شنبه ۱۶ام آذر ۱۳۹۲ , ساعت: ۰۵:۰۹کد مطلب : 56153 نسخه قابل چاپ
پیام چهار فعال سابق دانشجویی به مناسبت روز دانشجو

هیچ جریانى مانند دانشجویان منافع ملى را بر منافع شخصى یا گروهى ترجیح نداده است

چهار فعال سابق دانشجویی در زندان اوین با پیامی از داخل زندان با تبریک روز دانشجو و ابراز امیدواری از اینکه فصلى تازه از اوج و بالندگى جنبش دانشجویى ایران را شاهد باشیم، نوشته اند: امروز و در فصل جدیدى از حیات سیاست در ایران که از پس اراده تغییر خواه و اصلاح طلب جنبش اجتماعى در ٢۴ خرداد شکل گرفته، جنبش دانشجویى بار دیگر عهده دار مسئولیتى خطیر است: تعهد به حاکمیت ملى از طریق انتخابات آزاد، تقویت نیروهاى دموکراتیک در ساخت سیاسى و نیز پاسدارى از کیان دانشگاه با توسل به مطالبه آزادى آکادمیک-حق تشکل و همراهى با فعالان جامعه مدنى در عرصه هاى گوناگون.

به گزارش کلمه، حسن اسدى زیدآبادى، عماد بهاور، عبدالله مومنى و بهاره هدایت چهار فعال سابق داشجویی محبوس در بند عمومی زندان اوین در پیام خود آورده اند: دانشجو زبان صریح نقد قدرت تمامیت خواه است که در کام نمى ماند حتى به زور زندان، دانشجو کوشنده آزادى آکادمى است حتى اگر اخراج و ستاره دار شود و خط قرمز دانشجو تعهد به دموکراسى و حقوق بشر براى همه و مقابله با استبداد راى و جزم اندیشى در همه عرصه هاست.

متن این پیام به شرح زیر است:

نهاد دانشگاه در تاریخ معاصر آزادى خواهى ایرانیان نه فقط فراز بلند بالایى از حق طلبى و باورمندى به آرمان هاى اصیل یک ملت است بلکه براى بسیارى از کوشندگان مسیر تحقق حاکمیت ملى یادآور دورانى شکوهمند و خاطره انگیز از حیات شخصى شان است. طى یکصدسال گذشته هیچ تحرک ملى و پیشتازى در جهت احیاى حقوق ایرانیان دیده نشده مگر آنکه مراکز نوین آموزش عالى مبداء و محرک آن جنبش، رهبران و یا هوادارانش بوده است؛ مشروطه، نهضت ملى، انقلاب، اصلاحات و جنبش سبز همگى دستکم در این مؤلفه مشترکند.

به گواه خاطره جمعى ایرانیان، در تمامى این ادوار هیچ نیروى اجتماعى و سیاسى همچون دانشجویان صادقانه و بى آلایش مطالبات ملى را پى نگرفته اند و هیچ جریانى چون دانشجویان مومنانه منافع ملى را بر هر منفعت و سود شخصى یا گروهى ترجیح نداده است.

دانشجو پاکباخته منافع ملى در حساس ترین لحظات حیات ملت ماست؛ قطرات خونى که در ١۶ آذر، ١٨ تیر و ٢۵ خرداد بر صحن دانشگاه ریخت چه آرمانى را سرافراز و بالنده کرد؟ روزها و سالهایى که دردمندانه در کنج سلول هاى جور و خودکامگى به سر شد راهگشاى کدامین مسیر و راهنماى چه جریانى بوده است؟

مگر نه آنکه این هزینه ها – و بسیار بیشتر از این ها- حاصل به دوش کشیدن بار رنج و محنت ملتى است که دهه ها در جستجوى حاکمیت اراده، توسعه و کرامت خویش بوده است؟

دانشجو زبان صریح نقد قدرت تمامیت خواه است که در کام نمى ماند حتى به زور زندان، دانشجو کوشنده آزادى آکادمى است حتى اگر اخراج و ستاره دار شود و خط قرمز دانشجو تعهد به دموکراسى و حقوق بشر براى همه و مقابله با استبداد راى و جزم اندیشى در همه عرصه هاست.

از دیگر سو نحوه تعامل با دانشگاه و دانشجو معیار و محک سنجش دولتهاست. دولت اقتدارگرا با ابزار سرکوب و تهدید به مقابله با دانشگاه مى رود و دولت ملى و توسعه گرا با دیده احترام به دانشگاه همچون خانه خویش مى نگرد چرا که اهالى این خانه پیشگامان پیشرفت، ترقى و رفاه ساکنان این مملکتند.

