پنج شنبه ۹ام آبان ۱۳۹۲ , ساعت: ۱۲:۰۸کد مطلب : 53968 نسخه قابل چاپ
مهم ترین حلقه حیات سخنگوی دولت موقت

امیرانتظام؛ از ایستادن تا بخشیدن

زمانی که در قامت یک تکنوکرات به عشق خدمت به ایران در دولت بازرگان نقش می آفریند، زمانی که به اتهام جاسوسی و خیانت به بند کشیده می شود، زمانی که در بند برای حفظ اصولش و اعلام وفاداری به وطنش ایستادگی می کند، زمانی که تلاش می کند در بیرون از زندان یاور حرکت آزادیخواهانه مردم ایران باشد، اما مهم تر ین حلقه اینجاست: جایی که امیر انتظام افسار کینه و دشمنی را به دست می گیرد و اسب سرکش کین ورزی را رام می کند و با عیادتش از قاضی خود به جامعه اش این پیام را می دهد: کینه جز نفرت نمی آورد، با دشمنی، دشمنی می روید، با خشونت صلح به دست نمی آید و مهم تر از همه به خاطر فرزندان و آیندگانت؛ نه اینکه فراموش کن، اما گذشت کن. شاید این بخشیدن مهم تر از ایستادن بر اصول باشد و شاید کین زدایی و بخشیدن از اصول امیرانتظام باشد.

“در ﺟﻠﺴﻪ ﭼﻬﺎرم از رﺋﻴﺲ دادﮔﺎه ﺧﻮاﺳﺘﻢ ﺗﺎ ﺑﻪ ﻣﻦ اﺟﺎزه دﻫﺪ ﻣﺪاﻓﻌﺎﺗﻢ را ﺗﻤﺎم ﻛﻨﻢ. آﻗﺎى ﮔﻴﻼﻧﻰ ﭘﺎﺳﺦ داد ﻛﻪ “اﻛﻨﻮن ﻧﻮﺑﺖ ﻧﻤﺎﻳﻨﺪه دادﺳﺘﺎن اﺳﺖ. مﻦ ﺑﺪون ﺗﻮﺟﻪ ﺑﻪ ﺣﺮف ﻫﺎى رﺋﻴﺲ دادﮔﺎه آﻧﭽﻪ را کﻪ از ﻧﺎﻣﻪﻫﺎ ﺑﻪدﺳﺖ آورده ﺑﻮدم، ﺑﺎ ﺻﺪاى ﺑﻠﻨﺪ در دادﮔﺎه ﺑﻴﺎن ﻛﺮدم. رﺋﻴﺲ دادﮔﺎه داﺋﻤﺎً ﻓﺮﻳﺎد ﻣﻰزد ﻛﻪ ﺳﻜﻮت ﻛﻨﻢ و اﺟﺎزه دﻫﻢ ﻧﻤﺎﻳﻨﺪه دادﺳﺘﺎن ﺣﺮﻓﺶ را ﺷﺮوع ﻛﻨﺪ. ﻟﻴﻜﻦ ﻣﻦ ﺑﺎ وﺟﻮد ﺗﺬﻛﺮات آﻗﺎى ﮔﻴﻼﻧﻰ ﻧﺰدﻳﻚ ﻧﻴﻢ ﺳﺎﻋﺖ ﺳﺨﻦ ﮔﻔﺘﻢ و ﭘﺲ از ﭘﺎﻳﺎن آن، ﺑﺮ روى ﺻﻨﺪﻟﻰ ﺧﻮد ﻧﺸﺴﺘﻢ. ﺗﻤﺎمﺷﺪن ﺣﺮفﻫﺎﻳﻢ ﻣﺼﺎدف ﺑﻮد ﺑﺎ ﺗﻬﺪﻳﺪ آﻗﺎى ﮔﻴﻼﻧﻰ ﻛﻪ اﮔﺮ ﺳﺨﻨﻢ را ﻗﻄﻊ ﻧﻜﻨﻢ، دﺳﺘﻮر ﺧﻮاﻫﺪ داد ﻣﺮا «ﺣﺪ» ﺑﺰﻧﻨﺪ. وﻟﻰ ﻣﻦ ﻛﻪ ﻓﻜﺮ ﻣﻰ ﻛﺮدم دﻳﮕﺮ اﺟﺎزه ﺻﺤﺒﺖ ﻛﺮدن ﻧﺪارم، ﻣﺼﺮاﻧﻪ ﺳﺨﻨﻢ را ﺗﻤﺎم ﻛﺮده و ﺳﭙﺲ ﻧﺸﺴﺘﻢ. ﺳﭙﺲ ﻣﺠﺘﺒﻰ ﻣﻴﺮﻣﻬﺪى در ﻧﻬﺎﻳﺖ ﮔﺴﺘﺎﺧﻰ، اﺗﻬﺎﻣﺎت ﻛﺬب ﺗﻬﻴﻪ ﺷﺪه را ﺗﺸﺮﻳﺢ ﻛﺮد. از ﺟﻤﻠﻪ اﺗﻬﺎﻣﺎت اﻳﻦ ﺑﻮد ﻛﻪ ﻣﻦ ﺑﺎ ﻳﻚ زن ﺧﺎرﺟﻰ ﺑﻪﻧﺎم ﻣﻮﻧﻴﻜﺎ ﺣﻘﺎﻧﻰ ازدواج ﻛﺮده و اﻳﻦ ﺧﺎﻧﻢ در ﺑﺎﻧﻚ ﺳﭙﻪ ﺷﻌﺒﻪ ﻣﺤﻤﻮدﻳﻪ، ﻣﻴﻠﻴﻮنﻫﺎ ﺗﻮﻣﺎن ﺣﺴﺎب ﭘﺲاﻧﺪاز دارد و ﻣﺎﻫﻴﺎﻧﻪ رﻗﻢ زﻳﺎدى را ﺑﻪ ﻧﺎم ﺑﻬﺮه ﻳﺎ ﺳﻮد ﺑﺎﻧﻜﻰ (ﻛﻪ در اﺳﻼم ﺣﺮام اﺳﺖ!) درﻳﺎﻓﺖ ﻣﻰ ﻛﻨﺪ. ﺑﺎ ﻓﺮﻳﺎد اﺗﻬﺎﻣﺎت ﺑﻰاﺳﺎس ﻣﻴﺮﻣﻬﺪى را در ﻣﻮرد ﻣﻮﻧﻴﻜﺎ ﺣﻘﺎﻧﻰ و اﻳﻨﻜﻪ اﺻﻼً ﭼﻨﻴﻦ ﺷﺨﺼﻰ را ﻧﻤﻰ ﺷﻨﺎﺧﺘﻢ، رد ﻛﺮدم و ﻣﺼﺮاﻧﻪ از رﺋﻴﺲ دادﮔﺎه ﺧﻮاﺳﺘﻢ ﻧﺎﻣﻪاى را ﻛﻪ ﻣﻴﺮﻣﻬﺪى ﻣﻰﺧﻮاﻧﺪ ﺑﻪ ﻣﻦ ﺑﺪﻫﺪ ﺗﺎ آن را ﺑﺒﻴﻨﻢ. ﭘﺲ از اﺗﻤﺎم ﻣﻄﺎﻟﺐ ﻛﺬب ﻣﻴﺮﻣﻬﺪى، آن اوراق را ﺑﻪ ﻣﻦ دادﻧﺪ و ﻣﻦ دﻳﺪم ﻛﻪ اﺳﻢ ﻣﻦ در آن اوراق وﺟﻮد ﻧﺪارد! درﺣﺎﻟﻰﻛﻪ ﻓﺮﻳﺎد ﻣﻰ زدم از رﺋﻴﺲ دادﮔﺎه ﺧﻮاﺳﺘﻢ ﻛﻪ ﺣﻜﻢ ﺷﺮﻋﻰ را درﺑﺎره ﻧﻤﺎﻳﻨﺪه دادﺳﺘﺎﻧﻰ ﺑﻪﺧﺎﻃﺮ ﻣﻄﺎﻟﺐ ﻛﺬﺑﻰ ﻛﻪ در ﻣﺤﻀﺮ دادﮔﺎه ﺑﻴﺎن ﻛﺮده، اﺟﺮا ﻧﻤﺎﻳﺪ. “

