پنج‌شنبه 26th سپتامبر 2013 , ساعت: 12:09کد مطلب : 52151 نسخه قابل چاپ

ادبیات روحانى؛ از آرزو تا واقعیت

نشانه‌ى درستى سخن خاتمى، شرط بندىِ تندروهاى ایرانى و اسرائیلى بر سرِ شکست مذاکرات است؛ روزنامه کیهان همزمان با سفر رییس جمهور به نیویورک شرط بسته بود که «کمتر از یک هفته زمان لازم است تا معلوم شود چالش ما و آمریکا نه با مصافحه و معانقه تصادفی که حتی با مذاکرات رسمی هم برطرف نمی‌شود» همان طور که خط و نشانِ برخى روزنامه‌هاى اسرائیلىِ همین روزها هم خواندنى است.

همان روز که شبکه هاى اجتماعى پر بود از آرزوهاى کاربران درباره اتفاقاتى که مى توانست در سفر روحانى به نیویورک رخ دهد، سردار محمد کوثری عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس در گفت‌وگویی با روزنامه اعتماد (چاپ تهران) پیرامون امکان مذاکره با آمریکا و اختیارات روحانی گفته بود: “مذاکره با امریکا صورت نخواهد گرفت. ما مذاکره‌ اى با امریکا نخواهیم داشت، اگر می‌خواستیم مذاکره داشته باشیم که این همه شهید نمی‌دادیم”.

کمى پیش از آن هم وب‌سایت مرکز اسناد انقلاب اسلامی که توسط اصولگرایان تندرو اداره مى شود تهدید کرده بود که: “اگر بنا باشد دولتمردان جمهوری اسلامی برخلاف خواست مکرر مقام معظم رهبری سیاست وادادگی را در این مسئله دنبال نمایند بی تردید باید انتظار تبعات تماماً منفی از شرایط جدید را داشته باشند به گونه ای که امنیت فیزیکی کشور به مخاطره خواهد افتاد”. در این میان، رییس قوه قضائیه هم هشدار داده بود که در موضوع مذاکره با آمریکا «نباید یادمان برود که در جریان فتنه آنان چگونه از این جریان حمایت کردند و در پس دست‌های مخملی‌خود با چنگال‌هایی چدنی و فولادی در صدد مقابله با ملت بزرگ ایران برآمدند».

در تحلیل ادبیات رییس جمهور در مجمع عمومى سازمان ملل، آنچه مهم است مبدأ و مقصد نگاه ما به تحولات سیاسى است؛ اگر مبدأ نگاه کسى تغییر حکومت باشد به هر قیمتى، معناى انتخاب آقاى روحانى را هم همینطور مى فهمد و از او توقع دارد به جاى رییس جمهورى در چارچوب شرایط موجود، نماینده اپوزیسیون باشد و حرفهاى ایده آل بزند آنهم در وسط معرکه ى فاشیست هاى وطنى که دنبال بهانه مى گردند تا ظرفیت ها و توانایى هایى دولت جدید را در یک حرکت (مثل دست دادنِ روحانى و اوباما) ویران کنند و به قول معروف، براى یک دستمال، قیصریه را به آتش بکشند. بعد هم جنگ رسانه اى و تحریک رهبرى و سپاه و بسته شدن همین روزنه محدود…

اما اگر مبدأ نگاه ما اصلاح تدریجى و درکِ شرایط محدود دولت در تحولات باشد آن وقت مى پذیریم که در میان سخنان روحانى، شکستنِ تابوى مذاکره با آمریکا را مغتنم بشماریم و به تناسبِ امکانات مان کمک کنیم تا اندک اندک به خواسته هاى مان برسیم. تا همین چند وقت پیش حتى طرحِ مذاکره با آمریکا هم جزو خطوط قرمز بود و آقاى خامنه اى مطرح کردنِ آن را به صراحت “ساده لوحى” می خواند و حالا روحانى توانسته این تابو را بشکند.

مسئله این نیست که او تا چه اندازه تحت فشار رهبر جمهورى اسلامى و جریانِ نظامى، امنیتىِ حاکم بر بخشى از مقدّرات کشور سخن گفته است؟ به عبارت روشن تر، اصلا مسئله این نیست که آرزوى ما چیست؟ مسئله اینست که آرزوهاى مان تا چه اندازه و در چه مدتى قابل تحقق است.