اما امروز و در فصل جدیدى از حیات سیاست در ایران که از پس اراده تغییر خواه و اصلاح طلب جنبش اجتماعى در ٢۴ خرداد شکل گرفته، جنبش دانشجویى بار دیگر عهده دار مسئولیتى خطیر است: تعهد به حاکمیت ملى از طریق انتخابات آزاد، تقویت نیروهاى دموکراتیک در ساخت سیاسى و نیز پاسدارى از کیان دانشگاه با توسل به مطالبه آزادى آکادمیک-حق تشکل و همراهى با فعالان جامعه مدنى در عرصه هاى گوناگون.

دولتى که حاصل مقاومت چهارساله جنبش سبز است نیز اولا متعهد به ترمیم حداکثرى آسیب هاى وارده به نهاد دانشگاه طى سالهاى گذشته است و در وهله بعد، مى بایست به منظور پیشبرد برنامه ها و کامیابى در اهدافش مصمم به توسعه و تقویت دانشگاهى زنده و آزاد باشد.

ما که خود برآمده از جنبش سرافراز دانشجویى طى سالیان گذشته بوده و مفتخر به همراهى چندساله با این رودخانه همواره جارى آزادگى و وطن پرستى بوده ایم و اینک سالهایى را در حبس گذرانده ایم، ١۶ آذر -روز دانشجو- را به هزاران دانشجوى همراه جنبش دانشجویى در صدها دانشگاه پراکنده در گوشه گوشه خاک پاک میهن، شادباش مى گوییم و امید داریم که فصلى تازه از اوج و بالندگى جنبش دانشجویى ایران را شاهد باشیم.

شانزدهم آذرماه ١٣٩٢- زندان اوین

حسن اسدى زیدآبادى

عماد بهاور

عبدالله مومنى

بهاره هدایت


حوزه :
برچسب ها :
  1. محمد احمدی

    زندانی سیاسی ، محصور حصر رهبر آزاد باید گردد .

