پنج شنبه ۱۱ام آبان ۱۳۹۱ , ساعت: ۱۲:۰۸کد مطلب : 28213 نسخه قابل چاپ

آیا سلطنت پهلوی اصلاح پذیر بود؟

هر سنجشی از سلطنت پهلوی باید با قانون اساسی و قوانین مدنی آن نظام باشد .نقد سلطنت پهلوی با رفتار حکومت فعلی، برخوردی عوامانه است و این خطر را ایجاد می کند که هرمستبدی خود را با نقد مستبد دیگری توجیه کند.

آقای رضا پهلوی که آخرین ولیعهد نظام سلطنت پهلوی است در مصاحبه های خارجی به صراحت از عملکرد نظام سلطنتی گذشته دفاع می کند. وی  در آخرین مورد در برنامه ای با موضوع روابط ایران و غرب که در آن برنار کوشنر  وزیر سابق امور خارجه فرانسه هم حضور داشت در کانال تلویزیونی فرانسوی ال سی پی در بیست و هشتم اکتبر ۲۰۱۲ باز تصریح کرد که با وقوع انقلاب ۵۷  نظام اصلاح پذیر پهلوی  با نظام اصلاح ناپذیر فعلی تعویض شد.

این جمله دو خطای عمده دارد. اولا مدعی است که انقلاب کار غرب بود که ترجمان همان نظریه توطئه است که بحث درازدامنی است. اما مختصر اینکه انقلاب اسلامی در سال ۱۳۵۷ هجری شمسی ریشه های عمیق مردمی و درونی داشت و از شرایط خارجی هم استفاده کرد. اما اینکه حاکمیت انقلاب به دست که افتاد و به کجا رفت خود مطلب دیگری است. فراموش نکنیم که احتمال وقوع حادثه یا اتفاق هیچگاه عزم انسان را از تغییر شرایط نامناسب تغییر نمی دهد.

اما خطای دوم این ادعا آن است که نظام پهلوی اصلاح پذیر بود. در این مورد مثنوی هزار من کاغذ می شود. مثنوی سلسله پهلوی را زمانی مدون می کنند اما برگ های گوناگون و پراکنده این مثنوی آنقدر هست که گواهی دهد شاه جوان بخت دهه ۱۳۲۰ شمسی به مرور زمان به خودکامه ای بدل شد که می توان در خاطرات نزدیکترین افراد به وی این ویژگی خودکامگی را مشاهده کرد. نمونه اش خاطرات علم وزیر دربار پهلوی. خودکامگی پهلوی اول و دوم را همگان می گویند. این خودکامگی اگر اصلاح پذیر بود با دکتر مصدق که خواستار اجرای قانون اساسی مشروطه بود کنار می آمد. یا با علی امینی نخست وزیر بسیار نرم خو یا با جبهه ملی دوم سازگاری می نمود. پهلوی دوم حتی زمانی که صدای ملت ایران را شنید باز حکومت نظامی اعلام کرد. شاهپور بختیار در ۳۷ روز آخر حکومت خود چه می توانست بکند؟ فراموش نکنیم سخن مرحوم دریادار مدنی را که به بختیار گفت آیا تو می توانی مرا به وزارت کشور وارد کنی تا مقام وزارت کشور را قبول کنم؛ زمانی که کل وزارتخانه اختیارش از دست حکومت خارج شده است؟

از یاد نبریم سخنان رزم آرا از وزرای کابینه شاپور بختیار را در برنامه مستندی که در ۲۲ بهمن ۱۳۸۸ از بی بی سی پخش شد. او گفت هیچ تضمینی وجود نداشت که اگر بحران را از سر می گذراندیم شاه باز به قدرت مطلقه باز نمی گشت. فراموش نکنیم شعار خدا, شاه, میهن تبدیل به شعار انقلاب شاه و ملت؛ نظام ۲۵۰۰ شاهنشاهی شد. چیزی که دیگر قانون اساسی مشروطیت در میان این دوشعار گم شده بود.

قانون اساسی مفهوم مدرنی بود. رضا شاه و محمدرضا شاه پهلوی قانون را لوث کردند و این سنت را به حاکمان بعدی ایرانی انتقال دادند. ولیعهد آن سالها مشغول درس و بازی فوتبال بود. شاید آن روزها را به یاد ندارد. اما بسیاری می دانند هر سال که ایشان به مرحله ای از تحصیل وارد می شد نظام آموزشی تغییر می کرد. بسیاری از اعمال مثبت و درست برخی از وزرا و مقامات به واسطه خودکامگی حاکمان چه قبل و چه بعد از انقلاب به چشم نیامده است. که نمونه اش همان نظام آموزشی مدرن بود که به دلیل استبداد و خود کامه گی نتیجه نداد.

ما شاهد بودیم مربی تیم ملی ناچار بود مربی تیم دبیرستان شاهزاده رضا پهلوی شود. همان گونه که محمد پنجعلی با برخی از مقامات دادستانی در حیاط زندان اوین فوتبال بازی می کرد. ولیعهد آن سالها سانت فوروارد تیمش بود. ایشان گل می زدند و تیمشان برنده می شد و تلویزیون هم ناچار به پوشش برخی از این مسابقات بود. شاید به یاد ندارند که پدرشان گفت هر کس عضو حزب رستاخیز نمی شود می تواند از کشور خارج شود.

ولیعهد آن سالها شاید نمی داند که عباس هویدا و جمشید آموزگار که قصد آن داشتند که اندکی نرمش در رفتار خود داشته باشند با فشار دربار پهلوی یا مانند هویدا منفعل یا مانند جمشید آموزگار مچاله شدند.

داستان اصلاح پذیر بودن حکومت پهلوی ادعایی است که نقد فراوانی بر آن وارد است. اگر حکومت پهلوی اصلاح پذیر بود چرا با دکتر مصدق که اجرای قانون اساسی مشروطه را می خواست کنار نیامد؟

شاه در آخرین مصاحبه هایش هم تصریح می کند که مصدق انگلیسی بود. مبنای اصلاح پذیربودن حکومت پهلوی می باید رعایت قانون اساسی مشروطه باشد نه مقایسه اش با نظام فعلی. چرا که اگر قانون اساسی مشروطه اجرا می شد نظام سلطنتی باقی می ماند اما فراموش نکنیم که مستوفی الممالک خوشنام، سیاست را زمانی کنار گذاشت که از تحقیر رضاشاه خسته شده بود و باز از یاد نبریم که علم از قدرت مطلقه پهلوی دوم می گفت.او با وجود این که مفهوم رشد ناخالص ملی را نمی دانست در مورد مسائل پیچیده اقتصادی نظر می داد. شاه خودکامه آن سان مغرور شده بود که در رامسر و در حضور متخصصان برنامه پنجم وقتی که به بلندپروازی برنامه ایراد داشتند، انگشت در جلیقه دستور اجرای برنامه ای را داد که به قول صفویان یکی از کارشناسان برنامه آن زمان بوی خون می داد. همچنان که داد. یکی از قربانیان آن خود پهلوی دوم بود و هزاران هزار نفر قربانی دیگر.

باید توجه داشت که ولیعهد جوان آن سال ها چرا با معیار دوگانه از نظام گذشته دفاع می کند. ایشان باید پاسخ دهد که هر سنجشی از سلطنت پهلوی باید مطابق با قانون اساسی و قوانین مدنی آن نظام باشد که عملا زیر پای پدربزرگ و پدر ایشان لگدمال شد. تحقیر روشنفکران و ترساندن مردم عاقبت مبارکی ندارد. همان کاری که حاکمان امروزی هم با مردم و روشنفکران می کنند. اما انصاف آن است که برای سنجش سلطنت پهلوی معیار و عیار مناسب به کار گیریم. در این سنجش، نظامی که مدرنیسم را از بالا تحمیل کرد اما نهادهای مدنی سیاسی مدرن را تحمل نکرد نمی تواند قابل دفاع باشد.

فراموش نکنیم لگدمال کردن قانون وتمایل به قدرت مطلقه شدن را احمدشاه قاجار شروع نکرد، پهلوی اول شروع کرد و پهلوی دوم آن را ادامه داد. این سنت ساختاری بعد از انقلاب هم باقی ماند. هر کس را باید با گفتار و عملش شناخت. آقای رضا پهلوی نباید سلطنت پهلوی را بارفتار حکومت فعلی نقد کند این نوع برخورد عوامانه است. این خطر را ایجاد می کند که هرمستبدی خود را با نقد مستبد دیگری توجیه کند.دفتر این حدیث تکراری را باید برای همیشه بست. چرا که دموکراسی خواهی معیارمستقلی دارد و عملکردها با آن سنجیده می شود. با این توضیحات آیا می توان گفت حکومت پهلوی اصلاح پذیر بود؟ برای پاسخ به این سوال فرار به جلو کردن چاره کار نیست.

سایت ملی – مذهبی محلی برای بیان دیدگاه های گوناگون است.


