سه‌شنبه 24th سپتامبر 2013 , ساعت: 02:09کد مطلب : 52068 نسخه قابل چاپ

در محکومیت کشتار انسانهای بی دفاع

همه باید فریاد خود را علیه این چنین آدم‌کشی‌ها بلند و بلندتر کنند که این کار وظیفه و رسالتش بر دوش همگان، از هر دین، مذهب، گروه و اندیشه است. اگر نجنبید، فردا نوبت شماست، اینجا دیگر مسئله‌ی با خدا و بی خدا مطرح نیست مسئله کشتار انسانهای بی دفاع است. یک وظیفه‌ی همگانی، اعتراض به جنایات انجام شده است.

من کیستم، زیستن من در این جهان چگونه باید باشد؟ مسئولم یا غیرمسئول، انسانم، حیوانم، فرشته‌ام یا شیطان، آنچه می‌بینم و در اطرافم می گذرد پندار است یا واقعیت؟ بالاخره من کیستم، آیا طبق آنچه در کتاب نازل آمده از گِلِ گندیده ساخته شده‌ام یا از روح خدا، و جانشین او روی زمین؟ وقتی خالق عالم من را ساخت و خود را «احسن الخالقین» خطاب کرد، چه ویژگی‌هایی در من بود که چنین فرمود؟ او می‌خواست مدافع مظلوم و ستیزه‌گرِ با ظالم باشم یا برعکس؟ بگذارید یکبار دیگر این سؤال را تکرار کنم، من کیستم انسانم، دیوم. دَدَم، خدایم، شیطانم راستی من کیستم؟ و چه رسالتی بر دوش دارم؟

از مقدمه‌چینی می‌گذرم و به اصل مطلب می‌پردازم.

چند روزی با مشاهده فیلم قتل عام بیش از هزار و چهارصد زن و مرد سوری که حدود ۴۰۰ نفر آنها کودکان خردسال بودند و به دستور حاکمان جنایتکار بوسیله‌ی بمب شیمیایی (به تأیید سازمان ملل) کشته شده بودند حالِ درستی نداشتم، یکی دو روز از این جنایت نگذشته بود که رسانه‌ها فیلم بمب‌اندازی به یک مدرسه را نشان دادند که در آن حداقل ده کودک خردسالِ سوریه‌ای تکه‌تکه شده بودند. و بالاخره صبح روز ۱۰ شهریور تماشاگر صحنه‌های کشتار فجیع جمعی از هموطنانی که به ناچار مجبور به پناهندگی شده بودند (پناهجویان بی سِلاح). این حوادث چنان آتش به جانم ریخت که شرمم آمد با سکوت در برابر این کشتار نام «انسان» بر خود نهم. کاری از منِ پیرمردِ مریض ساخته نبود جز نوشتن این یادداشت با دستهای لرزان و چشم‌های گریان و بغض در گلو. توانی ندارم جز اینکه اگر خفه‌ام نکنند و بمانم تا آخرین نفس به انتقاد از عامل یا عاملین این رذالت‌ها بپردازم و به وظیفه‌ی ملی و انسانی خود عمل کنم.

هموطنان، عزیزانِ من؛

می‌خواهم پس از گذشت چند روز از کشتارهای انجام شده سخنی داشته باشم با شما و همچنین عاملین این جنایت‌ها.

دیگر بر هیچ کس پوشیده نیست که کشتار سوریه با بمب‌های شیمیایی صورت گرفته، اکبر هاشمی رفسنجانی که از تمام کارهای درون و برون حاکمیت تا حد بسیار زیادی آگاه است مطالبی می‌گوید که بسیار خواندنی است.

شایعه یا واقعیت سایت بلاغ نیوز در این ارتباط نوشت «از آنجایی که سخنان هاشمی علیه سوریه که چندی پیش توسط نعیمه اشراقی در صفحه‌ی فیسبو‌ک منتشر شد و پایگاه اطلاع رسانی دفتر هاشمی رفسنجانی آن را تکذیب کرد اینبار رنگ واقعی تری بخود گرفت و در مراسم سالگرد آیت الله صالحی مازندرانی در شیرگاه علناً هاشمی علیه مواضع دولت ایران نسبت به سوریه سخن گفت و صراحتاً بیان داشت «مردم سوریه بیش از ۱۰۰ هزار کشته و ۸ میلیون آواره دادند، در داخل و خارج زندانها پر از مردم، زندانها جا ندارند، بعضی از ورزشگاه‌ها را گرفتند آنها را پر کردند، شرایط بدی بر مردم حاکم است، مردم از یک طرف از طرفِ خود حکومتشان بمباردمان شیمیایی می‌شوند و از طرف دیگری امروز منتظر بمب‌های آمریکا باید بمانند.» (۱)

