شنبه ۶ام مهر ۱۳۹۲ , ساعت: ۱۲:۰۷کد مطلب : 52258 نسخه قابل چاپ

کشمکش تازه آغاز شده است…

فعلا تنها مقدمات کار فراهم شده ، اما پرونده هسته ای بدل به به بار سنگینی بردوش دیپلماسی ایران شده است . این بار، باری نیست که به سادگی تصور کرد با یک روبوسی و یک مذاکره برق آسا حل و فصل می شود. یک قاعده بین المللی می گوید مسئله تحریم ها برای کشورهای مختلف با آسانسور بالا می رود و از پلکان پایین می آید. امروز دیپلماسی و حاکمیت جمهوری اسلامی اگر حسن نیت داشته و به پرونده ای که با بازی با آن مردم ایران و خودش را در این وضعیت قرار داده اشراف داشته باشد باید قبول کند که راه بسیار سنگین و کوشش فراوانی را جلوی روی خودش دارد.

مجمع عمومی سالیانه ملل متحد ، متاسفانه علیرغم اهمیت و اعتبار ی که شایسته آن است، بیشتر از آنکه مرکز اساسی حل و فصل مسائل دیپلماتیک باشد به طور کلی تبدیل به یک صحنه تبلیغاتی و روابط عمومی برای روسای کشورهای گوناگون شده است .

اما کم کم با اهمیت یافتن روز افزون دیپلماسی عمومی که افکار عمومی را به عنوان ابزار کار خود هدف می گیرد، همان جلسات عمومی مجمع ملل متحد هم گرچه جنبه تبلیغاتی آن غلبه دارد بدل به یک صحنه زورآزمایی، تدارک دیدن و به نتیجه رساند ن فرایندهای دیپلماتیک شده است.

متناسب با مقدمه بالا، ما نباید نسبت به سخنرانی پشت تریبون مجمع عمومی اهمیتی بیش از جنبه تبلیغاتی آن قائل باشیم. یعنی در چنین فضایی بیشتر اقدامات نمادین انجام می‌شود تا گفتگوهای واقعی دیپلماتیک.

در دوران‌ جمهوری اسلامی، زمان هایی همان صحنه تبلیغاتی مجمع عمومی بدل به جایگاهی شد که جمهوری اسلامی کار تبلیغی خودش را بکند. مثل سفر آقای رجایی به شورای امنیت یا سفر آقای خامنه‌ای در اواخر جنگ یا دو سفر آقای خاتمی و سفری که در آن در حالی که عده‌ای تبلیغ «جنگ تمدن‌ها» را می کردند، موضوع «گفتگوی تمدن‌ها» مطرح شد.

تنها در دوران آقای احمدی‌نژاد است که می بینیم هر سال سرمایه‌گذاری کردن و رفتن به مجمع ملل متحد، علیرغم هزینه‌های عمده‌ای که دارد، به صورت یک تکلیف عمده دیپلماسی کشور درمی‌آید. علتش هم این است که در آن زمان کل دیپلماسی به حد یک جنجال روزمره تبلیغاتی تنزل پیدا کرده بود و آن هم بدل به ضد خودش شد و بیشتر دشمن شاد کن بود تا اسباب دلگرمی آنان که فارغ از غرض و مرض نگران آرامش و آسایش این سرزمین و مرد م آن اند .

آقای روحانی و گروهی که با او همکاری می کنند لا اقل دارای تجربه ای بیش از این هستند که بشود گمان برد چنین تصوری سطحی نسبت به دیپلماسی داشته باشند.

آقای روحانی در کارزار انتخاباتی‌اش مسئله تنش زدایی بین‌المللی را در ارتباط مستقیم با پایین آمدن تنش در داخل مطرح کرد. و با بیان این اصطلاح که چرخه معیشت مردم الان با چرخه سانتریفوژها گره خورده است به نوعی قبول می‌کرد که وعده حل پرونده هسته‌ای بر کلیه وعده های انتخاباتی اش سنگینی می کند و به همین علت  انتخاب همکاران دیپلومات و تدارک وضعیت پرونده هسته‌ای به عنوان یک مسئله عمده اگر نگوییم عمده‌ترین مسئله دوران ریاست‌جمهوری‌اش مطرح شد.

