سه شنبه ۱۲ام دی ۱۳۹۱ , ساعت: ۰۹:۱۰کد مطلب : 33102 نسخه قابل چاپ
مذاکره با آمریکا پس از انتخابات آزاد ریاست جمهوری،تعلیق غنی سازی اورانیوم، آزادی زندانیان و آزادی فعالیت های سیاسی - مدنی

نامه ۶ فعال ملی-مذهبی به رهبر جمهوری اسلامی

شش فعال ملی – مذهبی طی نامه ای به رهبر جمهوری اسلامی نقطه نظرات استراتژیک – سیاسی خود در باره مذاکره با آمریکا ، انتخابات ریاست جمهوری و مصالح ملی را در میان گذاشتند.

به گزارش سایت ملی – مذهبی  محمد بسته نگار، حبیب الله پیمان، حسین شاه حسینی، احمد صدر حاج سید جوادی، اعظم طالقانی و نظام الدین قهاری در بخشی از این نامه گفته اند: با توجه به خطیر بودن شرایط کشور و تهدید منافع و مصالح ملی؛ احساس مسئولیت ملی و مذهبی ما را بر آن داشت تا مطالبی را مستقیم و شفاف با جنابعالی در میان گذاریم.

شش فعال ملی – مذهبی در این نامه که خود یک نوشته تحلیلی- استراتژیک ازاوضاع کنونی کشور است به شنیده ها و خبرهای مربوط به مذاکره نمایندگان رهبر ج.ا با آمریکا اشاره کرده و سپس به مقایسه وضعیت و شرایط روانی و نیز شرایط اقتصادی – سیاسی دو طرف مذاکره پرداخته اند. در ادامه نامه وضعیت سیاست خارجی دو طرف مذاکره به طورمقایسه ای مورد تحلیل قرار گرفته است.

در قسمت دیگری از این نامه تحلیلی وضعیت حقوق بشر در ایران به خصوص پرونده قطور دهه ۶۰ مورد توجه  نویسندگان نامه قرار گرفته است.

جمعبندی نویسندگان نامه این است که مذاکرات بین دو طرف در  وضعیتی نابرابر صورت خواهد گرفت بنابراین متذکر این نکته شده اند که:

تصمیم عاقلانه این است که در چنین شرایطی ایران، زمان مذاکره را عقب اندازد و قبل از شروع مذاکره تمهیداتی را فراهم کند و سپس با قدرت ملی به میز مذاکره بازگردد.

نویسندگان این نامه استراتژیک گفته اند ایران باید تا انتخابات ریاست جمهوری مذاکره ای انجام ندهد و پس از یک انتخابات آزاد و بدون نظارت استصوابی و انتخاب رئیس جمهوری که واقعاً نماینده مردم باشد، مذاکره شروع شود. به موازات این پیشنهاد اضافه شده که ایران از هم اکنون تا انتخابات؛ غنی سازی اورانیوم را تعلیق کند. همچنین کلیه ی زندانیان سیاسی، فرهنگی، رسانه ای، حقوقی، کارگری و حصرشوندگان قبل و بعد از خرداد ۸۸ ، آزاد شوند و فعّالیت احزاب، نهادهای فرهنگی، مدنی و … آزاد شود و فضای امنیتی – نظامی کنونی به فضای دمکراتیک و همدلی ملی تبدیل گردد.

متن کامل این نامه به گزارش سایت ملی – مذهبی به این شرح است:

به نام خدا

 مذاکره با امریکا، انتخابات ریاست جمهوری و مصالح ملی

 مقام محترم رهبری، حضرت آیت الله خامنه ای،

با سلام و احترام،

 با توجه به خطیر بودن شرایط کشور و تهدید منافع و مصالح ملی؛ احساس مسئولیت ملی و مذهبی ما را بر آن داشت تا مطالبی را مستقیم و شفاف با جنابعالی در میان گذاریم.

