یکشنبه ۸ام اردیبهشت ۱۳۹۲ , ساعت: ۱۲:۰۲کد مطلب : 42604 نسخه قابل چاپ

انتخابات؛ مانور هاشمی برای خاتمی…

حال هاشمی قصد مانوردوم را دارد او به خاتمی گفته که بیاید. هاشمی نشان داده است که آدم دوره ریسک است و می تواند چند بار تن به وزن کشی سیاسی دهد. چنین روحیه ای را خاتمی ندارد،حال که فشاربرخاتمی زیاد است؛ هاشمی، بیت ورهبری را درمصاف سیاسی جدیدی قرار داده است.

پیام های بیت رهبری درمخالفت با کاندیداتوری خاتمی به اشکال مختلف انجام گرفته ،اما خاتمی حاضربه دریافت حضوری پیام های اخطار نیست. این رفتار خاتمی نشان می دهد که وی در صدد سنجش فضای حضور است. این فضا را چه کسانی باید بسازند؟ بی گمان فعالان درعرصه های گوناکون ازروحانیون،مراجع ودانشگاهیان و کسانی که فضای باز را طلب می کنند تا در آن راحت تر نفس بکشند . به موازات این درخواست ها خاتمی نمی تواند «نه» بگوید چرا که با اعتبارخود بازی نادرستی کرده است. پاسخ خاتمی به دعوت ها باید «آری» باشد.

حقیقت آن است که جامعه سیاسی ایران بی حس و کرخت است. درچنین شرایطی می باید فشار امنیتی ها راعقب راند. ایشان با ایجاد رعب و وحشت همه را مبهوت کرده اند. این بهت را باید با حضوردر صحنه شکست. در این میان اگر آقای حسن خمینی سودای حضور خاتمی را دارد چرا این خواسته را رسمی نمی کند. جرات مطهری که گفت حتی رد صلاحیت خاتمی برکاتی خواهد داشت قابل تقدیر است وهشداری به سپاهیان است که به کمترازکل ایران قانع نیستند وتوجه دادن به حامی سپاهیان که بیت رهبری است. فشار امنیتی ها را باید چهره های نظام که با این امرمخالف هستند بشکنند، تا اعتماد و جرات اجتماعی افزایش یابد.

مانور هاشمی برای حضور

اما رفتار هاشمی را باید تعقیب کرد. وی دومین حرکت خود را انجام داد .اعلام این که تا چند روز دیگر درباره حضور یا عدم حضور منتظر خواهد ماند. به قول خودش دوستی که خود پرورده است ، حالا به او اعتماد ندارد . این برای هاشمی درد بزرگی است . حرکت اول آمدن مهدی هاشمی بود و بعد مانور لازم دراین مورد. حرکت دوم اعلام این که تا چند روزدیگراعلام حضور یا عدم حضورخواهد کرد. این بازی هاشمی با بیت است وحرکت دقیقی است .اگر درسال ۱۳۸۴ه.ش نوبت حذف هاشمی بود که احمدی نژاد آن را انجام داد و با همین حربه برعلیه موسوی هم وارد شد.الان زمانه چطور است؟ سخنان سردارمشفق را به یاد آوریم حتی در زدن خاتمی و موسوی- درنزد نظامیان که زبان قدرت را می فهمند-، حذف هاشمی پنهان بود که باید او را بزنند تا دوباره درساخت قدرت ایران مستقل ازرهبری قدرتی نداشته باشد. به گفته سردار مشفق هاشمی درپی تضعیف ولایت فقیه است. چراکه هاشمی از زمان دار شدن مقام ولایت گفت و برخی رفتارهای رفرمی انجام داد که نظامیان ورهبری نظام را خوش نیامد.

حال هاشمی قصد مانوردوم را دارد. او به خاتمی گفته که بیاید .هاشمی نشان داده است که آدم دوره ریسک است و می تواند چند بار تن به وزن کشی سیاسی دهد.چنین روحیه ای را خاتمی ندارد ،حال که فشاربرخاتمی زیاد است؛ هاشمی، بیت ورهبری را درمصاف سیاسی جدیدی قرار داده است.