متناسب با این، آقای روحانی در ۵۰ روز اول دولتش کوشش کرد یک اکیپ بسیار کارآمد برای وزارت امور خارجه خود زیر نظر آقای ظریف (که هر چه بیشتر می‌گذرد بیشتر می‌توان وی را سرآمد دیپلمات‌های جمهوری اسلامی قلمداد کرد) فراهم آورد و هم توانست با گفتگو و چانه‌زنی در سرای قدرت جمهوری اسلامی عملا اختیار پرونده هسته‌ای را به وزارت خارجه تخصیص بدهد و جلوی کار ارگان‌های موازی را بگیرد.

در آستانه سفر نیویورک آقای روحانی تمام تدارکات لازم در حد امکانات جمهوری اسلامی و در حد امکانات تناسب قوای درونی را همراه خودش بسیج کرد. بزرگترینش هم چیزی بود که آقای خاتمی در سال ۲۰۰۳ نتوانست داشته باشد و آن عبارت از اعلام علنی حمایت رهبری از سیاست خارجی او بود.در واقع آقای روحانی توانست با گرفتن اصطلاح « نرمش قهرمانانه» که علنا ودر منظر عام از آقای خامنه ای کسب شده بود سفر خود به نیویورک را لا اقل در برابر سوانح  داخلی بیمه کند.

اما صحنه نیویورک صرف نظر از جنبه تبلیغاتی‌اش، صحنه ویژه ای برای ایران بود. صحنه پرونده‌ای که در ظرف ۲۵ سال کلیه اطراف دعوایش آن را بدل به بهانه ای برای جستجو کردن منافع و مزایای دیگری برای خود کرده اند. پرونده هسته ای ایران در برابر بهانه ها، اهرمها و انگیزه های سیاسی و ژئوپلیتیک و منافع استراتژیکی که به دور خود گره زده درست مصداق کاه و کوه است. آقای روحانی در نیویورک به جز های و هوی تبلیغاتی باید وارد صحنه دیپلماتیک در رابطه با پرونده هسته ای ایران می شد و دیگر با کوه سر و کار داشت .

تصوری بین عده ای پیش آمده بود که صرف رفتن رئیس جمهور ایران به نیویورک و اعلام حسن نیت طرف ایرانی کافی است برای اینکه این کوه انباشته شده به سهولت از سر راه برداشته شود. از این خوش‌بینی و یک نوع معجزه انگارانه نگاه کردن به صحنه که بگذریم هیئت ایرانی در جریان این روند و کارزار دیپلماتیک طوری عمل کرد که من به جرات می‌توانم بگویم در تاریخ ۳۴ ساله جمهوری اسلامی هرگز یک کارزار و روند دیپلماتیک به این اندازه حرفه‌ای و کارآمد انجام نشده است.

می‌توان گفت که اولین باری است که ما در تاریخ جمهوری اسلامی مواجه با وزیر امور خارجه‌ای می‌شویم که تقریبا در چارچوب تعاریف یک دیپلمات در حد وزرای امور خارجه کشورهای بزرگ و گوناگون در حال عمل کردن است و ابزارهای گوناگون را به خدمت گرفته است. این را باید اذعان داشت و قبول کرد. جمهوری اسلامی در گذشته به طور دائم نشان داده بود که مهارتش بیشتر در نخبه کشی و فلج کردن کارگزاران خودش بوده است.

این اکیپ شانس یک وضعیت بین المللی مساعدتری هم دارد که به دنبال مسئله سوریه و تجربه عراق و افغانستان به وجود آمده است. در برخورد با مسئله سوریه چه در پارلمان انگلستان و چه در کنگره آمریکا و حتی در پارلمان فرانسه معلوم شد که هنوز کشورهای غربی زیر سایه سنگین اثرات فاجعه آمیز مداخله نظامی در عراق قرار دارند به ترتیبی که این وضعیت برای مداخله‌جویی در سوریه هم می‌تواند آنها را فلج کند.