Amir-Entezam-Dadgah-01

این تنها بخشی از خاطرات تامل برانگیز امیرانتظام در داداگاهی است که ریاست آن را محمدی گیلانی بر عهده داشت. دادگاهی که امیر انتظام را به خاطر استفاده از کلمه رسمی یDear که در مکاتبات رسمی انگلیسی شایع است محاکمه کرد. اتهام جاسوسی را به وی نسبت داد و زندگی امیرانتظام را که با شوق خدمت به وطن در دولت ملی بازرگان آغاز به کار کرده بود تغییر جهت داد.

اما همین عباس امیر انتظام در روزهای اخیر با عیادت از محمدی گیلانی به آموزش نسل جوان روی آورد. امیر انتظام به صورت اتفاقی بر بالین محمدی گیلانی حاضر می شود، همان قاضی که حکم حبس ابد را برای او صادر کرد. حکمی که کارشناس ملی آن زمان ایران را به جای خدمت به وطن راهی زندان کرد تا این کارشناس به مبارزی نمونه تبدیل شود. مبارزی که بر اصولش ایستاد و نه اتهام این دادگاه پر از ایراد را پذیرفت و نه به خاطر ضدیت با جمهوری اسلامی به خارج از کشور وابسته شد. امیرانتظام به عنوان کارشناسی ملی تلاش کرد تا در کنار بازرگان و نیروهای ملی و ملی-مذهبی، اسبِ چموش انقلاب را رام کند. اما آنها تکنوکرات هایی بودند که باید در فضایی آرام و بدون حاشیه ی انقلاب، عنان ِکار را به دست می گرفتند. در روزگاری که به قول بازرگان به جای باران سیل آمده بود، دولت موقت ملیون؛ مستعجل و زیر فشار بود. آنها در نهایت تسلیم جوانان پر شور انقلابی تحت فرمان و هدایت روحانیتی تیزهوش شدند که نبض جامعه را به درستی تشخیص داده بود و سوار بر پارادایم دوران و با استفاده بهینه از عنصر اسلام گرایی در ایران زمام امور را به دست گرفت.

مرور خاطرات امیرانتظام به درستی از بَلبِشوی حاکم بر آن دوران و مشکلات بزرگ دولت موقت پرده بر می دارد. دورانی که امیرانتظام در مقام کارشناسی ملی و تکنوکراتی برجسته اسیر بازی پیچیده قدرت و متهم به جاسوسی و خیانت به وطن شد.

امیرانتظام از همان روزهای نخست در نامه های متعدد به مقامات عالی نظام در دادگاه، در زندان و پس از آن تمام این اتهامات را رد می کند و تاکید می کند به گذشته اش افتخار می کند. این بندهایی از نامه امیرانتظام به آیت الله خمینی است که نشان می دهد این اتهامات تا چه میزان برای امیر انتظام سنگین بوده اند:” ﻣﻦ ﺑﻪ ﺗﻤﺎم آﻧﭽﻪ ﻛﻪ از ۲۶ ﺳﺎل ﻗﺒﻞ در ﻧﻬﻀﺖ ﻣﻘﺎوﻣﺖ ﻣﻠﻰ و ﻧﻬﻀﺖ آزادى وﺳﭙﺲ در اﻧﻘﻼب اﺳﻼﻣﻰ اﻧﺠﺎم داده ام، اﻓﺘﺨﺎر ﻣﻰﻛﻨﻢ و ﻛﻮﭼﻚ ﺗﺮﻳﻦ ﻧﻘﻄﻪ ﺗﺎرﻳﻜﻰ در زﻧﺪﮔﻰ ﺳﻴﺎﺳﻰ ﻣﻦ وﺟﻮد ﻧﺪارد. اﻛﻨﻮن ﻫﻤﻪ اﻋﺘﺒﺎر و ﺣﻴﺜﻴﺖ اﻧﺴﺎﻧﻰ ﻣﻦ ﻣﻮرد ﺗﺠﺎوزﻗﺮار ﮔﺮﻓﺘﻪ. آن ﻫﻢ ﺗﺤﺖ ﻟﻮاى ﺣﻜﻮﻣﺖ اﺳﻼﻣﻰ. آن را ﭼﮕﻮﻧﻪ ﻣﻰﺷﻮد ﺗﻮﺟﻴﻪ ﻛﺮد؟ ﻫﻤﻴﻦدﻟﻴﻞ از ﭘﻴﺸﮕﺎه اﻣﺎم ﺗﻘﺎﺿﺎ دارم دﺳﺘﻮر ﻓﺮﻣﺎﻳﻴﺪ ﻫﺮﭼﻪ زودﺗﺮ ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ اﻳﻦاﺗﻬﺎﻣﺎت ﻧﺎروا رﺳﻴﺪﮔﻰ و اﺟﺎزه ﻧﺪﻫﻨﺪ ﺷﺮف و ﺣﻴﺜﻴﺖ ﻣﻦ ﻣﻮرد ﺗﺠﺎوز ﻗﺮار ﮔﻴﺮد و ازاﻳﻦ رﻫﮕﺬر ﺑﻪ اﻋﺘﺒﺎر ﺣﻜﻮﻣﺖ اﺳﻼﻣﻰ و ﻋﺪاﻟﺘﻰ ﻛﻪ ﻣﻴﻠﻴﻮنﻫﺎ ﻣﺮدم در اﻧﺘﻈﺎر اﺟﺮای آن ﻫﺴﺘﻨﺪ ﻟﻄﻤﻪ وارد نﺷﻮد.”