انتخاب بیت: خاتمی یا هاشمی ؟

حال بیت باید انتخاب کند که کدام را ترجیح می دهد. اگر خاتمی را بپذیرد هاشمی نمی آید .اما اگر خاتمی را نپذیرد هاشمی کاندیدا می شود .حال باید دید که کدام کاندیدا برای بیت قابل تحمل است ،خاتمی یا هاشمی؟ رد صلاحیت هاشمی برای نظام بسیار معنی دارتر از رد صلاحیت خاتمی است اما باید توجه داشت که رد صلاحیت خاتمی هم درجامعه انعکاس منفی دارد وعواقب آن سخت است. بیت رهبری هم مانورخود را به شکل تهدید نشان داد و آن اعلام تاریخ دادگاه مهدی هاشمی بود.

مانور هاشمی انداختن توپ در زمین آقای خامنه ای است. اما اگر خاتمی نیامد با هاشمی چه باید کرد؟ البته نوع حمایت ازهاشمی با خاتمی متفاوت است. آمدن هاشمی برای طالبان فضای باز امکانی برای نفس کشیدن فراهم می کند. دراین جا است که فعالان مدنی با خاتمی بیشتر وبا هاشمی کمترهمراه خواهند شد.

اگر جامعه محوری نیاز است، که هست؛ اگر به فضا نیاز داریم، که داریم؛اگر به دنبال منجی نیستیم چون کار ایران با منجی راست نمی شود؛ اگردموکراسی یک شبه نمی خواهیم، چون دموکراسی برق و بادی را خیری نیست،که نیست؛ پس باید به روی کاندیدایی که توان ایجاد فضا دارد حساب مدنی باز کنیم. حساب مدنی از حساب سیاسی جدا است .در این جاست که به هاشمی یا خاتمی یا کاندیدای اصلاح طلبی که بر روی آن اجماع شود باید توجه واصرار داشت.

حال هاشمی با مانور خود فضا برای خاتمی- که ناز فراوان دارد چون نازکش هم دارد -باز کرده است. بیت اگر خاتمی را رد کند باید با هاشمی مدارا کند .آیا بیت رهبری ،هاشمی را دوباره می پذیرد؟ در این صورت باز باید با کسی مواجه شود که سابقه بیشتری ازرهبری نظام دارد و رهبر انقلاب برای او زمانی که ترور شد،دعا کرده که بماند. هاشمی مردی که در تصفیه مخالفان مروت نداشت ،اگر چه همان مخالفان با وی به فتوت رفتار کردند چون منافع ملی را باور داشتند . اکنون همین هاشمی ازمحدود شدن زمان زمام داری رهبری حرف می زند وحدی ازآزادی های مدنی را قبول دارد .اما مهم تر، نسبتی است که وی با قدرت رهبری نظام ایجاد می کند. این نسبت برای رهبری پرهزینه خواهد بود . پذیرفتن هاشمی آسان نیست.حضورهاشمی حتی با رای مناسب،نه حتی هاشمی پیروزدر انتخابات؛ موجب خواهد شد که وی دوباره ازاعتباراجتماعی بدست آمده خود، در برابررهبری موضع گیری سیاسی کند. چیزی که رهبری نظام چند سال زحمت کشیده که این توانایی را خنثی کند و برای زدن قدرت هاشمی معضل جدیدی به نام احمدی نژاد را آفریده است .

خاتمی وهاشمی حتی اگررای پیروزی نیاورند بازدربرابر سیاست های حاکم نظام چهره ای مخالف می شوند که اعتبارزا می باشد.

در همین راستاست که اگرخاتمی رد صلاحیت شود،اعتباربیشتری کسب می کند. اگربا حکم حکومتی بیایید مردم خواهند گفت که حکومت ترسید اورا تائید کرد.اگرهم در انتخابات رای نیاورد ، خواهند گفت که تقلب شده است. اگر حکومت در سال۸۸ خودش ابتکار شمارش مجدد آرا را مطرح می کرد امروز با خطرمضاعف شده اعتماد عمومی مواجه نبود که دیگر هر اعلام نتیجه ای مورد قبول بخشی ازجامعه قرارنگیرد.

