شاخه های جوانان احزاب اصلاح طلب در نامه ای خطاب به علی مطهری، با بیان اینکه مدتی است رفتار حاکمیت و شرایط کشور شما را نیز بر آن داشته است که فریاد اعتراض و انتقاد سر دهید و مسئولین را به عقلانیت، عدالت و منطق دعوت کنید. از اعتراض به رد صلاحیت غیرقانونی و اعتراض به خفه کردن منتقدان تا اعتراض به تحدید آزادی بیان و اعتراض به هموار کردن راه استبداد تا اعتراض به قانونشکنی و قانونگریزی، پرسیده اند: اینک اما میپرسیم آیا تمام انتقادات دلسوزان نظام و اعتراضات مردمی سال ۸۸ به اعلام نتیجه انتخابات جز همین انتقادات نبود؟

به گزارش کلمه، این جوانان همچنین با اشاره به اتفاقات رخ داده در دو سال و نیم اخیر پرسیده اند: مگر جز این نبود که اعتراضکنندگان جز برای باز پس گرفتن آراء نادیدهانگاشتهشان (حتی با فرض غلط بودن این تصور) و تخلف گسترده در انتخابات از پخش پول نقد در روستاها و شهرهای کوچک در هفته های منتهی به ایام تبلیغات تا دفاع تمام قد صدا و سیما و سپاه و بسیج و اعضای شورای نگهبان از کاندیدای مقابل و رفتار غیر شرعی و غیر اخلاقی أقای احمدی نژاد در مناظره ها، به خیابانها آمده بودند؟ و آیا کسانی که آن روز چنین انتقاداتی سر میدادند بازداشت و روانه زندانها نشدند؟ آیا امروز زندانهای کشور مملو از معترضین به همین رفتارها و سیاستهای انحصارطلبانه نیست؟ آیا معترضین به براندازی متهم نشدند؟ در بخشی از این نامه با تاکید بر اینکه “ما و شما میدانیم که «جمهوری اسلامی» آن هم نه یک کلمه کمتر و نه یک کلمه بیشتر، آن چیزی نیست که امروز شاهد آن هستیم.” آورده شده است: علیرغم همه این ها امروز ما و همه دلسوزان نظام و کشور نگران ارزشهای مطلوب انقلاب و مردم هستیم، نه نگران هزینههایی که تاکنون در این راه دادهایم. نگران حاکم شدن تفکری هستیم که همه داشته های انقلاب را تنگ نظرانه می بلعد و تلخ تر این که تفکر متوهم داستان سرا امروز در دستگاه هایی که قرار بود چشم امین نظام و مردم باشد رخنه کرده و حقایق را وارونه نشان می دهد. متن این نامه به گزارش کلمه به شرح زیر است: بسم الله الرحمن الرحیم جناب آقای دکتر علی مطهری با سلام و احترام مدتی است رفتار حاکمیت و شرایط کشور شما را نیز بر آن داشته است که فریاد اعتراض و انتقاد سر دهید و مسئولین را به عقلانیت، عدالت و منطق دعوت کنید. از اعتراض به رد صلاحیت غیرقانونی و اعتراض به خفه کردن منتقدان تا اعتراض به تحدید آزادی بیان و اعتراض به هموار کردن راه استبداد تا اعتراض به قانونشکنی و قانونگریزی. گفتن از مخدوش شدن اعتماد مردم به نظام، انتقاد از رویکرد تعطیل عقل در برابر ولایت فقیه و منتسب کردن مشکلات کشور به آن، گفتن از برخوردهای قرون وسطایی و به حق مرتبط کردن رویگردانی مردم از دین و ایمان به اینگونه رفتارها، سخن از انحراف در سپاه پاسداران و دخالتهای غیرقانونی این نهاد انقلابی در عرصههای اقتصادی و سیاسی کشور و … جناب آقای مطهری پرسیدهاید که «آیا در کشور ما اگر کسی مثلا معتقد باشد که مدیریت بحران سال ۸۸ و نوع برخورد با معترضان، کارآمد و مناسب نبوده است، حق دارد اظهار نظر کند؟» و کسانی را که بازیگردان حملات ناجوانمردانه به منزل سردار علایی بودهاند، از زاویه دفاع از آزادی بیان هشدار دادهاید و آنها را از «تعصب» برحذر داشتهاید. اینک اما میپرسیم آیا تمام انتقادات دلسوزان نظام و اعتراضات مردمی سال ۸۸ به اعلام نتیجه انتخابات جز همین انتقادات نبود؟ آیا در آن روزگار جز بازگشت به روشهای برگزاری انتخابات سالم، خواسته دیگری بود؟ مگر جز این نبود که اعتراضکنندگان جز برای باز پس گرفتن آراء نادیدهانگاشتهشان (حتی با فرض غلط بودن این تصور) و تخلف گسترده در انتخابات از پخش پول نقد در روستاها و شهرهای کوچک در هفته های منتهی به ایام تبلیغات تا دفاع تمام قد صدا و سیما و سپاه و بسیج و اعضای شورای نگهبان از کاندیدای مقابل و رفتار غیر شرعی و غیر اخلاقی أقای احمدی نژاد در مناظره ها، به خیابانها آمده بودند؟ و آیا کسانی که آن روز چنین انتقاداتی سر میدادند بازداشت و روانه زندانها نشدند؟ آیا امروز زندانهای کشور مملو از معترضین به همین رفتارها و سیاستهای انحصارطلبانه نیست؟ آیا معترضین به براندازی متهم نشدند؟ آقای مطهری امروز در شرایطی این نامه را برای شما می نویسیم که دوستانمان به دلیل همین انتقادات با احکام سنگین در زندان به سر می برند. کاش به پرونده عماد بهاور دسترسی داشتید تا بدانید حکم ۱۰ سال حبس تعزیری او نه به خاطر مبارزه مسلحانه که به دلیل باور به انتقادات امروز شما صادر شده است. جناب آقای مطهری این روزها از رد صلاحیت غیرقانونی تعدادی از منتقدین به شرایط کشور و دولت که زخمههای آن شما را نیز نواخت، انتقاد کرده و از پائین آمدن مشارکت در انتخابات و مخدوش شدن اعتماد مردم به نظام در پی این رفتارها سخن به میان آوردهاید. آیا نمیدانید کسانی که روزگاری در این کشور زبان به انتقاد گشودند و ردصلاحیتهای غیرقانونی را مضر برای حال و آینده نظام دانستند، از نمایندگان آن روز مجلس شورای اسلامی تا روزنامهنگاران، امروز در زندانهای کشور محبوسند؟ آیا این خود اعتراضی نمیطلبد چنانکه اعتراضی برای برخورد با حسین علایی؟ حال که از نگرانی برای کاهش مشارکت در انتخابات گفته اید، این را هم بگویید که صدور احکام سنگین (شما بخوانید سپاسگزاری صمیمانه) برای کسانی که در خلق حادثه بزرگ حضور بی نظیر مردم در صحنه انتخابات نقش آفریدند هم باعث کاهش مشارکت خواهد شد. کاش به پرونده صابر عباسیان دسترسی داشتید تا بدانید مهمترین اتهام او حتی نه شرکت در راهپیمایی های آرام که حضور در ستاد انتخاباتی جوانان حامی خاتمی و موسوی ۸۸ (به زعم حضرات، گروه غیر قانونی) بوده است و ۵ سال حبس تعزیری نتیجه مسئولیت پذیری صابر در انتخابات شد. جناب آقای مطهری چندی پیش از عدم استقلال مجلس شورای اسلامی به دلیل برداشتهای غلط از ولایت فقیه و نبود اظهار عقیده آزاد نمایندگان از بیم رد صلاحیت سخن گفتهاید و پرده از تهدید نمایندگان مجلس به متوقف کردن پروژههای عمرانی حوزه انتخابیهشان، حمله به دفترشان و شعار دادن علیهشان در نماز جمعه برداشتید. اما آیا این برخوردها با نمایندگان مجلس و تهدیدشان بدعت جدیدی در جمهوری اسلامیست؟ رفتارهای حاکمیت با اصلاحطلبانی که برای حفظ استقلال مجلس و آزادی عمل نمایندگان ملت تلاش کردند و از دادن هزینه این آرمان انقلاب اسلامی بیمی نداشتند، هنوز فراموش نشده است. همچنین است در مورد روزنامهنگارانی که پرده از بدعتهای روزگار خود برداشتند. اگر مجلس استقلال داشت اجازه نمی داد در حالی که سیدضیا نبوی (دانشجوی ستاره داری که در دفاع از حق تحصیل خود و دیگر دانشجویان ستاره دار بازداشت شد) هر روز فریاد می زند از سازمان منافقین بیزار است، بر خلاف صراحت آیه ۹۴ سوره نساء و روایات متعدد و درک بدیهی وجدان، قاضی ۱۰ سال حبس تعزیری در تبعید به این اتهام واهی به وی بدهد. اگر مجلس اس
تقلال داشت از ابتدا در برابر پدیده ستاره دار کردن دانشجویان می ایستاد تا دستگاه های امنیتی برای توجیه کار خود ضیا را قربانی ای برای سرپوش بر اشتباهات پی در پی خود نکنند. جناب آقای مطهری روزگاری در این کشور نسلی ظهور کردند که انتقادات امروز شما را مطرح کردند، سخن از استقلال نمایندگان مردم و مسئولیتشان در قبال مردم میراندند. سخن از انتخابات سالم و بر کرسی نشاندن رأی مردم میراندند، سخن از رد برداشتهای غلط از ولایت فقیه و رد دخالت نظامیان در عرصههای سیاسی و اقتصادی و ضرورت بازگشت آنها به پادگان هایشان می راندند. اما اکنون که انتقادات گذشته آنان و انتقادات امروز شما یکیست، آیا لب به اعتراض به رفتارها و برخوردهایی که با آنان شد نمیگشایید؟ کاش به پرونده اسماعیل صحابه دسترسی داشتید تا بدانید ۴ سال و نیم حبس تعزیری وی نه به خاطر براندازی که به خاطر شرکت در دعای کمیل در منزل شخصی (تاکید می کنیم منزل شخصی) خانواده یک زندانی حوادث پس از انتخابات صادر شده است. کاش به پرونده مسعود باستانی یکی از جوانان روزنامه نگار دسترسی داشتید تا می دانستید ۵ سال از ۶ سال حبس او نه به دلیل آتش زدن بانک که به خاطر شرکت در راهپیمایی آرام ۲۵ و ۲۶ خرداد صادر شده است. کاش از دادستان محترم تهران در مورد هنگامه شهیدی و تبعات جسمی و روحی که به برکت دوران بازداشت به یادگار دارد سوال می کردید تا نتیجه حاکم شدن تفکر فعلی را بر امنیت کشور بدانید. جناب آقای مطهری عزیز امروز انحصارطلبان در آستانه انتخابات نهمین دوره مجلس شورای اسلامی عزم خود را جزم کردهاند تا آخرین منتقدان و آخرین حلقومهای معترض را نیز خاموش کنند و در این راه، کشور را به سختترین و خطرناکترین شرایط بینالمللی نیز سوق دادهاند. ما و شما میدانیم که «جمهوری اسلامی» آن هم نه یک کلمه کمتر و نه یک کلمه بیشتر، آن چیزی نیست که امروز شاهد آن هستیم. اگر این طور بود حسین نعیمی پور به دلیل حضور در کمپین انتخاباتی موج سوم با ۴ سال حبس تعزیری در زندان به سر نمی برد. اگر این بود حداقل به حرمت برادر شهید عبدالله مومنی برای اعتراف به آنچه می خواستند آن گونه که قلم شرم دارد از نوشتن، او را شکنجه نمی کردند. اگر بود مهدی محمودیان به جای ۵ سال حبس تعزیری به دلیل افشای قبرهای بی نام و