در این نوشتار؛ اولا قصد سیاه نمایی نداریم و به مسائلی اشاره می کنیم که خیلی از مسئولان و کارشناسان منصف و بی طرف به آنها اشاره داشته اند و ثانیا با این هدف که یک گفتگوی انتقادی متقابل بین حاکمیت و روشنفکران و اپوزیسیون مسالمت جوی ایرانی برای اصلاح امور پیش آید و در نهایت به یک وفاق ملی منجر گردد. ثالثا ادامه شرایط کنونی را بسیار خطرناک پیش بینی می کنیم و به شدت نگران هستیم.

مقدمه:

چند هفته ای است که شایعاتی مطرح شده که نمایندگان رهبری با نمایندگان اوباما در حال مذاکره هستند و سعی دارند اختلافات فی مابین ایران و امریکا را از طریق مذاکره و روش های دیپلماتیک حل و فصل کنند. هرچند که هر دو طرف آنرا تکذیب کرده اند. معهذا، نفس این خبر امیدوارکننده و مثبت است، مخصوصاً که سالهاست؛ مقامات اروپائی، روسیه و چین توصیه ی مذاکره ی مستقیم این دو کشور را میکنند و حل مسائل ایران با آژانس بین المللی انرژی اتمی و شورای امنیت سازمان ملل متحد را از کانال حل و فصل مشکلات فی مابین  با آمریکا، پیشنهاد میکنند. توصیه ای که کاملاً درست و واقعی است. شرایط کنونی جهان و خیرخواهان هم این روش را معقول می دانند.اظهارنظربعضی از وابستگان به حاکمیت هم نشان می دهد که دیگر مذاکره با امریکا تابو نیست و شایدکم کم قصد آماده شدن افکار عمومی برای فراهم کردن شرایط این مذاکره را دارند. ولی سؤال اصلی این است که ایران پس از سی و اندی سال که تصمیم به مذاکره با امریکا گرفته است؛ آیا زمان برای این امر مناسب است؟

همه می دانیم که مذاکرات دیپلماتیک، آن هم از نوع پیچیده و بحث انگیز مذاکره ایران و آمریکا، مانند بازی شطرنج است. شرایط روحی و جسمی بازیکنان در نتیجه بازی نقش تعیین کننده دارد. آیا این شرایط برای طرف ایرانی و طرف آمریکایی مناسب است؟ یا یکسان است؟

شرایط روانی مذاکره کنندگان

اوباما، پیروز انتخابات امریکاست و نماینده مردم کشور خود می باشد. او از یک دریای طوفان زده ی مبارزه رقابتی ـ دمکراتیک چندین ماهه با رقیب جمهوری خواه خود، پیروز و موفق به ساحل رسیده است و تلاطم و تشنج دوران مبارزات انتخاباتی را پشت سر گذاشته و با روحیه ای قوی و با اعتماد به نفسی محکم خود را برای مذاکره با ایران آماده کرده است ومعمولا در دوره دوم ریاست جمهوری خود،مانندهر رئیس جمهوردیگری، ابتکار عمل بیشتری را در اختیار دارد.

از طرف دیگر، در ایران، هنوز آثار مناقشات و تلاطم و تشنج انتخابات بحث انگیز سال ۱۳۸۸ را به وضوح می بینیم. دو نفر از کاندیداهای انتخاباتی در حصر و بازداشت غیرقانونی ـ بدون محاکمه قضایی ـ بسر می برند و هر دو هم اکنون مریض و خبرساز و تضییع حقوق آنها مورد اعتراض افکار عمومی جهان و ایران می باشد. ده ها نفر از فعالان دوره انتخابات در زندان هستند، فضای جامعه امنیتی ـ نظامی است و هر روز ده ها خبر ناگوار از وضع اقتصادی، سیاسی، اجتماعی، حقوق شهروندی ایران در داخل و خارج و در رسانه های گسترده ایران و جهان، پخش می شوند و همگان از آن مطلع می گردند.

