بهار عربی زنجیره ایی از تضاد های؛ سیاسی، قومی ، فرقه ایی، مذهبی و گفتمانی و طبقاتی را از هم گسیخته است که تا یکی میرود قدری «تعدیل» شود چند تای دیگر شدت میگیرند.
پیکار در همه این عرصه ها همچنان ادامه خواهد یافت و بهار عرب در عراق هم متوقف نخواهد شد. و ما مردم ایران هم آنرا تجربه خواهیم کرد. این باور جدی منست!
در همان آغاز اعتراضات سیاسی در سوریه که در حقیقت گسترش بهار عرب بود به تکرار نوشتم که این بحران به سوریه محدود نخواهد ماند و به لبنان و عراق نیز سرایت خواهد کرد. این توضیح را نیز افزودم که بخاطر ساختار سیاسی فرقه ایی این دو کشور، اعتراضی بر علیه دولت و حکومت در آندو کشور بر نخواهد خاست ولی در عوض، بهار عرب خود را در تنش بین فرقههای مختلف که ناشی از توزیع نا متناسب قدرت واقعی بین طوایف سیاسی است خود را نشان خواهد داد و تحولات ویژه خود را در پی خواهد داشت.
از همان ماه های نخست بحران در سوریه بحران سیاسی نیز گریبان حکومت و جامعه سیاسی لبنان را نیز در بر گرفته است. تضاد اصلی در این کشور بین بلوک 14 مارس (متمایل به غرب و کشورهای محافظه کار عرب) و بلوک 8 مارس( متمایل به ایران و سوریه و روسیه) است. نیروی عمده 14 مارس، المستقبل یعنی جریان منتسب به سعد حریری است و نیروی اصلی 8 مارس را حزبالله تشکیل می دهد .
امروز دیگر خواست خلع سلاح حزب الله در لبنان به یک خواست محوری برای بخش عمده جامعه سیاسی و مدنی لبنان تبدیل گریده است. حزب الله بخاطر مشارکتش در ترورهای بسیار که عمده ترین آن ترور رفیق حریری و 22 تن دیگر در همان واقعه بوده است در مظان اتهام قراردارد و 4 نفر از فرماندهان آن تحت تعقیب دادگاه بین المللی قرار دارند.
با بحرانی شدن اوضاع سوریه تشعشعات آن نیز امروز به لبنان رسیده و در یکهفته اخیر در شهر تریپولی یا همان طرابلس، از سطح تنش بین نیروهای سیاسی گذشته و به عرصه جامعه کشیده شده است. ارتش از خاموس کردن بحران و بیرون کردن افراد مسلح از خیابانها عاجز است زیرا بنا به اظهار فرمانده آن دیروزدر یک مصاحبه ، اگر ارتش مداخله کند و اقتدار و مشروعیتش شکسته شود دیگر سنگ روی سنگ باقی نخواهد ماند. و این یک واقعیت است . نه ارتش و نه پلیس قادر به جلو گیری از تنش گرم در درون جامعه فدرالیسم فرقه ایی لبنان نیستند و فقط تفاهم بین نیروهای متخاصم سیاسی است که میتواند اوضاع را آرام کند و نه نیروهای امنیتی و نظامی.
دولت و شخص میشل سلیمان رئیس جمهور دعوت به دیالوگ ملی کرده اند و حزب الله هم پر شور از چنین دیالوگی استقبال کرده است ولی المستقبل فقط در دیالوگ یا نشستی حاضر است شرکت کند که نخستین ماده دستور جلسه آن خلع سلاح حزب الله باشد. و مسلح بودن هم از طرف دیگر، برای حزب الله مسئله« بودن و نبودن است» و نمیتواند بدان تن دهد صرفنظر از اینکه این تصمیمی است که در تهران و دمشق باید گرفته شود نه در بیروت.
در هر صورت درگیری کنونی طرابلس که دامن ائتلاف شکننده دولتیان را هم گرفته است، ظاهراً بین علوی ها و سنی هاست و با نظر به اینکه سوریه در وضعی نیست که به متحدین لبنانی خود کمک کند و در مقابل نیروهای ضد سوریه منطقه در لبنان با حمایت از 14 مارس و بخشی از مسیحیان مارونی، فرادستی دارند، . حزب الله و متحدین آن؛ علوی ها، جریان مسیحی منتسب به میشل عون، ابتکار را از دست داده اند.
توازن استراتژیک سیاسی در لبنان درجهت بهم خوردن به زیان بلوک 8 مارس، ایران، سوریه و روسیه است. نیرویی که این سیر تغیر موازنه قوا را تغیر دهد در منطقه وجود ندارد و تلاش پشت پرده ایران هم تلاشی مذبوحانه است. دروزیهای لبنان هم به رهبری جمبلات، هم با تغیر آب و هوا بیش از پیش در مقابل 8 مارس قرارمیگیرند هر چند در کابینه فعلی در کنار آنها قراردارند.
عراق:
بطور خلاصه بگویم: بلوک العراقیه، دولت خود گردان اقلیم کردستان، و مقتدا صدر به ائتلاف شیعه عراق تا 15 می (26 اردیبشت) یعنی 3 روز قبل به دولت مالکی التیماتوم داده بودند تا بحران سیاسی جاری را حل و به قرار داد اربیل که طبق آن باید قدرت تسهیم شود عمل کند. آنها تهدید کرده بودند که در غیر این صورت از دولت فعلی سلب اعتماد پارلمانی خواهند کرد.
بحران سیاسی؛ چه در عراق و در لبنان عمیق تر از آنست که با گفتگو و مصالحه حل شوند. بدون تغیر بنیادی در ساختار قدرت و دمکوکراتیزه کرده واقعی آن و کوتاه کردن دست ایران و روسیه، نه بحران قدرت سیاسی در لبنان و نه در عراق حل نخواهد شد.
بهار عربی زنجیره ایی از تضاد های؛ سیاسی، قومی ، فرقه ایی، مذهبی و گفتمانی و طبقاتی را از هم گسیخته است که تا یکی میرود قدری «تعدیل» شود چند تای دیگر شدت میگیرند.
پیکار در همه این عرصه ها همچنان ادامه خواهد یافت و بهار عرب در عراق هم متوقف نخواهد شد. و ما مردم ایران هم آنرا تجربه خواهیم کرد. این باور جدی منست!
سایت ملی – مذهبی محلی برای ارائه دیدگاههای گوناگون است.