  1. مطلع

    جناب رحمانی – من با کمال تاسف مخالف نظام قبلی بودم و امرور هم سلطنت طلب نیستم . اما نقد حکومت شاه با قصه فوتبال بازی کردن ولیعهد نه در شان شماست .
    حکومت شاه قابل اصلاح بود ، اما متاسفانه آن روز انقلاب مد روز بود و نه اصلاح . اصلاح را چه کسی باید انجام دهد ؟ زوشنفکرانی که بنا به پیغام شاعر مطرح آن زمان به ولی امر مسلمین ” همیشه بر حکومت بودند و نه با حکومت ” و یکی از عوامل شوربختی امروز ما هم همین است (سوء تفاهم نشود ، حکومت امروز ایران برعکس حکومت شاه ، عامل و مزدور میخواهد و نه همراه ) اگر شاه با مصدق نساخت ، تا آنجا که من خوانده ام ، در کتاب خاطرات شاد روانان احمد ملکی و صالح ، به جبهه ملی و اللهیار صالح پیشنهاد تشکیل دولت داد و نپذیرفتند . اگر حکومت شاه قابل اصلاح نبود بعد از۳۷ سال کشور به همین روزی امب افتاد که افتاده است . مشکل است برایم که بگویم رفتار غیر انسانی ساواک هم با کسانی بود که مبارزه آنان به چنین وضعیتی منجر شد یا وضعیتی شبیه به همین در صورت افتادن مملکت به دست گروهی دیگر از آنان . در اواخر حکومت شاه حاکمیت قانون ارزشی بود که بتدریج در حال شکل گرفتن بود و رشا و ارتشا نیز محدود شده بود به معاملات بزرگ دولتی و بعضی مدیران درجه اول حکومت و نه در همه موارد . چون هدف پیشرفت کشور بود در ظل توجهات شاهانه و نه فراهم کردن زمینه ظهور .
    حرف بسیار است و مجال اندک و سخن آخر هم این که حکومت دمکرات ، مردم دمکرات میخواهد و شکل و قالب حکومت در درجه چندم اهمیت است .
    درست است که حکومت شاه را نباید با حکومت فعلی مقایسه کرد اما حکومت شاه را هم باید در ظرف زمانی مکانی خودش نقد کرد . سیاست خارجی شاه بهترین سیاست خارجی ممکن برای منافع ملی ایران بود . در خاورمیانه نزدیکی حکومت پهلوی دوم با اسرائیل در کنار کشورهای عربی که هیچوقت چشم دیدن ایرانی آباد را نداشته و ندارند ، دقیقا منطبق با حکمت و عزت و مصلحت بود . مفاهیمی که شعار دهندگان امروز و در راس آن آقای خامنه ای درک درستی هم از این سه واژه ندارد ، چه رسد به رعایت آن .

    • رویا

      حرف بسیار است و مجال اندک و سخن آخر هم این که حکومت دمکرات ، مردم دمکرات میخواهد و شکل و قالب حکومت در درجه چندم اهمیت است .
      سخن بسیار زیبایی‌ گفتید

    • ایرانی آزاد

      با آنکه ملی مذهبی نیستم، با “اسلام عزیز” و مفهومی بنام حکومت اسلامی هم مخالفم، در مورد اصلاح پذیری رژیم شاه، با شما موافق نیستم. متاسفانه تجارب تاریخی، از قبیل تجربه کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ و کشتارهای سالهای ۴۰ نشان میدهد که حکومت پهلوی تنها در شرایط ضعف دستگاه سرکوب، مثل زمان اشغال کشور توسط متفقین، یا تحت فشارهای خارجی، مثل زمان کندی و کارتر، حاضر به برسمیت شناختن حقوق و آزادیهای مردم میشدند و هر بار که دستگاه سرکوب دوباره تقویت میشد و فشار خارجی هم از بین میرفت، سرکوب دوباره برقرار میشد، و تمامی دستاوردهای جنبش مردم هم، با برقراری سرکوب، بازپس گرفته شده و اختناقی بدتر از قبل برقرار میشد.

    • ناشناس

      man ba in matlab shoma movafgh hastam ke khokomat shah ra bayad dar zarf zamanie va makanie khodash naghd kard .motasefane yek ede nemiekhand be in masiel tavajoh bekonad balie kohomat shahe gabel eslah bod.

      • ایرانی آزاد

        متاسفانه و بر خلاف تصور جنابعالی، حکومت شاه حتی در ظرف زمان و مکانی خودش هم قابل اصلاح نبود. اینهم حرف من نیست. کودتای ۲۸ مرداد در همان ظرف زمانی حاکمیت پهلوی اتفاق افتاد. نقض قانون اساسی مشروطه از زمان پیدایش و بنیانگذاری سلطنت پهلوی، نشان از “اصلاح پذیری” حکومت پهلوی ندارد. توضیح آنکه، حکومتی اصلاح پذیر است که راه مسالمت آمیزی برای تغییر در ان پیش بینی شده باشد و مردم بتوانند تغییرات مورد نظرشان را بدون خشونت و با راه های قانونی به انجام برساند. سرکوب سالهای ۴۰ و حاکمیت مشت آهنین ساواک در دهه ۴۰ و ۵۰ و ممنوعیت احزاب و جمعیتهای مدنی، حتی احزابی مثل جبهه ملی ایران که به مشروطه و حکومت پارلمانی معتقد بوده و تغییر را از راه های قانونی دنبال میکردند، قطعا دلالت بر “اصلاح پذیری” حکومت پهلوی نمیکند.

  2. آشنا

    من فکر می کنم هر رخدادی در زمان خود توجیه پذیر بوده است و نمی توان نتیجه هر رخدادی را نادیده گرفت چرا که به قول انگلیسی ها نتیجه نیت هر اتفاقی را بازگو می کند . اگر ما معتقدیم که احمدی نژاد زاده اصلاحات از بالا است باید بپذیریم که جمهوری اسلامی هم زاده استبداد شاهنشاهی است و همه انقلابیون آن زمان و کسانی که از انقلاب اسلامی سال ۵۷ دفاع می کنند باید نتیجه عمل سیاسی خود را بپذیرند . من فکر می کنم تنها کسی که در آن زمان نتیجه انقلاب را از پیش مشخص شده می دیدند امثال اشخاص میانه رویی چون بازرگان و بختیار و … بودند و یادم نمی رود وقتی مرحوم سحابی می گفت جوانی ما و شور و شوق انقلابی گری ما مانع از فهم سخنان امثال بازرگان شد . جناب آقای رحمانی اگر اصلاح طلبانی که امروز تاوان جنایات حکمرانی شان را می دهند و همگام با مردم شده اند و از دموکراسی می گویند قابل بخشش هستند و در جریانات بعدی حتی برای امثال هاشمی و خوئینی ها و تبریزیها و … که در اعدامهای دهه شصت و سرکوب مخالفان گوی سبقت از هم می رباییدند وزن قائل هستیم چرا برای سلطنت طلبانی که حداقل ادعای دموکراسی خواهی دارند وزنی قائل نباشیم . فراموش نکنیم که اظهارات شما را می توان به ترس از سلطنت طلبان تعبیر کرد . من جمله دکتر شریعتی را که خود به ما آموختی را یاد آوری می کنم و آن اینکه هیچگاه نباید حقیقت را پای مصلحت ذبح کرد . تقی جان زمان آن رسیده است که گوش متفکران دینی ، چپها و همه کسانی که در پیدایش جمهوری اسلامی سال ۵۷ نقش داشتند را گرفت و به زندانهای اوین و کرج و … برد ، به بازداشتگاههایی که خود هم در دهه ۶۰ ، ۷۰ و ۸۰ و ۹۰ طعم آنرا چشیده ای برد و همینطور به حاسیه تهران ، زاهدان ، کردستان ، بلوچستان و همه شهرهایی که نان قیمت تن فروشی پیدا کرده است برد تا کلاه خود را قاضی کنند و با وجدانی که هنوز در آنها سراغ دارم از خود بپرسند که انقلاب را برای این چیزها می خواستند ؟ تقی عزیز من هم مانند تو از همه مستبدین بیزارم اما فراموش نکن که جریان پس از جمهوری اسلامی هم دموکراتیک نخواهد بود چون اگر قرار بود هر تحولی منجر به دموکراسی شود باید الان روسیه مهد دموکراسی می شد . فراموش نکن هر حکومت توتالیتاریستی ، جریان مقاوم در مقابل خود را به وجود می آورد اما این جریان مقاوم برای مقابله با استبداد خود تغییر ماهیت می دهد و شکل و رنگ توتالیتاریستی که خود می گیرد . پس در چنین شرایطی باید به فکر استفاده از همه ظرفیتها برای تحقق دموکراسی در بلند مدت بود حتی اگر آن جریان ، جریانی توبه کرده مانند سلطنت طلبان باشد که بارها مدعی تغییر روش بوده اند . البته من به شخصه خود نمی توانم با امثال ثابتی ها کنار بایم و فکر می کنم باید جا را برای همه عمله های استبداد تنگ کرد حتی خودمان

  3. 666

    .
    سپاس و درود بر شما
    .
    مقاله خوبی نوشته اید. فقط هم میهن گرامی توجه داشته باشید که تنها سلطنت ها به زنده یاد شاپور بختیار میگویند « شاهپور » و آنهم بخاطر این است که هرجوری شده ، شادروان شاپور بختیار ، که ۱۳ سال از عمر خودش را در زندانهای شاه گذرونده را ، یک جوری به شاه و شاهزاده پیوند بدهند.
    .
    خواهشن نام دکتر شاپور بختیار را ، تصحیح بفرمایید
    .
    ۶۶۶ از بلژیک

    .

