جمعه ۱۱ام مهر ۱۳۹۳ , ساعت: ۱۲:۰۷کد مطلب : 67764 نسخه قابل چاپ

یک عمر در پی حقیقت

با چهره‌ای نحیف بر روی تخت دراز کشیده است و با صدایی بریده بریده سخن می‌گوید. اگر نوشته و صدای محمد نوری زاد نبود به سختی می‌توان او را بازشناخت . زیرا همیشه تصویر او با کت و شلوار و کراوات و قامتی ایستاده و صدایی رسا در اذهان ثبت شده است. مبارزی که چندین دهه از عمر خود را در دفاع از آنچه حقیقت می‌دانست پشت میله‌های زندان سپری کرد. و اینک نیز اگر چه در بستر بیماری است اما همچنان از حقیقت و مبارزه و بخشش سخن می‌گوید.
عباس امیرانتظام زاده ۱۳۱۱ درتهران است. او در سال ۱۳۳۴ در رشته مهندسی برق و ماشین از دانشکده فنی دانشگاه تهران فوق لیسانس گرفت و بعداً در سال ۱۳۴۵ رشته سازه ساختمان از دانشگاه برکلی آمریکا نیز مدرک کارشناسی ارشد گرفت. در سالهای پیش از انقلاب علاوه بر تحصیل و فعالیتهای حرفه ای به فعالیت سیاسی نیز روی آورد و آنگونه که خود در وبسایت رسمیش گفته است: “در سال ۱۳۲۷ (۱۹۴۸) ضمن تحصیل در دبیرستان دارالفنون جذب جنبش ملی شدن نفت به رهبری د کتر مصدق شدم و از آن زمان تا کنون در کنار مردم ایران برای استقرار حکومت ملی و دمکراتیک مبارزه نمودم. در سال ۱۳۳۲ (۱۹۵۳) نامه اعتراضیه نهضت مقاومت ملی ایران نسبت به کودتای ۲۸ مرداد را به نیکسون در تهران دادم و تا سال ۱۳۴۲ (۱۹۶۳) مرحوم بازرگان را در فعالیت های سیاسی همراهی نموده و مجدداٌ از سال ۱۳۴۹ (۱۹۷۰) تا روز دستگیری در کنار وی به مبارزه پرداختم .”
امیر انتظام پس از پیروزی انقلاب در قامت سخنگو معاون نخست وزیر تبدیل به یکی از چهره های کلیدی دولت بازرگان شد. در جریان تلاش حزب جمهوری اسلامی و روحانیون برای تبدیل جمهوری اسلامی به نظامی مبتنی بر ولایت فقیه از طریق مجلس خبرگان٬ وی پیشنهاد جنجالی انحلال مجلس خبرگان را مطرح کرد و به نظر خودش مهمترین دلیل برخورد با او نیز ارائه همین طرح بود. بازرگان برای دور شدنش از فضای منفی که علیه او شکل گرفته بود و حفظ جانش٬ وی را به عنوان سفیر راهی سوئد کرد. اما با سرنگونی دولت موقت مهدی بازرگان٬ وی به تهران فراخوانده شد و در حالی که برایش مسجل بود در تهران تحت پیگرد قرار می‌گیرد؛ پیشنهاد دولت سوئد برای اقامت در این کشور را نپذیرفت و به میهن بازگشت. او از ۲۸ آذر ۵۸ روانه زندان شد و پس از ۵۵۵ روز زندان انفرادی به اتهام توطئه برای انحلال مجلس خبرگان، مخالفت با نظام ولایت فقیه، تلاش برای ایجاد اختلاف بین فلسطینیان و لیبیایی ها با ایران، فراری دادن سران رژیم سابق و ارائه اطلاعات سری به آمریکائیها در دادگاه انقلاب بدون حضور وکیل، هیئت منصفه، قضات بیطرف و محاکمهٌ عادلانه به مرگ محکوم شد. اینک که اسناد فراوانی از مذاکرات و ملاقاتهای محرمانه و اقدامات دولت آمریکا در ایران و ملاقاتهای امیر انتظام با مقامات آمریکائی منتشر شده‌است؛ حقیقت کاملاً آشکار است. اتهام جاسوسی و ارائه اطلاعات سری به آمریکائیها دروغی بیش نبوده است. امیرانتظام در همه ملاقاتهای خود هرگز اصول و منافع ملی ایران را زیرپا نگذاشته است.
در دادگاه بازرگان از او جانانه دفاع کرد و هرگز زیر بار پذیرش اتهاماتی که به معاونش می‌زدند نرفت بسیاری تقلیل حکم اعدام او به حبس ابد را ناشی از تلاش بازرگان می‌دانند و آنگونه که فرشته بازرگان نقل می‌کند پیرمرد تا واپسین روزهای عمرش دلواپس انتظام بود و زندانی بودن او آزارش می‌داد.