در چنین وضعیتی که ابزارهای نظامی معمولی خود را ناتوان برای حل و فصل مسائل بین المللی نشان می‌دهند همگان با احتیاط بیشتری با پرونده ایران که که یکی از سنگین‌ترین برنامه هاست و می تواند دارای سهمگین ترین نتایج نظامی و شبیه آن باشد برخورد می کنند. در این وضعیت علاوه بر کارآمدی، شانس و فرصت مناسبی برای گروه آقای روحانی به وجود آمده به شرط این که طرف داخلی در کارشان خرابکاری نکند. به خودم اجازه می‌دهم که این اصطلاح عامیانه را به کار ببرم و بگویم به قول معروف به شرط این که یک غضنفر ایرانی از پیچ و خم سرا پرده قدرت پیدا نشود که میز دیپلماتیک را به هم بزند.

در طول ۳۴ ساله گذشته بارها دیده ام که برنده در سامان دادن به روابط خارجی جمهوری اسلامی همین غضنفرها بوده‌اند نه کسانی که دنبال کار سازنده ای حتی به نفع جمهوری اسلامی بوده باشند. مجموعه این شرایط اوضاع و احوالی را به وجود آورد که می‌توان گفت که این سفر به نیویورک مقدماتی فراهم کرد برای اینکه آغاز روند برداشتن این کوه مشکلات به مقدار زیادی تسهیل شود. اما این تازه ورود به گود است. گود اصلی کشمکش ایران با کشورهایی است که هر کدام به نوعی از پرونده چرکین هسته ای ایران در ظرف چندین دهه تغذیه کرده اند. این کشمکش تازه از این به بعد شروع می‌شود. مراحل مختلف و گوناگونش در جلسه وزرای امور خارجه و در جلسه های هفته های آینده در ژنو و در توانایی تدوین راه حل های عملی ممکن و میسر به ترتیبی که بتواند این مذاکرات هیچ برنده و بازنده ای نداشته باشد ادامه خواهد داشت.این حرفی است که الان هم سردمداران جمهوری اسلامی و هم سردمداران ایالات متحده امریکا از طرح آن ابایی ندارند تا کار را به آنجا برساند که بار این پرونده سبک شود .

در واقع فعلا تنها مقدمات این کار فراهم شده است اما پرونده هسته ای بدل به به بار سنگینی بردوش دیپلماسی ایران شده است . این بار، باری نیست که به سادگی تصور کرد با یک روبوسی و یک مذاکره برق آسا حل و فصل می شود. یک قاعده بین المللی می گوید مسئله تحریم ها برای کشورهای مختلف با آسانسور بالا می رود و از پلکان پایین می آید. امروز دیپلماسی و حاکمیت جمهوری اسلامی اگر حسن نیت داشته و به پرونده ای که با بازی با آن مردم ایران و خودش را در این وضعیت قرار داده اشراف داشته باشد باید قبول کند که راه بسیار سنگین و کوشش فراوانی را جلوی روی خودش دارد. برای این که پیروزی های مشعشع! هشت ساله گذشته یا حتی بگویم ده سال گذشته از زمانی که از سال ۲۰۰۳ با خرابکاری کردن در سیاست آقای خاتمی در مورد پرونده هسته ای، آنرا بدل به نوعی ابزار حل و فصل مسائل سیاسی در داخل ایران کردندو از آن نردبان قدر طلبی برای این آن ساختند و در نتیجه این مصیبت عظما به وجود آمد. من فکر نمی کنم به این سادگی و بدون داشتن یک اراده پیوسته و مستمر این پرونده بتواندبه جلو برود بخصوص که غضنفرهای مختلف گوشه های مختلف نشسته اند و در برابر این روند خرابکاریهای مختلف را انجام خواهند دا د.