تکنوکرات ملی در چنگ دانشجویان انقلابی

امیر انتظام در طول دوران زندانش در بازداشتگاه دانشجویان خط امام سخت ترین توهین ها و بی مهری ها را از جوانانی ۱۸ تا ۲۳ ساله تحمل کرد:” از ﺻﺒﺢ ﺑﺴﻴﺎر زود ﻟﺒﺎس ﭘﻮﺷﻴﺪه ودر اﺗﺎق ﻧﺸﺴﺘﻪ ﺑﻮدم و ﺑﻪدﻟﻴﻞ ﺑﺪى ﻫﻮاى اﺗﺎق، در ﺑﺎﻟﻜﻦ را ﺑﺎز ﻛﺮدم ﻛﻪ ﻫﻮاى ﺗﺎزه اﺳﺘﻨﺸﺎق ﻧﻤﺎﻳﻢ. ﻳﻜﻰ از ﻣﺤﺎﻓﻈﺎن آﻣﺪ و ﻣﺆدﺑﺎﻧﻪ ﮔﻔﺖ: ﺟﻠﻮى ﺑﺎﻟﻜﻦ ﻧﺮوﻳﺪ ﭼﻮن ﻣﻤﻜﻦ اﺳﺖ اﺷﺘﺒﺎﻫﺎً ﺷﻤﺎ را ﺑﺎ ﺗﻴﺮ ﺑﺰﻧﻨﺪ. ﻗﺒﻮل ﻛﺮدم وﻟﻰ در ﺑﺎﻟﻜﻦ را ﻛﻪ ﺑﻪﻃﺮف ﺟﻨﻮب ﺑﺎز ﻣﻰ ﺷﺪ و ﺳﻔﺎرت اﻣﺮﻳﻜﺎ در ﻗﺴﻤﺖ ﺟﻨﻮﺑﻰ آن واﻗﻊ ﺷﺪه ﺑﻮد، ﺑﺎزﮔﺬاﺷﺘﻢ. ﺗﻘﺮﻳﺒﺎً از ﺳﺎﻋﺖ ۹ ﺻﺒﺢ ﺑﻪ ﺑﻌﺪ داﺋﻤﺎً ﻳﻚ ﺳﺨﻨﺮان در ﻣﺤﻮﻃﻪ ﺳﻔﺎرت اﻣﺮﻳﻜﺎ ﺻﺤﺒﺖ ﻣﻰ ﻛﺮد و عده اى ﻫﻢ از زﻧﺎن و ﻣﺮدان ﺣﺎﺿﺮ ﺣﺮفﻫﺎى او را ﺗﺎﻳﻴﺪ ﻣﻰﻛﺮدﻧﺪ. ﻳﻜﻰ از ﺷﻌﺎرﻫﺎ اﻳﻦ ﺑﻮد: «اﻣﻴﺮاﻧﺘﻈﺎم اﻋﺪام ﺑﺎﻳﺪ ﮔﺮدد» ﺣﻴﺮت زده ﻣﻰاﻧﺪﻳﺸﻴﺪم ﻛﻪ ﺧﺪاﻳﺎ ﭘﺎداش ﺧﺪﻣﺘﮕﺰارى و ﻋﺎﺷﻘﺎﻧﻪﻛﻮﺷﻴﺪن ﺑﺮاى ﭘﻴﺮوزى اﻧﻘﻼب اﻳﻦ اﺳﺖ؟ آﻳﺎ اﮔﺮ ﻫﻢ اﻳﻦ داﻧﺸﺠﻮﻳﺎن ﺑﻪدﻟﻴﻞ ﻛﻤﻰ ﺳﻦ و ﻋﺪم ﺗﺠﺮﺑﻪ ﻗﻀﺎوت ﺻﺤﻴﺢ ﻧﺪارﻧﺪ، رﻫﺒﺮان ﻣﺬﻫﺒﻰ ﻣﺎ ﻛﻪ ﻫﻢ اﻛﻨﻮن زﻣﺎم اﻣﻮر ﺳﻴﺎﺳﻰ ﻣﺮدم و ﻣﻤﻠﻜﺖ را ﻫﻢ در دﺳﺖ دارﻧﺪ و ﻋﺪه زﻳﺎدى از آﻧﻬﺎ ﻧﺎﻇﺮ و ﻣﺪاﻓﻊ و ﺗﺎﻳﻴﺪﻛﻨﻨﺪه ﻫﻤﻪ ﻛﺎرﻫﺎﻳﻰ ﻛﻪ ﻣﻦ ﻛﺮده ام ﺑﻮده اﻧﺪ، ﭼﺮا ﺳﺎﻛﺖ ﻧﺸﺴﺘﻪ اﻧﺪ؟ اﻳﻦ ﭼﻪ ﻋﺪاﻟﺘﻰ اﺳﺖ؟ آﻳﺎ اﻳﻦ اﻋﻤﺎل آﺑﺮوى اﺳﻼم و دﻳﻦ را ﻧﺨﻮاﻫﺪ ﺑﺮد؟ ﺑﻪﻫﺮﺻﻮرت از ﻫﻤﺎن ﻟﺤﻈﻪ اول ﺗﺼﻤﻴﻢ ﮔﺮﻓﺘﻢ راﺿﻰ ﺑﺎﺷﻢ ﺑﻪ رﺿﺎى ﺧﺪا و ﺑﻪ آﻧﭽﻪ ﻛﻪ ﻣﻘﺪر اﺳﺖ ﺗﺴﻠﻴﻢ ﺷﻮم. اﻣا ﻧﻪ ﺑﺎ ﺳﻜﻮت…”