اما مهمتر از همه اینها ایستادگی و مقاومت انتظام سبب شد که بیگناهی او آشکار شود. انتظام در زندان ماند و از بیگناهی خود دفاع کرد. و نهایتاً دستگاه قضایی وقتی که از تقاضای بخشش وی ناامید شد در سال ۱۳۷۵ او را از زندان بدون هیچ توضیحی آزاد کرد فضای باز مطبوعاتی پس از دوم خرداد سبب شد که او برای نخستین بار پس از زندانی شدنش بتواند با یک روزنامه داخلی اتهاماتش بگوید. او در مصاحبه با روزنامه جامعه به ابراهیم نبوی گفت که نوزده سال منتظر چنین امکانی بوده است که در یکی از روزنامه های داخل کشور از بیگناهیش بگوید و روایت بیگناهیش را در این مصاحبه مفصل شرح داد.
اقامت امیرانتظام در بیرون از زندان چندان طولانی نبود. لاجوردی که ترور شد نه تنها گروه های راست بلکه خاتمی ٬ رئیس جمهور اصلاح طلب وقت نیز به تعریف و تمجید مبالغه آمیز از او پرداختند و این سخنان برای امیر انتظام قابل پذیرش نبود. او که سالها خود شاهد خشونت زایدالوصف لاجوردی در زندان اوین بود سخن گفتن آغاز کرد و در مصاحبه با رادیو بی بی سی لاجوردی را جلاد خواند و به واگویه جنایات او در زندان اوین پرداخت. به همین دلیل دوباره روانه زندان شد. زندانی که با آغوش باز به استقبالش رفت چرا که او سالهای متمادی برای دفاع از حقیقت آزادی خود را تبدیل به سلاحی برنده کرده بود و اینک چه باک از زندان دوباره٬ او خود را در قامت سخنگوی هزاران نفر از همبندیانش می دید که یا کشته و یا سالها زندانی و شکنجه شده بودند. و او خود را ناگزیر از دفاع حقیقت می‌دانست.
پس از آن نیز امیر انتظام اگر چه حتی امکان خروج از کشور برایش فراهم شد اما در ایران ماند تا رسالت خویش را کامل کند او در همه این سالها از هیچ اقدامی برای مبارزه با استبداد و پیگیری مطالبات دموکراتیک خودداری نکرد.
او همواره به صراحت مخالفت خود با حکومت دینی را ابراز کرد و از حقوق بشر و دموکراسی و صلح سخن گفت اما آنچه که او را از بسیاری از مبارزین متمایز می‌کند دوراندیشی و گذشت ایشان و روح بلند این مرد است.
امیرانتظام حدود یکسال پیش برای پیگیری مداوایش به بیمارستان پارس رفت و آنجا از طریق پزشکان متوجه شد که آقای محمدی گیلانی نیز در همان بیمارستان بستری است آنگونه که خود وی گفته است با پیشنهاد همسر و همراهش خانم الهه میزانی برای عیادت از محمدی گیلانی روبرو می‌شود.
گیلانی کسی بود که به حکم او انتظام نزدیک به نیمی از عمر خود را در زندان گذراند٬ و در این مدت بارها شکنجه شد و در شرایط بسیار سخت و غیرانسانی زندگی کرد. اینک انتظام به طور اتفاقی بر سر یک انتخاب قرار گرفته بود و نهایتاً آنگونه که خود می گوید با مشورت همسرش بر بالین محمدی گیلانی حاضر شد. پزشکان به انتظام گفتند که اگرچه او در حالت نیمه کما است اما صداها را می‌شنود انتظام دهانش را کنار گوش محمدی گیلانی برد و در گوشش گفت: “ آقای محمدی گیلانی من عباس امیرانتظام هستم به اتفاق همسرم برای عیادت شما و جویای سلامتی شما به اینجا آمده‌ام”
امیرانتظام بدین سان نشان داد که در پی کینه توزی شخصی نیست و معتقد است که آینده بهتر برای ایران از مسیر بخشش و مدارا می‌‌گذرد او خود در نامه به یکی از منتقدانش خانم شادی صدر در این باره می نویسد : ” در این مرحله آفریدگار را سپاس می‌گویم که یاری‌ام نمود که بین دو گفتۀ: «چشم در برابر چشم» یا «اگر سیلی خوردی سیلی نزن بلکه طرف دیگر صورتت را برگردان» یکی را انتخاب کنم. باز هم گفتۀ دوم را مطلوب یافتم.”
و بدین سان اینک و پس از گذر از مراحل مختلف مبارزه و در آغاز هشتمین دهه زندگی خود همچنان دلنگران آینده فرزندان این مرز و بوم و دلواپس انتقامجوئی های بی حاصل و خانمان برانداز آموزش مدارا و مهربانی می‌دهد.


حوزه :
برچسب ها :

مخاطبان محترم، سایت ملی-مذهبی از دریافت نظرات سازنده شما برای بهبود کیفیت مطالب استقبال می کند. انتقادهای شما و راهکارهایتان می تواند تحریریه سایت را در افزایش کیفیت مطالب کمک کند.

این سایت از نظر هویتی ملی-مذهبی ، اما از نظر حقوقی مستقل است.