چهارشنبه ۱ام خرداد ۱۳۹۲ , ساعت: ۰۱:۰۳کد مطلب : 44561 نسخه قابل چاپ

جمهوری اسلامی وارد دوران و ماهیت جدیدی می شود

رد صلاحیت آقای رفسنجانی با چنین سابقه ای معنای سیاسی خاصی دارد وجمهوری اسلامی را وارد یک دوران و ماهیت جدید می کند/ مسئله عمده این است که اینهایی که از سد شورای نگهبان گذشته‌اند، آیا  قادر خواهند بود که به شکلی طیف اجتماعی خود را بسیج کنند و یک جریان عظیم دیگری را به وجود آورند یا نه؟

عواقب رد‌صلاحیت‌ها

رد صلاحیت آقای رفسنجانی (و نیز آقای مشایی) به معنای قدرت مندی سیاسی تصمیم‌گیرندگان این عمل نیست. هر چند که با اقدام بسیار شدیدی راه را بر دو نامزد انتخاباتی بستند. به خصوص در موردآقای رفسنجانی  می توان گفت با حمایت آقای خاتمی (به عنوان پرچمدار دوران اصلاحات و اینکه حتی با همدردی‌هایی که با سران در حصر جنبش سبز نشان داده بود، پرچم جنبش سبز را نیز به دوش می‌کشید)، و با اجماعی که پشت ایشان به وجود آمده بود؛ شرایطی به وجود آمد که موجب وحشت در سران قدرت شده بود. بدین ترتیب رد صلاحیت هاشمی هزینه سنگینی را به خود کسانی که چنین تصمیمی گرفته اند و بر راس حاکمیت تحمیل خواهد کرد.

صلاحیت آقای هاشمی را تایید نکردن به هر بهانه‌ای که باشد به نوعی زیر سوال بردن تمام ۳۳ ساله گذشته جمهوری اسلامی و ائتلافاتی که در آن بوده، هست. آقای رفسنجانی نقش بسیار تعیین‌کننده ای در برآمدن رهبر کنونی داشته است.

آقای رفسنجانی از کسانی است که در دوران جنگ، در جریان اختلافات و کشمکش‌های سال‌های ۶۰ ، شکل گرفتن محور قدرت حاکم و … و با حذف نقش مرجعیت از ولایت فقیه و بعد تصمیم بر قبولاندن آقای خامنه‌ای تا چند سال پیش نقش تعیین‌کننده‌ای داشته است. رد صلاحیت آقای رفسنجانی با چنین سابقه ای معنای سیاسی خاصی دارد وجمهوری اسلامی را وارد یک دوران و ماهیت جدید می کند.

 رد صلاحیت آقای مشایی دارای همین اهمیت  سیاسی نیست. اما باز هم با توجه  به این نکته که آقای مشایی نامزد مطلوب رئیس‌جمهوری است که با ذوب در ولایت از دل آقای خامنه‌ای و سرای رهبری بیرون آمده بود خود این رد صلاحیت به شکلی اظهار عجز راس حاکمیت برای حفظ مشروعیت‌های گذشته و اخیر خود است .

چنین راس حاکمیتی در موقعیت ضعف عملا تصمیم می‌گیرد که هم راه را بر آقای خاتمی ببندد و هم بر کسی که مورد اجماع اصلاح‌طلبان شده و هم بر طرفداران آقای احمدی‌نژاد. حاکمیت به این اندازه  ضعیف، حال می‌خواهد انتخاباتی  را سامان بدهد که سعی کرده با یک مهندسی خاص آن را پیش ببرد. این مهندسی خاص عبارت از این است که تعدادی کاندیدا را نگه داشته‌اند که در صورت ظاهر گویا بین شان رقابت واقعی وجود دارد و عملا به این ترتیب یا در دور اول نامزد خود را به کرسی بنشانند و یا به دور دومی بکشانند که در دور دوم برنده همان نامزد مورد نظرشان باشد.