شرایط اقتصادی ـ سیاسی مذاکره کنندگان

اوباما، در فضای سیاسی تعریف شده ی امریکا مشکلی ندارد. چالش های واقعی و مردم و حکومت در جامعه ی امریکا ارتباطی مستقیم به رابطه ی او با ایران ندارد و این چالش ها در شرایط امریکا به سوی سرنوشت خود پیش می روند. امریکا و نظام سرمایه داری آن بحران دارد ولی این نظام هنوز توان مقابله بااین بحران ها رادارد. در شرایط کنونی و در کوتاه مدت و میان مدت، این نظام مورد تهدید جدی و چالش لاینحلی نیست، چالش ها را می توانند کنترل کنند و القاء این مطلب که «امریکا تاچند سال دیگر دچار بحران جدی می شود»، با واقعیت همخوانی ندارد و در جامعه و طرفداران جمهوری اسلامی، بدآموزی خواهدداشت و نقش گمراه کننده. جهان سرمایه داری، هنوز، توان مقابله با بحران های خود را دارد.چیزی که در ۱۵۰ سال گذشته مکررا ، اتفاق افتاده است. هرچند این بحران ها جدّی باشند.

ولی، در ایران، اوباما توانسته است با زیرکی و شیوه ای متفاوت با سلف خود، بوش پسر، اجماعی بر علیه ایران شکل دهد و ایران را در محافل بین المللی ـ شورای امنیت، شورای حقوق بشر … گرفتار بحرانهای جدی سازد و منزوی کند. تحریم های کارسازی بر علیه ایران توسط اروپا و امریکا و علاوه بر تحریم های شورای امنیت، تصویب شده که مشکلات شکننده ای برای مردم ایران ایجاد کرده اند.

اوباما، علیرغم زبان نرم و شعار «گفتگوی دیپلماتیک با ایران» توانسته است برای روابط ایران با جامعه بین المللی مشکلات جدی ایجاد کند و ما را در موضع انفعالی قرار دهد. بطوریکه پیش بینی های حاکمان ایران که از سالها پیش می گفتند که «تحریم ها را دور می زنیم»، «دنیا به نفت ما احتیاج دارد»، «قطعنامه های شورای امنیت تأثیری ندارند»، «نفت به بشکه ای دویست دلار خواهد رسید.» و … تحقق نیافتند و امروزه مسئولان به زبانهای مختلف اقرار به تأثیرگذاری تحریم ها می کنند. آقای احمدی نژاد، در مسافرت اخیر به امریکا، در روالی غیردیپلماتیک پنج بار تقاضای مذاکره با امریکا کرده است و یا به قول افرادمطلع ،آقای جلیلی در مذاکرات هسته ای استانبول ۱۴ بار از مذاکره کنندگان ۱+۵ تقاضای لغو تحریم ها را نموده. این درست است که امریکایی ها می دانند که آقای احمدی نژاد قدرتی ندارد و مذاکره با امریکا در حیطه ی اختیارات او نیست ولی تکرار تقاضای او از امریکا در تمامی رسانه ها و در بیان تمامی کارشناسان، نقطه ی ضعف ایران تلقی گردید. او قدرت ندارد ولی جزء هیأت حاکمه است و از شرایط ومشکلات مملکت، علیرغم برخوردهای شعارگونه ی قبلی خود، مطلع است.همینطور است اصرار اقای جلیلی برلغو تحریم ها درمذاکرات با غربی ها.

دیگر مسؤولان جمهوری اسلامی هم بر تأثیرگذاری تحریم ها و کاهش صادرات نفت تاکید کرده اند. منابع بین المللی هم تأثیرگذاری تحریم ها را مرتباً رصد کرده وبرای مسولان غربی ،مشخصا امریکا اطلاعاتی فراهم می کنند تا در ارزیابی های خود از آن استفاده  کنند.

کاهش ارزش پول ملی و هجوم مردم عادی به خرید ارزهای غربی و طلا هم مؤید تأثیر روانی ناامنی اقتصادی و خطری است که مردم برای حفظ ثروت خود در جامعه ی ایران احساس می کنند.