 بگفته‌ی هاشمی رفسنجانی و البته بعدتر تحقیقات سازمان ملل معلوم شد که مسئولیت کشتار مردم سوریه با بمب‌های شیمیائی کار چه کسی بوده است. از سوی دیگر با مطالب آمده در روزنامه‌ها و سایت‌های وابسته به سپاه و بسیج و گفته‌های سران سپاه از جمله قاسم سلیمانی و سردار نقدی و … معلوم گردید که ایران در کار کشتار بی‌نظیر اشرف مستقیم یا غیرمستقیم نقش داشته است.

خون شهدا همیشه جوشان است و یک لحظه عاملان و آمران جنایت را آرام نمی‌گذارد. من به نام یک ایرانی ملی و مسلمان که اعتقاد کامل به عدالت حاکم به نظام آفرینش دارم انزجار و نفرت خود را از این اعمال جنایتکارانه ابراز داشته و پیروزی مردم در سوریه و ایران، و ننگ و نکبتِ ظالمان را امری حتمی میدانم.

و امّا سخنم با هموطنانم این است که از هر قوم و قبیله و فرقه هرگز در برابر این جنایات سکوت نکنید. سکوت شما تأئید جنایت است. مطمئن باشید آنگونه که در این ۳۵ سال شاهد بودیم این شتر پای خانه‌ی همگان خواهد خوابید.

من به همه گروه‌ها، احزاب، جمعیت‌ها، سازمانها و … هشدار می‌دهم در نظام ولایی این حادثه‌ای نیست که منحصر به یک گروه و دسته باشد. همه باید فریاد خود را علیه این چنین آدم‌کشی‌ها بلند و بلندتر کنند که این کار وظیفه و رسالتش بر دوش همگان، از هر دین، مذهب، گروه و اندیشه است. اگر نجنبید، فردا نوبت شماست، اینجا دیگر مسئله‌ی با خدا و بی خدا مطرح نیست مسئله کشتار انسانهای بی دفاع است. یک وظیفه‌ی همگانی، اعتراض به جنایات انجام شده است. همه از خدائیم و به سوی خدا می‌رویم، مسئله چگونه رفتن است.

اجازه می‌خواهم این یادداشت را با سخنی از مارتین نیمولر به پایان رسانم:

سراغ کمونیست ها آمدند،

سکوت کردم چون کمونیست نبودم.

بعد سراغ یهودی ها آمدند،

سکوت کردم چون یهودی نبودم.

بعد سراغ فعالان کارگری آمدند،

سکوت کردم زیرا فعال کارگری نبودم.

سراغ خودم که آمدند،

دیگر کسی نبود تا به اعتراض برآید.

 ۱- روزنامه‌ی جوان وابسته به سپاه سه‌شنبه ۱۲ شهریور ۱۳۹۲

 دکتر محمد ملکی-شهریور ۹۲

سایت ملی-مذهبی محلی برای بیان دیدگاه های گوناگون است.


