جمعه ۲۷ام مرداد ۱۳۹۱ , ساعت: ۱۲:۰۵کد مطلب : 20279 نسخه قابل چاپ

نگاهی به قدر و لیله القدر در قرآن

تا اینجا فرض می کردیم که شروع کننده تماس، خدا و از بالاست! اما اگر کسی بتواند به مرحله ای از کمال برسد که شایستگی وصل شدن را کسب کند، القا و وحی میسر می گردد. یعنی در این حالت خود فرد انسانی شروع کننده تماس است. بالا و پایینی وجود ندارد. فرد می تواند در حد توانش از امری (کتابی) که در مرحله یک نازل شده است بگیرد. حتی ممکن است خود فرد تشخیص ندهد؛ اما در مراحلی از جستجوگری و طلب، اموری بر او ناگهانی آشکار می گردد که سالیان دراز بر او پوشیده بوده است. با این حساب شاید بتوان از شب قدر و یا شب قدرهای هر فرد در طول زندگانی او سخن گفت.

درباره «قدر»، «لیله القدر»، و «نزول قرآن» ابهامات زیادی وجود دارد [۱]. مفسرین قرآن قرائت های گوناگونی از این اصطلاحات و مفاهیم ارائه داده اند. جان مایه اغلب این تفاسیر این است که در هر سال شبی وجود دارد به نام شب قدر که در این شب مبارک خداوند امور یک سال عالم را تنظیم و تدبیر می کند. همچنین شب قدر شبی است که در آن شب قرآن نازل شده است. اما درباره چگونگی نزول قرآن در این شب نیز اختلاف نظرهایی وجود دارد؛ برای مثال این که قرآن دفعی (یک باره) و یا تدریجی نازل شده است [۲]. در این نوشتار بحث چکیده ای ارائه خواهد شد.

به گمان نگارنده آن چه در این موضوع مغفول مانده است، مفهوم «امر» است. با دلایلی که بر اساس آیات قرآن ارائه می شود خواهیم دید که ابهام در مفهوم «امر» و برداشت نادرست از آیه دخان:۴، به نتیجه گیری نادرست درباره شب قدر انجامیده است. برداشت نادرستی که می گوید خدا در شب قدر همه امور عام را برای یک سال تدبیر و تنظیم می کند. در این نوشتار همچنین مدلی از نزول دو مرحله ای کتاب و رسانیدن آیات آن به پیامبر ارائه گردیده است.

امید است با توجه و دقت در کلیدواژه «امر» و تمایز بین دو گونه امر زیر، برخی از ابهامات روشن تر شود:

الف- «امر» به مثابه رخداد نزول کتاب، و

ب- اموری که در قرآن به مخاطبین قرآن و برای هدایت آن ها  امر شده (برای مثال: ذلک امرالله انزله الیکم).

۱٫      صورت بندی مساله با آیات دیگر قرآن

به صورت بندی زیر دقت می کنیم:

۱)      «خزائن» هر چیزی نزد خداوند است که مقدار معین («قدر معلوم») آن را در زمان مقتضی فرو می فرستد

۲)      «کتاب حفیظ»  و یا «ام الکتاب» نزد خدای «مرسل» و «منذر» است

۳)      «ملائکه و الروح» با اذن خداوند برای هر «امری» نازل می شوند

۴)      «امر» نزول «کتاب المبین» با «قدر معلوم» از «ام الکتاب» نزد خدا، مانند امور دیگر در شب «قدر» انجام شده است

۵)      آیات  کتاب المبین به زبان عربی توسط «روح الامین» به تدریج به پیامبر نازل شده است تا به مخاطب خود ابلاغ کند

۶)      قرآن شامل اوامر حکیمی («کُلُّ أَمْرٍ حَکِیمٍ») است برای انذار و هدایت مخاطبین پیامبر

با توجه به موارد بالا و نمودار ۱، «امرا» در آیه پنجم سوره دخان، رخداد نزول کتاب المبین است (أَمْرًا مِّنْ عِندِنَا إِنَّا کُنَّا مُرْسِلِینَ). اما «امر» در آیه چهارم سوره دخان، آن گونه امری است که توسط آیات قرآن برای هدایت به مخاطب ابلاغ شده است (فِیهَا یُفْرَقُ کُلُّ أَمْرٍ حَکِیمٍ). به عبارت دیگر «فیها» در آیه دخان:۴ به قرآن برمی گردد و نه شب مبارک (لَیْلَهٍ مُّبَارَکَهٍ) در آیه دخان:۳٫ علت ابهام اینجاست که در این نوشتار واکاوی می شود.