رشد بیکاری و تورم، گسترش فساد مالی ـ اداری در دستگاه دولتی، رشد اعتیاد و فسادهای اخلاقی در جامعه، شاخص دیگری از وضع نابسامان اقتصادی و اجتماعی جامعه است. بحران سلامت ایران که در هفته های اخیر در مجلس و رسانه های داخلی و خارجی مطرح شده و مشخص گردید که سلامت مردم اولویت دولت نیست و گرفتاری هایی که مردم در بیمارستانها و اتاق های عمل و داروخانه ها با آن روبرو هستند، مهمترین دغدغه مردم شده است و در این زمینه انتقاد وزیر بهداشت، درمان و آموزش پزشکی، منجر به اخراج او از هیأت دولت گردید! علاوه بر آن گرانی مواد غذایی، رنجی مزید است که مردم پس از حذف سوبسیدها و تبدیل سوبسیدها به مبلغی نقدی و کم تأثیر، با آن درگیر هستند.

هیأت های حاکمه ی امریکا، در یک روند دموکراتیک ـ البته همان دموکراسی تعریف شده و کنترل و هدایت شده ی امریکا ـ انتخاب می شوند و رقبای هیأت حاکمه، آنرا به رسمیت می شناسند و اعتراضی به نحوه ی انتخاب ندارند و این روال با نُرم های رایج جهان، همخوانی دارد.

ولی، هیأت حاکمه ی ایران از دو بخش انتخابی و انتصابی تشکیل شده اند. بخش انتصابی آن ـ مشخصاً در ۲۳ سال گذشته ـ از یک جناح خاص بوده و در انتصاب افراد آن اصول بی طرفی هم رعایت نشده است. بخش انتخابی آن که با رأی مردم به قدرت راه می یافته اند از مجلس چهارم با نظارت استصوابی روبرو بوده اند و از مجلس هفتم این نظارت آنقدر مضیق شده که دیگر نمی توان آن را انتخاب آزاد دمکراتیک نامید و در انتخابات ریاست جمهوری ۸۸ با اعتراض گسترده ی بخش مهمّی از جامعه متوسط شهری روبرو شد که انعکاس جهانی داشت و هنوز هم مسائل و ابهامات آن حل نشده است و همچنان استخوان لای زخم است.

سیاست خارجی

دولت امریکا، در سیاست خارجی خود،علیرغم رفتار تبعیض آمیزش درموارد متعدد، مشکل ندارد. امپراطوری امریکا از طرف کشورهای جهان مورد قبول بوده و در اتحادیه های مختلفی عضو فعال و مؤثر است.

اگرچه قدرت امریکا بتدریج وبا شیبی ملایم رو به کاهش است ولی همچنان ، قدرت شماره یک کشورهای جهان است و سایر کشورها از روی میل یا اجبار با آن رابطه ی دوستانه و متقابل دارند و اگر از امریکا ناراضی هم هستند، به روی خود نمی آورند و آن را تحمل می کنندورهبری آن را پذیرفته اند.

در حالیکه، سیاست خارجی جمهوری اسلامی در بدترین شرایط خود می باشد. متحد استراتژیک آن، سوریه، درگیر جنگ داخلی است و بشار اسد در سراشیبی سقوط قرار دارد. کشورهای پیشرفته صنعتی جهان، در رابطه با مسئله ی هسته ای با ایران مشکل جدی وتهدید کننده، دارند.

کشورهای همسایه جنوبی خلیج فارس، علناً و مخفی با ایران مخالفت می کنند و برپایه ی اسناد « ویکی لیکس » بعضی هایشان به امریکا توصیه می کنند که «سر این مار را بکوبید»!

افغانستان و عراق، علیرغم آن همه مهمان نوازی و کمکی که از ایران دریافت کرده اند، با امریکا قراردادهای استراتژیک درازمدت منعقد کرده اند یا در حال انعقاد هستند. به دلیل اختلاف مواضع با کشورهای بزرگ اسلامی در مورد سوریه؛ مانند عربستان، ترکیه و مصر، روابط، بسیار سرد و نامطمئن است. تحت فشار امریکا، تحریم های یک جانبه امریکا و اروپا توسط بسیاری از کشورها اعمال می شود و ایران را در شرایط بدتری قرار می دهد. دیپلماسی ایران هنوز نتوانسته رژیم حقوقی دریای خزر را به جایی برساند همچنین با وجود هزاران مدرک و سند و تأیید نهادهای بین المللی در مورد مالکیت ایران بر سه جزیره، مرتباً اتحادیه عرب از امارات حمایت می کند و اخیراً اتحادیه اروپا هم به آنها پیوسته  است! در همین زمینه تغییر نام خلیج فارس، موضوع دیگری است که رایج شده است. همه ی اینها نشان می دهد که قوه ی دیپلماسی در ضعیف ترین موقعیت خود است.