  2. va ma az au dars nmigirim

    کشور ما به احزاب نیاز دارد
    دانشجو مثل دیگر اقشار حق دارد در سیاست دخالت کند و نظر دهد ولی رهبر سیاسی نیست . حزب سیاسی هم نیست .
    دانشجو باید اول در کارگاه سیاسی ( یک حزب با رهبری با تجربه و تخصص در سیاست ) تمرین کند
    در هیچ کشور دموکراتیکی دولت و مردم دنباله روی نظرات دانشجویان نیستند
    آیا شما برای انجام جراحی به متخصص بیهوشی و تکنسین و نرس بیمارستان خودتان را میسپارید به این دلیل سا ده که آنها بیش از شما به امور بیمارستان و شغل خود واردند یا به یک جراح متخصص ؟
    دانشجوی شیمی و فیزیک اگر میخواهد رهبری سیاسی در جامعه داشته باشد باید برود اول سیاست را از سیاستمداران متخصص و کارکشته یاد بگیرد
    وگرنه همینطور احساسی به دانشجو برای مقاصد سیاسی و بهره بردای سیاسی از آنها اعتبار دروغین دادن حا صل اش همین میشود
    که در کشور ما دانشجویا ن با صداقت تمام و با از خود گذشتگی و تا وان دادن نا خود آگاه به طرف مخالف خود خدمت کرده اند
    از دیوار سفارت امریکا بالا رفتند چی شد
    شاه مدرن را برداشتند چی شد
    دو تا سازمان تروریستی چریکی درست کردند و به تندروی در دو رژیم دامن زدند و هنوز ادامه دارد و ۴ تا ژاندارم یا بقا ل سر محل را کشتند که مثلا دموکراسی و عدالت اجتماعی بیاورند چی شد
    با با زرگان و امیر انتظام و بنیصدر مخالفت کردند چی شد
    با خاتمی مخالفت کردند چی شد و ان ١٨ تیر کذایی بازیچه دست خویینی ها و روزنامه سلام عبدی
    جنبش سبز را منحصر به موسوی و عصر طلایی کردند چی شد
    الان هم شعار مرگ بر امریکا ! سر میدهند در حضور روحانی که چه بشود ؟ احمدی نژاد و علی لاریجانی برگردند همان سیاست های تهاجمی و دردسر ساز ادامه یابد ؟
    خو دشان بروند زندان و فقیر شوند و ستاره دا ر و مملکت ما را هم فقیرتر کنند و کشورهای روسیه و اعراب سو استفاده چی ببرند و بخو رند ؟
    این است آنچه دانشجو دنبال ان است ؟
    آیا در هیچ کشور دموکراتیکی د رجهان امروز دانشجویان جای سیاستمدران و احزاب و دولتمردان را میگیرند ؟
    آیا آمریکایی ها و اروپایی ها در همین قضیه قرارد داد مهم هسته ا ی کار را به دانشجویان فلان دانشگاه و بهما ن وب سایت سپردند یا کارشناسان و مسولین کارکشته زیربط و متخصصین امنیتی ، نظامی ، سیاست خارجی ؟
    آیا شعار مرگ بر ایران یا مرگ بر روسیه و مرگ بر امریکا و مرگ بر فرانسه از دانشگاه ها و دانشجویان این کشورها بیرون آمد ؟
    در وسایل ارتباط جمعی هم متخصصین از احزاب مخالف و موافق آمدند نشستند بحث کردند نه دانشجویان یا کارگران یا انجمن تالاسمی ها ویا فمینیست ها و غیره و ذلک .
    درست است که هر کسی حق دارد در هر موردی نظر بدهد اما کار اجرایی به دست متخصص انجام میشود
    سیاست کاری تخصصی است
    کشور ما نیاز به احزاب دارد
    به جای راه انداختن احساسی این کارزارهای مسخره دنبال حزب سازی و نظم سیاسی دادن به فعالیت های سیاسی باشد
    استاندارد های جهانی را ندیده میگیرید کارتان به احمدی نژاد میکشد و کاسترو و چاوز
    سیاست را از دانشگاه و مسجد و نماز جماعت و کوچه و خیابان باید جمع کرد و در چا رچو ب استاندارد ان یعنی در احزاب سیاسی شناسنامه دا ر و با آیین نامه و اساسنامه و ضوابط حزبی قرا داد
    حتا وسایل ارتباط جمعی در غرب از هر دو حزب یا سه حزب موجود کارشناس می آورند ، هر سیاستمداری در هر موضوعی وارد نمی شود
    گاهی یک متخصص مستقل هم از دانشگاه یا انستیتوهای غیر دولتی و غیر حزبی می گذارند ولی طرف متخصص در ان موضوع است
    این اعتبار د روغین و مطلق گرایانه دادن به دانشجو را احزاب مارکسیستی لنینیستی در کشورهای جهان سوم به منظور بهره برداری از دانشگاه و دانشجو در راه مقاصد سیاسی خود باب کرده اند . دست آخر هم به دانشجو چیزی نمیرسد .امثال شوروی و دیکتاتوری های اقمار ان کنترل نهایی میکنند با یک کودتای نظامی یا فرقه ای .
    این قدر باد در آستین دانشجو نکنید
    دموکراسی مال همه است . گاهی بقا ل سر کوچه دسیسه سیاسی را از دانشجوی فریفته فیدل کاسترو و ایت الله خمینی و هوشی مین و پول پت و پوتین بهتر می فهمد
    بازی با کارت دانشجو و کارگر و فلان قوم سیاسی و مذهبی را بگذارید کنار
    به فکر ساختن و قوام دادن به فعالیت های حزبی و استاندارد باشید
    طرف مقاله نوشته که دانشجویان امروز منفعت طلب هستند ما حساب کش بودیم!
    خدا کند اینجور باشد چون ما حساب کشان ریدیم به خودمان و به دیگران
    شاید این منفعت طلبان به نفع خودشان اقلا کار کنند و نفعی هم به بقیه برسد
    دانشجویی که هنوز به دنباله روی از کیهان و علی لاریجانی و تندروهای دیگر شعار مرگ بر امریکا میدهد باید اول برود سیاست بیاموزد
    این ماندلا که امروز شما ها از او هم استفاده ابزاری میکنید هم زمان بوش پدر رفت امریکا و هم زمان کلینتون و هم با میانه روهای رژیم پروتاریا ساخت و پا خت کرد ” به قول شما ” تا سیاست کشور را به نفع سیاها ن و سفید ها تغییر داد با خارج شدن از مسیر خشونت و حتا با مخالفت امثال شماها در حزب او . او علیه برخی سیاست های امریکا و اسرائیل هم اظها ر نظر میکرد ، اما نه مثل احمدی نژاد یا دانشجویان ! یا شما مارکسیست های روسی .
    آقا استاندارد شوبد
    حزب استاندارد به وجود بیاورید
    موافقت و مخالفت استاندارد بکنید
    جهان عوض شده کی میخواهید عوض شوید
    شما که دائم به ایت الله خمینی و خامنه ای و خاتمی و موسوی و کروبی و روحانی ایراد میگیرید که چرا تغییر نکردند ؟ چرا رفتار خودتان را نمی بینید
    مگر گاندی نگفت
    خود مرکز تغییری شو که میخواهی جهان را به ان سو تغییر دهی ؟ ” نقل به مضمون ”
    هی از گاندی و ماندلا حرف زدن و مثل کاسترو و احمدی نژاد و چاوز عمل کردن نه برای سلامتی شما خوب است نه برای فشار خون بنده و نه برای ایران دموکراسی و توسعه می آورد
    صدای پا ی خرد ورزی می اید
    در شرق و غرب خبری نیست

  3. فرهاد

    قرار دادن اسامی این چهار نفر در کنار سه شهید اهورایی کار بسیار اشتباهی است . آنان مجاهد بودند و اینان متهم

Leave a Reply to va ma az au dars nmigirim

مطالب مرتبط

پربازدیدترین مطالب

این سایت از نظر هویتی ملی-مذهبی ، اما از نظر حقوقی مستقل است.