او در دادگاه هرگونه اتهامی مبنی بر خیانت به منافع ملی را رد کرد و در طول زندان بر این مسیر استوار ماند. او در شرایطی عادی می توانست خدمات ارزنده ای را به جامعه اش عرضه کند. سخنگوی دولت موقت در دوران خدمتش در این دولت طرح حل بحران بیکاری را ارائه کرده بود و در زمان سفارت خود در سوئد به خیلی از تفاوت های جامعه آن روز سوئد و ایران انقلابی پی برده بود. کشوری که در همان سال های نخست انقلاب ایران زندانیانش ۷۵ نفر آنها هم عمدتا خارجی بودند، جایی که فقر وجود نداشت سفیر وقت ایران را به تامل وادار کرده بود. او در سوئد پلیسی را در این کشور مشاهده نکرده بود و در همان زمان به خوبی از تفاوت کشورهای غربی و ایران آگاه بود و آرزو داشت با تلاش و مساعی جمعی این فاصله را کمتر کند، این در حالی بود که بیش از دو دهه زمان باقی بود که مرحوم علیزاده رئیس سابق دادگستری در سفر به سوئیس از اینکه هزاران زندانی در اوین محبوس هستند و در سوئیس تنها ۵۵ زندانی در حبس است ابراز تاسف کند. یعنی امثال مرحوم علیزاده به بیش از دو دهه آزمون و خطا نیاز داشتند تا به درکی برسند که امیرانتظام در همان سال های نخست انقلاب رسیده بود.

اما نه تنها از ظرفیت تیپی مانند امیرانتظام استفاده نشد بلکه او به زندان افکنده شد و بهترین سال های عمرش را برای حفظ اصولش و اثبات اینکه او هیچ گاه به وطنش خیانت نکرده پشت میله های زندان گذراند. بر همین مبناست که در نامه خانم شادی صدر می نویسد:” به شما یادآور میشوم:در شرایط بسیار سنگین دهۀ ۱۳۶۰، زمانی که تکنولوژی هنوز نتوانسته بود شبکه‌های جهانی و ماهواره‌ای را طوری پدید آورد که در بزنگاه تاریخ مددرسان همه انسانها در جای‌جای عالم گردد، و رسانه‌های بین‌المللی هم به دلایل خودشان سکوت اختیار کرده بودند، اینجانب در جوی بسیار سنگین تلاش نمودم صدای تظلم‌خواهی نه تنها خود بلکه تمام انسانهایی که به خاطر عقیده‌شان دربند بودند به گوش مقامات داخلی و جامعه جهانی برسانم، و رساندم! اگر در آن دوره کسانی که به خاطر فکر و اندیشه‌شان جان خود را از دست داده و هیچ پشتوانه قانونی (برگزاری دادگاهی علنی، برخورداری از وکیل برای دفاع و …) نتوانست جان شیرین آنها را از دام سرنوشتی مرگبار برهاند یک بار، و فقط در یک لحظه چشمشان را بسته و به خالق خود پیوسته‌اند. ولی بر من طور دیگری گذشته است زیرا در آن دوران توفیق آن را نیافتم که یک بار و برای همیشه ترک قفس کرده و به آرامش ابدی برسم: من به اجبار طعم تلخ مرگ و اعدام را بارها و بارها چشیده و هر بار زندانبانانم مرا زنده به سلولم برگرداندند. بالاخره از دیدگاه مجازات‌کنندگان من این هم خود یک روش برای ذره‌ذره محو کردن انسانی بود که از عنفوان جوانی با عشق به وطن و سربلندی آن زنده بود. لیکن چرخش روزگار اینک وی را به اتهام ناروا و نادرست جاسوسی، وطن‌فروشی، و خیانت به آنچه که وی به آن عشق می‌ورزید به اسارت در آورده بود!! کسی که صد بار مردن را به یک بار شنیدن عبارت غیرقابل تحمل خیانت و جاسوسی ترجیح می‌داد.”

جالب اینجاست که یکی از اتهام اصلی او مذاکرات محرمانه قبل و بعد از انقلاب با مقامات امریکایی بوده است. مذاکراتی که به تصریح امیر انتظام، بازرگان، توسلی و دیگر اعضای نهضت آزادی؛ با اجازه حزب ، شخص مهندس بازرگان و زیر نظر دولت بوده است. و جالب تر اینجاست در حالی اتهام ارتبط با آمریکا و وطن فروشی به امیرانتظام زده شد که او خود یکی از قائلان به نظریه توطئه است و به خصوص از سال های ۱۳۲۰ ، کودتای ۱۳۳۲ و انقلاب اسلامی نقش قدرت های خارجی را در کانالیزه کردن حرکت مردم موثر می داند و اصولا به قدرت های خارجی به خاطر ماهیت منافعشان اعتماد ندارد. اودر حالی متهم به جاسوسی شد که گازیورسکی مورخ آمریکایی که چند ماه پیش مواردی از مذاکرات امیرانتظام و یزدی را با مقامات امریکایی افشا کرد به سرسختی معاون نخست وزیر دولت موقت در دفاع از منافع ملی ایرانیان نیز اشاره کرد.

amirentezam2

جالب اینجاست که یکی از اتهام اصلی او مذاکرات محرمانه قبل و بعد از انقلاب با مقامات امریکایی بوده است. مذاکراتی که به تصریح امیر انتظام، بازرگان، توسلی و دیگر اعضای نهضت آزادی؛ با اجازه حزب ، شخص مهندس بازرگان و زیر نظر دولت بوده است. و جالب تر اینجاست در حالی اتهام ارتبط با آمریکا و وطن فروشی به امیرانتظام زده شد که او خود یکی از قائلان به نظریه توطئه است و به خصوص از سال های ۱۳۲۰ ، کودتای ۱۳۳۲ و انقلاب اسلامی نقش قدرت های خارجی را در کانالیزه کردن حرکت مردم موثر می داند و اصولا به قدرت های خارجی به خاطر ماهیت منافعشان اعتماد ندارد. اودر حالی متهم به جاسوسی شد که گازیورسکی مورخ آمریکایی که چند ماه پیش مواردی از مذاکرات امیرانتظام و یزدی را با مقامات امریکایی افشا کرد به سرسختی معاون نخست وزیر دولت موقت در دفاع از منافع ملی ایرانیان نیز اشاره کرد.

امیر انتظام در طول چندین دهه این همه فشار را تحمل کرد تا ثابت کند که خائن به وطنش نبوده و نیست . سال ها زندان را تحمل کرد تا اثبات کند عشق به ایران را به حُب مقام نمی فروشد. او در برابر قاضی که بدون ادله کافی حکم به حبس ابدش می دهد نه کینه ای به دل گرفته و نه از اینکه بر تخت بیمارستان افتاده خوشحال است. آن هم در دادگاهی که در نظر او کیفرخواستی سراسر از افترا بدون ادله کافی به وی نسبت داده می شود، قاضی که حق آخرین دفاع را از او سلب می کند. امیر انتظام در طول زندان هم هر جا که احساس می کند بر کسی ظلم شده سکوت نمی کند. خاطرات او از بَلبِشوی دوران انقلاب و دوران حبسش در اوین، غربت روزهای نخست انقلاب را برای ملیون ایرانی به خوبی به تصویر می کشد.

