دوشنبه ۱۷ام تیر ۱۳۹۲ , ساعت: ۰۱:۰۴کد مطلب : 47353 نسخه قابل چاپ
جنبش تمرد: با دموکراسی یا علیه دموکراسی؟

اخوان اشتباه کرد؛ اما حق با اخوان است

با تمام اشتباهات مرسی، در درگیری های چند روز گذشته حق با اخوان و محمد مرسی است. زیرا آنها با تمام ضعف ها و انتقادهایشان حامل مشروعیتی هستند که از طریق صندوق های رای به دست آمده است. این مشروعیت نه از زور خیابانی که با صندوق رای از بین می رود.

اخوان المسلمین قطعا در طول یک سال زمامداری خود بر مصر اشتباهاتی داشته است که اکنون گریبان این جریان مردمی را گرفته است. شاید اخوانی ها که اکنون تجربه سخت پوزیسیون بودن را از سر می گذارنند چندان به قواعد حکومت داری به خصوص در کشور مصر که از تنوع و تکثر خاصی هم در بسیاری از زمینه ها برخوردار است آشنایی نداشتند.

تلاش مرسی و هم حزبی هایش برای تدوین قانون اساسی که منطبق بر شریعت باشد درست برعکس توصیه ای بود که رجب طیب اردوغان نخست وزیر ترکیه در نخستین هفته های انقلاب ۲۰۱۱ به دوستان مصری اش داد. اردوغان به نوعی در سخنانش هشدار داد عدم جدایی دولت و دین می تواند برای ادامه حاکمیت هر جریان اسلامگرایی خطرناک باشد. او تلویحا دوستان مصری اش را به الگوگیری از مدل ترکیه دعوت کرد. جایی که اسلامگرایی می خواهد نه در ساختار حکومت که در عرصه عمومی خود را بروز و ظهور دهد. عرصه عمومی همان کلیدواژه ای است که بارها مورد تاکید فتح الله گولن روشنفکر مطرح ترک که از او به عنوان پدر معنوی حزب عدالت و توسعه یاد می شود قرار گرفته و حزب عدالت و توسعه نیز برآمده از جنبش گولن است. اما از همان ابتدا مشخص بود که مصر با ترکیه متفاوت است زیرا گرایش های اسلامی در این کشور نسبت به ترکیه قوی تر، جریان های سنتی و سلفی ریشه دار تر و اسلامگرایی اگر چه در ترکیه با کودتاهای نظامی سرکوب شده است اما در مصر از دالان های مبارزه چریکی و زندان و فشار نظامیان خود را پرورده است.

اشتباه بزرگ اخوان: تصدی نخستین دولت منتخب پس از انقلاب

محمدمرسی و اخوان از همان ابتدا اشتباهی بزرگ را مرتکب شدند جایی که بر خلاف نخستین مواضع خود در انقلاب ۲۰۱۱ عمل کردند. آنها ابتدا قصد داشتند با تکیه بر نیروی مردمی خود پارلمان را فتح کنند. بعد از فتح پارلمان به ریاست جمهوری بیندیشند. قرار بود دولت منتخب نخست پس از انقلاب را تیپی مثل البرادعی رهبری کند. اخوانی ها برای این ایده استدلال خاص خود را داشتند. زیرا نخستین دولت برآمده از انقلاب باید پاسخگوی مطالبات سنگین مردمی باشد که با رفتن مبارک آرزوهای خود را در نظامی جدید می یافتند. آرزوهایی که از آزادی های سیاسی و اجتماعی تا نان و مسکن و معیشت گسترده است. دولت بعد از انقلاب باید پاسخگوی مصیبت هایی می شد که خود عامل ایجاد آن نبوده است. اما مشخص نشد تحولات به کدام سمت رفت که در نهایت اخوان تصمیم گرفت کاندیدای ریاست جمهوری معرفی کند. جایی که اقبال از نام خیره الشاطر و رد صلاحیتش به محمد مرسی رسید. اگراخوان به پارلمان رضایت می داد و نخستین دولت برآمده از رای مردم را به تیپ های تکنو کراتی مانند البرادعی یا حتی عمرو موسی واگذار می کرد امروز در مقام آلترناتیو می توانست عرض اندام کند.