سرنوشت غم انگیزِ بهار عربى نشان مى دهد که ماجراى اصلاح و تغییر، آن طور که در کِلکِ خیال انگیزِ آرزوهاى ما مى گذرد پیش نمى رود و روزگار سختى در پیش است. فراموش نکنیم که امام جمعه تهران (آقاى موحدى کرمانى که قبلا نماینده ولىّ فقیه در سپاه بود) سه هفته پیش در نماز جمعه، با کنایه، سرنوشت محمد مُرسى را به آقاى روحانى یادآورى کرد و این یعنى تهدید به کودتا…

و سرانجام بازخوانى یک خاطره، خالى از لطف نیست: یک شب پاییزى سال ٨۵ به دیدار آقاى خاتمى رفتم در هتل ماریوتِ بیروت؛ آن شب مهمان کلیساى بزرگ آنطلیاس بود و سخنرانى فلسفىِ عمیقى هم داشت؛ موضوع آن دیدار، سرنوشت پروژه گفتگوى تمدنها بود که گفت: «فرصت بسیار محدود است و همین نگرانم می‌کند؛ من می‌خواستم و می‌خواهم قرائت رحمانى و عقلانى از اسلام و جمهورى اسلامى نگذارد صداى القاعده و طالبان، بلندترین صداى جهان اسلام باشد؛ این هم به سود دین و کشور ماست و هم به سود صلح جهانى…» حالا هفت پاییز پس از آن شب، گویا فرصت به پایان رسیده و آقاى خاتمى، مقاله اخیرش در روزنامه گاردین را با این هشدار به پایان برده که اگر از این فرصت «احتمالا تکرارنشدنی برای ایران، غرب و منطقه» استفاده نشود قدرت تندروهاى همه‌ ى طرفها بیشتر می‌شود و شاید دیگر هرگز چنین فرصتى به وجود نیاید.

نشانه‌ى درستى سخن خاتمى، شرط بندىِ تندروهاى ایرانى و اسرائیلى بر سرِ شکست مذاکرات است؛ روزنامه کیهان (که آن را ارگانِ فاشیست هاى وطنى مى دانم) همزمان با سفر رییس جمهور به نیویورک شرط بسته بود که «کمتر از یک هفته زمان لازم است تا معلوم شود چالش ما و آمریکا نه با مصافحه و معانقه تصادفی که حتی با مذاکرات رسمی هم برطرف نمی‌شود» همان طور که خط و نشانِ برخى روزنامه‌هاى اسرائیلىِ همین روزها هم خواندنى است.

ما یکبار آوارِ آرزوهاى مان بر سر دولت اصلاحات را تجربه کرده ایم؛ شکیبا باشیم و در متن نقدها و بیانِ مطالبات، بگذاریم این بار پیچیدگى هاى تلخِ واقعیت سیاسى ایران، فراتر از آرزوهاى مان مبدأ تحلیل و تفسیرمان باشد.

سایت ملی – مذهبی محلی برای بیان دیدگاه های گوناگون است.

0

حوزه :
  1. آقای اکبرین شاید حرفهــای شما درست باشد که بطور یقین تا حدی هم درست است، جنگجویانی چون سردار محمد کوثری، فیروزآبادی، رحیم صفوی و…مگر چه میخواهند از جان ما ملت ؟جنگیده اند که جنگیده اند، اجرش را برده اند، بسیاری از این آقایان به چنان ثروتی رسیده اند که تمام خانواده یشــان در طول یک قرن نمیتوانستند به همچنین ثروتی برسند! مگر نظامیان سایر کشورها از جمله امریکای جهانخوار که فرماندهانشان در عراق، افغانستان و…جنگیده اند، درسیاست هم دخالت میکننــد؟! بهرحال این آقایان اگر سیاست را دنبال میکنند باید بدانند که در کشور قانونی هست، اکثریتی داریم واقلیتی والی… اخر ، فعــلا” این آقایان اقلیتی هستند باید سیاست اکثریت را بپذیرند، باوجود این جناب آقای روحانی میتوانست خیلی بهتر از اینهــا صحبت کند که تندروها هم نکته ای پیدا نکنند که تهمت وادادگی به ایشان بزنند، اصلا” از روی ناچاری لزومی نبود که سری به صحرای کربلا بزند، احتیاجی نبود که از هواپیماهای بی ســر نشین و…صحبت کند، علیرغم سخنان آقای روحانی که امریکا را جنایت کار و … نامید، رئیـــس جمهــور این کشور بدون ترس از امثال جان بولتن ها حرفش را زد…ولی آقای روحانی چه کرد؟ هرچند ما به مذاکرات محرمانه دولتمردان ما و رتق و فتق مشکلات در پشت پرده عادت کرده ایم و به همین دلیل هنوز امیــدواریم… ولی این را باید بدانیم که این مردم ایران است که در اثر تحریم بیکاری، گرسنگی و…فشاری است بر دوششان…نه ملت امریکا، اروپا و…