حلقه مهم زندگی امیرانتظام: فراموش نکن اما گذشت کن

اکنون این امیر انتظام در مقام قربانی تاریخ انقلاب در حالی که زندگی اش در کهنسالی  قرار گرفته به جای کین پراکنی، مهر می پروراند. او در نامه اش به شادی صدر به خوبی بیان می کند که چگونه نباید جوانان و فرزندان امروز را قربانی بازی دیروز کرد. این همان نکته ظریفی است که بخش بزرگی از اپوزیسیون ایرانی هنوز درک نکرده است. جایی که حتی انسان های شریف و میهن دوست نیز در تحولات دهه شصت متوقف شده اند امیر انتظام به آموزگاری توانا تبدیل می شود. آموزگاری که معتقد است نباید اسیر چرخه خشونت شد.

اکنون این امیر انتظام در مقام قربانی تاریخ انقلاب در حالی که زندگی اش در کهنسالی  قرار گرفته به جای کین پراکنی، مهر می پروراند. او در نامه اش به شادی صدر به خوبی بیان می کند که چگونه نباید جوانان و فرزندان امروز را قربانی بازی دیروز کرد. این همان نکته ظریفی است که بخش بزرگی از اپوزیسیون ایرانی هنوز درک نکرده است. جایی که حتی انسان های شریف و میهن دوست نیز در تحولات دهه شصت متوقف شده اند امیر انتظام به آموزگاری توانا تبدیل می شود. آموزگاری که معتقد است نباید اسیر چرخه خشونت شد.

 

زمانی که وی خطاب به شادی صدر می گوید:” انتقام‌جویی‌های قبیله‌ای که نسل اندر نسل می‌چرخند و فاجعه‌ها به بار می‌آورند در افکار من جایی ندارند. اگر عده‌ای ظلم و ستم‌ها به جامعه روا داشته‌اند آیا فرزندان آنها و فرزند فرزندان آنها نیز مرتکب گناه می‌شوند؟ چرا باید آنانی که در تصمیم‌گیری‌های پدران خود نقشی نداشته اکنون طعم تلخ انتقام، کینه‌جویی و منفور بودن در دیدگاه عام و خاص را بچشند؟ اگر بر رنج و کینه وصف‌ناپذیر درونی خود غلبه نکنیم با دست خود عمداً یا سهواً شرایطی را به وجود می‌آوریم که سنگ روی سنگ بند نگردد. آیا رواست که پس از سالها سختی اقتصادی و اجتماعی و هزاران عارضه ناشی از جنگ تحمیلی و سایر ناهنجاری‌ها باز شاهد راه افتادن جوی خون باشیم؟ در یک مقطع باید از خویشتن برای منفعت دیگری گذر کرد و گذر از خویشتن کار هر کسی نیست! از طرف دیگر من از حق خودم می‌گذرم، جامعه وظیفه خود را دارد تا به هر شکلی که اخلاق و انسانیت حکم می‌کند متجاوزان را تربیت و مجازات کند.”

شاید بهتر بود در جامعه ای نرمال از تخصص امیرانتظام در آن سال های نخست انقلاب برای آبادانی وطن استفاده می شد و او به جای سلول های انفرادی و بازداشتگاه های مخوف  در خدمت توسعه ایران قرار می گرفت. اما بازی روزگار نقشی دیگر را برای وی تعریف کرد، نقشی که از تاجر لیبرال ملی آن زمان و تکنوکرات تحصیل کرده یک مبارز ساخت. هر چه تعداد این مبارزها بیشتر شود نشان می دهد جامعه هنوز با نُرم های خود فاصله دارد.

amirentezam3

جامعه ای که مجاهدان و مبازرانش برای اثبات آزادگی خود مجبورند حماسه بیافرینند، از خواست های فردی خود چشم پوشی کنند و قربانی جمع شوند، آن هم نه در حدی معمولی که در اندازه ای بزرگ، نشان می دهد بحران زیادی دارد. این فداکاری ها و ایستادگی ها پادزهری در برابر این بحران هاست. اما زمانی که چرخ استبداد هستی ات را می گیرد و لِه ات می کند اینکه در برابراین چرخ تعادلت را از دست ندهی بسیار سخت است. چه بوده اند مبارزان سخت کوشی که در سال های نخست انقلاب قبل و بعد از آن زجر و رنج فراوان کشیده اند، اما این زجر ها و رنج ها و مجاهدت ها را به ابزاری برای ضدیت، دشمنی و کینه ورزی تبدیل کرده اند. چه بوده اند کسانی که در موضع مظلوم اکنون تشنه کینه شده اند. شاید از منظر روانی بتوان به این قربانیان حق داد، شاید اگر خیلی ها هم جای این افراد بودند حاضر به بخشش نبودند. در محیط روزمره خود مشاهده می شود چگونه افراد حاضر به گذشت از یک اشتباه کوچک از سوی دوست خود یا آشنای خود نیستند پس چگونه می توان انتظار داشت که دیگران یک زندگی نابود شده و از دست رفته، یک داغ بزرگ بر دل مانده را فراموش کنند؟

اما امیر انتظام با حرکت خود نشان داد بر مرام کینه ورزی نیست. و چه زیبا در نامه اش به شادی صدر گوشزد می کند این بر تخت افتادن ها و بیمار شدن ها همه نشانه ای بر این گزاره قطعی است که قوی و ضعیف را از مرگ چاره ای نیست. پس او می بخشد و با حرکت خود شاید آخرین حلقه های آموزشی حیاتش را تکمیل می کند. زمانی که در قامت یک تکنوکرات به عشق خدمت به ایران در دولت بازرگان نقش می آفریند، زمانی که به اتهام جاسوسی و خیانت به بند کشیده می شود، زمانی که در بند برای حفظ اصولش و اعلام وفاداری به وطنش ایستادگی می کند، زمانی که تلاش می کند در بیرون از زندان یاور حرکت آزادیخواهانه مردم ایران باشد، اما مهم تر ین حلقه اینجاست: جایی که امیر انتظام افسار کینه و دشمنی را به دست می گیرد و اسب سرکش کین ورزی را رام می کند و با عیادتش از قاضی خود به جامعه اش این پیام را می دهد: کینه جز نفرت نمی آورد، با دشمنی، دشمنی می روید، با خشونت صلح به دست نمی آید و مهم تر از همه به خاطر فرزندان و آیندگانت نه اینکه فراموش کن اما گذشت کن.