خاتمی که برنامه می دهد وازطرفی نظر نهایی خود رااعلام نمی کند باید توجه داشته باشد که هر سلامی، علیکی دارد . دعوت ازوی می تواند با پاسخ وی مبنی بر تمایل تلقی شود منتها با اعلام چند هدف وسوال مشخص وچند شعار معین که جذابیت دعوت از او را بیفزاید.در هر حال امتناع خاتمی به دلیل ایجاد هزینه برای مردم منطقی نیست. رد صلاحیت خاتمی هم برای نظام هزینه دارد.اگر خاتمی به دلیل شرایط سخت اقتصادی نمی آید باید بداند که اگر او نتواند کدام کاندیدای اصلاح طلبی که اعتبار کمتری از وی دارد، می تواند مشکلات اقتصادی را حل کند . اماا گر خاتمی توان و حوصله مقابله مدنی را ندارد این را اعلام کند.وی را ادعا این است که می خواهد اصلاح امورکند، پس برای آن باید تلاش کند .

اما هاشمی هم در صورت کاندیدا شدن، اعتباری اعتراضی به وضع موجود می یابد که به معنی اعتبار برای خود وی است. او قصد نجات نظام را دارد .از نظروی باید اصلاحی صورت بگیرد اما ازنظرآقای خامنه ای نظام راه درستی رفته است. در این جاست که اختلاف نظرها میان هاشمی و رهبری حکومت شکل می گیرد.هاشمی اگر بازنده انتخابات شود بازخط خود را ازسیاست های فعلی جدا کرده است. و این برایش اعتبار می آورد.اگر چه بهترآن است که هاشمی اجماع ساز شود تا کاندیدا. چرا که رای آوری خاتمی به اعتبار اصلاح طلبی می افزاید.

جامعه محوری با راهبرد جدید

این جاست که راهبرد چانه زنی ازبالا و فشارازپائین به شکل ناخود آگاه وارونه و تبدیل به راهبرد اختلاف دربالا برای ایجاد فضا درجامعه می شود .البته اگرجامعه محوران این ویژگی را درک ومطابق آن عمل کنند.این راهبرد درحال شکل گیری است ،اما قوام نیافته است.

در عرصه صفحه شطرنج مه آلوده جامعه سیاسی ایران ،جامعه محوران را باید تیزهوشی باشد تا ازتنگه فعلی با ضربه کمتری عبورکند.چرا که برنامه نظامیان رساندن جامعه مدنی به صفر است.این اتفاق چند باردرتاریخ ایران افتاده است وبازهم می تواند بیفتد . هنرما درحال حاضربهترشدن اوضاع نیست بلکه جلوگیری ازبدترشدن اوضاع است. جامعه محوران را دغدغه قدرت یا نجات حکومت نیست بلکه درد آن است که با حذف جریان اصلاح طلب امکان تحولی که در ایران به دموکراسی حداقلی برسیم، عقب خواهد افتاد وتجربه تلخ به ما می گوید که در زمانی که سیاست کلنگی شود دیگرمدنیت و دموکراسی عقب خواهد رفت . شرایط نا مناسب منطقه ما ازیک سو که بنیاد گرایی را تقویت می کند وهم نوع دموکراسی واراداتی، بعد از یک جنگ یا حمله، برعلیه جامعه مدنی می تواند شکاف هایی را فعال کند که به نام آزادی، دموکراسی و حقوق شهروندی را به قهقرا برد.جامعه محوری با انتخابات ازاین زاویه نگاه می کند .اما درحال حاضراصلاح طلبان ودموکراسی خواهان و جامعه محوران نقطه تلاقی دارند.پس همه مسئول هستند .اما در این مسیر خاتمی با جامعه محوران مسئولیت وهاشمی منافع مشترک دارند.مسئولیت خاتمی درمرحله اول اجماع کردن برخود و درمرحله دوم اجماع سازی برروی دیگری است.بی گمان اولی اولویت دارد.

(توضیح؛ این مقاله در پی مقالات قبلی نگارنده در باره انتخابات می آید که در همین سایت منتشر شده است. در نتیجه از طرح مطالب تکراری پرهیزشده است.)

سایت ملی – مذهبی محلی برای بیان دیدگاه های گوناگون است.