    0
  2. ناشناس

    مردمی که بر دار شدنت را در این میدان خون گریسته بودند روزگاری.فراموشکارند یا خورشید را انکار می کنند .عشق نیز با تو بر دار شد.بی گلایه،نجاتمان را دعا کن…!!جناب اکبرین ما سالهاست از آرزوهایمان گذشته ایم .ما سالهاست فقط با آرزوهایمان زندگی می کنیم و حسرت می خوریم .می دانیم با چنین مردمانی تحقق خواست ها و آرزو های ملتی بر باد است این همه گلهای این سرزمین را پرپر کردند زدند و کشتند و بردند و حالا می خواهند با یک “نرمش قهرمانانه”همه چیز از یادها برود.من فقط تا روزی که زنده ام انتظار می کشم تا آرزویم که همان اجرای عدالت برای همه کسانی است که مسبب برباد رفتن عمر و جوانی و لبخند و زندگی مردم ایران بوده اند برآورده شود.

    0
  3. شیرازی

    جناب محمد با شما کاملا موافق هستم ولی همه این آقایان هم نچنگیده اند مثلا شخص شخیص جناب فیروز آبادی یا این هیکل و …….. راه نمیتوانسته برود چه برسد به جنگ و اغلب آنها چون ایشان فقط از راه پاچه خاری و تملق گویی و چاپلوسی باین چیزها دست یافته اند

    0
  4. ش

    آقای اکبرین عزیز
    کارهای بزرگ نیاز به آدم های بزرگ دارد متاسفانه سالهاست در ایران از آدمهای بزرگ خبری نیست در نتیجه انتظار کارهای بزرگ هم توهمی بیش نیست . اگر رئیس جمهور ما هم مثل اوباما آدم بزرگی بود فارغ از تهدیدهای ابلهانه میبایست آن کار بزرگ را که مردم ایران سالهاست منتظرند انجام میداد. به نظر من آقایان اگر میخواهند مسائل و مشکلات این مملکت را حل کنند باید کار بزرگی انجام دهند که اولین گام آن محاکمه افرادیست که بدون توجه به جایگاه و شان آنها ،ایران را به این نقطه رسانده اند که در سراشیب سقوط قرار داده اند. اگر قرار است این نظام بماند باید پوست اندازی کند در غیر این صورت وا مصیبتا که اگر نظر آقای فرشتیان که بیراه هم نمیگفت اگر اجرائی شود و غرب بخواهد از پس گردنی استفاده کند این آقایان با تقیه و مصالحه پنهانی و نرمش ،فرار را بر قرار ترجیح خواهند داد و باز این مردم بیچاره را گرفتارتر خواهند کرد.
    آقای اکبرین ، امروز روز مصالحه و مراوده جهانیست حتی با اسرائیل ، آمریکا که به جای خود .

    0
  5. ج. الف

    واقعا جای تاسف است که پس از یک سوم قرن هنوز چنین حرفایی زده می شود. آقای اکبرین، شریعتمداری کیهان و محمد کوثری و دیگران چیزی نمی گویند جز آن که علی خامنه ای بخواهد. علی خامنه ای ۲۵ سال با همین استراژی کارش را پیش برده و روز به روز با عقب راندن (وادادن) منتقدین داخلی اش قدرت خودش را زیادتر و محکم تر کرده است. لطفا آدرس عوضی ندهید. علی خامنه ای نه تنها برای ریزش پاسدارانش که برای تغییر احتمالی موضعش (نرمش فعلی) در آینده به این آقایان دستور می دهد چنین بگویند. اگر او در مواضع فعلی اش صادق است و می خواهد در جهت منافع مردم و کشور گامی بردارد، مگر برایش کاری دارد نماینده خود در کیهان را عوض کند؟

    در این که علی خامنه ای برای اداره دستگاه عظیم اطلاعاتی و امنیتی و نظامی و انتظامی اش شدیدا به دلار نیاز دارد تردیدی نیست. اما این مانع آن نمی شود که که بخواهد برای اقتدار کنونی اش و ادامه اقتدارش در جانشینی فرزندنش (که ریش هایش هم دارد سفید می شود!) محاسبات خودش را نداشته باشد!