عدم توجه به توان و جایگاه نیروهای رقیب و ارتش

محمد مرسی و دوستانش بدون ارزیابی از نیروهای رقیب و به خصوص توجه به جایگاه ارتش دست به اقداماتی تحریک آمیز زدند. عزل وزیر دفاع و دادستان و انحلال برخی از نهادها در همین راستا بود. آنها شاید با نوشتن قانون اساسی بر مبنای شریعت در پی پاسخ به مطالبات طرفداران خود بودند غافل از اینکه این اقدام زمینه ساز اعتراض گروه ها و گرایش های سیاسی شد و دستاویزی برای متهم کردن اخوان به انحصار طلبی و دیکتاتوری شد.

عزل و نصب های صورت گرفته در زمان مرسی نشان داد اخوان در ارزیابی از شرایط ضعیف عمل کرده و این همان هشداری بود که از سوی بسیاری از تحلیلگران به دولت مرسی داده شد اما این هشدارها نادیده گرفته شدند. به خصوص اخوانی ها توجه نداشتند ضمن اینکه عوامل سابق رژیم مبارک درصدد بهره برداری از ضعف ها دولت اسلامگرا بودند گروه های لیبرال و چپ رقیب اسلامگرایان هم بیکار نخواهند نشست. از طرفی مصر به دلیل جایگاهش مورد توجه کشورهای غربی و عربی است. همین موضوع دخالت خارجی در این کشور را اجتناب ناپذیر می کند.

حق با اخوان است

اما با تمام این اشتباهات در درگیری های چند روز گذشته حق با اخوان و محمد مرسی است. زیرا آنها با تمام ضعف ها و انتقادهایشان حامل مشروعیتی هستند که از طریق صندوق های رای به دست آمده است. این مشروعیت نه از زور خیابانی که با صندوق رای از بین می رود. عمده استدلال مرسی و اخوانی ها این است که اکنون رئیس جمهوری بر مسند امور نشسته که برامده از یک انتخابات آزاد بوده و تنها در یک انتخابات آزاد دیگر این مشروعیت می تواند سلب شود. لذا آنها دخالت نهادهای نظامی را اقدامی ضد انقلاب دانسته و تاکید می کنند این اقدام دموکراسی نوپای مصر را در معرض تهدید قرار می دهد.

مخالفان مرسی معتقدند مشروعیت حکومت او به واسطه حضور میلیونی مردم در خیابان ها منتفی است. این مشروعیت البته نه در نهایت به زور مردم که با زور ارتش سلب شد. محمد مرسی زیر بار انتخابات زود هنگام نرفت اما برخی از خواسته های مخالفان را برآورده کرد. او از اصلاح قانون اساسی گفت و بر بازگشت دادستان سابق تاکید کرد و از سویی با اقرار به اشتباهات خود قول جبران داد و در نهایت دولت ائتلافی برای رسیدن به آشتی ملی را پیشنهاد داد. اما مخالفان به این عقب نشینی های آشکارهم رضایت ندادند و در نتیجه فضا را برای دخالت ارتش باز کردند. همان ارتشی که بعید است یک نیروی سیاسی مدنی از عمق دل اعتقادی به او داشته باشد. به خصوص اینکه همین انقلابیون مصر در دوره انتقالی در اعتراض به بازی ارتش با دستاوردهای انقلابشان به خیابان ها ریختند و مصر در مقطعی شدیدا ناآرام شد.