شاید این بخشیدن مهم تر از ایستادن بر اصول باشد و شاید کین زدایی و بخشیدن از اصول امیرانتظام باشد.

پی نوشت: منبع نقل قول های  عنوان شده  کتاب “آن سوی اتهام” است که امیرانتظام در آن خاطرات خود را نوشته است.

 سایت ملی – مذهبی محلی برای بیان دیدگاه های گوناگون است.


  1. اشک

    پشت این تعریف و تمجیدهای غلوآمیز قرار است چی پنهان بماند؟

    • ناشناس

      من خودم یه شخصه قول می دم اگه شما ۲۰ سال بری زندان با هزینه شخصی از شما داخل ۳۰ تا روزنامه تعریف کنم!!
      نمیشه آدم یه ذره فکر کنه بعد نظر بده؟

  2. azadegan dar band

    چندی است تبلیغات مسخره ای در برخی رسانه ها با شدت بیش از اندازه اهمیت مطلب حل امریکا و شنود و دسترسی به اطلاعات خصوصی مردم راه افتاده که بیشتر از حسادت به امریکا و دشمنی فطری با ان حکایت دارد تا تخلف دلتمردان آمریکایی .
    در جهان دیروز ( تا اواخر قرن بیستم ) همه از همه جاسو سی میکردند . در کشورهای دیکتاتوری اضافه بر جاسوسی خارجیان و رهبران از مردم خودشان هم جاسوسی میکردند تا مبادا کسی حکومت را سرنگون کند . مثل شوروی سابق ، کوبا ، کره شمالی ، رومانی ، چین ، عراق ، لیبی و حتا عربستان و ایران زمان شاه و ج ا و …..
    امروز که اطلاعات حرف اول را میزند ، جمع آوری اطلاعات برای برنامه ریزی و پیشتاز بودن ، به ا ندازه صنعت و سرمایه و نیروی کار انسانی با کیفیت اهمیت دارد . خیلی سا ده ، اگر همه ان سه تا را داشته باشی اما اطلاعات کافی نداشته باشی از برنامه ریزی رقبا ، شکست میخوری . تازه در جاسوسی صنعتی که اکنون بسیا رایج است ، ممکن است علم و تکنولوژی شما را هم بدزدند .
    اینکه امریکا دیگران را شنود میکرده مثل همان تبلیغات یکطرفه مارکسیست ها است که فقط امریکا را امپریالیست می دانند
    آیا روسیه کسی را شنود نمی کرده ؟ آیا ج ا دنبال جاسوسی در همه جا نیست ؟ اینکه بعضی ها توان جاسوسی ضعیفتری دارند دلیل نمیشود که اگر آنها به جای امریکا بودند اتاق خواب رئیس جمهور امریکا را هم شنود نمی کردند .
    شوخی نفر مایید !
    همین روسیه ، شوروی سابق ، ک گ ب چه میکرند و چه میکنند ؟
    این جاسوس سنودان چه جوری رفت چین و از آنجا به روسیه حالا همه چیز را رو میکند
    شما ها بچه شده اید ؟
    ان ویکی لیکس چه جوری به ان همه اسناد دست یافت و بعد منتشر کرد و بعد همه خا ور میانه را بهم ریخت ؟
    اینکه پوتین همه را سرکوب میکند و صدای مخالف را خفه میکند ، از آنطرف میرود یک سنو دان پیدا میکند و او را با هماهنگی چین می آورد هنگ کنگ و ا ز آنجا با سر و صدای زیاد به نام آزادی خواهی ! پناهندگی میدهد ، بعد شرط میکند که اگر فعالیت کند او را بیرون میکند . اما نمی کند !
    شما ها انقدر بچه هستید که همه این چیز ها را که جنگ اطلاعا تی است نمی بینید ؟
    امروز پوتین قدرتمند ترین مرد جهان است . در حالیکه نه سرمایه اش به اندازه امریکا و آلمان و چین است و نه قدرتش به اندازه امریکا و چین . فقط جنگ اطلاعا تی در کنار پترو دلارها و نیروی اتمی ! ک گ ب بهتر از سازمان سیا است . قو ی تر است . مشکل جوابگویی به مردم در دموکراسی آمریکایی را ندارد . راحت سر به نیست میکند . رقیبی در روسیه نیست که چیزی را علیه او رو کند . بر عکس در امریکا ، هم حزب جمهوری خواه دنبال اتو گرفتن از اوباما است ، هم تی پارتی ، هم برخی مردم امریکا که بنا به تربیت و خوی خود فکر میکنند حتا یکنفر اگر متوجه شود که رئیس جمهور و دولت پا یش را از خط دموکراسی و آزادیهای فردی و قانون و حریم خصوصی افراد درا زتر کرده او وظیفه دارد با فدا کاری هم که شده در سوت بدمد . برای این افراد در دموکراسی امریکا اسم دارند ” دمنده در سوت ”
    اما در روسیه نومن کلاتورا و ک گ ب ، اقشار رانت خور حاکمه بر همه چیز کنترل اهریمنی دارند . کی جرات دارد خطا کند . زندان که هیچ سر به نیست میشود و ناپدید . در کره شمالی تا سه نسل بعد از او را هم نا بود میکنند
    منتهی الان رقبای امریکا در اروپا که رفقای ان نیز هستند مدتی مانور میکنند روی این چیز ها ولی بعد به سرمایه امریکا و سپر امنیتی او نیاز دارند . اگر همین امروز امریکا پا یش را از همه جا کنار بکشد ، کی از اروپا و ژاپن در برابر هجو م فوری روسیه و چین حفا ظت خواهد کر د؟
    ارپا و ژاپن اینرا خوب میدانند .
    علیرغم همه این شنود ها ! همین سایت دوچه وله نوشت که خانم مرکل کمونیست بوده در برلین شرقی و هیچ اطلا عی از جزئیات زندگی او تا ۴٩ سالگی در دست نیست . بعد آمده وارد یک حزب دست راستی شده ! ( دموکرات مسیحی )
    همین خانم از اسد دفاع کرد ، با ج ا رابطه نزدیک داشت تا زمان تحریم ها ، دائم با روسیه مدارا میکند و بدش نمی اید با آنها متحد شود
    اگر طرح اورو آسیا در دست اجرا باشد که نشان های ان کاملا هویدا ست . چرا نباید آمریکایی ها که حفاظت از آلمان را با هزینه های میلیاردی بر عهده دارند نگران سرمایه گذاری خود نباشند ؟ و یک روزی رو دست قبلی را نخورند ؟ شاید مردم آلمان دوباره اشتباه رای دادند . چرا باید تا وان سنگین اتحاد پنهانی روسیه و آلمان را همه بپردازند ؟
    البته همه ا ینها فرض است . اما فرضی که احتمال وقوع ان کم نباشد و محتمل ان بهای سنگینی را به امریکا تحمیل کند چرا نباید مورد توجه امریکا یی ها باشد ؟
    وقتی همین ج ا کو چو ل موچولو میخواهد از افغانستا ن و لبنان و سوریه و عراق تا اکوادور و بولیوی تا سودان و کنیا و نیجریه و تانزانیا همه جا دست داشته باشد و سفره منافع پهن کند ! چه ایرادی به بزرگترین قدرت نظامی ، اقتصادی جهان است ؟
    بنده مخالف این نیستم که با این مسائل در اروپا و امریکا و حتا ایران مخالفت شود و کار امریکا تقبیح شود
    بنده مخالف این هستم که کسانی که یک هزار با ر ضعیفتر از امریکا هستند صد میلیون با ر بدتر از امریکا همین کارها را میکنند و کسی به آنها چیزی نمی گوید . اما همین پر روها ! به امریکا حمله میکنند . چون حمله به امریکا ، به اینها ژست دروغین قلا بی میدهد و اینها چاله چو له هایشان را با ان پر میکنند
    من با این رانت خواری روسیه مخالفم . چرا کسی به روسیه چیزی نمی گوید ؟ چرا روسیه حق دارد پا یش را در سوریه دراز کند . شنود که هیچ . مردم کشور را کشتار و آواره کند تا نوکر ابله او آنجا مثلا حکومت کند
    چرا روسیه میتواند به گرجستان حمله کند بدون هیچ مزا حمتی و ایرادی ؟
    چرا روسیه میتواند با ایران مثل یک سرزمین اشغال شده رفتار کند و با جان و مال و ناموس مردم ان بازی کند و هر وقت خواست روی ان معا مله هم بکند ؟ کسی چه میداند شاید روزی مثل زمان وثو ق الدوله ایران را هم در خفا نصف کند با یکی دیگر ( انگلیس ، آلمان ، یا امریکا )
    چرا روسیه میتواند اوکرا ین را گرو گا ن بگیرد و پا یش را بیخ خر رئیس جمهور ان بگذارد و عده ای را به جان او بیندازد و دولت او را سرنگون کند و او را زندانی و حکومت دست نشین مافیایی هم خط خو د جای او بیاورد؟