  4. علی

    متاسفانه استدلال های شما نیز عوامانه است. مهمترین ایراد نوشته شما آن است که هیچ پیوندی میان آغاز و پایانش نیست. شما می گویید “هر سنجشی از سلطنت پهلوی باید با قانون اساسی و قوانین مدنی آن نظام باشد” خب شما نشان می دادید که آیا آن قانون اساسی و قوانین مدنی اجازه اصلاحات را می داد یا نه. در حالی که بحث را با بحث درباره قانون ادامه دهید به “هر سنجشی از سلطنت پهلوی باید مطابق با قانون اساسی و قوانین مدنی آن نظام باشد که عملا زیر پای پدربزرگ و پدر ایشان لگدمال شد” می رسید. اگر مشکل شما با اشخاص حاکم در آن نظام است و عدم قانون گرایی باید اول مقاله درباره آن می نوشتید. اگر هم هر دو باید یک جایی می گفتید که آن زمان نه قانون درستی بود که تحت نام آن به اصلاح بپردازیم و نه اشخاص درستی حاکم بودند.
    نکته دیگر قیاس ناپذیری این حکومت با حکومت پیشین! از قضا اشتراکات زیادی میان این حکومت و آن حکومت وجود دارد، چرا که بر خلاف بسیاری باور ندارم که انقلاب باعث دگرگونی مردم شد، بسیاری از رفتارها و باورهای فرهنگی مردم هنوز مانند گذشته است. قانون گریزی، خودرایی، عدم خودگردانی و مسئولیت پذیری، ناتوانی در تحمل و مدارا، همچنین روشنفکران ما نیز هنوز همان ویژگی ها را دارند. دوری بسیار از مردم و زندگی روزمره. فعالان اقتصادی نیز هنوز دیدگاه مشترکی دارند و باور دارند که اگر در پی نفع شخصی و گروهی باشند به وعیتی بهتر می رسند در حالی که چنین نیست. بسیاری از تفاوت ها نیز در میان است. از قضا بحث قیاس میان این دو جکومت نیاز به کمی حوصله و دانش دارد و می تواند آموزنده باشد.
    به باور من هنوز تعداد کسانی که حاضر باشند اشتباه را بپذیرند و خودشیفتگی را کنار بگذارند بسیار کمتر از کسانی است که مسئولانه به تحلیل می پردازند.
    این وظیفه انقلابیون است و بازماندگان زمان شاه است که با قیاس این دو دوران ما را از آن چه بوده و شده آگاه کنند. ما به اندازه کافی گذشته را دور می اندازیم و آن را کوته بینانه تکرار می کنیم که نیاز نیست شما بر این مشکل بیافزایید. نوشتن برخی عبارت ها مانند «فراموش نکنیم…» «به یاد داشته باشیم …» و … بیشتر حالتی تند و شخصی دارد و خواننده را از متن دور می کند. این عبارات به اجبار بعد از خود مواردی را اشاره می کنند و نمی توانند بازتاب دهنده روال ها و کلیت های تحلیلی باشند. نقد از طریق موارد هم سفسطه به شمار می آید.
    من پیرو هیچ گروه سیاسی نیستم و امیدوارم نوشته ام از روی خشم و غضب دیده نشود.

  5. خسرو

    با این تحلیل های آبکی بی رمق و مسابقه ای که فقط می گین ما هم هستیم اگر خویشتن دارانه ایران می موندی و از بچه ها مراقبت می کردی خیلی بهتر بود

  6. reza

    Aghaie Nevisande,
    Be onvane ye yek ensane amal gara modaee hastam ke shah iran gam haie ziadi baraie tosee mamlekat bardasht. Motasefaneh bayad ghabool knim ke mamlekate ma aghab mandegi haie ziadi dashte va darad. Behtarin ravesh baraie tose tamarkoz bar yek zamine va pishraft dar an mibashad va na tashatot dar peigiri moshkelat. Iran tarhe jameee baraie ijad zir sakhtha va amoozeshe rayegan dasht ke dar besyari keshvarha binazir boood. Man vaghean az sohbat kardane valiahd lezzat mibaram va moshkeli ba football bazi kardane ishan nadaram, hamanjoor ke az didane baghiie javanhaie nazanin vatanam lezzat mibaram. Daneshgahhaie modern, froodgah, jade, marakeze siahati, estadium haie modern, va tarh haie tose anha goosheee az karhaie zirbanaeee shahe iran boood.

  7. رویا

    جناب رحمانی ،

    قسمتی از نوشته شما را در زیر باز نوشتم که گفتید …

    تصریح کرد که با وقوع انقلاب ۵۷ نظام اصلاح پذیر پهلوی با نظام اصلاح ناپذیر فعلی تعویض شد.

    این جمله دو خطای عمده دارد. اولا مدعی است که انقلاب کار غرب بود که ترجمان همان نظریه توطئه است که بحث درازدامنی است. اما مختصر اینکه انقلاب اسلامی در سال ۱۳۵۷ هجری شمسی ریشه‌های عمیق مردمی و درونی داشت و از شرایط خارجی هم استفاده کرد. اما اینکه حاکمیت انقلاب به دست که افتاد و به کجا رفت خود مطلب دیگری است. فراموش نکنیم که احتمال وقوع حادثه یا اتفاق هیچگاه عزم انسان را از تغییر شرایط نامناسب تغییر نمی دهد.

    اما خطای دوم این ادعا آن است که نظام پهلوی اصلاح پذیر بود. در این مورد مثنوی هزار من کاغذ می شود.

    * چه گونه است که از جملهٔ اول به این نتیجه رسیدید که ایشان صحبت از توطئه خارجی‌ کردند ؟؟؟؟

    * دوم اینکه باعث تعجب من است که انسانی‌ با تحصیلات و سطح درک و فهم شما ، نظر شخصی‌ خود را خطای دیگری می‌خواند !!

    در انتها نوشتید ….

    فراموش نکنیم لگدمال کردن قانون وتمایل به قدرت مطلقه شدن را احمدشاه قاجار شروع نکرد، پهلوی اول شروع کرد و پهلوی دوم آن را ادامه داد.

    سخن شما مربوط به کدام قانون است ؟ قانونی‌ که به شاه اجازه میداد ۱۱ ماه سال را در پاریس بگذراند ؟ اگر سخن شما قانون اساسی‌ است که باید ” هرچه فریاد دارید ” سر شیخ فاضل الله نوری بزنید که خواستار ” تطبیق قانون اساسی‌ با اسلام” و از مخالفان تحصیل دختران و تاسیس مدارس جدید بود !!! آنچه پهلوی اول کرد تلاش برای جدایی دین از سیاست بود ، خشم و غرض ورزی شما بسیار قابل درک است که ” ملی‌ و مذهبی‌ ” خود گویای حال شماست !!

    در مورد شیخ فاضل الله و قانون اساسی‌ به منابع زیر مراجعه کنید

    http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%B4%DB%8C%D8%AE_%D9%81%D8%B6%D9%84%E2%80%8C%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87_%D9%86%D9%88%D8%B1%DB%8C

    http://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%82%D8%A7%D9%86%D9%88%D9%86_%D8%A7%D8%B3%D8%A7%D8%B3%DB%8C_%D9%85%D8%B4%D8%B1%D9%88%D8%B7%D9%87

  8. Fargol

    یک مقاله کاملا مغرضان و سراسر پیشگویی و پیشداوری. شما از کجا میدانید که رژیم پهلوی اصلاح پذیر نبود؟ آیا فرصت دادید مانند فرصتی که در جمهوری اسلامی دادید؟

  9. قصه نقد و نقادی قصه هزار و یک شب است که هفتاد من را کاغذ نیاز، مهم درس صحیح از تاریخ گرفتن است که ما ایرانیان دچار فراموشی تاریخی هستیم حکومت دمکرات مردم دمکرات و آگاه می خواهد، فارق از اینکه انقلاب به دست نااهلان و یا اهل آن افتاد اگر مردم ایران شناختی از عوامل و لیدرهای انقلاب و پیشینه ذهنی آنها که بطور مثال ایت اله بروجردی را گل سر سبد مجتهدین می دانستند هرگز انقلاب نمی کردند که صد البته خود شاه نیز که خود را کمر بسته امام رضا می دانست و یا انجمن حجتیه را با حمایت ساواک برای نابودی اقلیتهای دینی به توصیه علمای شیعه تاسیس نمود بی تاثیر نبود، این ملت است که نیاز دارد حافظه تاریخی را به حداقل ۴۰۰ سال قبل برگرداند و دوباره اشتباهات را مرور کند نه اینکه آیا شاه اصلاح پذیر بود یا نه همانطور که جمهوری اسلامی را اینگونه می دانند.

  10. majid

    با سلام، چیزی در خصوص مقاله شما نوشتن به دلیل گنگ بودن مطالب و مستدلات آن موجه جلوه نمیکند. فقط این سؤال برایم پیش آمده که چرا شما رضا پهلوی را، ربع پهلوی صدا نمیزنید. و طوفان کاترینا و سندی را به رفتارهای آن پدر و پسر وصل نمی‌کنید.

  11. محمد

    منم با مقاله موافقم
    مرسی

  12. ساسان

    از خداوند بزرگ خواستارم که هر چه زودتر مردم ایران را از شر آقایان ملی- مذهبی نجات دهد. این آقایان از سیاستهای نسنجیده خود که باعث ۳۳ سال رنج و بدبختی مردم شده است و اینکه از پشت به زنده یاد شاپور بختیار خنجر زده اند هیج گونه سخنی به میان نمی آورند و در عوض فوتبال بازی کردن ولیعهد برایشان بسیار سنگین است.آقای رحمانی به شما یادآوری می کنم که آن زمان که ولیعهد فوتبال بازی میکرد خلبان هواپیمای F-5 هم بود کاری که نه فرزندان شما ونه فرزندان مسئولین محترم کنونی نه میتوانید ونه می خواهید انجام بدهید چون شما کاری بجز نق زدن به کار بستن سیاست های نادرست با اشاره اربابتان ، یعنی دولت فخیمه انگلستان ، برای خراب کردن ایران دوستان و وطن پرستان بلد نیستید. من باورمندم که شما این متن را در برابر دید همه مردم قرار نمی دهید،چون ترس از بی آبرویی بیشتر درچشم مردم که نتیجه دهه ها سیاستهای نادرست و درغگویی خودتان می باشد شما را در کنار دیگر بی آبرویان تاریخ قرار میدهد. مردم ایران خود در باره شما قضاوت خواهند کرد.