اما ضرورت حل و فصل این پرونده چنان با مسائل مختلف از جمله سرنوشت دموکراسی خواهی در کشور ما و آرامش و صلح در منطقه و جهان و ایجاد شرایط حداقلی برای گسترش جامعه مدنی در ایران گره خورده که من فکر می کنم پیشبرد فرایندی جدی برای حل این مساله باید بعنوان و ظیفه اصلی و صدر اولویت ها قلمداد شود و در راه آن احساس مسئولیت چنان باشد باشد که بازیگران مختلف نجات کشور و مردم را از آثار شوم این پرونده بر هر نوع مصلحت و برنامه ریزی و استراتژی و یا هدف تاکتیکی خودشان مقدم قرار دهند.

 سایت ملی – مذهبی محلی برای بیان دیدگاه های گوناگون است.


  1. جناب آقای سلامتیان،
    باسلام، فرمایشات شما کاملا” متین ودرست است، آقای ظریف بعدازآقایان دکتر یزدی و دکتر فرهنگ باسواد ترین ودرعین حال هوشمندترین دیپلمات این مملکت بوده وهست، وهمین هر وطن دوستی را امیدوارمیکند که ایشان درست ترین کار ممکن را برای مملکت آنجام خواهد داد، از نگارش این مقاله معلوم است که آن را قبل از تماس تلفنی آقای روحانی با رئیس جمهور امریکا نوشته شده است… آقای روحانی دیشب در آخرین لحظات با اوباما مذاکرات تلفنی داشتند و این کاری بود که اکثریت ملت در انتظار آن بودند، چرا که معنی نداشت کشور بزرگی مانند ایران که در منطقه حرف اول را میزند وقویتر از هرکشوری در منطقه هست با بزرگترین و قویترین کشور جهان در تامین منافع مملکت مذاکره ای نداشته باشد! مگر اینکه باوربکنیم امریکا لولو خورخر باشد و ما واقعن از آنها بترسیم، واما،حالا که دولت تدبیر قدم بزرگی برداشت و یخ های بسته شده در طول ۳۵سال گذشته را شکست، آمریکا و غرب باید بداند که اگر بخواهد در عرف دیپلوماتیک به این دولت نارو بزند و نامردی کنــد، مطمئن باشد تمام مردم ایران پشت چنین دولت خود می ایستد و گرسنگی را به ذلت ترجیع میدهــد، وظیفه شما هموطنان که در خارج هستید ومیتوانید این پیام را به دولت های غرب و امریکا بدهید…همـــین است،.

  2. گیوه کِش

    جناب آقای محمــد.

    “آمریکا و غرب باید بداند که اگر بخواهد در عرف دیپلوماتیک به این دولت نارو بزند و نامردی کنــد، مطمئن باشد تمام مردم ایران پشت چنین دولت خود می ایستد و گرسنگی را به ذلت ترجیع میدهــد”.

    شکم شما سیر است و نفس شما از جای گرمی می آید. دیگر بس است شعار دادن و این حرفهای {…} بی محتوا را تکرار نکنید.

    کی گفته ملت آمادۀ گرسنگی است. دفعۀ دیگر که مایل بودید از “ایثار” ملت ایران تمجید کنید اول بروید آنرا به پرتقال فروش کوچه اتان عرضه کنید اگر او خرید- ملت ایران نیز مشتری شما خواهند بود.