گونه دیگری از «امر» که شاید یادآوری آن بد نباشد به این شرح است: با توجه به آیاتی که در آن عبارت «تلک آیات الکتاب» آمده است و دقت در آیه مریم:۶۴، روشن می شود که هر بار تماس روح الامین برای نزول و یا وحی بخشی از آیات قرآن، نیز یک «امر» است از طرف خدا (وَمَا نَتَنَزَّلُ إِلَّا بِأَمْرِ رَبِّکَ). به عبارت دیگر هر رخداد یا جلسه وحی، یک امر است. حال شاید بتوان گفت برای این گونه امر، روح الامین اذن خدا را برای هر بار امر از پیش دارد. یعنی او مسئول تماس با پیامبر است در مشکلات و مسائلی که پیامبر با آن مواجه می شود. اگر چه این گونه امر در استدلال این نوشتار تعیین کننده نیست، اما در روشن تر شدن چگونگی نزول قرآن کمک می کند.

مریم: ۶۴

وَمَا نَتَنَزَّلُ إِلَّا بِأَمْرِ رَبِّکَ

لَهُ مَا بَیْنَ أَیْدِینَا وَمَا خَلْفَنَا وَمَا بَیْنَ ذَلِکَ وَمَا کَانَ رَبُّکَ نَسِیًّا

و [جبرئیل گفت:] ما جز به فرمان پروردگار تو فرود نمى‏آییم.

از آن اوست آن چه روبروی ما و  آن چه پشت سر ما و آنچه میان این دو است، و پروردگار تو فراموشکار نیست.

۲٫      نگاهی به سوره قدر

با توجه به صورت بندی مساله در بخش قبل، «شب قدر» از آن جهت با این نام ذکر شده است و از آن جهت مهم است که در آن فرمان های مهمی از فرامین الهی و نزولِ به «قدر» معلوم کتاب به وقوع می پیوندد. یعنی نقطه عطف تعیین کننده ای است. به عبارت دیگر خدا شبی به نام شب قدر ندارد که در آن شب امری را (امور سال را) تدبیر و تنظیم کند! اما از منظر مخلوقاتی که آن امر مهم الهی و رحمت آن امر شامل آن ها می شود، شب بزرگ و مهمی است. امر مورد نظر موجب رحمت در طول سال های زیاد آینده و شامل افراد زیادی خواهد شد. در دخان:۶ که در بخش بعد آمده است، بر رحمت بودن امر نزول کتاب تاکید شده است: رَحْمَهً مِّن رَّبِّکَ!

به آیات یکم تا چهارم سوره قدر دقت می کنیم:

قدر:۱ تا ۴

إِنَّا أَنزَلْنَاهُ فِی لَیْلَهِ الْقَدْرِ

وَمَا أَدْرَاکَ مَا لَیْلَهُ الْقَدْرِ

لَیْلَهُ الْقَدْرِ خَیْرٌ مِّنْ أَلْفِ شَهْرٍ

تَنَزَّلُ الْمَلَائِکَهُ وَالرُّوحُ فِیهَا بِإِذْنِ رَبِّهِم مِّن کُلِّ أَمْرٍ

ضمیر «انزلناه» در قدر:۱ به کتاب یا همان «کتاب المبین» دخان:۲ بر می گردد؛ اما لزوما در آن شب و بلافاصله به پیامبر نازل نشده است. حتی ممکن است مدت ها قبل از نزول قرآن به پیامبر باشد. در این شب امر نزول کتاب المبین توسط ملائکه و الروح انجام شده است. شروع تنزیل و خواندن آیات قرآن توسط روح الامین برای پیامبر، ممکن است در زمان دیگری صورت گرفته باشد. چنان که آیه قدر:۲ دلالت دارد بر این که پیامبر نمی داند و یا درک نکرده (نخواهد کرد) که شب قدر چیست!