  13. ساسان

    نگفتم ، اول متن را می خوانید بعد سانسورش می کنید پس فرق شما با دیگر سانسورچیها چیست؟

  14. کامبیز

    متأسفم که سطح تحلیل روشنفکران دوم خردادی و جنبش سبزی تا حد ارتباط دیکتاتوری و فوتبال مدرسه‌ای رضا پهلوی پایین آمده است. من به شخصه از این که یک میلیونیم در «جنون جمعی» ۵۷ شرکت داشتم شرمسارم. و معتقدم با جاه‌طلبی‌های شاه در زمینه همپایی تکنولوژی با غرب و بروز انقلاب عظیم ارتباطات، زمانه حکومت پهلوی را ناچار به اصلاح میکرد.

  15. ناشناس

    زیبا بود و منطقی. امیدوارم مردم احساسی به قضایا نگاه نکنند

  16. Mani

    مطلب به غایت {…} و پراکنده و نامفهومی بود . به نظر میرسه این بیمار پهلوی ستزی ملی-مذهبی! (شترگاوپلنگ) از سراسر اینترنت مطالب باقی پهلوی ستیزان رو جمع کرده و در یک مطلب جاداده که بگه نظام شاهنشاهی اصلاح ناپذیره. از عاشورای ۲۸ مرداد به فوتبال بازی کردن ولیعهد و از فوتبال بازی کردن ولیعهد به شاپور بختیار .
    واقعا بی سر و ته و پراکنده و فقط در راه ارضای نیازهای پهلوی ستیزانه نویسنده

  17. سیاوش

    آقا خسرو توصیه هایت را برای خودت نگه دار

  18. سیمین

    باید دید مردم امروزه به لزوم اصلاحات به معنای تغییرات با روندی ملایم، رسیده اند یا همچنان و بسیار بیشتر از سابق، روح افراط گرائی حاکم است
    اتفاقاً خیلی مفید خواهد بود که دوره پهلوی چه به لحاظ مدنیت و اصلاحات پذیریش و چه به لحاظ دینداری مرسوم در آن مورد بررسی قرار گیرد. بزرگمردانی چون کاظم شریعتمداری که با چنان اقتدار و در عین حال تدبیر و سیاستی، دین را از دستبرد و بی حرمتی سیاست دور نگاه داستند، باشد که دوباره بازبینی شده از آنها آموخته شود. دریغ که در این سایت بسیار از جناب منتظری و منتسبان فکریشان یاد میشود اما نه از مردی که یک تنه با رشادت و در عین حال وقار از ایتدا مخالفتش را با ولایت فقیه با این منطق که مخالف منافع ملی ست، اعلام کرد. با اعدامها مخالفت ورزید.اما دریغ و دردا که افراط و تفریط چنان غلبه کرده بود که کسی صدایش را نمی شنید. تا یکی از سه بدعت بزرگ زمان خمینی انجام یافت و از تن مرجع تقلیدی که نجات دهنده خود رهبر بوده با تکیه به مرجع بودنش، خلع لباس کردند. میخواستید از آن پس حرمتی برای تشیع مانده باشد؟ همانطور که مگر میخواستید حرمتی برای اسلام مانده باشد وقتی واژه “امام” را از از خاصان آن گرفته اسمی عام کردند. و آن بدعت دیگر در دینی که علی
    آ ن چنان به خلافت بی اعتنا و باقی پرورش یافتگان مکتبش گریزان از پیوستن به کار حکام بوده اند، محموله ای به نام ولایت فقیه در بدنه اش جا دادند. چه میخواستید دیگر، کسی اعتدال و اصللاح و معنویت بخواهد؟ نه جانم همه دنبال پول هستند و رفاه هر چه بیشتر بهتر، از هر راه که شد.

  19. keyvan

    آقا رحمانی حکومت شاه
    که به آزادی احترام قائل بود
    و کاری به پوشش انسان‌ها نداشت
    و به زنان ایرانی
    حقٔ رای داد
    ازدواج کودک منع کرد
    قابل اصلاح نمیدونه
    اما یک حکومت از عهد حجر امده
    و قوانین ضدّ زن کودک در ایران ما
    وضع کرده
    قابل اصلاح میدونه

  20. علی

    انقلاب لاجرم است چه در سال ۵۷ و چه در آینده نزدیک و طبق سنت دیکتاتورها در موقع انقلاب روشنفکران بسته و بی اعتبار در بین عوام و تندروان میدان دار.

  21. یک دوست

    با سلام.قبل از هر چیز بنده با نظرات و طرز گفتار جناب “آشنا” موافق هستم و به نظر بنده ,نشان از آگاهی بیشتر,مطالعه بیشتر و مهمتر از همه “حق گوِیی” ایشان است.و با بخشی از سخنان دوستان عزیزم “علی”و”پیام”موافقم.
    مانند بسیاری از دوستان نه سلطنت طلب هستم(حتی روزگاری به وجود حکومت پارلمانی مانند انگلستان و اسپانیاو… که وجود شاه و دربار فقط حالت نمادی و بیانگر تاریخ آن سرزمین می باشد و دولت مستقل و جدا به کارش می پردازد!!!) ونه حکومت جهل وجور وفساد یعنی جمهوری ضد اسلامی.و نه حتی موافق حرکتی و جنبشی به نا “اصلاح طلبی” و اصلاح طلبان.زیرا اصلاح چیزی,شیئی,انسانی,حکومتی و… که ذاتاً و بالوجود فاسد و غیر قابل تغییر و “اصلاح” است را کاری عبث و در امور سیاسی و حکومتی “نشدنی” واگر هم در طی و گذشت زمان هم به اصلاح بیندیشیم,باز می توان گفت که به وسیله ی عوامل و عمال رژیم روی کار و ضد اصلاح و مخالف تغییر(زیرا او آگاه تر است) نا خودآگاه سرکوب و محو و از بین می رود.(ارجاعتان می دهم به بحثی که دکتر شریعتی در مورد تفاوت بین انقلابی,محافظه کار,اصلاح طلب وگروه چهارم “انقلابی, اما از نوع تغییر تمام فاکتور ها,مفاهیم,بنیان های فکری وذهنی ای که دیکتاتور و مستبد و مثلت زر و زور و تزویر بر آن تکیه زده اند”…).
    مطلب جناب تقی رحمانی به نظر من حقیقت های انکار ناپذیری را عنوان کرد و باید پذیرفت.حتی آن بخش که شاید کمی سطح مطلب ایشان را از لحاظ عمق تحقیقی و استدلالی نزول بخشید(فوتبال بازی کردن رضا پهلوی) اما متاسفانه حقیقتی است که باید پذیرفت و ایشان در آن سالها سنی نداشتند.(البته درست که رشد عقلی و سنی برای درک بهتر مسایل در وقوع امری, فاکتور مهمی است اما بسیار انسانها که بودنشان با نبودشان از لحاظ منطق عقلی تفاوتی نداشت و ندارد! و میتوان گفت آری,آقای رضا پهلوی تحقیقات و مطالعات زیادی در مورد تاریخ معاصر ایران و به خصوص دوران حکومت و شاهنشاهی پدرشان دارند !!(امیدوارم).اما دوستان عزیز اصلاً مشکل چیز دیگری است و نیاز کشور,جامعه و مردم چیز دیگری است و پرداختن به مسئله ی خوب بودن یا نبودن دوره ی پهلوی ها و قیاس آن با حکومت تا دهان رسوای آخوندی و به اصلاح “اسلامی”,جمهوری اسلامی اساساً زمان اندیشیدن و بهتر شناختن و مطالعه کردن به مردم ما و حداقل فعالین سیاسی ما و روشنفکران به اصطلاح “حق گوی” ما را گرفته است.صد البته که رژیم پهلوی و به نظر من بیشتر رضا شاه(بنیان گذار پیشرفت های حداقل ظاهری و ساختمانی) از همه لحاظ از این حکومت فعلی بهتر بوده است اما ما نباید در آن هم حتی لیست و نوقف کنیم و آن را نماد و الگوی بهتر بودن و “انسانی” و اجتماعی بودن قرار بدهیم.(که متاسفانه بسیاری از مردم چه به علت علاقه به سلطتنت چه به علت نا “آگاهی” بیان می کنند.صحبت زیاد است و در این جا نمی گنجد.همین که به بحث و گفتار می نشینیم جی بسب شکر و پیشرفت برای ما دارد که جمهوری اسلامی علاقه ای به این امر ندارد. سپاس

  22. ناشناس

    aftab amad dalile aftab agar ghabale eslah bud hanuz bibud hamnke az meyn raft neshande tamamshodan doranash bud, inke aya mosbat ya manfi bud bahse digarie ast