 اما ضعفی که این حوادث در راس حاکمیت مشخص و بیان می‌ کند بسیار روشن است. ممکن است به ظاهر قدرت بستن فضا ، برخورد خیابانی و بسیج نظامی و امنیتی  وجودداشته باشد اما اصلا هیچ پشتوانه سیاسی و  مشروعیت حقوقی ندارد.

 هر چند من فکر می‌کنم هنوز باب انتخابات پیش رو بسته نشده و هنوز حرکت اجتماعی و حرکت‌های مطالباتی می‌تواند نقش بسیار زیادی در تعیین سرنوشت آینده خود این انتخابات داشته باشد و میزان پیروزی نهادهای  امنیتی و راس هرم سیاسی و قدرت را در این انتخابات به محک آزمایش دیگری بگذارد.

 آینده اصلاح‌طلبان

در این چیدمان از کاندیداهای مورد قبول شورای نگهبان سعی شده دست مهندسین انتخابات را برای به کرسی نشاندن کاندیدای مطلوب خودشان که کاندیدای راس حاکمیت است باز بگذارند.

بدین ترتیب که عملا دو کاندیدا از مجموعه جریان اصلاح‌طلب باقی گذاشته‌اند یکی از آنها آقای عارف است که بنا بر معاونت‌اش در دوران ریاست‌جمهوری آقای خاتمی و روابطی که با بنیاد باران و نزدیکی‌هایی که با آقای خاتمی دارد می‌تواند به عنوان کسی که بیانگر نظرات و مواضع ایشان بوده قلمداد شود. اما سعی شده نامزدی را بپذیرند که از نقطه نظر سیاسی اصلاح‌طلبی دارای نقاط ضعفی است. درست است که از نظر مدیریت با آقای خاتمی همکاری کرده است اما مرز و موضع سیاسی خود را با جریان اصلاح‌طلبی و در ارتباط با جنبش سبز آنطور که باید و شاید مشخص نکرده است.

 آقای روحانی را نیز باقی گذاشته‌اند که به نوعی نمایندگی طیف آقای رفسنجانی را بکند. چون آقای روحانی  همکاری‌های نزدیکی با آقای رفسنجانی داشته است . وی همچنین این موضع را بعد از نامزدی اش گرفته که یا من به نفع آقای رفسنجانی کنار می‌روم و یا ایشان از من حمایت میکند. این موضع  به احتمال زیاد گویای آن خطی است که آقای رفسنجانی کاندیدای آن بوده است.  اما باز در مورد آقای روحانی هم، مانند آقای عارف، این مسئله را در نظر گرفته‌اند که چندان به عنوان خط خودشان شناخته نشده‌اند و توانایی بسیج اجتماعی طیف اصلاح‌طلبان و یا طیف طرفداران آقای رفسنجانی را ندارند. باقی گذاردن این دو در مسابقه انتخاباتی یک نوع شکستن اجماعی است که با آقای رفسنجانی ایجاد شده  و با حمایت آقای خاتمی از آقای رفسنجانی تشدید شده بود که حاکمیت را ترساند.

  کاندیداهای دیگری که تایید شده اند نقش عمده‌شان  کناره‌گیری و حمایت از کاندیدای مورد حمایت حاکمیت است. اما  به نظر من تصمیم نهایی در باره اینکه نامزد شان آقای جلیلی باشد یا آقای ولایتی هنوز گرفته نشده است. مهندسین انتخابات اینطور عمل کرده اند که در ضمن کار ببینند کدام یک از این دو نفر بهتر خواهند بود. در این جا هم دینامیسم و پویایی که آقای قالیباف در کاندیداتوری خود دارد، تا حد زیادی بازی آنها را مختل می‌کند.  اما آقای قالیباف نگاهش تا حد زیادی معطوف به راس حاکمیت است. با  این حال به نظر نمی رسد آقای قالیباف برای داشتن پشتیبانی راس حاکمیت بتواند با آن دو نفر رقابتی داشته باشد . آقای ولایتی یا آقای جلیلی  هر دوشان خود را به عنوان کارگزار و تیغه چاقوی رهبری معرفی کرده اند و برای خودشان استقلال عمل چندانی قائل نیستند. آقایان محسن رضایی و آقای غرضی هم بیشتر کاندیداهایی هستند که در این انتخابات صحنه را پر می‌کنند.

