مروری بر زندگی شهید راه ایران

حنیف نژاد الگوی جوان ایرانی

مجاهد شهيد محمد حنيف نژاد

 

مهندس محمد حنيف نژاد به همراه ياران قهرمان خود در سال 1344 سازمان مجاهدين خلق ايران را تاسيس نمود. در سال 1350 با لو رفتن كادر مركزي سازمان دستگير و تحت شكنه هاي فراوان قرار گرفت و سرانجام از طرف بيدادگاههاي رژيم شاه به اعدام محكوم شد

هنگام اعدام , وي با ايمان تزلزل ناپذيرش و نداي قاطع الله اكبر موجب ترديد و تزلزل ماموران دشمن در تير اندازي به او شده و عده اي حاضر به اين امر نشدند

 

خود بر صفوف دشمن فرياد زد:  من محمد حنيف نژاد عضو سازمان مجاهدين خلق ايران دستور آتش ميدهم و با فرياد الله اكبر به ساير شهدا پيوست. درود بر چنين ايمان و عشق حماسه آفرين! باد

محمد حنيف نژاد در سال 1317 در خانواده اي فقير در تبريز بدنيا آمد. با وجود وضع بد اقتصادي و فقر خانواده اش توانست به دانشگاه راه پيدا كند و در رشته مهندسي ماشين آلات كشاورزي , در سال 1342 فارغ التحصيل شود. و

 

در دوران دبيرستان در هيات هاي مذهبي و پس از ورود به دانشگاه به عنوان نماينده دانشجويان دانشكده كشاورزي وعضو نهضت آزادي ايران و مسئول انجمن اسلامي دانشجويان فعاليت ميكرد. دو روز پس از رفراندم شش بهمن 1341 توستط ساواك ربوده شد و 7 ماه در زندان قزل قلعه و قصر زنداني شد.در اين دوران به توصيه مرحوم آيت الله طالقاني با قرآن آشنا شد و به مطالعه دقيق قرآن پرداخت. ذذ

 

در سال 1342 به خدمت سربازي رفت . پس از بازگشت از خدمت با سعيد محسن و چند نفر ديگر ملاقات كرد و انديشه خود را در مورد مبارزه مسلحانه با آنان در ميان گذاشت.آنان پس از مطالعه و جمعبندي مبارزات صد سال اخير ايران هسته اوليه سازمان مجاهدين را بنيانگذاري كردند. ذذ

 

مطالب مرتبط

: ناگاه در ظلمت افسرده شبی از شبها ؛ تكان و تپشی كه همه‌چيز را بر می‌شورد و همه خواب‌ها را برمی‌آشوبد؛شب قدر،شب سرنوشت، شب ارزش، شب تقدير يک انسان نو، آغاز فردايی كه تاريخی نو را بنياد می‌كند...

بخشی از میراث شریعتی

وحدت میان «تشیع» و «تسنن» نه ممکن است و نه معقول است؛ مرگ تفکر علمی در میان تسنن و در میان تشیع، هر دو، است. اما وحدت «شیعه» و «سنی» هم ممکن است و هم معقول و هم مسئولیت و تعهد ما این است.»