این که امور جهان چگونه توسط خداوند و به واسطه ملائکه و الروح مدیریت می شود (فَالْمُدَبِّرَاتِ أَمْرًا)، شاید برای همیشه راز سر به مهر بشر بماند. اما به معنای آن نیست که بشر قادر به کشف قوانین جاری در هستی نیست. مشکل شاید لحظه خیلی خیلی نزدیک به لحظه صفر شروع هر امری است؛ همان «وَمَا أَمْرُنَا إِلَّا وَاحِدَهٌ کَلَمْحٍ بِالْبَصَرِ» و  «وَإِذَا قَضَى أَمْراً فَإِنَّمَا یَقُولُ لَهُ کُن فَیَکُونُ». برای مثال اخیرا دانشمندان نقشه گسترش یونیورس را از زمان مهبانگ تا کنون، با استفاده از فسیل های تشعشعات در کیهان، بازسازی کرده اند. به نقطه صفر آفرینش و یا هست شدن یونیورس تا حد چند میلیونیم ثانیه نزدیک شده اند. اما پشت دیواری خیلی نزدیک به نقطه صفر گیر کرده اند. نمی دانند در حوالی زمان صفر مهبانگ، یونیورس چگونه بوده است.

در پرانتز بد نیست یادآوری شود که به گمان نگارنده هزار ماه (أَلْفِ شَهْرٍ) در آیه قدر:۳، با توجه به سایر موارد مشابه، بیان کننده اهمیت کیفی است و نه این که بیان کننده عدد دقیقی باشد.

برای فرق بین «کتاب المبین» و «قرآن»، به بخش ۴ و نمودار یک در صفحه آخر این نوشتار مراجعه شود.

۳٫      نگاهی به سوره دخان

برای فهم بهتر، آیات اولیه در سوره دخان را چنین می خوانیم:

وَالْکِتَابِ الْمُبِینِ: ﴿آیه ۲﴾

فِیهَا یُفْرَقُ کُلُّ أَمْرٍ حَکِیمٍ؛ ﴿آیه ۴﴾

أَمْرًا مِّنْ عِندِنَا إِنَّا کُنَّا مُرْسِلِینَ (آیه ۵)

رَحْمَهً مِّن رَّبِّکَ… (آیه ۶)

کتاب مبین:

در آن تفریق هر امر حکیمی؛

امری از نزد ما که ما مرسلین هستیم

رحمتی از خدای تو…

آیه دخان:۳ عمدا آورده نشده است تا موجب ابهام نگردد. آیه دخان:۳ به اصطلاح در پرانتز به مبارک بودن شبی که در آن کتاب نازل شده است اشاره دارد و این که خدا منذر است: إِنَّا أَنزَلْنَاهُ فِی لَیْلَهٍ مُّبَارَکَهٍ إِنَّا کُنَّا مُنذِرِینَ . در دخان:۵ بر همین امر («امرا») مرسل و ارسال کتاب از نزد او تاکید شده است.

علت ابهام برداشت رایج، ارجاع «فیها» به «لَیْلَهٍ مُّبَارَکَهٍ» در آیه دخان:۳ می باشد. ابهامی که به چنین نتیجه گیری انجامیده است: در هر سال یک شب قدر مشخص وجود دارد که همه امور مربوط به سال آینده توسط خدا تدبیر و تنظیم می گردد. در حالی که با استدلال زیر خواهیم دید که «فیها» به کتاب المبین بر می گردد و آن چه در قرآن آمده است. چکیده استدلال درباره آیه دخان:۴ و این که فیها به کتاب اشاره دارد و نه به شب؛ در سه محور ۱) آیات و قرآن حکیم، ۲) امرالله و یامرکم، و ۳) یفرق به شرح زیر است:

۳٫۱٫  آیات و قرآن حکیم

در تعدادی از سوره های قرآن آیه ای وجود دارد که با ضمیر اشاره «تلک» (این) به دسته ای از آیات قرآن یا سوره ای که قرار است در آن تماس به پیامبر نازل و یا رسانده شود، اشاره می گردد. در این گونه آیات به روشنی می توان دریافت که اولا کتاب بخش بخش به پیامبر نازل می شده است؛ دوما در بسیاری از این آیات، قرآن و کتاب و ذکر، «حکیم» توصیف شده  است؛ سوما در برخی ازاین آیه ها آمده است که آیات فرستاده شده، برای پیامبر تلاوت می شده است. برخی از این گونه آیات که تعدادی از آن ها برای نمونه در زیر آورده شده است: بقره:۲۵۲، جاثیه:۶ ، آل عمران:۱۰۸، رعد:۱، حجر:۱، یونس:۱، یوسف:۱، هود:۱، نمل:۱، قصص:۲، یس:۲، لقمان:۲، و هود:۱٫