اما مسئله اصلی عبارت از این است که برای کاندیداهایی که حاکمیت انتخاب و چینش کرده از بازیکنان ضعیف طرفدار آقای رفسنجانی و اصلاحات انتخاب کرده است.

و بالاخره مسئله عمده این است که اینهایی که از سد شورای نگهبان گذشته‌اند، آیا  قادر خواهند بود که به شکلی طیف اجتماعی خود را بسیج کنند و یک جریان عظیم دیگری را به وجود آورند یا نه؟ و این بستگی به این دارد که از الان تا  انتخابات که تنها ۳۷ روز فرصت باقی است آقای روحانی و آقای عارف وفاداری خود را به برنامه‌های مربوط به اصلاحات و به طور مشخص لوایح دو گانه آقای خاتمی که یک نوعی نقطه توقف برنامه‌های اصلاحی ایشان بوده و همچنین در ارتباط با میزان استقلال و شانی که برای رئیس‌ جمهوری نسبت به مراکز دیگر قدرت قائل اند؛ اعلام کنند. به عبارت دیگر تعریف خودشان از رئیس‌جمهور را به عنوان کسی که اتکای اجتماعی و شانی برای خود دارد و یک کارگزار و کارمند درجه دو دفتر رهبری نیست عنوان کنند.

و نیز بستگی به این دارد که این کاندیداها تا چه اندازه بتوانند برنامه‌ها و شعارهای مشخص خود را در ارتباط با مطالبات اصلی اصلاح‌طلبان و در ارتباط با برخی خواست‌های آقایان رفسنجانی و خاتمی مثلا در ارتباط با تنش‌زدایی بین‌المللی و  بخصوص نحوه برخورد با حصررهبران جنبش سبز معلوم کنند.هر کدام از کاندیداها که بتواند بیشتر خودش را در چارچوب مطالبات محوری جنبش اصلاح‌طلبی تعریف کند  توانایی بیشتری برای بسیج کردن یک طیف اجتماعی خواهد داشت. و در صورتی که هر کدام از این کاندیداها بتواند به این ترتیب خودش را به نوعی سخنگوی مطالبات بر زمین مانده جنبش اصلاحات معرفی بکند می‌ تواند به میزان زیادی پویایی جدید در این انتخابات به وجود بیاورد.

به همین دلیل من می‌گویم تعیین تکلیف با کل انتخابات هنوز زود است. در این انتخابات باید دید هفته های اولیه کارزار انتخاباتی به چه شکلی می‌گذرد و بعد از آن تصمیم‌گیرندگان تصمیم قطعی خود  برای برخورد با آینده انتخابات را بگیرند.

سایت ملی – مذهبی محلی برای بیان دیدگاه‌های گوناگون است.


حوزه :
  1. ناظر

    تعریف کردن خود کافی نیست . عارف و روحانی مرد این میدان نیستند و به فرض پیروزی در انتخابات هم توان کوچکترین تغییری را در خط مشی کنونی ندارند . بدنه حکومت چنان فاسد است که اجازه آمدن هیچ نامحرمی را به درون خود نمیدهد و این دو نفر را هم مجبور میکنند که با همین بدنه فاسد کار کنند . اصلاح طلبان در صورت حمایت از هر یک از این دو نفر هم گور خود را کنده اند و هم گور نظام ولایی را . چرا که تنها راه باقیمانده سرنگونی نظام است .