  23. من خوشبختانه توانستم کامنت های دوستان را بخوانم و یک چیز در آنها به طور برجسته به چشم میخورد و آن این که وضعیت جمهوری اسلامی و آنچه که به روز مردم آورده کار را به جایی رسانده که حکومت مستبد پهلوی از نظر بسیاری قابل توجیه گردیده است و به قول آقای رحمانی مستبدی استبداد خود را با رفتار مستبد دیگر توجیه میکند.و این بسی تاسف انگیز است .دکتر زرین کوب در کتاب تاریخ اسلام شعری را از یک عرب نقل میکند که خدایا از شدت عدل بنی عباس پناه بردیم به جور بنی امیه.و این وصف روزگار ماست آنقدر جمهوری اسلامی ظلم کرده که دارد جا برای سلطنت طلبان باز میشود و این فارغ از بعد عاطفی آن یک خطر استراتژیک است واقعیت این است که عوام مردم هوشمندانه و تحلیلی انتخاب نمیکنند همان گونه که آقای خمینی را انتخاب کردند و خاتمی را و احمدی نژاد راوبنا بر این در یک بزنگاه سلطنت طلبان نیز میتوانند بر احساسات مردم سوار شوند و خر مراد را دوباره مال خود کنند چونان که شریعتی نیز میگفت در اینجا هیجان و انقلابی گری به ضرر همان مردمی تمام خواهد شد که از ظلم به جان آمده اند و در فردای انقلاب مستبدان دیروز را بر کرسی قدرت امروز نشانده اند و از اینجا ضرورتی ایجاد میشود برای روشنفکران که میدان را به دست هوچی ها و انقلابیونی بی پروا ندهند البته هر چند در صورت فروپاشی آنها میدان داری خواهند کرد و باز هم نیروهای مترقی که آرزوی آزادی و آبادی دارند قدرت برتر نخواهد بود اما در این مسیر نقش نیروهای ملی و مردمی چندان پر رنگ نیست. به طور مثال ملی مذهبی ها چه میتوانند بکنند تا راهی جز انقلاب به اصلاح بیانجامد وقتی همه چیز از حکومت تا قدرت های خارجی مسیر فروپاشی یک باره را دنبال میکنند.شاید باز هم تقدیر ما باشد که دوباره به دست مستبدانی دیگر گرفتار شویم.این موازنه را فقط جامعه مدنی ای قدرتمند با مطبوعاتی آزاد میتوانند تا حدودی به هم بزنند که مجال آن را نیز جمهوری اسلامی گرفته است.قدرت در دموکراسی راس ها(به قول شریعتی)توسط پول و بیاناتی چه بسا مسموم ساخته میشود و سلطنت طلب ها اینها را دارند از خود میکنند.امیدوارم حد اقل روح زمانه با آنها همراه نباشد و مثلا مثل افغانستان که قوای جهانی صلاح ندانست تا نظام سلطنت ظاهر شاه را باز تولید کند آنها دست سلطنت طلبان را ببندند.نگارنده به شخصه به درون چندان امیدوار نیست.باشد که اپوزسیونی منسجم این خطر را مرتفع کند.
    رضا پهلوی در مصاحبه اش نمیگوید من جمهوری خواهم میگوید هر چه مردم بخواهند باید پرسید اگر مردم سلطنت و استبداد شخص شما و فرمانروایی دوباره خانوادهتان را بخواهند چه باز هم شما موافقید.بر وزن بیان پوپر که مدارا مگر با دشمنان مدارا در دموکراسی مبتنی بر حقوق بشر رای مردم نمیتواند به ایجاد دیکتاتوری بیانجامد کاری که ناپلیون کرد و رضا پهلوی نیز گویی از آن بدش نمیاید.

  24. بهرام

    برعکس آنچه شما در این متن آوردید بهترین معیار مقایسه یک حکومت، حکومتهای قبلی و بعدی آنند. شما وقتی از زاویه رفاه عمومی و رشد طبقه متوسط، همه گیرشدن آموزش و پرورش، فراگیر شدن بهداشت در مملکت، تحصیلات دانشگاهی، توسعه حمل و نقل، رشد اقتصادی، گسترش حقوق زنان و … رژیم پهلوی را با رژیم قاجار و ج.ا. مورد مقایسه قرار میدهید به وضوح برتری این حکومت را نسبت به آن دو متوجه میشوید. آینها همان فاکتورهائی است که برای اکثریت مردم از اهمیت اصلی برخوردار است. آزادیهای سیاسی هم یکی از نیازهای جامعه است ولی عامه مردم به وضعیت معیشت و بهداشت و آینده روشن برای فرزندانشان بیشتر اهمیت میدهند تا آزادی بیان. این درواقع اقلیت روشنفکر جامعه است که بیشتر به دنبال ایده آلهای دهنی خود میروند و از واقعیتها فاصله میگیرند. به علاوه در رژیم پهلوی همه گونه آزادی های اجتماعی وجود داشت و فقط آزادی سیاسی آن هم به معنای اقدام جهت سرنگونی رژیم نبود. گویا برای ما ایرانیان فعالیت سیاسی همیشه به معنای مبارزه برای سرنگونی رژیم است و هیچ راه دیگری بلد نیستیم. کدامیک از شما مبارزان قدیمی اقدام به تأسیس مدرسه ای جهت تربیت بچه ها و یا موسسه ای برای ریشه کنی فقر در مملکت کردید. تا فرصتی میافتید از هر آنچه سازندگی در آن مملکت شده بود ایراد میگرفتید و بجر سرنگونی شاه به هیچ چیز قانع نبودید.
    متآسفانه ملت ایران در بلوای ۵۷ فریب شما را خورد و خود را در سراشیب سقوط به قهقرا قرا داد. نکته قابل توجه این است که شما روشنفکران هنوز به اشتباه تاریخی خود اعترف نکرده اید و از بلائی که بر سر مردم آوردید از پیشگاه ملت ایران درخواست بخشش ننموده اید!!

    • ایرانی آزاد

      ۱-آنکسی که باید از مردم عذرخواهی کند، کودتاچیان ۲۸ مردادی هستند که با سرکوب و ساواک به مدت ۳۰ سال پس از ۲۸ مرداد و به مدت ۵۰ سال پس از کودتای سوم اسفند ۱۲۹۹ ادامه یافت. این دزدان پهلوی طلب هستند که بابت خیانتها و دزدیها باید از مردم عذر تقصیر بخواهند، اموال دزدی را برگردانند و به مجازات خیانتهایشان برسند.
      ۲- پیش کشیدن مساله اصلاح پذیری حکومت پهلوی توسط رضا پهلوی، به نوعی دفاع از ان حکومت، و القای این مطلب به افکار عمومی است که حاکمیت پهلوی اصلاح پذیر بود که صد در صد نادرست و به شهادت تاریخ بسیار فریبکارانه است.

      ۳- اشتباه ملت ایران در سال ۵۷، به گور سپردن شاه نبود، که اعتماد به شیخ بود. البته بگذریم از اینکه رژیم شاه در آخرین روزهای عمرش، آخرین خیانتش را هم به امر ژنرال هویزر آمریکایی بملت ایران کرد و ارتش را دودستی به خمینی داد.

      ۴- اگر قرار بود که یک دیکتاتور خشن و سرکوبگر، بخواهد جنایات دیکتاتورهای ماقبل و مابعدش را توجیه کند، پس قانون اساسی و منشورهای حقوق بشر که هر دو مورد قبول دولت ایران در زمان شاه بوده اند چه میشود؟ چرا معیار مقایسه ما، بجای اعلامیه جهانی حقوق بشر یا قانون اساسی مشروطه، باید جنایات خشن ترین دیکتاتورهای ماقبل و یا مابعد باشد!!؟ آیا بنابر منطق شما، حکومت بعدی حق ندارد که عین همین جنایات را در حق مردم اعمال کنند؟! انتظار دارید که کسی سینه سپر کند و خود را به کشتن دهد تا پس از تغییر حکومت، عین همین فجایع را بار دیگر شاهد باشد؟

      • محمد

        ۱ – از یک طرف میگوئید رژیم‌ها را با هم مقایسه نکنید، از آن طرف هر بار ماها از شما میپرسیم چرا جوانی و زندگی‌ ما را با این انقلابتون نابود کردید، یک دفعه میزنید به دشت ۲۸ مرداد و پول‌های رضا پهلوی و … اصلا رضا پهلوی جانی، جواب ما را بدهید. درست است سنّ ما کم است، ولی‌ احمق نیستیم که ندانیم این مغز هایی که از ایران به خاطر انقلاب شما رفتند هزاران برابر پولی‌ که شما‌ها دنبالش هستید ارزش دارد، مگر آن همه مصادره کردید اقتصاد ایران را رو به راه کرد که هنوز به ما وعده می‌دهید اگر پول رضا پهلوی را بگیریم همه چی‌ درست میشود؟ اصلا شما که انقدر تو کار پولگیری هستید، پول زبان بسته ما را که صد‌ها هزار برابر پول رضا پهلوی است و دست حزب‌الله لبنان و حماس است را بگیرید.

        ۲- همان کلمه صد در صد کافی‌ است که ذات استبدادی شما را نشان دهد، کسی‌ که حتا ۱ درصد احتمال ندهد حرفش غلط باشد تکلیفش روشن است.

        ۳ – این نکته سومتان هم که جسارتاً تف سر بالا بود، این آقای رحمانی این همه زور زد که بگوید انقلاب اسلامی مردمی بود و غرب دخالتی نداشت، بعد شما میگوئید ژنرال امریکأ به شاه گفت ارتش را بدهد به رهبر انقلاب؟

        • ایرانی آزاد

          ۱- عجب قیاس خنده داری کردی! من گفتم که جنایات یک رژیم، نمیتواند جنایات رژیم قبلی یا بعدی را توجیه کند، کلی هم راجع به ان توضیح دادم. و الا به لحاظ علت و معلولی، حتما رژیم قبلی اثرات خود را در رژیمهای بعدی بجا میگذارد. اثراتی که در صورت پیروزی انقلاب و تشکیل رژیمی مطابق خواست مردم، به حداقل خواهد رسید و اثرات ان بتدریج از بین خواهد رفت. با این قیاسی که کردی نشان دادی که نه تنها سنت کم است، بلکه بر خلاف تصورت، چندان هم باهوش نیستی. رژیم آخوندی دنباله رژیم شاه و نتیجه شکست انقلاب است و هیچ آدم عاقلی، البته بلانسبت پهلوی چیان، آنرا حکومتی برخاسته از انقلاب ۵۷ نمیداند. حکومت آخوندی نتیجه ۲۵ سال حمایت بی دریغ شاه و ساواک از آخوند و سرکوب همزمان گروه های مترقی و سکولار است.

