با این حال، النّهوم با حملات شدید نهادهای مذهبی و سیاسی روبه‌رو شد؛ نهادهایی که اندیشه‌های او را تهدیدی برای قدرت و موجودیت خود می‌دیدند. او بارها با طرد اجتماعی و رسانه‌ای مواجه شد و نوشته‌هایش در محافل دانشگاهی و روزنامه‌نگاری وابسته به رژیم‌ها به حاشیه رانده شد. با وجود این، توانست نفوذ خود را از طریق انتشار مستقل و نوشته‌های انتقادی ماندگار حفظ کند.

منیر شفیق – اندیشمند و نویسنده سیاسی:مترجم علی سرداری

چندین سو تشدید شد: لزوم حل بحران تنگه هرمز، تشدید درگیری برای پایان دادن به محاصره بنادر ایران، کاهش محبوبیت داخلی، نزدیک شدن انتخابات میان‌دوره‌ای و تعمیق بحران اقتصادی در آمریکا و جهان.
علاوه بر این، ناامیدی تقریباً کامل از دستیابی به هدف اعلام‌شده جنگ ـ یعنی تغییر رژیم ـ نیز وجود داشت. این ناکامی نه تنها به دلیل مقاومت و انسجام رهبری ایران و وحدت مردم، بلکه به دلیل استقامت سیاسی و نظامی ایران در مدیریت جنگ و درگیری بود. همه این عوامل، رئیس‌جمهور آمریکا را وادار کرده است که یافتن نوعی توافق را بر بازگشت به جنگ ـ آن‌گونه که نتانیاهو می‌خواهد ـ ترجیح دهد؛ به‌ویژه پس از اصرار ترامپ مبنی بر اینکه هرگونه آتش‌بس یا توافق بعدی باید شامل لبنان و شاید غزه نیز باشد. این موضوع روابط میان ترامپ و نتانیاهو را تیره کرده است، چنان‌که در مکالمه تلفنی ماقبل آخر آنها آشکار شد.

جمال الطاهر محقق و متخصص رسانه‌ای تونسی در مونترال، کانادا:مترجم علی سرداری

در تاریخ تونس، یک پارادوکس دردناک تکرار می‌شود: بسیاری از چهره‌هایی که زندگی، اندیشه و مبارزه خود را وقف کشور کردند، در نهایت به انزوا، بدنامی، تبعید، زندان و گاهی حتی مرگ دچار شدند، پیش از آنکه بعدها به‌عنوان بخشی از وجدان ملی دوباره کشف شوند.