    محمد خاتمی و حسن روحانی اگر می خواستند و می خواهند نماینده مردم باشند و برای منافع مردم ایران کاری کنند باید شفاف باشند و استعفای خود را می گذاشتند و بگذارند جلوی خامنه ای و ادامه کار خود را مشروط به مثلا کنار گذاشتن شریعتمداری و فلان سردار می کردند و کنند. دنیا با سرعت شگفت انگیزی در حال حرکت است و مردم ایران در فلاکت تعارفات ملاها با یکدیگر و شاخ و شونه کشیدن چند تا پاسدار هستند. هر کاری راهی دارد. این که ذلیلانه این چنین مرثیه سرایی کنیم اتفاقا همانی است که این آدم های مالیخولیایی می خواهند تا بادی به غبغب قدرت ۲۵ ساله خود بیندازند و لذت ببرند که آقا گفته ملت و منتقدان را باید به مرگ گرفت تا به تب راضی باشند. حال خرابی ها را به گردن احمدی نژاد می اندازیم و هشت سال آینده هم به گردن حسن روحانی و بازی جدیدی را شروع می کنیم!

    0
  6. خیرالله قدیری ابیانه

    اینها کجا و جنگ کجا؟ آن ها که جنگیدند کشته شدند و اینها میراث خوارند، اینها دیگران را روی مین فرستاند و از خون آنها مدال ساختند. گروهبان گارسیاو سبزعلی اهل جنگند؟

    0
  7. محمدجواد اكبرين

    شکیبایى در آرزوها و حرکت تدریجىِ اشاره شده در این یادداشت، حاصل اضطرار اجتماعى، سیاسى و تاریخى است نه انتخابى از میان دهها گزینه! دوستانى که این نگاه را اشتباه مى دانند لطف کنند و مدل و تجربه اى جایگزین ارائه کنند که احیاناً از انقلاب ۵٧ و سوریه و مصر و عراق و افغانستان سردرنیاوریم…

    0
  8. ش

    دوست عزیز آقای اکبرین

    اگر آقای روحانی و همپیمانانش ، بتوانند شخصی را که باعث این ویرانی شده با تاکید عامل اصلی را به پشت میز محاکمه بکشانند در واقع هم به خواست غرب و هم به خواست مردم پاسخی در خور داده اند
    ۱- اقدام عملی در راستای خواست غرب
    ۲- اقدام عملی برای خواست قاطبه مردم
    این اقدام حلقه مفقوده آقای خاتمی است.

    0
  9. ج. الف

    آقای اکبرین و سایر دوستان گرامی
    با سلام یک راه حل:

    حسن روحانی به عنوان رئیس جمهور نامه ای به علی خامنه ای بنویسد و با ذکر نام پنجاه نفر و با تشکر از خدمات آن ها از علی خامنه ای بخواهد آنها را بازنشست کند. این افراد شرور که در ارگان های تحت مسئولیت رهبری بر ضد مردم و کشور مشغول به کار می باشند شامل پاسدار و آخوندهایی در سپاه پاسداران، بسیج، اطلاعات، امور زندان ها، نیروی انتظامی، قوه قضاییه، شورای نگهبان، امام جمعه، نمایندگان رهبری در دانشگاه ها و غیره می باشد. همزمان شخصیت ها و احزاب و سازمان ها و انجمن هایی که در انتحابات از حسن روحانی حمایت کردند با انتشار بیانیه ای ضمن حمایت از درخواست حسن روحانی از مردم ایران بخواهند در حمایت از رئیس جمهور یک روز از خانه بیرون نیایند. گمان نکنم با همه فقر و فلاکت، ایرانیان این قدر حقیر شده باشند که نتوانند یک روز در خانه خود بشینند. دستگاه سرکوب خامنه ای هم نمی تواند برود داخل منازل مردم و آن ها را از خانه بیرون بکشد.

    0

مخاطبان محترم، سایت ملی-مذهبی از دریافت نظرات سازنده شما برای بهبود کیفیت مطالب استقبال می کند. انتقادهای شما و راهکارهایتان می تواند تحریریه سایت را در افزایش کیفیت مطالب کمک کند.

این سایت از نظر هویتی ملی-مذهبی ، اما از نظر حقوقی مستقل است.