حوزه :
  1. جواد اصلانی

    ضمن سلام و احترام به آقای رحمانی و مواضع دلسوزانه و ملی و مردمی ایشون باید عرض کنم که زمان زمان تغییر بازیه (گیم چنچ). ۳۵ ساله از این نوع حرف ها توسط توده ای ها و اکثریتی ها و دیگران در رفسنجانی شناسی زده شده… الان تو آکادمی هاشون تئوری هاشمی شناسی تو دوره پست دکترا درس تدریس میشه!

    اما روز به روز وضع کشور بدتر و بدتر شده تا حالا که در لبه پرتگاه قرار گرفته. آقای خاتمی و آقای هاشمی هم اگر مرد میدان هستند باید لیدرشیب نشون بدن و بیان مردم را تا تن دادن خامنه ای به آزاد کردن زندانیان سیاسی از شرکت در انتخابات نهی کنند. باید اندکی جرئت به خرج بدن تا صدای خاموش حوزه ها و بقیه هم دربیاد… از این آسته آسته برو که گربه شاخت نزنه چیزی نه نصیب کشور میشه و نه نصیب مردم ایران.

    حکومتی که نخست وزیر حضرت امام را انداخته تو زندان بزرگترین هزینه رو داده. اگر مشکل احمدی نژاد حل بشه و باهاش به توافق برسند مثل آب خوردن آقای خاتمی رو رد صلاحیت می کنند. حل هم نشه و به هاشمی در مقابل احمدی نژاد میدان داده بشه رایش را سپاهیان برگزار کننده انتخابات شمارش نخواهند کرد. مگر این که خامنه ای از توهم درآمده باشه و بخواد به نوعی تغییر تن بده که اونم با بازی تکراری آقایان از توهم در نخواهد آمد… با این نوع بازی های که فکر می کنند خامنه ای عقل فهمیدن آن را نداره اعتبار جنبش را مفتی می فروشند و باعث تفرقه در جنبش هم خواهند شد!

  2. دکتر مصطفی قهرمانی

    دوست عزیزآقای تقی رحمانی در یادداشت خود از اصطلاح “وزن کشی” استفاده کرده بود که برگرفته از زبان رایج در ورزش های رزمی است. با تاسی از همین رویه می توان عنوان کرد که مسلماً آقای هاشمی رفسنجانی به دلایل عدیده در این پیکار انتخاباتی پیش رو نه فقط ازجانب اردوگاه رقیب بلکه توسط خیلی از نزدیکان خاتمی و هاشمی نیز حتی به مثابه حریف “چغر”اتر ارزیابی می گردد.
    حال اصلاح طلبان در نهایت با کدام یک از این دو کاندیدا وارد عرصه انتخاباتی خواهند شد “سهل ممتنع” ای است که با رفتار حاکمیت در روزهای پیش رو جواب داده خواهد شد. به این ترتیب این چنین به نظر می رسد که اردوگاه “اصلاح طلبان” به ظاهر مجهز وارد این پیکار می گردد. و یا اینکه این بار نیز دوباره “ناداوری” عاقبت این پیکار را رقم خواهد زد.

  3. امید

    با سلام به آقای رحمانی گرامی
    در این نوشته بین دو سویه یکی آرزو و دیگری استراتژی تفکیکی رخ نداده است و این منطق بحث را مخشوش کرده است.چرا باید بیت با آمدن اینها موافقت کند اصلا اینها که برای بیت دغدغه نیست.توجه باید کرد که باید خود را جای بیت بگذاریم و بعد داوری کنیم.مگر هاشمی یکبار به دلیلی نشمردن رای هایش از دایره بیرون نیافتاد مگر نامه لابه ننوشت.خاتمی هم که وضعش معلوم است.باید توجه کرد که این دو مبتنی بر منافع ملی عمل نمیکنند برای اینها هنوز کلیت نظام از اعتبار اساسی برخوردار استوفرض کنید اصلا هر دو بیایند.خاتمی را رد صلاحیت کنند و هاشمی را رایش را نشمرند.چه اتفاقی میافتد هیچ. کلی پشت سر این رفتار تیوری بافی میکنند و همه چیز را توجیه میکنند بیت از چشم انداز دموکراتیک نمیبیند برای او دموکراسی شری است که باید حد اقل هایش را برای کم تر شدن شر رعایت کرد و نه بیشتر
    با احترام فراوان