  2. ناظر دوم

    آقای ناظر اول، جنابعالی اگر خاتمی می آمد و کاندیدا میشد نظر نمیدادی که خاتمی خائن است و تنها راه نجات سرنگونی نظام؟ هاشمی که کاندیدا شد نگفتی هاشمی سوپاپ حکومت است و تنها راه نجات سرنگونی نظام؟ چهار سال پیش نمیگفتید که موسوی با اعتقادی که به دوران طلایی امام دارد در جهت تثبیت نظام است و تنها راه نجات سرنگونی نظام؟ موقعی که چهار سال قبل از آن معین و کروبی کاندیدا بودند نمیگفتید اصلاحات شکست خورد و تنها را نجات سرنگونی نظام؟ وقتی دوم خرداد خاتمی کاندید بود نمیگفتید این بازی رژیم است و تنها راه نجات سرنگونی نظام؟
    خسته نشدید از اینکه سی سال است اشتباه سیاسی میکنید؟ از رو نرفتید؟ نظام پس چرا سرنگون نشد؟ از پاریس میخواستی نظام را سرنگون کنی؟

  3. محمد دانش پور

    من فکر می کنم با رد شدن هاشمی دوران سیاهی در پیش است وموقعییت بین المللی ایران بسیار تاریک است ایران امکان دارد وارد جنگ امپریالیستی کردد تمام پایگاهای امریکاه دور تا دور ایران چیده شده است فرانسه اعلان جنگ داد ه است با ترکیب کنونی ایران قادر به پیش بردن سیاست تعامل با غرب نیست موجودیت ایران در خطر جنگ امپریالیستیست با تو جه با او ضاع خفقان واستبداد شرقی حاکم بر ایران توده ها به انقلاب روی نمی اورند وبیشتر پاسیوتر می شوند وایران تبدیل به یکی از کشورهای نظیر افریقا می شود در کامنتهایم نوشته ام که تضاد خامنه ای با هاشمی انتاگونیک است واشتی پذیر نیست این تضاد با انقلاب دموکراتیک حل می شد این را خامنه ای فهمید وطفل را سقط کرد وضع ما با تائید صلاحییت هاشمی مثل شیلی وارزانتین وانقلاب ۱۷۸۹ فرانسه می شد ولی حالا سقط شد اینده تاریک است

  4. جناب آقای ناظر دوم! من هم با استدلال ناظر اولی موافقــم، بلاخره هرکسی که دراین کشور زندگی کرده این را میفهمد که نه تنهــا آقایان روحانی و عارف (خدای ناکرده توهـــین نباشـــد ونیست) اعتقــاد راســخ دارم که ازجناب آقای خاتمی هــم کاری ســاختـــه نبود ونیست حتی با داشتن بیــش از ۹۰% رای، ولی آقای هاشمی چرا، او دراین انتخابات به مراتب بیــش از آقای خاتمی و هـرکس دیگری میتوانست کارگشــا باشــد برای ما ملت ایران، برای اینکه آقای هاشمی برخلاف آقای احمــدی نژاد که چیزی در دست ندارد و همواره با ۴برگ کاغــذ باطلــه بگــم بگــم راه میآندازه، آقای هاشمی از پــس پرده بسیــار چیــزها میداند و لازم هم نیست که با افشــاگری کاری پیش ببرد! بهرحال، درحال حاضر بهترین راه همان است که در روز رای گیری درخانه استراحت کنیــم شاید ۲زاری آقایان بیافتــد که ما ملت نگرانیــم، نگران از جنگ، نگران از عاقبت فرزندانمان، نگران از تامین هزینــه زندگی و نگران…

  5. احمد

    شب آبستن است تا چه زاید سحر – عجله نکنید هنوز اول راه است .هنوز نامه ردصلاحیت به دست هاشمی نرسیده است – دختر هاشمی

  6. Bijan Majeri

    دوست محترمی که میفرمایید نمی‌شود و نمیتوانند و ….

