پنج شنبه ۱۰ام مهر ۱۳۹۳ , ساعت: ۰۲:۰۷کد مطلب : 67475 نسخه قابل چاپ
نامه امیرانتظام به صدر حاج سیدجوادی در بازداشتگاه

مرا به عنوان قربانى «معبد سفارت امریکا» انتخاب کرده اند

یکشنبه ۳۰ دىماه ۵۸ (سى ودومین روز بازداشت)
امروز حالم بد بود. بدتر از همیشه و دلیل آن هم این است که مى بینم این از خدا بى خبران دارند مرا براى قربانى شدن آماده مى کنند و بیشتر از همیشه نگران این هستم که بدون هیچ گونه دفاع از خودم، مرا نابود کنند و ملت بی اطلاع ایران این را براى همیشه بپذیرد که یک خیانتکار را از بین برده اند و این ننگ ناحق را بر دامان تاریخ انقلاب بنشانند.
دوشنبه ۱ بهمن ۱۳۵۸ (سى وسومین روز بازداشت)

قرار است که آقاى صدر حاج سیدجوادى پس از بازگشت از شهسوار به دیدن من بیاید. کى؟ خدا مى داند.
به همین دلیل نامه زیر را براى او نوشتم:
۵۸/۱۱/۱
جناب آقاى صدر حاج سیدجوادى، برادر عزیز
مدت ۳۳ روز است که به طور غیرقانونى در بازداشتگاه دانشجویان پیرو خط امام دربازداشت به سر مى برم و در این مدت نامه هاى زیر را نوشته ام:
۱٫ دو نامه به امام خمینى
۲٫ یک نامه به دکتر یداللَّه سحابى
۳٫ دو نامه به آقاى حاج احمدآقا خمینى
۴٫ یک نامه به آقاى هاشمى رفسنجانى
۵٫ یک نامه به آقاى موسوى اردبیلى
۶٫ سه نامه به آقاى مهندس بازرگان
۷٫ دو نامه به دادستانى که در نامه اول ضمن اعتراض به توقیف غیرقانونى اعلام اعتصاب غذا کردم و تا یک هفته نیز اعتصابم را ادامه دادم تا اینکه بنا به توصیه آقاى مهندس بازرگان آن را شکستم و یک نامه هم دومرتبه به دادستانى نوشتم و به تمام اتهامات وارده بر خودم جواب دادم.
مطلبى که دیوانه ام مى کند این است که اینها در روزنامه ها و رادیو دائماً دم ازآزادى مى زنند و حتى نامه هاى اعتراضیه افراد کمونیست و یا ضدانقلاب را که توقیف کرده اند چاپ مى کنند و با وجود تقاضاى مکرر اینجانب هیچکدام از نامه ها وفریادهاى مظلومانه مرا در هیچ روزنامه اى منعکس نکرده اند. آیا این است معنى آزادى و اجراى عدالت اسلامى. نه به من حق حرف زدن مى دهند و نه حق جواب دادن.
احساس من این است که این گروه برخلاف اسلام و برخلاف انسانیت و برخلاف تمام قوانینى که تا به حال در هر گوشه از دنیا وضع شده، مرا به عنوان قربانى «معبد سفارت امریکا» انتخاب کرده اند و بدون حتى اجازه کوچکترین دفاع، مرا دارند به قربانگاه مى برند.
آخر چرا به امام و به جانشین پیامبر اسلام نمى گویید که این رفتار انسانى نیست،اسلامى نیست. نشانه هایى براى این احساس من بسیار است و به عنوان مثال، با وجودى که درباره مسئله مجلس خبرگان نوشته ام و آقایان هم تحقیق کرده اند و فهمیده اند که من درست نوشته ام، باز مرا به عنوان اجراکننده نقشه امریکا معرفى  مى کنند. آیا این تعمد را جز ندیده گرفتن حقیقت، جز اجراى اعمال ضدانسانى، به چه چیز دیگر مىشود تعبیر کرد؟
برادر، مگر ۱۷ نفر از اعضاء هیئت دولت آن را امضا نکرده اند. مگر هیئت دولت تصویب نکرد که به اطلاع امام برساند. بنابراین چرا من؟ آن هم براى یک پیشنهادى که ۱۷ نفر وزیر کابینه آن را امضا کرده اند که از امام درباره اجرا یا عدم اجرا آن سؤال کنند.
خدایا به چه کسى بایستى متوسل شوم که لااقل به حرفم گوش دهد؟چرا سعى نمی شود که من امام یا احمدآقا را ببینم؟ چرا به آیت اللَّه مرعشى وگلپایگانى و سایرین متوسل نمى شوید؟ آیا در انتظار این نشسته اید که یک روز خبرمرگ، آن هم مرگ توأم با شک مرا به اطلاع شما برسانند؟
من مى دانم که تلاش مى کنید ولى کافى نیست. براى رسانیدن صداى حق ومظلومیت من نباید حدى قائل شوید. من احساس تنهایى و بى کسى عجیبى مى کنم و نمى توانم بفهمم که چطور ممکن است رهبران کشور که رهبران مذهبى هم هستند گوش به نداى یک مظلوم که در دوران حکومت آنها به ناحق دارد قربانى می شود،ندهند. چطور ممکن است کسى ادعاى رهبرى اسلام را داشته باشد و از شنیدن حرف حق و صداى یک مظلوم سرباز زند. اینها با همه آنچه که من در باره مذهب و رهبران آن شنیده ام تطبیق نمى نماید. و مرا دچار سرگیجه عجیبى کرده است. من از مرگ نمى ترسم ولى از اینکه قبل از اینکه به من حق دفاع بدهند و من بتوانم براى مردم ایران حرف بزنم مرا نابود کنند و این ننگ را به ناحق بر دامان فرزندان من بنشانند؛ دیوانه مى شوم.
شما را به خدا بیشتر و قاطعانه تر تلاش کنید. به پیوست کپى نامهاى که در تاریخ ۵۸/۱۰/۲۶ به دادستانى کل انقلاب نوشتم براى اطلاع و اقدام شما تقدیم مىکنم.
لطفاً چنانچه صلاح مى دانید این نامه ها را در اختیار روزنامه ها به خصوص روزنامه انقلاب اسلامى قرار دهید یا در اختیار هر مقام روحانى که مى توانید و مى دانید جسارت دفاع از حق را دارد قرار دهید.
لطفاً در صورت وجود محاکمه از حالا از آیت اللَّه مکارم شیرازى، آیت اللَّه لاهوتى،حجت اسلام تهرانى، حجتالاسلام کرمانى که در کرمان هستند و نمایندگان آیت اللَّه مرعشى و گلپایگانى دعوت فرمایید که حتماً در جلسات دادگاه از روز اول شرکت نمایند چون ممکن است اجازه ندهند مطالب در خارج منعکس شود.
برادر شما
عباس امیرانتظام

منبع: آن سوی اتهام(خاطرات عباس امیرانتظام)


حوزه :

مخاطبان محترم، سایت ملی-مذهبی از دریافت نظرات سازنده شما برای بهبود کیفیت مطالب استقبال می کند. انتقادهای شما و راهکارهایتان می تواند تحریریه سایت را در افزایش کیفیت مطالب کمک کند.

این سایت از نظر هویتی ملی-مذهبی ، اما از نظر حقوقی مستقل است.