  4. ش

    جناب آقای رحمانی عزیز
    برهیچکس اعتبار سیاسی و صداقت جنابعالی پوشیده نیست اما این سئوال برایم مطرح است چرا شما و همفکران شما (از ملی -مذهبی گرفته تا اصلاح طلب) از برخورد قاطع با این نظام طفره میرود و خود را سر دوراهی آرزو و واقعیت معطل نگه داشته فکر نمیکنید علت آن باشد که در فردای سقوط نظام شما در وزن کشی با بقیه نیروهای اپوزیسیون کم خواهید اورد پس بهتر است با همین بسازیم و بسوزیم تا شاید روزی این وضعیت را بتوانیم اصلاح کنیم.
    دوست عزیز به نظر من حل این معما فقط و فقط در این است که بیاییم با انتقاد از خود گذشته خود را نقد کنیم و بپذیریم که سال ۵۷ اشتباه کردیم و باید در آن زمان ،آن نظام را اصلاح میکردیم. حال بیایئد صادق باشیم و امروز به صرف مصاف با صاحبان قدرت گذشته که ممکن است در وزن کشی فردا بر شما فائق آیند نهراسیم و بدنبال جامعه ئی متحد از مشروطه خواه تا اصلاح طلب باشیم شاید اینچنین فرجی شود برای فردای بهتر. موفق باشید

  5. reza rezayee

    با توجه به اوضاع اقتصادی و اوضاع سیاسی بنظرام این آخرین فرصت اگه بشه کاری کرد .به قول آقای هاشمی‌ سپاه به کمتر از همهٔ مملکت راضی‌ نمی‌شه.این آقایونم که در خواب غفلت و درگیره منافع خودشون هستن.هیچ چشم اندازی وجود نداره اوضاع بشدت داره به ضرر ایران جلو میره .به نظر میاد آمریکا و اسرائیل دارن آماده میشن برای گزینه‌های دیگه.من فکر می‌کنم تنها راه اومدن هاشمی‌ و حمایت خاتمی از هاشمی‌ است.اگه بشه کاری کرد فقط راهش اینه که این دو باهم خوب کار کنن تا شاید کمی‌ فضا رو از فضای امییتی در بیاران .و یکذره همه چیو آروم کنن.وگرنه با این واز از تجزیه گرفته تا خطر جنگ در انتظار.

  6. mohamadian

    واقعیت شاید به گونه ای دیگر نیز باشد. بازی اپوزیسیون نمایی دولت صد در صد ولایی نشانی از شکستن آرا به گونه ای است که مهندسی آرا خیلی واضح نباشد.شکی نیست که مهندسی انجام خواهد شد.اگر نظام تا قبل از ۸۸ به اعتبار نمادین فکر می کرد امروز در ۹۲ دیگر پرده ها را به کنار زد. پرونده باز موسوی و کروبی هم میزان شرکت مردم را به ما می آموزد. جامعه مدنی با حضور خاتمی و هاشمی شکل نخواهد گرفت چرا که سالیان دراز کار در بی فرهنگ سازی جامعه به بار نشسته است.اندک دعوت کنندگان از خاتمی به قدرت از دست رفته خود می نگرند و به ماه عسل پس از انتخابات نه تعمیق خواستهای مدنی. اینبار هم روشنفکران کج راهه انتخابات را که دقیقا هدف حکومت است را برگزیدند. به زعم من معالجه بیمار رو به فوت در بستر مرگ سراب پزشک تازه کاری است که در توهمات به سر می برد. جناب رحمانی عزیز حل معادله سیاسی موجود کار ساده ای نیست. هر چند که شما زحمات بی دریغی را در این راه متحمل شدید و از درک سیاسی بالایی برخوردارید.