    بر اساس تئوری کأئوس و آنچه که در ریاضیات به افه پاپیون معروف است حتا بال زدن یک پروانه میتواند باعث طوفانی آنطرف دنیا شود. آنوقت چطور است که رئیس جمهور شدن و در اختیار داشتن چند صد میلیارد دلار بودجه فاقد اثر باشد. فکر نمی‌کنید اگر مملکتمان به این روز افتاده ناشی‌ از همین گونه تشخیص‌ها باشد. احتمالاً منظور شما از اثر، بر اندازی رژیم است و اگر این جور باشد با شما موافقم این‌ها اثر ندارد باید رفت دنبال کلنگی کردن ایران و مثل سوریه ویرانش کرد. برایتان آرزوی روزی خوش می‌کنم

  7. جواد اصلانی

    یک سوم قرن به تباهی گذشت. تباهی مقاله نویسی و برنامه های فردی بدون استراتژی و برنامه برای کنش جمعی و ملی.

    به گمان من یک کار عملی ساده برای تغییر ذهنیت ها لازمه. خوبه افراد یک تغییر عینی در چهره خودشون ایجاد کنند. مثلا کسانی که سبیل داشتند یک مدت سبیل خود را بزنند. اصلاح طلبان ریش خود را بزنند. افرادی که مویشان سفید شده آن را رنگ کنند. کسانی که موهایشان کوتاه بوده، مدتی موهای بلند داشته باشند….

    وقتی هر روز اول صبح در چهره خود می نگرند یادشان باشد که باید وارد دوران جدیدی شد.

  8. جواد اصلانی

    به گفته صادق زیباکلام، آقای هاشمی رفسنجانی امروز چهارشنبه بعد از دیدار با اعضای ستاد خود و تشکر از آنان برای ادای نذری که برای رد صلاحیت خود کرده بودند روانه شدند. به آقای تقی رحمانی و آکادمی هاشمی شناسان لطفا بفرمایید یه مقاله ای بنویسند.

  9. مهمان

    شنیده ام میگویند چه مکن که خود افتی

  10. مرداویج

    بادرود و آرزوی بهروزی برای شما انسان بزرگوار جناب سلامتیان عزیز

    ” آقای رفسنجانی از کسانی است که در دوران جنگ، در جریان اختلافات و کشمکش های سال های ۶۰ ، شکل گرفتن محور قدرت حاکم و …. و با حذف نقش مرجعیت از ولایت فقیه و بعد تصمیم بر قبوالاندن آقای خامنه ای تا چند سال پیش نقش تعیین کننده ای داشته است، رد صلاحیت آقای رفسنجانی با چنین سابقه ای معنای سیاسی خاصی دارد و جمهوری اسلامی را وارد یک دوران و ماهیت جدیدی می کند ”

    آقای سلامتیان عزیز با خواندن این مقاله ی شما من این جند سطر بالا را بعنوان چه جیزی از شما باید قبول کنم؟
    ۱- تحلیل شما از تغییر ماهیت پیدا کردن رژیم به دلیل رد طلاحیت شدن یک فرد آنهم به دلیل اینکه این فرد تا چند سال پیش نقش تعیین کننده ای داشته؟

    ۲- تحلیل شما از انتخابات ۹۲ و وارد شدن ایران به دوران جدید در اثر این دوره از انتحابات؟