نشان شهیدان پس از انتخابات و افشای جنایتخانه کهریزک، حتما مورد تقدیر و قدردانی مسئولین قرار میگرفت. اگر این گونه بود از یک طرف به امید کوکبی نخبه فیزیک اتمی اتهام جاسوسی نمی زدند و از طرف دیگر برای خانواده اش بلیط هواپیما و ملاقات حضوری هماهنگ نمی کردند تا او را مجاب به همکاری علمی کنند. یادگار گرامی استاد شهید مطهری میراث باقی مانده از انقلاب اسلامی، امروز هیچ شباهتی با آرمانها و اهداف نخست که و پدران و مادرانمان برایمان تعریف کرده اند ندارد و «آزادی» که از اصلیترین شعارهای انقلاب اسلامی بود، روز به روز در ضعیفترین مواضع قرار گرفته است. اگر این طور نبود امثال علی ملیحیٍ، حسن زیدآبادی، آرش صادقی، مهدی اقبال، علی شکرچی، حسین نیکخواه، علی جمالی، سهام بورقانی، بهاره هدایت و صدها جوان دیگر به خاطر توهمات امثال آقایان رسایی و فدایی و حسینیان و کوچک زاده در زندان به سر نمی بردند. اگر نبود بسیاری از بازداشت شدگان حوادث پس از انتخابات را به آن شکل در دادگاه هایی که دیدیم پس از تمرین حاضر نمی کردند. در مورد آن دادگاهها به ذکر همین بسنده می کنیم که به متهمانی که اسفند ۸۷ به اتهام عضویت در انجمن پادشاهی بازداشت شده بودند قول داده بودند در صورت همکاری و اعتراف در دادگاه پس از گذراندن حبس چند ساله آنها را آزاد خواهند کرد. پس از فریب خوردن و همکاری و اعتراف این افراد در دادگاه های حوادث پس از انتخابات! بر خلاف وعده داده شده ۲ نفر از ۳ نفر بازداشت شده اعدام شدند و نفر سوم امیر عارفی فرد پس از شکستن حکم اعدام به ۱۵ سال حبس به استان خوزستان تبعید شد. آقای مطهری هیچ کدام از ما برانداز نبودیم و کسانی که دغدغه براندازی داشتند را طرد می کردیم. تا انتخابات علیرغم همه گله ها و انتقاداتی که داشتیم مساله هیچ کدام از ما رهبری نبود. همه ما به آرمانهای انقلاب اعتقاد راسخ داشتیم و داریم. از خود جوانان حاضر در جریان سیاسی تان سوال کنید تا بگویند تلاش ما برای حفظ لنگرگاهی به نام امام خمینی برای ایجاد وحدت و سمبل مردم داری در نظام حتما از آنها بیشتر بوده که کمتر نیست، با وجود دفاع از حقوق منتقدین، حکومت دینی عادل را ایده آل می دانستیم. علیرغم این که هرگز با بخشی از افکار شما نمی توانستیم در یک جریان قرار بگیریم ولی در اصول اصلی انقلاب خود را مخالف شما نمی دانستیم. اما امروز و بعد از حوادث پس از انتخابات ما سوالات جدی داریم که کسی حاضر به پاسخگویی نیست و صادقانه تر آنکه هراس از اشاره به آنها داریم، چه رسد بی لکنت بیان کردن آنها! امروز نسبت حکومت و دین با این اتفاقات که به باورهای بسیاری از مردم لطمه زد برای ما نیز دچار ابهام شده است. جایگاه مخالفین در ولایت فقیه کجاست؟ غیر از “له کردن مخالف زیر پای خود” برخورد جناح اصولگرا نسبت به مخالفین خود در دو سال گذشته چه نامی دارد؟ نسبت به عملکرد رهبری سوالات زیادی داریم که متاسفانه بخشی از آن را قابل دفاع نمی دانیم؛ و تصور کنید در این شرایط سخنان آقاتهرانی را که مرز این سوالات را خط خون! می دانند. جناب آقای مطهری علیرغم همه این ها امروز ما و همه دلسوزان نظام و کشور نگران ارزشهای مطلوب انقلاب و مردم هستیم، نه نگران هزینههایی که تاکنون در این راه دادهایم. نگران حاکم شدن تفکری هستیم که همه داشته های انقلاب را تنگ نظرانه می بلعد و تلخ تر این که تفکر متوهم داستان سرا امروز در دستگاه هایی که قرار بود چشم امین نظام و مردم باشد رخنه کرده و حقایق را وارونه نشان می دهد. باور داریم همه ما در حاکم شدن این تفکر سهیم هستیم. ما به سهم خود می گوییم اگر بعد از دوم خرداد آن گونه نسبت به هجمه برخی منسوبین به اصلاحات به برخی بزرگان و محترمین جریان مقابل و بعضا ارزش ها سکوت نمی کردیم امروز مجبور به تحمل امثال رسایی و سالک و مصلحی و علم الهدی نبودیم. و از سوی دیگر اگر با هم در مقابل داستان سرایی های غیر واقعی امثال شریعتمداری علیه آقای خاتمی می ایستادیم و آزادی مد نظر ایشان را به دروغ به بی بند و باری تفسیر نمی کردیم کشور امروز در چنگال کاسبین و کرکسین اسیر نبود. اگر اتهام زنی های بی جا به آقای هاشمی را برنمی تابیدیم راه برای محمود احمدی نژاد باز نمی کردیم. اگر با حفظ حرمت، دوستانه نقدهایمان را به رهبری (چه در دوران حضرت امام و چه در دوران آیت الله خامنه ای) می گفتیم امروز شاهد این نبودیم که این رکن قانون اساسی تبدیل به ابزاری برای حذف جریان مخالفمان شود. جناب آقای مطهری علیرغم همه داستان سرایی های جبهه پایداری ها و رسایی ها و فدایی ها در صورت حمله بیگانه این سینه ماست که سپر حفظ استقلال و آزادی کشور قرار خواهد گرفت نه امثال این آقایان که نفرت و خشونت به هموطن و هم دینشان از سر تا پای گفتارشان می ریزد. آرزو می کنیم این روزهای تلخ زودتر بگذرد، آرزو می کنیم که تهدیدهایی که کشور و مردم کشورمان اکنون با آن دست و پنجه نرم میکنند با در پیش گرفتن مسیرهای عقلانی و منطقی رفع گردد. آرزو می کنیم که مجلس شورای اسلامی در مسیر بازپسگیری استقلال خود قدم بردارد. آرزو می کنیم که تهدیدهای نمایندگان تحقق خواست اقتدارگرایان را موفق نگرداند. آرزو می کنیم که تهدیدهای بینالمللی در کشوری که سرمایه بزرگی چون پیشنهاد دهنده گفتگوی تمدن ها را دارد و در بیسابقهترین مراحل خود در تاریخ این سرزمین است با نگاه منطقی به شرایط پیش رو حل و فصل گردد و آرزو می کنیم که بیش از پیش بر تعصبات و تفکراتی که ما را در این شرایط انزوا و در مرکز هدف تحریمهای بینالمللی قرار داده است، اصرار نگردد. به امید روزی که در این کشور هیچ کس به خاطر ابراز عقیده از زندگی و آزادی و حقوق اجتماعی اش محروم نشود. در خاتمه بار دیگر رادمردی و مروت جنابعالی را با همه اختلاف نظرهایی که با یکدیگر داریم می ستاییم و امیدواریم بهر ه ای و درسی از این سلوک ستوده، نصیب همه فعالان سیاسی و اجتماعی ما باشد. والعاقبة للمتقین والسلام علیکم و رحمة الله
شاخه های جوانان احزاب اصلاح طلب
ستون بیانیههای سایت ملی– مذهبی مسئولیتی «رسانهای» جهت «اطلاع رسانی» ازمواضع جریان های مختلف سیاسی دارد، بدون آن که قصد تایید یا تکذیبشان را داشته باشد.