  7. ناصر

    من هم فکر می کنم که اصولا پشتوانه‌ای که بتونه شمرده شدن آرای هاشمی و خاتمی رو تضمین بکنه وجود نداره ولی اگر بر فرض چنین موقعیتی به نحوی به وجود بیاد حضور هاشمی رو بسیار مفیدتر می دونم. و حتی فکر می‌کنم تعداد رایش هم در حال حاضر اگر بیشتر از خاتمی نباشه کمتر نیست. هاشمی مدیری قوی‌تر، جنگنده‌تر و از ریزه‌کاری‌های سیاسی و اقتصادی کشور آگاه‌تره و امیدوارم فرصتی پیش بیاد که از این قابلیت‌ها برای بیرون رفتن از وضعیت اسفناکی که گرفتارش هستیم استفاده بشه هر چند واقعا بعید می‌دونم.

  8. فراز

    پس از قرار ادم کش خوب هم داشته ومانمیدانستیم یکی بدنبال رفسنحانی راه میافتد وخودفریبی میکند وطبعا مردم فریبی هم توی ان هست
    یکی بدنبال خاتمی براه می افتد که مقاله مینوشت دادگاههای انقلاب براساس حفظ نظام مجبورند ادم بکشتد
    یکی بدنبال خانواده پینوشه براه می افتد که مردم رابه چنیین روزسیاهی نشاندند فرار کردندطرف بدنبال تاج وتخت است کدام بجه دیکتاتور در چهان توانسته حزب وحبهه تشکیل دهد اینها هنوز بدنبال ایران بعنوان ارث ومیراث ابا واجدادی هستند حزب وجبهه متعلق به دوران مدرنیته است نه دوران ارث ومیراث
    به این رفتار وگفتار میگویند فقر فرهنگی

  9. آرش اديبان

    با سلام ،
    وتشکر از شما و مقاله خوبتون،
    نظرات شما در باره ى انتخابات، از منظر آزادى ودمکراسى که به درست دغدغه( اصلى) بخشى از مردم ما که از وضعیت مالى متوسط وبالائى بر خوردار مى باشند یک طرف سکه مى باشد، ولی طرف دیگر سکه را شما خیلى مدتها است که فراموش کرده اید و آن هم عدالت اجتماعى است که دغدغه ى( اساسى ) بخش دیگرى از جامعه که از توان مالى کمترى بر خوردار مى باشند و اکثریت جامعه را تشکیل مى دهند، مى باشد.
    شما بهتر از من مى دانید که (آزادى ودمکراسى)و(عدالت اجتماعى) مثل دو بال کبوتر مى باشند که براى پرواز به هر دو نیاز است ، اگر فرض کنیم حسابى که شما بر روى آقاى خاتمى یا آقاى رفسنجانى یا هر اصلاح طلب دیگرى که توسط شوراى نگهبان مورد تأیید قرار گرفت بازمیکنید، درست باشد ، بدون دخالت و شرکت طبقه ى مستضعف به خوستهاتون مى رسید ؟ زمانى شما از پایگاه خوب طبقه مستضعف بر خوردار بودید ولى متأسفانه دیگر این جورى نیست من آرزو دارم شما براى جبران این مسئله تا دیر نشده اقدام کنید ، چون نظرات خوب شما باید قابل پرواز باشد.

  10. شاهین

    مطمئنا این رفتار‌های دلسوزانه نیروهای ملی‌ مذهبی‌ در تاریخ این سرزمین حفظ خواهد شد و پشتیبانی ایشان از نیروهای دلسوز مملکت مثل جناب هاشمی رفسنجانی چون برگ زرینی بر دفتر افتخارات یاران صدیق مصدق اضافه خواهد شد.

  11. شهروند

    ملی مذهبی ها به نسبت سایر گروه زمان سنج و واقع بین هستند و همیشه متناسب با زمان و مکان تصمیم می گیرن به همین منظور این مقا له تو این زمان بهترین حرف رو زده .ممنون از شما

مخاطبان محترم، سایت ملی-مذهبی از دریافت نظرات سازنده شما برای بهبود کیفیت مطالب استقبال می کند. انتقادهای شما و راهکارهایتان می تواند تحریریه سایت را در افزایش کیفیت مطالب کمک کند.

مطالب مرتبط

پربازدیدترین مطالب

این سایت از نظر هویتی ملی-مذهبی ، اما از نظر حقوقی مستقل است.