 بقره:۲۵۲

 تِلْکَ آیَاتُ اللّهِ نَتْلُوهَا عَلَیْکَ بِالْحَقِّ وَإِنَّکَ لَمِنَ الْمُرْسَلِینَ

این آیات خداست که به درستى آنها را بر تو مى‏خوانیم، و بى‏شک تو از پیامبران

جاثیه:۶

تِلْکَ آیَاتُ اللَّهِ نَتْلُوهَا عَلَیْکَ بِالْحَقِّ فَبِأَیِّ حَدِیثٍ بَعْدَ اللَّهِ وَآیَاتِهِ یُؤْمِنُونَ

این آیات خداست است که آنها را به درستى بر تو مى‏خوانیم، پس بعد از خدا و آیات او به کدام سخن ایمان مى‏آورند

آل عمران:۵۸

ذَلِکَ نَتْلُوهُ عَلَیْکَ مِنَ الآیَاتِ وَالذِّکْرِ الْحَکِیمِ

اینها که بر تو مى‏خوانیم از آیه‏ها و ذکر حکیم است

رعد:۱

المر تِلْکَ آیَاتُ الْکِتَابِ وَالَّذِیَ أُنزِلَ إِلَیْکَ مِن رَّبِّکَ الْحَقُّ وَلَـکِنَّ أَکْثَرَ النَّاسِ لاَ یُؤْمِنُونَ

الف، لام، میم، را. این آیات کتاب است، و آنچه از پروردگارت به سوى تو نازل شده حق است، ولى بیشتر مردم ایمان نمى‏آورند

حجر:۱

الَرَ تِلْکَ آیَاتُ الْکِتَابِ وَقُرْآنٍ مُّبِینٍ

الف، لام، را. این آیات کتاب و قرآن مبین است

یونس:۱ . لقمان:۲

تِلْکَ آیَاتُ الْکِتَابِ الْحَکِیمِ

این آیات کتاب حکیم است

یس:۲

وَالْقُرْآنِ الْحَکِیمِ

و قرآن حکیم

هود:۱

الَر کِتَابٌ أُحْکِمَتْ آیَاتُهُ ثُمَّ فُصِّلَتْ مِن لَّدُنْ حَکِیمٍ خَبِیرٍ

الف، لام، را. کتابى است که آیات آن استحکام یافته، سپس از جانب حکیمى آگاه تفصیل داده شده است

لازم به یادآوری است که در برخی آیات از عبارت «تلک حدودالله» استفاده شده است.

بنابراین قرآن و آیات آن، «حکیم» می باشند. از طرف دیگر می دانیم که موضوع بسیاری از آیات قرآن،  ابلاغ یک «امر» است به مخاطب. با در نظر گرفتن نمونه آیات بخش بعد که این گونه آیات قرآن را «امرالله» توصیف کرده است، می توان نتیجه گیری کرد که  کتاب المبین و قرآن شامل هر «امر حکیم» می باشد- همان آیه دخان:۴ که بیان می کند: فِیهَا یُفْرَقُ کُلُّ أَمْرٍ حَکِیمٍ.

۳٫۲٫  امرالله و یامرکم

اگر چه می دانیم اکثر آیات قرآن حاوی امر خداوندست، اما در زیر برای نمونه عباراتی از آن دسته آیاتی آورده شده است که به طور  مشخص در آن ها تاکید شده است که این امر خداوند است و یا این که تاکید شده است خدا به شما امر می کند:

طلاق:۵

ذَلِکَ أَمْرُ اللَّهِ أَنزَلَهُ إِلَیْکُمْ…

این است امر خدا که که بر شما نازل کرده است…

طلاق:۱۲

یَتَنَزَّلُ الْأَمْرُ بَیْنَهُنَّ لِتَعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ

فرمان [خدا] در میان آنها فرود مى‏آید، تا بدانید که خدا بر هر چیزى تواناست

سجده:۲۴ و انبیا:۷۳

وَجَعَلْنَا مِنْهُمْ أَئِمَّهً یَهْدُونَ بِأَمْرِنَا

از آنها پیشوایانى قرار دادیم که به امر ما هدایت مى‏کردند

جاثیه:۱۷

وَآتَیْنَاهُم بَیِّنَاتٍ مِّنَ الْأَمْرِ

و دلایل روشنى در امر به آنان عطا کردیم

نساء:۵۸

إِنَّ اللّهَ یَأْمُرُکُمْ أَن تُؤدُّواْ الأَمَانَاتِ إِلَى أَهْلِهَا

همانا خدا به شما امر می کند که سپرده‏ها را به صاحبانش پس دهید

اعراف:۲۹

قُلْ أَمَرَ رَبِّی بِالْقِسْطِ…

بگو خدای من به قسط امر کرده است…

یوسف:۴۰

إِنِ الْحُکْمُ إِلاَّ لِلّهِ أَمَرَ أَلاَّ تَعْبُدُواْ إِلاَّ إِیَّاهُ…

حکم فقط از آن خداست [و] امر کرده است غیر او را نپرستید

۳٫۳٫  یفرق

«فرق» را جدا کردن معنی کرده اند. اما این جدا کردن به مفهوم سوا کردن نیست. بلکه «فرق» به مفهوم مشخص بودن تمایز  بین چیزهاست.  فرقان به معنی فرق گذاشتن است. همچنین می دانیم که در قرآن، اصطلاح  «فُرقان» در توصیف کتاب های آسمانی منجمله خود قرآن به کار رفته است: تَبَارَکَ الَّذِی نَزَّلَ الْفُرْقَانَ عَلَى عَبْدِهِ لِیَکُونَ لِلْعَالَمِینَ نَذِیرًا؛

بزرگ است آن کس که این فرقان را بر بنده خود نازل کرد تاجهانیان را بیم دهنده ای باشد (فرقان:۱) . بنابراین جای شگفتی نیست اگر در دخان:۴، فعل «یُفْرَقُ» برای مفهوم متمایز ((distinctive و یا مشخص  بودن هر امری در قرآن به کار گرفته شده باشد: فِیهَا یُفْرَقُ کُلُّ أَمْرٍ حَکِیمٍ.

۴٫      نزول کتاب در دو مرحله

در این رابطه به دو آیه زیر توجه می کنیم:

اسرا:۱۰۵ و ۱۰۶

وَبِالْحَقِّ أَنزَلْنَاهُ وَبِالْحَقِّ نَزَلَ وَمَا أَرْسَلْنَاکَ إِلاَّ مُبَشِّرًا وَنَذِیرًا

آن را به حق نازل کردیم و به حق (به پیامبر) فرستادیم،  و نفرستادیم مگر برای بشارت و هشدار

وَقُرْآناً فَرَقْنَاهُ لِتَقْرَأَهُ عَلَى النَّاسِ عَلَى مُکْثٍ وَنَزَّلْنَاهُ تَنزِیلاً

و قرآن را به تفاریق نازل کردیم تا تو آن را با تانی بر مردم بخوانی و نازلش کردیم- نازل کردنی

در آیه اسرا:۱۰۵ دو مرحله نزول کتاب را می توان به خوبی مشاهده کرد:

مرحله یکم–  امرِ نزول کتاب (انزلناه)، و

مرحله دوم–  وحی و رسانیدن آن به پیامبر (نزل).

سپس در آیه اسرا:،۱۰۶، مرحله دوم مبنی بر وحی یا خواندن بخش بخش قرآن به پیامبر توضیح داده شده است. به عبارت دیگر شاید بتوان گفت «انزلناه» به «کتاب المبین» اشاره دارد، اما اشاره «فرقناه» به قرآن است. درست است که مطالب قرآن همان مطالب کتاب المبین است، اما قرآن نسخه عربی متناسب با محیط و فرهنگ مردم مخاطب قرآن می باشد. این نسخه عربی توسط روح الامین که مامور وحی پیامبر است به پیامبر وحی می شود (شعرا:۱۹۲ تا ۱۹۵). یعنی اگر فرض کنیم قوم دیگری باشند که به هدایت نیاز داشته باشند،  ممکن است خداوند فرشته دیگری را  مامور کند تا «کتاب المبین» را به زبان همان قوم به پیامبر برگزیده آن قوم برساند. در این حالت مطالب کتاب متناسب با شرایط و فرهنگ آن قوم به پیامبرشان وحی می شود.