مخالفان مرسی با بالا بردن مطالبه خود در ازای دستاورد برکناری رئیس دولت زمینه را برای دخالت های بیشتر نظامی ها در عرصه سیاسی مصر فراهم کردند، همان آسیبی که از آن می توان به ایجاد بستر برای بازگشت به دوران مبارک یاد کرد.در حالی که آنها می توانستند با مرسی عقب نشینی کرده خود را برای انتخابات بعدی و کارزار جدید آماده کنند و اگر واقعا اکثریتی در کار باشد آن را در صندوق های رای به نام خود ثبت کنند. به خصوص اینکه اخونی ها هم قائل به این نکته هستند که حائز اکثریت آرا هستند. آنها هم توان سازماندهی هواداران خود را در خیابان ها دارند. سخنرانی محمد بدیع مرشد اخوان در شهرک نصر با استقبال جمعیت عظیمی روبرو شد. وقتی که دو طرف مدعی اکثریت ارا هستند و به حامیان خود در خیابان استناد می کنند ابزار تعیین اکثریت صندوق رای است یا تفنگ ارتش؟

بدعت مخالفان: زور خیابانی و بی ثباتی دولت های مستقر

بدعتی که مخالفان در مصر گذاشتند می تواند حامل نوعی آنارشیسم باشد. استفاده از خیابان و نیروی مردم نه تنها می تواند موثر باشد بلکه می تواند به عنوان اهرمی در جلوگیری از اقتدارگرایی در یک جامعه عمل کند. اما اگر این حضور خیابانی به عاملی برای تضعیف ثبات و مشروعیت دولت های مستقر تبدیل شود می تواند در جوامع ناپایداری مثل مصر هزینه های سنگین بیافریند. به عنوان مثال دولت جدید در زمینه اقتصادی توانایی انجام معجزه را ندارد. آیا یک سال بعد مردم مصر باید در حضور خیابان یک بار دیگر دولت را تعویض کنند؟ با این داستان بحث ثبات یک جامعه که یکی از فاکتور های مهم توسعه است زیر سئوال می رود. در جنبش های خیابانی نیز بهتر است مخالفان توجه کنند بالا بردن مطالبات روزی می تواند گریبان خود آنها را بگیرد و همچنان که دولت مرسی را بی ثبات کرد دولت جدید را به ورطه بی ثباتی بکشاند.

به نظر می رسد عدم توجه به عقب نشینی های معنادار مرسی رویکردی افراطی بود که از سوی مخالفان به کار برده شد. این نکته درس آموز اینجا تبلور پیدا می کند که متوجه شویم در کشورهای توسعه یافته استفاده از نیروی خیابان در راستای تاثیرگذاری بر سیاست های دولت است و در کشور های توسعه نایافته خیابان را برای واژگونی دولت ها می خوانند. مقایسه فرانسه و مصر در این مورد درس آموز است.

میلیون ها اخوانی تحقیر شده در مصر و توهم دموکراسی

فارغ از انگیزه های مخالفان برای مسائل اقتصادی انها معتقد بودند عدم توجه مرسی به معیارهای دموکراتیک و ازادی بیان یکی از انگیزه های اصلی مخالفان در خیابان بود. اما با این نوع برکناری تحقیر امیز مرسی ایا می توان انتظار داشت طرفداران او که بسیار سازمان یافته و ایدئولوژیک هستند خونسرد باشند و حرکتی نکنند؟ ایا می توان از جامعه دو قطبی شده و پر از هرج و مرج مصر نگران نبود؟ ایا با تحقیر میلیون ها اخوانی در سراسر مصر دمکراسی به بار می نشیند؟