          ۲- روی کار آمدن خمینی و دست بالا پیدا کردن وی، نتیجه تسلیم دودستی ارتش آریامهری به خمینی بود برای سرکوب انقلابیون. بنابر این اگر بابت اینهمه جنایت و کشتار از مردم عذرخواهی کند، رژیم شاه و سرانش هستند که ارتش آریامهری را دودستی به خمینی تقدیم کردند که با ان به سرکوب انقلابیون و آزادیخواهان بپردازند. شما اگر راست میگویی، بهتر است طلبکاری هایت را برای دزدان سلطنت طلب نگهداری و نه انقلابیونی که با توطئه مشترک شیخ و شاه نابود شدند.

          ۳- انقلاب ایران با تقدیم دودستی ارتش به خمینی توسط سران رژیم شاهنشاهی، عملا نابود شد و انقلابیون به حبس و زندان رفتند. کسانی هم که بعدها حاکم شدند، هرگز انقلابی نبودند، بلکه مشتی فرصت طلب بودند که به لطف شاه ارتش را بدست گرفتند و انقلابیون را سرکوب نمودند. بنابر این کسانی که حاکم شدند هرگز “انقلابی” نبودند. مهندس بزرگان آنها را “انقلابیون پس از انقلاب” میخواند که اشاره به فرصت طلبی این جماعت هفت خطی بود که به “الطاف آریامهری” به قدرت سرکوب مجهز شده بودند. انقلابی واقعی اشرف دهقان بود. انقلابی واقعی موسی خیابانی بود و …..که هم در رژیم شاه سرکوب شدند و هم در رژیم شیخ. پیشنهاد میکنم که طلبکاری هایت را برای همان “انقلابیون پس از انقلاب” نگه داری، که این جماعت هرگز انقلابی نبوده اند.

  25. محمود

    با تشکر از اقای رحمانی
    محمد رضا شاه اگر طالب اصلاح بود چر دولت ملی مصدق را تحمل نکرد ؟اگر محمد رضا شاه میخواست اصلاح کنه چرا وقتی جنبش اوج گرفت بفکر افتاد ؟و هزاران چرای دیگر

  26. خشایار

    اول یک جمله بگویم، من از نسل بعد از انقلاب هستم پس لطفا دوستان پنجاه هفتی ما را به شعبان و ساواک و استکبار جهانخوار و … نچسبانند، اما بعد، همان چند جمله اول را که خواندم، دیدم نویسنده رسما به قصد فریب این مطلب را نوشته است. اولا ربط این حرف که نظام اصلاح پذیر به نظام اصلاح ناپذیر تبدیل شد به توطئه غرب برای انقلاب کاملا بی‌ معنا بود. اما جالبتر این که اول مقاله می‌گوید رضا پهلوی به صراحت از نظام قبلی‌ دفاع می‌کند، اگر کسی‌ بخواهد دفاع مطلق کند که اصلا بحث اصلاح پذیری را پیش نمیکشد، چون وقتی‌ چیزی درست است که اصلاحش نمیکنند. جالبتر زمانی‌ میشود که آقای رحمانی طبق سخنرانی‌های دیگرشان معتقدند رژیم جمهوری اسلامی اصلاح پذیر است و لابد من نسل سوخته باید از ایشان تشکر هم بکنم. واقعا عجیب است که در عصر اینترنت چنین به صراحت که در چند جمله اول مقاله دیدیم وارونه گوئی میشود. آقایون ملی‌ مذهبی‌ ما نسل بعد از انقلاب خیلی باهوشتر از پدرانمان هستیم، پس اگر دنبال همان برنامه‌های انقلاب شکوهمند اسلامیتان هستید، حد اقل وقت بیشتری برای وارونه نمایئ صرف کنید که توی ذوق ما نخورد که کسی‌ به این صراحت می‌خواهد ما را فریب دهد. بی‌ زحمت این کامنت من را سانسور نکنید، قول میدهم ۲۲ بهمن ۴ تا مرگ بر شاه بگویم که دل‌ شما هم خنک شود.

  27. ali

    Be Ostad moshiri roojoo konid va bebinid keh asreh khandaneh pahlavi cheekar kardan lotfaan.
    Toro bekhoda gooleh in pahlaviha row nakhoorid dobareh
    Baseh degeh, ma hameh democracy mikhayim va bas!!

  28. منتقد

    آقای امید اول از شما تشکر می‌کنم که رسما اعتراف کردید از نظر شما مردم صغیر و بیسواد هستند و نیازمند قیمانی چون شما ملی‌ مذهبی‌‌ها هستند و به صندوق رای اعتقاد ندارید و حاضرید برای به در بردن رقیبتان حتا از نیروی خارجی‌ هم بهره بگیرید، این خیلی خوب بود که چیزهایی که حدس میزدیم آشکارا گفته میشود. اما در مورد این که گفتید مشروطه خواهان به دنبال استبدادند همانقدر بی‌ منطق است که سلطنت طلب‌های افراطی می‌گویند هر کس به دنبال جمهوری است منظورش جمهوری استبدادی اسلامی است. هر دو یک روش را به کار می‌برید. اما باید بگویم ما نسل اینترنت کاری به این ادّعا‌ها نداریم و رفتار و گفتار آدم‌ها را نگاه می‌کنیم به خصوص نگاهشان به صندوق رای و نوع نگاه به مردم، تا اینجا هم به شخصه تنها کسی‌ را که دیدم بدون حمله به این و آن مشغول کار خود است و صندوق رای را مبنا قرار میدهد و خود را باسواد تر از دیگران نمیداند و سعی‌ در حذف دیگران نمیکند رضا پهلوی است. البته من خودم به دلیل شرایط فرهنگی‌ ایران به پادشاهی رای نمیدهم اما کسانی‌ مثل رضا پهلوی را که به صندوق رای معتقدند را بسیار محترم تر از امثال شما که خود را قیّم مردم میدانید و کل فعالیتتان حمله به این و آن است و فکر می‌کنید حقیقت مطلق هستید و دیگران باطلند می‌دانم.

    • بیدل دوران

      صحبت در مورد پهلوی ها، دو لبه حساس دارد. نخست سایه ای نوستالژیک از گذشته ای که هر انسان را در مقایسه با امروز می گذارد. مقایسه ای که نویسنده به آن اشاره کرده است. ارزنده ترین این قیاس ها مقایسه اقتصادی، آموزشی و بهداشت است. پهلوی دوم در دهه چهل در آموزش و بهداشت کوشید. اما سوال اینجاست چرا در دهه پنجاه کادرهای برنامه و بودجه و دستگاه های نظارتی را تقریبا فلج کرد؟ به همه دوستانی که با مرکبهایی چون “شاه و شیخ” و “یا شور و شعور” و غیره قصد در برگرداندن ورق دارند توصیه می شود کتابهای طرح تاریخ شفاهی که به کوشش حبیب لاجوردی، مصاحبه با آقایان مجیدی(رییس برنامه بودجه)، مجتهدی(بنیانگذار دانشگاه شریف)، امینی(نخست وزیر) و غیره است توصیه میشود. خاطرات علم نیز سندی ماندگار برای تاریخ ایران است. قسمت دوم این که زیر این سایه به نظر می رسد بناست به ادبیات فقهی، اهم و مهم شود و به این بهانه مهم در پشت اهم گم شود! آقای رحمانی خاطره رامسر را کامل عنوان نکردند. جلسه رامسر رخداد مهمی در تاریخ برنامه ایران دارد. مجیدی رییس برنامه، در گفت و گویی با خبرنگار نیویورک تایمز که از وی می پرسد”شاهنشاه با درآمدهای میلیاردی نفتی چه خواهند کرد؟” در جواب می گوید اشتباه نکنید، ما تا ۱۳۶۰ مجبور به استقراض ار بانک جهانی خواهیم بود. در جواب عتاب و اخم پهلوی، می گوید قربان ساده بگویم پارچ آب در استکان نمی گنجد و برای بیان دلیلش با آمار آبادیان مسئول را توصیه به آوردن آمار و ارقام می کند که پهلوی با فحش تندی خطاب به آبادیان بی حوصلگی اش را از این بحث ها عنوان می کند. مصطلح است که دهه هفتاد میلادی، دهه مویرگی شدن علوم در سراسر حوزه ها بوده است. آن کس که “بزرگ ستاد عالی ارتشداران” “بزرگ شورای عالی اقتصاد دانان” “فرماندهی کل نیروهای نظامی” “رئیس عالی ستاد آموزش” را به مردمی بی غیردموکرات توجیح می کند و چاره آن روز می داند، بایستی ضرورت ادامه جنگ را به شوق میلیونی توده های جان بر کف را نیز با کلماتی چون، “عینی آن روز”، “واقعیت جامعه” و “مردمی بی سواد و ناآگاه” تایید کند. راهپیمایی هایی توده ای که خروجی شان فشار و سرکوب بیشتر بر دگراندیشان و زندانیان داخل زندان بود.
      داستان توسعه و اصلاح پذیری حکومت ها در ایران داستان تلخی است. اما سوال اینجاست؛
      چرا کلیه بخش ها مترقی جامعه ایران، فیلمسازان، هنرمندان، روشنفکران، دانشگاهیان با رژیم شاه مرزبندی آنچنان داشتند که در دهه پنجاه به قهری آشتی ناپذیر تبدیل شده بود و در صورت عدم وقوع انقلاب پنجاه و هفت رو به ازدیاد نیز می بود؟
      آقای رحمانی به درستی معتقدند معیار ارزیابی هر پدیده ای بایستی امری بیرونی باشد که قابلیت کالیبراسیون داشته باشد. مفاهیمی چون مدرنیته آن روز هم مفاهیمی متعارف بودند و پهلوی همان روز هم با آن بسیار دور بود. فرض محال بپذیریم که همه نیروها تحول خواه ایران در دهه پنجاه مجنون بودندو در آفساید روزگار. پهلوی کجا ایستاده بود؟ برای ان روز جهان هم ادعای این که دو سال بعد سوئد را پشت سر خواهیم گذاشت و چهار سال بعد سوئیس را و نهایت در بین ۸ قدرت برتر جهانی خواهیم بود طنز تلخی بیش نبود؟ مصدق یک فراز ۲۵ سال پیش از انقلاب بود. شاه پهلوی در سرتاسر این سالها نشان داد می خواهد هم مدافع، هم هافبک و هم مهاجم باشد. طبیعی است چنین تیمی را نتوان در لیگ نگاه داشت! این ها جمیعا مرا به این نکته می رساند که رژیم شاه استعداد بقا نداشت.
      به نظر بنده قصه حاکمان جهان سوم قصه تلخی است. مدرن و سنتی شان نیز تفاوتی از این مناظر ندارند. آقای رضا پهلوی به نگاه بنده ارادتمندانی دارند، این مساله نگاهی عمیق تر برای او را ضروری تر می کند. این بار بناست تا قاعده بازی مطابق دفعه های قبل نباشد و توافق نسل جوان ایران هم بر این است که به کسی چک سفید امضا ندهند خواه سلطنت طلب باشد، جمهوری خواه باشد، ملی باشد، ملی مذهبی باشد یا چپ خط امامی باشد.

