می دانیم “انتخابات” یکی از ارکان اصلی “دموکراسی” است اما تجربه های بشری نشاندهندهی این موضوع است که بدون وجود بسترهای ذهنی و معرفتی و شرایط عینی (جامعه مدنی) در یک واحد ملی، به رغم برگزاری انتخابات برای جابجایی قدرت، تحقق دموکراسی و پاسخگوئی به مطالبات شهروندان ممتنع است. از اینرو برگزاری انتخابات، حتی اگر با معیارهای استاندارد جهانی رقابتی، آزاد، منصفانه و سالم منطبق باشد، به تنهایی نمی تواند ضامن تحقق دموکراسی باشد، بلکه این انتخابات در بستر شرایط ذهنی و معرفتی و معیشتی شهروندان و در تلائم با فرهنگ دموکراسی و وجود جامعه مدنی (احزاب سیاسی فعال، مطبوعات و رسانه های آزاد و مستقل، نهادهای صنفی و مردمی و…) می تواند مقوم دموکراسی و تحکیم آن در جامعه باشد.
به عبارتی برگزاری انتخابات رقابتی، آزاد، سالم و منصفانه شرط لازم برای تحقق دموکراسی در یک کشور هست اما شرط کافی نیست، و شرط کافی وجود جامعه مدنی است. با توجه به ساختار حقوقی موجود جمهوری اسلامی ایران باید بر این نکته توجه و تفطّن داشت که تا زمانی که بسترغالب ذهنی و عینی (ساختار حقیقی) جامعه و خلقیات ما ایرانیان در تلائم با مؤلفه های فرهنگ دموکراتیک تغییر نکند تغییر ساختار حقوقی و عناوین و مناصب حکومتی مشکل گشا نخواهد بود. درواقع اصلاح ساختار حقیقی باید هدف کنشگران و فعالان سیاسی باشد (اصلاحات جامعه محور) که از مسیر آگاهی بخشی و شکل بخشی به جامعه مدنی میگذرد و قطعاً در پی تغییر در ساختار حقیقی، ضروراً این تغییر به ساختار حقوقی هم تسری خواهد یافت.
در عین حال اصلاح طلبان نباید از فرصتهای انتخاباتی برای جان بخشی به جامعه مدنی بگذرند و تا جائی که امکان دارد از این فرصت برای حضور فعال در عرصه عمومی و تبدیل انتخابات به بازتاب دهنده گفتمان غالب در جامعه استفاده کنند. برای تحقق این هدف لازم است اصلاح طلبان با برنامه ای تعریف شده و منطبق با مطالبات جامعه وارد میدان انتخابات شوند و بتوانند اکثریت جامعه را باخود همراه کنند اما هم اصلاح طلبان و هم رقبای سیاسی شان، و قبل از آنان حاکمیت نظام سیاسی باید بدانند که « انتخابات رقابتی شرط کارآمدی » نظام است، و هرگونه اقدامی از قبیل “نظارت استصوابی” یا دخالت نهادهای نظامی و…در مهندسی انتخابات، حتی اگر انتخابات به لحاظ شکلی با میزانی از مشارکت قابل قبول برگزار شود، برای کارآمدی نظام سیاسی ثمربخش نخواهد بود.
البته نظام سیاسی با استناد به اینگونه برگزاری انتخاباتها می تواند ادعای نوعی مشروعیت کند اما در گذر زمان بدلیل غیررقابتی و مهندسی شدن انتخابات ها، نهادهای انتخابی از نیروهای کیفی و شایسته خالی و برناکارآمدی نظام سیاسی در پاسخکوئی به مطالبات شهروندان افزوده شده و سرانجام مشروعیت آنرا هم به زیر خواهد کشید.
انتخابات یکی از اصلی ترین ابزارهای نظام های سیاسی دموکراتیک برای اصلاحات دائمی خود در انطباق با تحولات جهانی و داخلی و پاسخگوئی به مطالبات جاری در جامعه است به شرطی که رقابتی باشد و بستر حضور اطمینان بخش نیروهای کیفی و شایسته را فراهم آورد، چرا که «انتخابات رقابتی شرط کارآمدی» هر نظام سیاسی دموکراتیک است، درغیر اینصورت برگزاری انتخابات به تنهائی نه تنها نمی تواند نمایانگر یک نظام سیاسی دموکراتیک و مشروعیت آور باشد بلکه جز تحمیل هزینه به جامعه و نظام سیاسی حاصلی در پی نخواهد داشت./امتداد
کلمه