نکته مهم دیگر اینکه در طول چند دهه اخیر تلاش هایی صورت گرفته است تا زمینه ادغام اسلامگرایان در روند سیاسی و چرخه قدرت فراهم شود. به نظر می رسد برکناری میانه روهای اسلامگرا نه تنها این تلاش ها را به بن بست می کشانند بلکه زمینه را برای ظهور دیدگاه های افراطی فراهم می کند. در هر صورت اخوان بر خلاف تصور کلی که در رسانه ها به خصوص رسانه های غربی مطرح می شود جریانی میانه رو است. اخوانی ها چند دهه است اسلحه را کنار گذاشته اند و به رغم شفاف نبودن و متنوع بودن مواضع این گروه در برخی از مسائل مهم مانند نسبت اسلام و دموکراسی ، بحث اقلیت های مذهبی ، نسبت شریعت و عرفی گرایی اما همواره تلاش کرده اند در چارچوب اصلاح طلبی گام بر دارند. توجه داشته باشیم همین اخوان در انتخابات ما قبل آخر دوران مبارک اقلیت قابل توجهی را به دست آورد. در انتخابات اخر پارلمانی کاندیداهای این جریان رد صلاحیت شدند. اخوانی ها از هر فرصتی در دوران مبارک برای تحقق رویکرد پارلمانتاریستی خود استفاده کردند. آنها حتی در اوج انقلاب ۲۰۱۱ سیاست مذاکره با مبارک را رها نکردند. حتی در جریان وقایع اخیر اخوان نسبت به رقبای خود بیشتر در این مسیر حرکت کرده است زیرا رقبای اخوان در نهایت به استفاده از زور اسلحه تن دادند اما اخوان بنای خود را بر نیروی حزبی و سازمانی خودش گذاشته است.

اشتباه بزرگ مخالفان مرسی مصر را در یک بزنگاه خطرناک قرار داده است. همان نگرانی که در اظهارات پوتین به عنوان بروز جنگ داخلی یا در برخی از رسانه ها به عنوان سناریوی سوریه شدن مصر بیان شده است.هر چند که در متفاوت بودن جامعه سوریه و مصر شکی نیست اما بن بست موجود و دو قطبی که صورت گرفته می تواند جامعه مصر را مدت ها تحت تاثیر خود قرار دهد. حتی اگر ارتش به زور بازداشت و ضرب و شتم و شلیک گلوله بتواند جنبش اخوانی ها در خیابان های مصر را کنترل کند تبعات سخت این حرکت در آینده جامعه لرزان مصر را تحت تاثیر خود قرار خواهد داد.

سایت ملی – مذهبی محلی برای بیان دیدگاه های گوناگون است.


برچسب ها :
  1. باســلام به همــه ی شما عزیزان، من به عنوان یک کوچکترین طرفدار “ملی مذهبی” علیرغم همــه ی احترامی که برای همه ی نویسندگان ، احزاب و…قائل هستــم وباز گرچــه با مغز این صحبت ها از نظر راه کار،قوانین و… موافقتم، لیکن در اینجا به ارتــش حق میدهــم و به دلیرمردی، وطن دوستی و… این ژنرال ارتش مصــر غبتـــه میخورم و چقدر خوشبخت هستند ملت این چنینی که چنین ارتشیانی دارند، واما به این موضوع نمتوان گفت کودتاه ! چراکه در کدام یک از کودتاهـها اتفاق افتاده که ارتشی بگوید، مثلا” ۴۸ساعت به شما سیاستمداران وقت میدهــم واگر اختلافات را کنار نگذارید… درحالیکه در همــه ی کودتاه هــا ملت شب در خوابنــد وصبح که بیدار میشوند، یک دولت دیگر را سرکار می بیننــد! ضمن اینکه بطور یقین با دولت قبلا” هــم صحبت کرده بودند…کدام ارتش کودتاه گر را دیده اید که دولتی را کنار بزند و دولت نظامی برپانکند و… آری، درست است که آقای مرسی با یک انتخابات برسرکارآمد، لیکن،ازهمان روزهای اول دستورات آمرانه صادر کرد درجهت تحکیم دیکتاتوری! در پایان، آقای محمد مرسی گرگی بود که در لباس میش آمده بود تا ملت زیادی را بدرد! حقـش بود و او چون زورگو و ریاکار بود وهست،هرگز در مصر آینده شانس ریاست جمهورشدن مجدد را در یک انتخابات ندارد ، همچنان که زورگویان اصولگرا در ایران خودمان هرگز این شانس را ندارند،.