حوزه :
  1. ali manly

    محمد ملکی اسوه مقاومت در برابر ظلم سیاه در ایران امروز است. وی با گذشت از زندگی طبیعی خویش سالها را فقط بدلیل نقد اعمال غیر اخلاقی بخش دیکتاتوری حکومت زندانی و از زندگی محروم٬و بمانند صدها غیرتمند دیگر ایرانی نه چوبی و نه سلاحی در دفاع از خود داشت تازه اگر هم میداشت اصلا اعتقادی در بکار گیری وحشی گری و سیاست مقابله بمثل نداشت. او به امید بیداری عموم٬ به صبر و مقاوت علیه دزندانی پرداخت که در لباس روحانیت نفوذ کرده بودند و ادعای دین را از متدیینین واقعی چون منتظری ومیرحسین موسوی و بسیار ملیون دیگر دزدیدند و در لباس میش ظاهر شده اند.
    علت رای به خمینی در سال ۵۷ ٬ دعاوی وی در اعتقاد به اصول اخلاقی٬ انسانی٬ آرا عمومی و آزادگی بود اما او تحت تاثیر اشخاص فرصت طلب آرام آرام از قولهای خود در پاریس سر باز زده دو چهره ای شد. یک چهره آن به حفظ متفکرین پرداخت و بخش دیگر او بااتکا به گرگهای مذهبی در لباس میش فقط به تثبیت ولایت مطلقه پر داخت.
    شاید هم به علت صنفیت با آخوند بودن از فرهنگ اهل صداقت٬ فکر و اندیشه جدا شد و یاد آور چوب و فلک و دستبوسی نوکرانه آخوندی شد. فراموش نکنیم که وی با آن فرهنگ بزرگ شده بود. وی در واقع نماد جمع ضدین شد که هر بخش از همراهان اولیه خود را از هم تفکیک نمود. آنکه که چوب وفلک و دست بوسی را نماد خضوع بیش از حد و افراط در تسلیم و عامل نوکری میدانست می فهمید که برای این به خیابان نیامد تا دیکتاتوری شاه را با یک دیکتاتوری دیگر عوض کندآنها کم کم از او یا تفکیک یا به سکوت همراه با نقد بالاشاره متناسب با زمان گذراندند و بخش دیگر که عاشق زر و زورورزی بودند به دنبال فرصت ولایت مطلقه رفتند تا با استفاده ابزاری از دین٬ پول نفت و منابع ملی را اول بین خودیها تقسیم کنند!
    همین خط ولایت مطلقه به دعوا ها نه از روی قاعده و قانون بل بکمک زور فیزیکی هر جریانی را با خصومت بیرون کرد. بعد هم بسراغ غیر مسلح های منتقد رفتند که همه از قتلهای زنجیره ای آن با خبرید. بعبارت دیگر اینها خوی وحشیگری را در خود یک عادت غیر قانونی کرده اند. راهی نیست که همه متحدا داد بزنیم و این شقاوت را از سر ایران بدور کنیم و الا بسراغ شما هم خواهند آمد. راهی جز انتخاب رهبری با آرا عمومی مستقیم و بطور دوره ای و حکومت قانون نیست و گرنه معصومی وجود ندارد که با دیدن ثروت ملت اول بفکر توسعه ثروت ملت باشد. او اول به کیسه خودش خواهد پرداخت. دوره ای و انتخابی بودن رهبری یک امنیت دادن به حقوق مردم است.
    با احترام به دکتر ملکی

  2. البرز

    اقای دکتر محمد ملکی با سلام وارزوی سلامتی شجاعت شما را بی نظیر میدانم با توحه به اینکه زیر تیغ هستید اما حق را که تشیخیص میدهید بیان میکنید
    اما چند نکته
    رژیم برای هر کشتار تدارک دیده ومی بیند برای حمله به کردستان در سال۱۳۵۸ خمینی گفته بود به مساجد حمله کردند وهمینطور تا به امروز ادامه دارد
    اما در رابطه با کشتار فجیع در اشرف دستگاه شیطان سازی از جند ماه قبل بکار افتاده بود دفعات قبل مزدوران ملاها میگفتند مجاهدین خلق در نوادا مشغول تمرین نظامی هستندوسایتهای زیر مجموعه هم شروع کردندتا تیغ جلادان را تیز کنند بسیاری از این راه ارتزاق میکننداین بار از در دیگری وارد شد وگفتند استالنیست هستند تواب به میدان امده فعلا صدایش در نمی اید با اسم مستعار کار میکند اخوندها میخواهندنفرات خودشان را بعنوان مخالف چابیاندازند مطمئننا نمیتوانند
    برایتان سلامتی ارزومیکنم بیش از این اگر بنویسم شاید تیغ سانسور بکار افتد

  3. azadh

    درود به این شیر مرد ایران زمین. ای کاش ذره ای ازاین غیرت هم در اصلاح طلبان بود .