  29. امانت

    با توجه به مقاله خوب شما من چون سواد زیادئ ندارم ممگن است توضیح دهید از کجای سخن اقای پهلوی تشخیص دادید که ایشان گفته انقلاب کار غرب بود مکر امگان دارد انقلاب کار کشور دیگری باشد شاید ایشان کلمه کودتا را استفاده کردند یا شما همینطور که چهت تحقیر ایشان در جای جای مقاله به بچه بودن ایشان کنایه میزنید برای اثبات مدعا قصد تحریف داریذ بر اساس استدلال شما اقای کاسترو هم نباید راجع به مارکس اظهار نظر کند چون ایشان در زمان مارکس اصلا به دنیا نیامده بود اگر این گونه سخن نمی گفتید مقاله شما از همه نظر توجیه پذیر بود

  30. مش حسین

    سلام تقی عزیز بهتره که وقت شریف رو صرف این چنین بحث های نکنی . که کم کم از حال وهوای ایرن خارج می شی و از کار اصلی تون باز میمونید و . . . . .
    موفق برقرار باشید

  31. با سلام به دوستی که به عنوان منتقد مطلبی گذاشته اند.
    این که ملی مذهبی ها خود را قیم مردم میدانند باید به تاریخ ارجاع داد ه شود از زمان زنده یاد مصدق تا امروز هرگز چنین ادعایی در میان نبوده است.اما ما باید به دموکراسی واقع بینانه نگاه کنیم همان صندوق رایی که خاتمی از آن بیرون آمد احمدی نژاد هم بیرون آمد.ببینید دکتر معین با آن همه شعار تندی که داد رای نیاورد به نظر من حق این بود که معین رای بیاورد اما نشد.دموکراسی با رای اکثریت فرق دارد هیتلر هم با رای اکثریت قدرت را گرفت.دموکراسی باید بر حقوق بشر بنا باشد و از اینجاست که نهاد های مدنی و احزاب قدرتمند و همچنین فرهنگ و آگاهی مهم میشوند.مردم به همین جمهوری اسلامی و نظام ولایت فقیهی که شما منتقد آن هستید هم رای بالای نود و چند درصد دادند آیا باید به این رای احترام گذاشت . موکراسی را به سیستم رای اکثریت تقلیل دادن خطر ناک است البته من معتقدم نباید در برابر آن مانع ایجاد کرد و باید وارد بازی شد اما نباید بر این باشیم که به محض این که یک سیستم با اکثریت آرا درست شد راه ترقی باز است.ببینید در کویت وقتی انتخابات آزاد هم برگزار میشود زنان زیادی نماینده مجلس نمیشوند یعنی اینجا دیگر فرهنگ مانع است.بنا بر این ما ادعای قیمومیت نداریم ما پیرو مکتب مصدق و شاگرد شریعتی هستیم و هواخواه آزادی و عدالت.فکر میکنید اگر شرایطی برای رای آزاد ایجاد شود چه کسانی بدون نهاد های مدنی و مطبوعات آزاد و… پیروز میشوند کسانی که پول دارند و تحمیق مردم را بلدند.رای اکثریت را نباید به ایمانی دینی تبدیل کرد.رضا پهلوی میگوید رای اکثریت اما پس ذهنش استبداد خفته است.همه چیز را که نباید به رای گذاشت به نظر من اصلا سلطنت نباید جزءگزینه های انتخاباتی باشد برای یک قانون اساسی دموکراتیک .شما میگویید مشروطه اما بحث سر استبداد است ایجا هیچ چیزی مشروط نمیشود مگر این که چهار میخه شده باشد.من طرفدار حمله خارجی نیستم اما میگویم رفتار حکومت و مناتسبات قدرت و روابط بین قدرت های بزرگ دارد آن را اجتناب نا پذیر میکند من هم با حمله مخالفم اما چه کاری از دست من و شما بر میاید.من فقط پیش بینی ای برای بعد از سقوط حکومت کردم.و فکر میکنم این نا معقول نباشد.شما یک انتخابات مثلا یک نماینده مجلس را در حوزه خودش دنبال کنید ببینید چه کسی و چگونه رای میاورد حقیقت با قدرت فرق دارد خیلی مواقع اصلا بهترین و اخلاقی ترین فردی که میتواند به نفع منافع ملی و رفاه مردم عمل کند اصلا رای نمیاورد در عوض کسی رای میاورد که خوب بلد است مردم را و رای آنها را بخرد این واقعیت تلخ تاریخ ماست حال شما میتوانید به این مساله خیلی آرمانخواهانه نگاه کنید.زنده یاد مصدق هم وقتی انتخابات آزاد که آرزویش را داشت برگزار کرد دید دوباره نمایندگان دربارو انگلیس دارند بیشترین تعداد را در مجلس به دست میاورند شما بگویید در این شرایط چه باید کرد.

    • منتقد

      با سلام مجدد، آقای امید من نگفتم دموکراسی‌ فقط رای اکثریت است، دموکراسی‌ رای اکثریت و حقوق اقلیت است، جمهوری اسلامی به این دلیل دمکرات نیست که حقوق اقلیت‌های دینی، مذهبی‌، عقیدتی‌ را رعایت نمیکند نه به این دلیل که مردم انتخابش کردند و مردم نادان هستند و احتیاج به شورای نگهبان ملی‌ مذهبی‌‌ها دارند. هر کسی‌ رای اکثریت و حقوق اقلیت را مراعات کند دمکرات است، و هر کسی‌ به دنبال ایجاد شورای نگهبان و حذف دیگران بر اساس پیشفرض‌های ذهنی‌ خود برآید دیکتاتور است حالا می‌خواهد خود را پیرو مصدق و شریعتی‌ بداند یا نداند. اتفاقا مشکلی‌ که ما امروز داریم دقیقا از همین ذهنیتی که شما دارید میاید، یعنی پیش خود، فرض می‌کنید مشروطه خواهان به دنبال استبداد هستند پس باید به عنوان شورای نگهبان وارد عمل شده و برای مردم کاندید مشخص کنید. فردا هم نوبت دیگری است که بگویید فلانی به دنبال مثلا کمونیسم است و باید حذف شود و پس فردا یک نفر زرنگتر از شما، خود شما را به دلیل مخل امنیت ملی‌ بودن حذف می‌کند و همین میشود که در جمهوری اسلامی میبینیم و شما با این تفکرات حذفی پایه‌اش را گذاشتید و امروز نتیجه‌اش را دیدید. دقیقا به همین دلیل است که من به این روش حذفی شما حساسم و رضا پهلوی را با این که به شخصه با پادشاهی برای ایران به دلیل تفاوت فرهنگی‌ ایران با بریتانیا و سوئد و دیگر پادشاهی‌ها مخالفم به عنوان دیواری میبینم که اگر او خراب شود نوبت بقیّه که امکانات و طرفداران او را ندارند خواهد شد که هر کدام به اسمی حذف شوند. تصورم بر این است که این ذهنیت شما به خاطر پیش زمینه مذهبی‌ باشد، چرا که ما فقط در دین حق و باطل داریم ولی‌ سیاست امر زمینی‌ است و حق مطلق و باطل مطلق نداریم، هر کسی‌ به آن دو مساله ای‌ که اول اشاره کردم معتقد باشد حق انتخاب کردن و انتخاب شدن دارد وگرنه هر اسمی داشته باشد جز در راه دیکتاتوری یا پایه گذاری دیکتاتوری حرکت نمیکند. پیروز باشید.