  2. آبان

    سلام
    مقاله جالبی است.
    اساسآ ذات ارتش ها و پلیس ها یک ذات ضد مردمی است. و در حکومت های کنونی جهان وظیفهء اصلی آنها، چیزی جز حفظ منافع طبقهء حاکم نیست حتی اگر این وظیفه در کنار مرزها و درگیری با همسایگان باشد. برای همین است که تقریبا تمام روشنفکران جهان کودتای ارتش عقب ماندهء مصر علیه امنیت کشورشان را محکوم کردند. البته کودتاگران و حامیانشان به واسطهء امکانات غارت شده مردم، برای افراد ناآگاه چهره خود را زیر نقاب امنیت و ملی پنهان می کنند.موافقان کودتا از روی غرض ورزی و سیاست بازی و بعضا نادانی سعی کرد ه اند به بهانهء ناشیانهء ارتجاعی بودن اخوان المسلمین این کودتای ضد خلقی را توجیه کنند. در خاورمیانه ۳ ارتش عقب مانده وجود دارد که جیره خوار مستقیم امپریالیسم هستند . اسرائیل، پاکستان و مصر. بدیهی است که ارتش عقب ماندهء مصر بواسطهء این جیره خواری مطیع مطامع و اوامر بیگانگان باشد و امروزه بعنوان یک کارت سیاه سیا، عاملی برای پیشبرد طرح تجزیه و تفرقه در کشور مصر و منطقه گردد. ارتش عقب مانده مصر تقریبآ از بدو تولد هر ساله صدها میلیون دلار از آمریکا جیره می گیرد. بعد از این کودتا نیز موفق به موافقت آمریکا در هدیه هواپیماهای جنگی شده است. اگر چه امپریالیسم چون میداند منفور مردم منطقه و جهان است سعی کرده برای پنهان کردن نقش خود در این کودتا با آن نوعی مخالفن نشان دهد. ساده نگری و یا غرض ورزی است اگر کسی ادعا کند آمریکای تبهکار که فقط در ده سال اخیر بیش از یک میلیون از مردم دنیا را قتل عام کرده این جیره ها را در راه خدا و خلق به ارتش مصر می دهد. ارتش عقب ماندهء مصر، بواسطهء همین جیره ها و برنامه های سیا ساخته، امروزه نقش مهمی در اقتصاد مصر دارد و بخشی از این پول ها را صرف کارهای اقتصادی کرده تا علاوه بر سلطهء نظامی خود به عنوان مزدور بیگانه، بر کشور فقیر مصر سلطهء اقتصادی و فرهنگی نیز پیدا کند. چیزی شبیه سپاه پاسداران ایران. کودتای ارتش جیره خوار مصر که به دستور امریکا و با حضور پادوی های پلید استعمار از قبیل البرادعی و با حمایت طرفداران دیکتاتور سابق مصر مبارک و همچنین شلوغ کاری ها و چاقو کشی های لمپن ها و با کشتار مردم صورت گرفه به زیان ملت بزرگ مصر می باشد و بخصوص از نظر انسانی محکوم است.