  4. ج. الف

    با درود به انسان فرزانه و شجاع آقای دکتر محمد ملکی

    خامنه ای و دستگاه ولایت فقیه همچنان دارد وحشیانه می کشد و اعدام می کند و زندانی می کند و شهروندان به ویژه زنان را در خیابان های وطن خود مورد تحقیر قرار می دهد. روشنفکران پوپولیستی که چندین سال درباره «انتخابات آزاد» نوشتند و نقد کردند و جدل کردند با یک تشر خامنه ای این حداقل خود را کنار گذاشتند و چون ملانصرالدین قابلمه خود را برای آش نذیری که خود شایعه کرده بودند دست گرفتند و دنبال حسن روحانی راه افتادند. که: وضع اقتصادی خراب است!!! مگر اقتصاد یک جعبه است که بشود با بازوی کلفت و با یک یا علی سرش را گرفت و از این محل به آن محل حمل کرد! بهبود اقتصادی در دنیای دانش محور رقابت و سرعت یک فرآیند پیچیده و زمان بر است است که با نوآوری و شکوفایی استعدادها و نقد آزاد و مطبوعات آزاد و قوه قضاییه مستقل و قوانین مترقی و شرکت فعال همه شهروندان شامل زنان میسر خواهد بود. الان دستگاه ولایت فقیه راه افتاده است توی فضای مجازی و همه جا حتی با کامنت گذاری تبلیغ می کند کار به هیچی نداشته باشید. به جای این حرف ها به دولت کمک کنید وضع اقتصادی درست شود. یعنی آن چه را که خود مسبب آن بوده اند و باید پاسخگوی باشند، الان ابزاری کرده اند برای منحرف کردن اذهان و به دست فراموشی سپردن حداقل حقوق شهروندی. مبارک تان باد روشنفکران پوپولیست یک دوره باطل دیگر!

  5. حمید

    استاد ملکی در مقام مقتدای نسل ماست .به همین خاطر هم جای نگرانیست که تا روشن شدن قطعی مسائل و رویدادها اظهار نظر قطعی از جانب کسانی مثل ایشان ممکن است باعث بهره برداری نا صواب بداندیشان گردد .چنانکه پیداست هنوز رسما” از طرف منابع معتبر اعلام نشده که مسئول بکار گیری سلاح شیمیائی در سوریه چه طرفی بوده است .همین دیشب از ترکیه هم در این رابطه ذکر شده است .استاد ملکی عزیز ! اگر این کامنت در هر حال به استحضارتان می رسد استدعا می کنم گفتگوی برنامه ” به عبارت دیگر ” بی بی سی را با ” توماس اندروز در یک ” از مدیران امنیتی آمریک و بویژه گفتگوهای دیگر او را با رسانه های آمریکائی در باره سازوکار کنونی دستگاه اطلاعاتی غرب بشنوید .امیدوارم گستاخی تلقی نشود ولی به گمان این شاگرد مکتب شما و ملی – مذهبی ها به طور کلی ، مطالبی از نوع آنچه این مدیر امنیتی شورشی آمریکا عنوان می کند از کمبودهای اطلاعاتی و از ضعفهای دیرین و نمونه وار ماست .با آرزوی سلامت و طول عمر گرامی

  6. سلام همه ستمدیدها بر تو باد که هرگز در مقابل استبداد زان نزدی ای معلم کبیر من ای ازاد مرد ایران زمین