    آیا به صرف اینکه روسیه همسایه است حق همه کاری دارد ؟ نه ! چون کوبا هم همسایه امریکا است ولی شما برای امریکا این حق را قائل نیستید . اسرائیل هم همسایه اعراب ا ست ! بله برخی از زمینها را اعراب به آنها فروختند و برخی دیگر را در یک جنگ با ان ازدست دادند
    خوب خیلی ها در جنگ سرزمین ازدست میدهند . نباید که همه جهان و امنیت آنرا گروگان بگیرید که باییند زمینهای شما را پس بگیرند . زورتان میرسد پس بگیرید نه آشتی کنید . مثل ما که در تر کمان چا ی و گلستان و ماجرای بحرین دادیم رفت . دیگر بر نمی گردد .
    آیا فقط امریکا است که همه جهان را حوزه منافا ملی خو د ش میداند ؟ نه . روسیه و چین هم همینطورند . حالا صدام و ج ا و کره شمالی که بماند ، این تروریست ها مسلمان و عربستن سعودی چی ؟ چه راه دور ، این ما رکسیست ها که جهان وطن هستند را چه میکنید ؟
    {…}
    سیاست اخلاق نیست . سیاست علم کنترل قدرت است . حتا سیاستمداران با اخلاق مثل بازرگان و مصدق نتواسنتند پیروز شوند
    اخلاقی ترین قهرمان استقامت و پایدا ری در ایران همین امیر انتظام است . با او چه کردند و چه میکنیم ؟
    حتا به او اجازه نمیدهند از حق خودش بگذرد !
    امان از این فرهنگ ویروسی مارکسیستی روسی !

    • امیر

      شما وکیل مدافع امریکائی؟ امریکا ” ایران” روسیه” المان”………هرکشوری در جای خودش معایب و در عین حال محسناتی دارد که بایستی انها را از بعد سیاسی حلاجی و با درنظرداشتن منافع ملی از انها بهره برد.
      هیچ دلیلی موجب تطهیر یک عملکرد قبیح نخواهد شد و در زمانه ای که منافع کشورها صورت یک امر مقدس یافته شنود و جاسوسی تبدیل به کاری پسندیده و عادی نخواهند شد و همچنان زشت و مهوع اند.

  3. حمید

    انسا ن اگر اندکی خشم خود را فروخورد ، دلش به حال امثال مخمدی گیلانی میسوزد ، حتی به حال رهبر فرزانه ای که دل خوش است به اینکه امثال برادران لاریجانی و نقدی و حداد عادل فصل الخطابش خطاب کنند ، با وجود اینکه میداند دروغ میگویند . یا تعدادی جوان ساده دل دستش را ببوسند .
    اواسط دهه شصت و زمان ریاست جمهوری اقای خامنه ای بود که این حکایت را از قول مرحوم احمد آرام شنیدم . او گفته بود که :” من با خامنه ای دوست بودم . بعد از انقلاب از یکی دو نفر شنیدم که ایشان گفته است آرام ما را فراموش کرده است . روزی به دیدن او رفتم . از هر دری صحبت شد و او گفت که خوش آن روزهایی که هنگام عصر به دانشگاه تهران میرفتم و در مراجعت سر چهار راه پهلوی چند سیب زمینی تنوری و تکه ای نان میخریدم و گوشه پارک می نشستم و میخوردم . حالا توی این عمارت محبوسم و هفته ای یکی دو بار تعدادی را جمع میکنند و میروم پائین برای آنها صحبت میکنم .”
    این نقل قول درست باشد یا نباشد . مقایسه زندگی امروز و دیروز امثال آقای خامنه ای جز حسرت حاصلی در پی ندارد ، بویژه اگر قائل به جهانی دیگر باشی .