    • احمد

      رو من یکی حساب نکن

    • جناب گیــوه کیـش باســلام،
      به عرضتان میرسانم، که نه شکم سیری دارم و نه درآن جریانی که فکر میکنی هستــم و فکر میکنــم منظورم را نتوانستم عیان بیان کنــم! منظورم این بود، حالا که دولتی پیــدا شده و مسئولین بهر دلیلی که تصورش میرود، تحریم، انزوا و…میخواهــد رابطه قطع شده در ۵-۳۴سال گذشتــه را برقرار کنــد، غرب و آمریکا در این فکر نباشــد که چون دولت و رژیم ایران مثلا” به زانو درآمده پـس باید توقع را بیشتر کنیــم و… باج خواهی کننـــد ! انتقال همین مطلب به آمریکا و غربیان را از ایرانیان آزاده ای که در خارج از ایران زندگی میکننــد، مثــل همین آقای سلامتیان و… که به ایران آمدنش در روزهای انقلاب ۵۷هنوز یادم هست و در جلو چشمم است چنین انتظاری را دارم ،
      این را هم بگویم،از نوع نگارشت فکر نمیکنــم که شما ذلت را انتخاب کنیــد،. حالا کجای حرفهایم… حرفهای {…} بی محتوا بود !!

  3. حمید

    امریکا و بطور کلی غرب برای حاکمان لولو خرخره است . ۳۵ سال تلاش کردند تا جامعه ای بسازند درخور حکومت ولایی ، با مردمی بی خبر از همه جا و بزعم خود ولایتمدار ، دلیل این مدعا هم ، فریاد و فغان از هجمه فرهنگی غرب منحط و به بند کشیدن جوانان تحت اتهام ارتباط با دول متخاصم و جاسوسی . اما از سویی ماهواره و اینترنت همچون آواری بر سرشان خراب شد و معادلات را برهم زد و از سوی دیگر ولایتمداران ، به تعبیر اقای خمینی ، از اداره یک نانوایی هم عاجز بودند .

  4. ج. الف

    با سلام

    انقلاب اسلامی در ایران در همه عرصه ها شکست خورده است. ای کاش این شکست شکستی بود که با زمین خوردن می شد دوباره ایستاد و جلو رفت. ما هم زمین خورده ایم هم میراث این انقلاب چون وزنه ای سگین چنان بر گردمان گره خورده که بلند شدن دوباره را بسیار بسیار سخت کرده است. عقب مانده ترین افشار و تبهکارترین افراد در نهادهای بیشمار تحت مسئولیت ولایت فقیه بر ضد مردم و پیشرفت کشور جا خوش کرده اند. یک سال و دو سال هم نیست! بدون روشن کردن این وضعیت این دور باطل قهقرایی همچنان ادامه خواهد یافت. یک جا باید ایستاد و از تله «به مرگ بگیر تا به تب راضی بشه» حقارت بار و ویرانگر رها شد. جنابان حماسه آفرین در انتخاب حسن روحانی یک راه حل پیشنهادی:

    حسن روحانی به عنوان رئیس جمهور نامه ای به علی خامنه ای بنویسد و با ذکر نام پنجاه نفر و با تشکر از خدمات آن ها از علی خامنه ای بخواهد آنها را بازنشست کند. این افراد شرور که در ارگان های تحت مسئولیت رهبری بر ضد مردم و کشور مشغول به کار می باشند شامل پاسدار و آخوندهایی در سپاه پاسداران، بسیج، اطلاعات، امور زندان ها، نیروی انتظامی، قوه قضاییه، شورای نگهبان، امام جمعه، نمایندگان رهبری در دانشگاه ها و غیره می باشد. همزمان شخصیت ها و احزاب و سازمان ها و انجمن هایی که در انتحابات از حسن روحانی حمایت کردند با انتشار بیانیه ای ضمن حمایت از درخواست حسن روحانی از مردم ایران بخواهند در حمایت از رئیس جمهور یک روز از خانه بیرون نیایند. گمان نکنم با همه فقر و فلاکت، ایرانیان این قدر حقیر شده باشند که نتوانند یک روز در خانه خود بشینند. دستگاه سرکوب خامنه ای هم نمی تواند برود داخل منازل مردم و آن ها را از خانه بیرون بکشد.

مخاطبان محترم، سایت ملی-مذهبی از دریافت نظرات سازنده شما برای بهبود کیفیت مطالب استقبال می کند. انتقادهای شما و راهکارهایتان می تواند تحریریه سایت را در افزایش کیفیت مطالب کمک کند.

این سایت از نظر هویتی ملی-مذهبی ، اما از نظر حقوقی مستقل است.