۵٫      سخن پایانی

در قرآن آیاتی وجود دارد که دلالت بر «القای» روح و کتاب دارد؛ برای مثال: وَإِنَّکَ لَتُلَقَّى الْقُرْآنَ مِن لَّدُنْ حَکِیمٍ عَلِیمٍ (نمل:۶) و  یُلْقِی الرُّوحَ مِنْ أَمْرِهِ عَلَى مَن یَشَاء مِنْ عِبَادِهِ (غافر:۱۵). با توجه به این که خدا همه جا چه در آسمان و چه در زمین حضور دارد (وَهُوَ الَّذِی فِی السَّمَاء إِلَهٌ وَفِی الْأَرْضِ إِلَهٌ وَهُوَ الْحَکِیمُ الْعَلِیمُ)، می توان گفت که هیچکدام از دو مرحله «نزول» کتاب که در بخش ۴ بیان گردید، شامل بعد فیزیکی برای طی فاصله نمی شود. از طرف دیگر تا اینجا فرض می کردیم که شروع کننده تماس، خدا و از بالاست! اما اگر کسی بتواند به مرحله ای از کمال برسد که شایستگی وصل شدن را کسب کند، القا و وحی میسر می گردد. یعنی در این حالت خود فرد انسانی شروع کننده تماس است. بالا و پایینی وجود ندارد. فرد می تواند در حد توانش از امری (کتابی) که در مرحله یک نازل شده است بگیرد. حتی ممکن است خود فرد تشخیص ندهد؛ اما در مراحلی از جستجوگری و طلب، اموری بر او ناگهانی آشکار می گردد که سالیان دراز بر او پوشیده بوده است. با این حساب شاید بتوان از شب قدر و یا شب قدرهای هر فرد در طول زندگانی او سخن گفت.

اینجا دیگر «الروح» یا فرشته مشخصی واسطه نیست. «روح» خداست. توجه کنیم که این القای «روح» با «نفخ» یا دمیدن روح در خلقت، آن طور که در [۳] و [۴] بحث شد، اشتباه گرفته نشود. اینجا القای روح است. خلاصه این که ممکن است در این مورد واسطه ای به اسم ملائکه و روح تمثیل باشد و روح همان روح خدا باشد!

در پایان لازم به یادآوری است که هدف از اشاره به بحث القای روح در این بخش، ورود به بحث چگونگی و مکانیزیم وحی نبود. به اشاره کوتاهی در رابطه با موضوع این نوشتار بسنده شد.

 پانوشت

[۱] تأملی در معنا و مفهوم «لیله القدر» ، حسن یوسفی اشکوری، مرداد ۱۳۹۱، سایت ملی-مذهبی

[۲]  چگونگی نزول دفعی و تدریجی قرآن کریم، عبدالله جوادی آملی، مرداد ۱۳۹۱، سایت تابناک

[۳]  قرآن و آفرینش تدریجی- انشاء در خلقت (۱) ، آرش سلیم، اردیبهشت ۱۳۹۱، سایت رادیو زمانه

[۴]  قرآن و آفرینش تدریجی- انشاء در خلقت (۲) ، آرش سلیم، اردیبهشت ۱۳۹۱، سایت رادیو زمانه

سایت ملی – مذهبی محلی برای بیان دیدگاه‌های گوناگون است.


حوزه :
برچسب ها :
  1. عباس

    سلام
    با توفیق پروردگار متعال

    ال درالْکِتَابِ الْمُبِینِ دلالت بر معرفه میکند که بنظر می رسد قران می تواند باشد .

    ها درفیها مونث است و به لَیْلَهٍ برمی گرددکه مونث نه به الْکِتَابِ که مذکر است . ه در انزلناه به الْکِتَابِ الْمُبِینِ برمی گردد.

    اما باب افعال معانی گوناگونی می دهد از چمله وارد مرخله شدن است که بمعنای وارد مرحله نزول یا شروع نزول شدن است .پس می توان گفت انرل شروع وتنزیل پی درپی نازل شدن است

مخاطبان محترم، سایت ملی-مذهبی از دریافت نظرات سازنده شما برای بهبود کیفیت مطالب استقبال می کند. انتقادهای شما و راهکارهایتان می تواند تحریریه سایت را در افزایش کیفیت مطالب کمک کند.

این سایت از نظر هویتی ملی-مذهبی ، اما از نظر حقوقی مستقل است.