  32. با سلام دوباره به دوست”منتقد”
    اول این که این حمله ای که شما به ملی مذهبی ها میکنید به نظر من بی انصافی است البته من خود از نسل بعد از انقلاب هستم بنا بر این در انقلاب نقشی نداشته ام.ملی مذهبی ها که خود قربانی این حکومت بوده اند اگر منظور نهضت آزادی باشد نقد به آنها و مشی آنها وارد است(هر چند در تقسیم بندی اصطلاحی آنها ملی مذهبی نیستند) اما همه کارنامه آنها هم قابل رد کردن نیست.ملی مذهبی ها یک خانواده بزرگ هستند من مشخصا در نحله شریعتی قرار دارم و روی این گروه میتوانم صحبت کنم ما مصدقی هستیم و طرفدار استبداد هم نیستیم نیروهای ما هم همواره یا در زندان حکومت بوده اند و یا کشته شده اند البته نفس زندان رفتن و کشته شدن ارزش نیست اما میخواهم بگویم ما نسبتی با استبداد و حکومت جمهوری اسلامی نداریم که متهم به استبداد و خود رایی وبر پا کردن شورای نگهبان باشیم.مرحوم سحابی از اولین کسانی بود که با ولایت فقیه مخالفت کرد و منزوی شد.
    مسایل را نباید آنقدر ذهنی کرد که از ما به ازای تاریخی خود خالی شود در همه حکومت ها یک مقیاسی برای کاندیداتوری وجود دارد مثلا در همین آمریکا شما اگر شرایط را برای نامزدی ببینید هر کسی نمیتواند نامزد انتخابات شود.البته این نظر من به معنی دفاع از شورای نگهبان نیست که رفتارش حتی مغایر با قانون اساسی خود جمهوری اسلامی هم هست.بحث من فیلتر گذاشتن نیست بحث این است که باید خود آگاه یا ناخود آگاه رای مردم به سوی انسانهای شریف و ترقی خواه جهت بگیرد فقط انتخابات تعمین کننده شرایط رفاه نیست شما ببینید مثلا در عراق هم انتخابات برگزار میشد و مردم واقعا بیش از نود درصد به صدام رای میدادند از روی ترس چون فکر میکردند هر برگه رای را رد گیری میکنند تا بفهمند به چه کسی رای داده ای.ما تجربه مصدق را پشت سر داریم و جمهوری اسلامی را .مصدق قانون انتخابات را اصلاح کرد اما باز هم انسانهایی شریف از صندوق بیرون نیامدند و مجلسی بیرون آمد که رییسش کاشانی بود و بدنه اش بیشتر ضد ملی و طرفدار انگلیس و دربار یعنی استبداد و استثمار.به خاطر همین است که به نظر من باید همین طور که از دموکراسی دفاع میکنیم لوازم آن را فراهم کنیم دموکراسی بدون نهاد مدنی ابتر است و خطرناک چون ابزار دست قدرت طلبانی بی انصاف میشود.اگر آقای خمینی برای رفتار منافی با حقوق بشر خود میخواست رای بگیرد شما فکر میکنید آرایش رای نمیاورد مطمینا میاورد چون مردم که همه آرمانی و مبتنی بر آگاهی و شرافت انسانی رای نمیدهند باید به این نکته توجه کرد که استبداد فقط در سیاست نمود ندارد و فرهنگ را هم با خود هماهنگ میکند بنا بر این خود دموکراسی به مثابه صندوق رای یک روش است هر چند بهترین روش نیست اما به نظر من به غیر از آن به هر روشی رجوع کنیم از آن استبداد سر برخواهد آورد من حرفم این است که باید لوازم یک دموکراسی را فراهم کرد.در مورد پیش زمینه مذهبی هم که فرموده بودید من فکر میکنم استبداد به مذهب ربطی ندارد مستبد میتواند مذهبی یا ضد مذهب باشد در دنیا هم شما نمونه های بسیاری میتوانید ببینید استالین رهبر ضد مذهبی است و طالبان حکومتی مذهبی.و بازرگان یک آدم نماز شب خوان است و با همه نقدی که به او میتوان وارد کرد با آقای خمینی فرق بسیار دارد.توده ای ها از اعدام هایی دفاع میکردند که بازرگان و بسیاری از مذهبی ها از جمله منتظری منتقد آن بودند و طالقانی آخوند از تسامح بسیار بیشتری برخوردار بود از بسیاری از چپ هایی که پای منبر خلخالی شعار میدادند “اعدامش کن”.
    به امید ایرانی آزاد و آباد
    موفق باشید

  33. رضا

    نظر زیر نظری است غیر متعارف و بکل از جنس دیگر خارج از حیطه همه نظرات داده شده
    و به احتمال زیاد توسط اکثریتی از هر دوطرف مورد تمسخر و استهزا قرار خواهد گرفت!
    برداشتی که میشود و درکش مهم نیست. مهم رساندن آن است!
    باز هم مهم نیست خواننده دارای چه سطحی از شعور یا استاد در بحث و جدلهای سیاسی و اثبات حقانیت این و آن و بکرسی نشاندن یا کوبیدن طرف مقابل و سماجت در قلب واقعیتها و سیاه نماییهای بی پایان
    از مشاهده نظرات داده شده میتوان متوجه شد که اکثریت داری فهم و شعوری بالا و ” بذم خود” آگاهانه از مطلبی سخن گفتند.
    اما متاسفم که برای فهم کلام زیر نه تبحر در سیاست و تاریخ لازم است . نه روشنفکر و باصطلاح آزدیخواه بودن. و نه ملی مذهبی و دین مدار بودن . باون معنا که مذهب در آداب ظاهری و انچام فرایض خلاصه نمیشود … مغز را رها کرده بدنبال پوستند!
    چیزی که نیازست : کمی” انصاف و قلب سلیم “! عنصرهای بشدت کمیاب! همین

    میشنوند.. اما نمیشنوند! … مبینند.. اما نمی بینند!؟
    کور و کرشان کرده ایم!

    بگویید طعن روزگار… بگویید انتقام طبیعت… بگویید بازتاب عمل… بگویید خدا
    هر تعبیری که دوست دارید
    مهم نیست چه استنبادی. مهم اینه که این اتفاق رخ داده و هنوزم ادامه داره!
    چه ربطی به موضوع داره؟ داره.. آقای رحمانی نمونه هنوز در حیاتشه!
    ایشون بظاهر هنوز خوب و سلامته در عوض همسر ایشونه که در رنجه و طبیعتا خودش و بقیه خانواده
    خب بازم چه ربطی داره!؟

    تمام کسانی که در شکل گیری این انقلاب نقشی داشته… حتی دستی تکان داده… قلمی نگاشته
    بنتاسب عملی که انجام داده و نیتی که داشته بازتاب در پی داشته! به یقین. این بازتاب به تناسب عمل و نیت فرد . خشونت یا قتل بوده… زندان یا شکنجه بوده… بیماری و حادثه برای خود یا عزیزی که براش مهم بوده!!!
    و طرق دیگر .. گ
    شاید فردی تصور کند لاتا الات است و دنیا حساب و کتابی ندارد و چرندیاتی که اصلا لیاقت پاسخ نداره
    باز مهم نیست! مهم اونه که دیر یا زود رخ میده و گریزی ازش نیست! اونی هم که فکر میکنه سالم جسته در اشتباهه. حادثه بیماری خبر نمیکنه . خودش یا عزیزی؟
    این قانون طبیعته : عمل . عکس العمل . بازتاب
    فرقی نمیکنه حتی عمل خوب هم بازتابی مشابه داره.

    این طعن تلخ روزگاره… اگر کمی تامل میکردید و می اندیشید… که تا بامروز چه تعداد کسانی و با چه پیشینه ای در انقلاب ” توسط همون کسانی ” که به قدرت رسوندشون.. یا سربنیست و هلاک شدند.. یا خود ی و عزیزی به زندان شدند.. تامل برنگیزه! نه؟ برای کسانی که می اندیشند! نه متبحرین در لفاضی و استدلاهای بی پایان
    .
    ادامه بدید این روش قشنگ لفاضی رو … باشد که ارضاء شوند
    همه جور شهوتی تو دنیا هست. پُست و مقام و ریاست … سفسطه و بحث و جدل و ” تعصب کور ”
    تعصب .. کور و کرد کند عاقل را…

    ….

    بزرگترین اسرار مرگ است
    دیر یا زود هرکسی طعم مرگ رو خواهد چشید.. خواهید دید چی در انتظارتون تک تکتون هست؟
    .
    افسانه پنداشتند
    خواهید دید
    تا اونوقت شما هم به این بحث و جدلهای مسخره مصدقی تون و اینکه کی چیکار کرده . کی محق بوده که جانی بوده
    کی خیانت کرده یا نکرده و ادله و برهانهای دهن پرکن و عوامفریب ادامه بدید… باشد تا رستگار شوید و خواسته ها برآورده شود
    تا روز مرگ و لحظه حقیقت ناب … این گوی و این میدان
    .
    خواهید دید کی کی بوده
    کی فرشته بوده کی دیو
    کی جنایت کرده کی خدمت!
    کی خادم بوده کی جابر
    سورپریز خواهید شد
    عجیب….
    .
    اونموقع این کامنت مسخره رو هم بیاد بیار
    .
    بحث و جدل از سر بگیرید

    بدرود

  34. مازیار

    دو واژه ملی و مذهبی(مذهب شیعه) در ایران هیچگاه کنار هم نمی توانند باشند و هیچ سازگاری بین این دو واژه وجود ندارد و از نظر من این گروه{…} بوده و هستند

  35. abbas

    ماشاالله به این همه سوات که سانتر فوروارد را سانت فوروارد نوشته. ماشاالله به این همه سوات و کمالات. همین سلطنت خامنه‌ای را بروید بپرستید، شما را چه به ایران و ایرانی‌؟

  36. مجید

    بزرگترین نشانه حکومتهای دیکتاتوری مردم را به هیچ گرفتن و آنها را به بازی نگرفتن است.آقای پهلوی پدر شما با چه ابزاری می واست اصلاح شود؟مردم که به شهادت رفراندوم بالای ۹۸ درصد مخالفش بودند،این بیانگر شدت نارضایتی مردم از حکومت دیکتاتوری پدر شماست وبس

مخاطبان محترم، سایت ملی-مذهبی از دریافت نظرات سازنده شما برای بهبود کیفیت مطالب استقبال می کند. انتقادهای شما و راهکارهایتان می تواند تحریریه سایت را در افزایش کیفیت مطالب کمک کند.

این سایت از نظر هویتی ملی-مذهبی ، اما از نظر حقوقی مستقل است.