  4. دوست گرامی “آزادگان در بند” در پشت نوشتار شما پیش از هر بیان سیاسی و یا روشن نمودن سیاست کشورهای گوناگون، رفتار انسان در مجموع خود چون انسانی بدون مرز دیده می شود. انسان بدون مرز به این دلیل زیرا در نوشته شما بخوبی دیده می شود که همه و همه انسان ها و در همه کشورها حاکمان در سودای قدرت دست به هرکاری می زنند. در این معنی می توان از نیاز انسان برای قدرت بیشتر و حفظ آن گفت. یعنی همه انسان‌ها تشنه قدرت با منکوب نمودن رقیب هستند. این خواست انسان‌ها نه جغرافیا می شناسد، که شما نشان دادید در همه کشورهای جهان به وسعت جغرافیای جهان این قدرت طلبی حاکم است. در کنار ان این خواست و تمنای یا اراده بسوی قدرت به همه باورها بر می گردد از پیروان مذاهب ابراهیمی در غرب تا باورهای آسیایی و شرقی. یعنی این رفتار و کردار انسان‌ها نه اعتقاد و نه مرز را می شناسد و همه به قول شما به آن “ویروس مارکسیستی روسی چینی و…” مبتلا هستند و این ویروس از ویروس “ابراهیمی” نشات گرفته و پایه اش بر آن است که من، نژاد من، مذهب من، باور من، اعتقاد من و به گفته شما فرهنگ مارکسیستی روسی من بهترین است و همه باید زیر پرچم من سینه بزنند و گرنه دشمن من هستند. هنوز جالبتر این است که حتی درون این مرزه و درون این باورها نیز انسان هایی هستند که در بند مرزهای ایدءولوژیک و ملی نبوده و آزاده هستند. و همه نکته اینجاست که آن ها هم چون دشمن دیده می شوند. مشکل سیاست نه ملی و نه ایدئولوژیک، بلکه به نگاه و چشم‌انداز ما بر می گردد که دست‌پروردگان آن باورهای اشاره شده در بالا هستیم، باورهایی که خود را بهتریم می دانند و هرگز سهرای سپهری را نفهمیده اند که “چشم‌ها را بایذ شست” و هیچ باوری و هیچ ایدئولوژی ای نتوانسته بهشت وعده داده شده را جهنم نکند و تنها باور به آزادگی می تواند انسان را حتی با تحمل ناملایمات خوشبخت کند. عباس امیرانتظام یکی از این آزادگان است که این خوشبختی او تنها به خود او روان و جان آزادش بر می گردد، او را نمی توان چون یک “قهرمان” دید زیرا این فرهنگ حاکمان در قدرت است که به قهرمان نیازمندند تا به خرج آنان پایه های قدرتشان را نگاه دارند، مرد احترام برانگیز امیر انتظام قهرمان نیست، بلکه آزاده ای است که به ما می آموزد آزاده بودن و آزادگی تاوان بسیار سنگینی می خواهد، سخن را با گفته ای از اندیشمند بزرگ که به ویژه در ایران او را کمتر فهمیده اند، زیرا او را با نقل قول های دست دوم و سوم می شناسند به پایان می برم. فریدریش نیچه فیلسوف آلمانی که در بیوگرافی اش به نام “بنگر چه انسانی” (Ecce homo) می گوید” این آلمانی‌ها شرم نمی کنند از این که آلمانی هستند” و در ایران معمولا (نه همه) او را نژاد پرست می شناسند، در همان کتاب می نویسد” انسان برای جاودان شدن بارها و بارها در دوران زندگیش می میرد” در تاریخ انقلاب ایران آزاد مرد عباس امیرانتظام جاودان است. ارادت

  5. شهره پرویزی

    من از عزیزان می خواهم در این آخر عمری مجبورمان نکنید تا از کردار و اعمال امیر انتظام پرده برداری کنیم همین آدم هم جاسوس بود و هم ۹ ماه در ابتدای انقلاب مسبب خون خیلی ها بود

  6. Beh hameh mardane rusieh

    من معمولا جواب نمی دهم به کسانی که تک نویس حرفه ای هستند و متلک پرانی یک خطی میکنند تا کل مطلب زیر سوال برود
    اینها معمولا زیر مطالب مربوط به کسانی که خط شان با خط روسیه و مارکسیست های روسی نمی خواند همین کار را میکنند . اگر حالا اسم بیاورم هم ملی مذهبی آکولاد چین میکند و مطلب از بین میرود .
    اما من مدافع امریکا نیستم . چون آمریکاییان به وکیل مدافع نیازی ندارند
    آنکس به وکیل مدافع نیاز دارد که شما حتا یک خط علیه آنها نمیتوانید در این وب سایت ای فارسی زبان پتدا کنید . این مقدس سازی از شوروی ، روسیه فعلی ، پوتین ، کوبا ، ونزوئلا ، بلاروس ، … نشان میدهد که چه کسانی وکیل مدافع چه کسانی هستند . ک چه کسانی به وکیل مدافع نیاز دارند
    اگر شما تمام مطلب را دوباره بخوانید می فهمید که سخن من در مورد این رانت خواری است
    وگرنه حمله به امریکا نه تنها در تمام رسانه های فارسی زبان ثواب مارکسیستی و اسلامی آغشته به مارکسیسم روسی دارد بلکه رادیو فردا ، دوچه وله ، بی بی سی و زمانه و خودنویس هم که با بودجه امریکا و غرب اداره میشوند در حمله به امریکا از فرارو در ایران پیشتاز ترند .
    این خود بهترین دلیل است که کی وکیل مدافع کی است
    ما که حرفی نزدیم شما اینقدر عصبانی شدید
    گفتیم آنها که خود سا نسور و شنود و بدتر از ان جنایت میکنند. بدتر از امریکا هستند و در این انتقاد صادق نیستند و اهداف سیاسی خاصی را که حفظ منافع روسیه در ایران است دنبال میکنند
    {…}

  7. حمید

    نه تنها خانم صدر ، بلکه بسیاری از کسانی که به عنوان روشنفکر دینی مطرح هستند نیز تحلیل های خود را ، نه از دیدگاه دینی ، بلکه از نظرگاه علوم انسانی مستقل از بینش دینی انجام میدهند ، بویژه آن دسته که فکر و ذکرشان به رخ کشیدن تفکر مدرن ولی ابتر خویش است .
    بخشیدن امثال محمدی گیلانی از ناحیه کسی که به اموزه های دینی و وجود دنیایی دیگر باور داشته و از قران هم شنیده باشد که ظلم ظالم قبل از انکه ظلم به مظلوم باشد ، ظلم به خویشتن است ، باعث تعجب نیست . مهمتر اینکه بر اساس این بینش ، اعتقاد یا عدم اعتقاد انسانها ، تاثیری در سرانجام انسان ندارد .

مخاطبان محترم، سایت ملی-مذهبی از دریافت نظرات سازنده شما برای بهبود کیفیت مطالب استقبال می کند. انتقادهای شما و راهکارهایتان می تواند تحریریه سایت را در افزایش کیفیت مطالب کمک کند.

این سایت از نظر هویتی ملی-مذهبی ، اما از نظر حقوقی مستقل است.