  3. مهران کاشانی

    در سال ۱۳۸۸ حکومت اسلامی کودتا کرد ولی حق با کروبی و مووسوی بود !
    در سال ۱۳۴۱ ، وقتی آیت الله خمینی اصلاحات موسوم به “شاه و مردم ” را بدلایل مختلف با عینک شریعت زیر سئوال برد . مهندس مهدی بازرگان و نهضت آزادی هم با اعلامیه علیه تغییر قانون انتخابات و حق شرکت زنان در آن اعلامیه صادرنمود و دین و مذهب به شدت وارد مسائل سیاسی شد. در همان سالها نیروهای مخالف حکومت برهبری جبهه ملی دوم علیه دیکتاتوری مبارزه کردند و در اعتصابات دانشجویان , معلمان و دانش آموزان دکتر خانعلی و دانش اموزی بنام کلهر در مدرسه علمیه شهید شدند. شعار جبهه ملی و دانش آموزان عبارت بود از : اصلاحات آری ـ دیکتاتوری نه / شاه باید سلطنت کند نه حکومت ! آیت الله خمینی و مهندس بازرگان بر اساس تعلیمات شریعت بخصوص شیعه اساسا در غیاب مهدی “موعود” هیچ حکومتی را بر نمی تافتند و مانند موریانه در حال اشاعه تعلیمات خود بودند . برای علیه دیکتاتوری شاه نیروهای زیادی بسیار شجاعانه تر و صادقانه تر از خمینی و بازرگان مبارزه کردند و جان در این را نهادند تا وقتی بوی “الرحمان” شاه به مشام رسید و آنهائیکه بوی کبای را زود تشخیص دادند به میدان آمدند. تا زمانیکه امام راحل در پاریس بود حرفهای دلپذیر و دنیاپسند از بلندگوهای بی بی سی و سایر بنگاههای دروغ پراکنی به ایران رسانده میشد و از حق فعالیت همه حتی کمونیست ها صحبت می شد. از تشکیل مجلس موسسان و تدوین قانون اساسی صحبت میشد . بعدا معلوم شده تمام آنها حرفها بزعم ایت الله خمینی “خدعه” بوده است. آنقدر دروغ گفتند تا مردم صورت امام را در ماه دیدند. بالاخره مبارزات ضد سلطنتی و ضد اصلاحات ۱۵ خرداد ۱۳۴۲ میوه ء تلخ خود را داد. هنوز معلوم نشده است در پشت پرده چه قول و قرارهائی بین هویزر و سولیوان با شریعتمداران ایران صورت گرفته است و چگونه ارتش ایران را وادار به سکوت نمودند.

    در انقلاب اسلامی ایران وقتی آیت الله خمینی رهبر معظم انقلاب ، شادروان مهندس مهدی بازرگان را برای تشکیل دولت موقت تعیین نمود .
    ـ هنوز کسی نمی گوید وظیفه دولت موقت واقعا چه بود؟
    ـ اصلا برای چه دولت موقت تشکیل میشود؟
    ـ آیا دولت موقت مهندس مهدی بازرگان وطائف خود را انجام داد یا بر خلاف معمول دولت موقت که می بایست تا تشکیل مجلس و توین قوانین جدید با همان قوانین موجود دست به عصا بروند خود و خمینی با اقدامات خودسرانه و ضدقانونی اقداماتی انجام دادند که تاریخ آنها را نخواهد بخشید.

    خمینی و بازرگان با هم قول و قرار و انتظارات مردم و جامعه مدنی از مجلس موسسان و قانون اساسی را ماسمالی نموده و برای اسلام عزیز مجلس من در آوردی “خبرگان ” را سر هم کردند تا شریعت را وارد قانون اساسی نمایند و ولایت فقیه را سر هم بندی نمایند.

    در مملکتی که دولت موقت ، شورای انقلاب و رهبر معظمش فرماندهان ارتش را قتل عام کردند و به “پاکسازی” ارتش پرداختند. و تمام گروههای سیاسی را با کمک چماقدارن سرکوب کردند زمینه مهیا شد تا شریعت میخ خود را بکبد.

    در ۱۳ آبان ۵۷ اول هز همه چوب بی قانونی شریعت را مهندس مهدی بازرگان خورد و مجبور به استعفاء گردید.
    مردم بی یار و یاور ایران ۳۵ سال متقبل هزاران شهید در زندها و صدها هزار در جبهه ها شدند.

    بسیجیها و پاسداران روی تمام ارتش های مزدور جهان را سفید کردند و در سال ۸۸ بمراتب وحشتناکتر از ارتش مصر مردم را بخاک و خون کشیدند. می توان گفت خامنه ای کودتا کرد و در آنجا واقعا حق با مهدس موسوی و کروبی بود.

مخاطبان محترم، سایت ملی-مذهبی از دریافت نظرات سازنده شما برای بهبود کیفیت مطالب استقبال می کند. انتقادهای شما و راهکارهایتان می تواند تحریریه سایت را در افزایش کیفیت مطالب کمک کند.

این سایت از نظر هویتی ملی-مذهبی ، اما از نظر حقوقی مستقل است.