  7. صریح

    آقای ملکی با تمام احترامی که برای شما و شجاعتتان در بیان دیدگاههایتان دارم جسارتا چند نکته را لازم میدانم به عرض برسانم.
    در رابطه با سوریه اینکه نفس جنابت و کشتار محکوم است و انسانهای بیگناه قربانی شده اند شکی نیست. در این که حاکمیت سوریه یک حاکمیت دیکتاتوری است باز هم شکی نیست. ولی نکته ای که خیلی مهم تر است دلایل این کشتار و پشت پرده آن است. اگر این کار دقیق و با حساسیت انجام نشود باز هم این جنایات به شکل دیگر و در جای دیگر تکرار میشود.
    در سوریه فراموش نباید کرد که آنچه تحت عنوان جنگجویان مثلا آزادیخواه فعالیت میکنند به گزارش حتی خبرگزاری های غربی مشتی مزدور از آفریقا و کشورهای مسلمان و حتی بعضا غربی هستند با تزریق ارقام میلیاردی پول و آخرین سلاح های پیشرفته که از عربستان و قطر و ترکیه سرازیر شده موجب این کشتار شده اند. هر حاکمیتی در هر صورت از حق حاکمیت خود دفاع خواهد کرد این در اصل خود قابل انکار نیست. فرقی هم نمیکند که حاکمیت دیکتاتور و یا شبه آزادیخواه باشد. آیا شما فکر می کنید حکومت عربستان از سوریه دمکرات تر است. آیا اگر در یک فرضیه خیالی اگر تعدادی مزدور خارجی در عربستان همین بساط را پهن میکردندمقصر عربستان بود یا گروه مزدور مسلح.
    اکنون بعد از مدتها کم کم معلوم می شود که سرنخ حمله شیمیایی در ترکیه و با پشتیبانی ترکیه توسط نیروهای مخالف صورت گرفته و دولتهای غربی هم چون این سرنخ بیرون زده از حمله کوتاه آمدند بقیه حرفهای فقط ماستمالی موضوع است.
    حقیقت پشت ماجرای سوریه از دو سال قبل طرح ریزی شده و دلیل آن هم طرح بسیار گسترده انتقال خط لوله گاز ایران از طریق عراق و سوریه به اروپا بوده. که بزرگترین ضررکنندهای آن عربستان ، قطر و ترکیه بودند. زیرا ایران با بزرگترین منابع گازی دنیا اگر این پروژه را پیش می برد دست و عربستان و قط کوتاه از فروش گاز ارزان به اروپا کوتاه میشد و ترکیه هم چون خودش را بهترن مسیر این عبور می داند نمیخواهد سوریه جایگزینش شود. حالا بهای این دعوای اقتصادی کثیف را مردم مظلوم سوریه باید بدهند.
    در رابطه با مجاهدین نیز که شما از عنوان شهید استفاده کرده اید اصولا این عنوان برای افرادی که به دلیل انحراف عقیدتی ، سیاسی ،و تا حدودی اخلاقی بخصوص در راس رهبری آن خود را قربانی بازیهای سیاسی کرده اند عنوان مناسبی نیست. جهت اطلاعتان بیش از ۹۰ درصد قربانیان این کشتار جنایتکارانه را بنده شخصا میشناسم و بعضا هم انسانهای شریفی بودند و بغض و اشک اولین واکنش درونی ام با دیدن صحنه ها و اسامی بود ولی بر خلاف شما که در سطح به موضوع نگاه میکنید این جنایت هر چند که عاملان آن هر که باشند جنایتکارند ولی رهبرانی که برای منافع سیاسی خود و فرار از پاسخگویی ۳۰ سال اشتباه مدام این قربانیان از همه جا بی خبر را در معرض چنین خطری (آن هم آگاهانه) قرار دادند کارشان به مراتب غیر انسانی تر است. به نظر شما اگر کسی آگاهنه کودک یا انسان بی دفاع دیگری را در بیابانی که میداند گرگها و درندگان وحشی حضور دارند رها کند با اینکه میداند سرنوشتشان چیست، کار درندگان وحشی وحیشیانه تر است و یا آنها که این شرایط را اینجا کرده اند.
    جناب دکتر ملکی باز هم با تمام احترامی که برایتان قائل هستم متاسفانه دنیای سیاسی که بدون واسطه در ارتباط با منافغ چند صد هزار میلیاردی پول دنیا است بسیار کثیف و بی رحم و نامردانه است. با نگاه در سطح پدیده ها همه ابعاد آن معلوم نیست بنابراین به عنوان کسی که بیش از سی و چند سال از عمرم را در کوران حوادث سیاسی بوده ام به شما به عنوان یک انسان پاک سرشت و آزادیخواه توصیه میکنم که اعتبار خود را در جهت حمایت غیر مستقیم کسانی که روی دوم و اصلی تر این جنایت ها هستند هزینه نکنید. اگر هم جنایت را محکوم می کنید که باید کرد به عوامل اصلی و سیاسی و کثیف پشت پرده آن هم توجه داشته باشید.
    با احترام مجدد

مخاطبان محترم، سایت ملی-مذهبی از دریافت نظرات سازنده شما برای بهبود کیفیت مطالب استقبال می کند. انتقادهای شما و راهکارهایتان می تواند تحریریه سایت را در افزایش کیفیت مطالب کمک کند.

مطالب مرتبط

پربازدیدترین مطالب

این سایت از نظر هویتی ملی-مذهبی ، اما از نظر حقوقی مستقل است.