    ۳- یا اینکه ………………..؟

    استاد عزیز اگر بعنوان شماره ۱ و تعغیر ماهیت رژیم قبول کنم که باید به شما بزرگوار عرض کنم ماهیت هر پدیده ای از ذات و طبیعت آن پدیده سرچشمه می گیرد و می توان گفت ماهیت معرف ذات و طبیعت یک پدیده است، و جمهوری اسلامی ایران ( در اینجا سحن بر سر جمهوری اسلامی ایران است و نه اسلام یا جمهوری اسلامی درکشوری دیگر) نطفه اش با تئوری غیر عقلانی ولایت فقیه بسته شده و ذات و طبیعتش بر پایه ی ولایت فقیه بنا شده و با آن عجین شده و تا زمانی که هسته ی اصلی این سیستم ولایت فقیه میباشد ماهیت اش قابل تعغیر نیست . اگر ماهیت این رژیم با رد صلاحیت یک فرد که زمانی وزن سیاسی تعیین کننده ای داشته و به مرور این وزن را به صورت فرسایشی از دست داده قابل تعغیر بود حیلی وقت قبل باید این تعغیر ماهیت رخ میداد. آیا فردی که خود یکی از تئوریسین ها و به طریقی معماران ولایت فقیه بود و از نظر وزن تعیین کننده داشتن هم دارای بار معنوی و هم وزن تعیین کننده ی سیاسی بیشتر بود و نایب و جانشین ولی فقیه بود و رد صلاحیت نه که به یکباره حذف شد آیا تعغیری در ماهیت رژیم بوجود آمد . در انخابات دوره ی قبل .آیا مگر موسوی دارای وزن سیاسی کمی بود؟ در صورتی که مرحوم منتظری ( روحش شاد ) و یا موشوی نسبت به آقای رفسنجانی هم از لحاظ کوتاه نیامدن در برابر دیکتاتوری خامنه ای و هم از نظر مقبولیت در میان مردم و حتی بدنه ی سپاه و بسیج از آقای رفسنجانی خیلی سرتر بودن پس چرا آن موقع شما اشاره ای حتی به کوچکترین تعغیر ماهیتی نکردید؟ آقای سلامتیان عزیز چگونه ست که با رد صلاخیت آقای رفسنجانی که در روز روشن و در مکان عمومی به دخترش بدترین توهین ها شد و رسانه ها به همه نشان دادن و آقای رفسنجانی جیکش در نیامد و دقیقا هم میدانست که اگر از ظرف بیت رهبری برای آن هتاکی زشت و نفرت انگیز تائیدیه صادر نشده بود آن مردک هتاک به گور پ… می خندید که آنچنان هتاکی کند. پس از آقای رفسنجانی توقع آنچنانی نداشته باشید که ماهیت عوض کن شود

    و اگر به شماره ۲ و وارد شدن به دوران جدید در ایران به دلیل اتحابات این دوره که شما نوشته اید بخواهیم بپردازیم
    آقای سلامتیان شما چه چیزی دیده اید که از ما میخواهید باور کنیم که دارد ماهیت رژیم تعغیر میکند و داریم وارد دوران جدیدی می شویم . خدا به خیر کند از دست شما عزیزان آدم میخواهد کله را چنان بکوبد به دیوار که شاید آنطوری وارد دوران جدید واقعی شود. به یک قسمت دیگر از همین مقاله ی خودتان نگاهی بندازیم که دارید از چگونگی وارد دوران جدید شدن می گوئید.
    ” هر کدام از کاندیداها که بتوانند بیشتر خودش را در چارچوب مطالبات محوری جنبش اصلاح طلبی تعریف کند توانائی بیشتری بسیج کردن طیف اجتماعی خواهد داشت . یا اینکه کاندیدا بتواند سخنگوی مطالبات برزمین مانده جنبش معرفی کند ، میتواند به میزان زیادی پویتئی جدید در انتخابات بوجود بیاورد”
    اولا که جناب سلامتیان عزیز سعی نمی کند که به مردم بگوید که بروند و بطور واقعی این کاندیداها را به چالش بکشند و از آنها ضمانت اجرائی بگیرند که مطالبات شان را به جد دنبال کنند و اگر حکومت تن به خواسته مردم نداد نمایندگان در گنار آنها با قاطعیت ایستادگی کنند .بلکه به نمایندگان می گوید اگر فقط تلاش کنید که خود را بتوانید در چارچوب مطالبه محوری تعریف کنید. گیرم که بتوانند خود را در آن جارجوب حال واقعی یا نه فقط بتوانند تعریف کنند. بدون ضمانت اجرائی چه دستاوردی برای مردم دارد . در حالیکه همه میدانیم این کاندیداها موکتی از کاندیدا هستند .در حالیکه همگی میدانیم وقتی کاندیداهای واقعی مردم اجازه ورود به صحنه را ندارند و موسوی و کروبی هنوز به جرم ایستادگی در راه حفوف مردم در حصر و محروم از کلیه حقوق شهروندیشان آفای سلامتیان از مردم میخواهند که به این کاندیداها بیایند و رای بدهند حال نگاهی بیندازم به کاندیداها از دیدگاه خود آقای سلامتیان.
    در مورد دو کاندیدای ” اصلاح طلب” آقایان عارف و روحانی .
    در مورد آقای عارف آقای سلامتیان ایشان را اینگونه معرفی می کنند: نقل به مضمون
    ” با اینکه با آقای خاتمی کارکرده و در بنیاد باران هم فعال هستند ولی حاکمیت بدلیل اینکه ضعیف ترین فرد از نقطه نظر اصلاح طلبی هستند او را انتخاب کرده ، و فردی است که صریح در مورد جنبش سبز موضع درست موضع نگرفته”
    در مورد آقای روحانی هم آقای سلامتیان موصع ایشان را در حد آقای عارف نیداند با این تفاوت که آقای روحانی به آقای رفسنجانی در پیوند هستند و ایشان را در نزد افراد جامع حتی در نزد اصلاح طلبان نیز فاقد پایگاه برای رای آوری میدانند و در امر بسج مردم و کشاندن آنها به پای صندوق را ضعیف دانسته اند.
    حال از این عزیز تقاضا میکنم از کدام تعغیر ماهیت سخن می گوئید و آن دوران جدید که معتقدی ایران دارد وارد آن میشود کجاست . شما خودتان در همین نوشته تان نشان داده اید که این دوره انتخابات در مقایسه با انتخابات دور قبل دست آورد کمتری برای جامعه ما دارد و سیرکی است که بیت رهبری و سرداران دارای منافع کلان برای فریب مردم راه انداخته اند و در آخر مقاله هم می گوئید که تصمیم گیرندگان اصلی تصمیم خود را در مورد آینده ی انتخابات می کیرند . کجاست دلایلی که شما از وارد شدن به دوران جدید در ایران میدادید و تعغیر ماهیت هم مبنای علمی از نظر من ندارد . شما عزیزان قلب و منظور پاکی دارید ولی باور کنید خیلی وقت ها به جای کمک به نسل های بعد از انقلاب بکنید ناخواسته گیج شان می کنید. همان گونه که با ما نسل زمان انقلاب کردید از چاله درآوردید مارا و با پس گردنی به چاهی انداختید که هنوز پایانش را نمی بینیم . خیلی سوال از شماها داریم ما واز حالا به بعد بدون رودربایستی هم جواب سوال های ما را بدهید هم هر کجا در تحلیلی احساس کردیم دارید باز با ر دیکر باعث سردرگمی مان میشوید از شما جواب خواهیم خواست اگر اشتباه از طرب ما صورت بگیرد با تمام وجود از شما بزرگواران عذر خواهی خواهیم کرد . جای انسانهای مانند جان باخته ی راه آزادی زنده یاد هدا صابر و کسانی که در آن منش بودن و رفتن و کسی جایشان برای ما پر نکرد.و کمبودشان مارا دارد خفه می کند . این مقاله ها بوی آنها نمی دهند . هر جند با قلب و نیت پاک می نویسید سر واران عزیز. اما باز دوستان داریم .چون میدانیم قلبتان بزرگ است .جناب سلامتیان و دیگر بزرگواران . مثلا کاشکی نسل شما به ما میگفت مخالفت خمینی با شاه به چه دلیل بود . شاید نگفتید چون خودتان هم با آزادی و خق رای زنان مخالف بودی . حقیقت کدام است. آیا جرات اقرارش اگر چنین چیزی بوده ، هست یا هنوز نه. به امید محو استبداد در هر لباسی و زنده باد آزادی. بگدارید کامنت ها نیز کاهی بلند باشد . گاهی .

مخاطبان محترم، سایت ملی-مذهبی از دریافت نظرات سازنده شما برای بهبود کیفیت مطالب استقبال می کند. انتقادهای شما و راهکارهایتان می تواند تحریریه سایت را در افزایش کیفیت مطالب کمک کند.

مطالب مرتبط

پربازدیدترین مطالب

این سایت از نظر هویتی ملی-مذهبی ، اما از نظر حقوقی مستقل است.