حقوق بشر

حقوق بشر، امروز مقوله ای جهان شمول است و علیرغم اینکه خیلی از کشورها آنرا رعایت نمی کنند ولی در محافل بین المللی از آن دفاع می کنند. رویکرد امریکا به حقوق بشر دوگانه است در حالیکه چشم خود را در مورد عدم رعایت حقوق بشر در عربستان، بحرین، اسرائیل و … می بندد و آنچه در گوانتانامو، ابو غریب، افغانستان و … گذشته است مواردی از روش های سیستماتیک نقض حقوق بشر می باشد. ولی برای فشار بر ایران از آن استفاده می کند. ایران در سی و چند سال گذشته، به جز چند سال در دوران خاتمی، مرتباً با نقض آن روبرو بوده و درنهادهای حقوق بشرجهانی ،محکوم شده و در سالهای اخیر، هفته ای نیست که در رابطه باایران موردی از نقض حقوق بشر در محافل بین المللی مطرح نشود و احمد شهید، بیانیه ای یا مصاحبه ای در مورد عدم رعایت حقوق بشر در ایران، صادر نکند یا انجام ندهد و ایران،جزء بدترین کشورهای جهان در نقض حقوق بشر معرفی شده است.

پرونده های قطور، دهه ی ۱۳۶۰ به کمک و اراده ی آسیب دیدگان مهاجر به کشورهای غربی، گشوده می شوند و همچون امریکا که توسط برتراند راسل در یک دادگاه نمادین در جنگ ویتنام، محکوم شد. در هفته های گذشته، ایران هم در لاهه در Iran Tribunal با شهادت یکصد نفرآسیب دیده ، محکوم به «جنایت علیه بشریت» گردید.

محدودیت گسترده امنیتی برای فعالان سیاسی، حقوق بشر، سندیکایی و … هم امروز مقوله ای حقوق بشری شده و وسیع درباره ی آن در رسانه های جهان بحث می شودومکررا ایران ،محکوم می گردد.

برنده مذاکره چه کسی خواهد بود؟

در چنین شرایطی که بطور خلاصه گفته شد، طرفین مذاکره کنندگان، قدرت و توان مساوی ندارند. در پشت میز مذاکره، نمایندگان رهبری که مسؤول مذاکره باشند؛ مرتباً از طرف نمایندگان اوباما مورد هجوم و حمله غیرمتعارف و متعارف خواهند بود و مرتباً نقاط ضعف ایران را به رخ آنها خواهند کشید و درخواست های خود را مداوماً بالا خواهند برد و بر آن خواهند افزود.

تصمیم عاقلانه این است که در چنین شرایطی ایران، زمان مذاکره را عقب اندازد و قبل از شروع مذاکره تمهیداتی را فراهم کند و سپس با قدرت ملی به میز مذاکره بازگردد.

چند نمونه از شرایط این نوع مذاکره را می توان در ایران و در سایر کشورها آورد. در جریان گروگان گیری، زمان مناسب برای مذاکره، هفته اول گروگان گیری بود که کارتر، چهره ی قضایی و حقوقی امریکا، رمزی کلارک را و یا بعداً پاپ را برای مذاکره و آزادی گروگان ها به ایران فرستاد. ایران نپذیرفت.تداوم گروگان گیری تا ۴۴۴ روزمنافعی برای ایران نداشت به جز اینکه به جای کارتر،ریگان جمهوری خواه رئیس جمهور شد.

پس از شروع جنگ تحمیلی ، ایران تن به مذاکره داد و بیانیه الجزایر به ایران تحمیل شد و هنوز ایران گرفتار عواقب آن می باشد، و ده ها پرونده ی پر هزیته در دادگاه بین المللی به ضرر ایران مطرح گردید. هرچند اطلاعات روشنی از آن منتشر نشده است.حداقل، آنچه مستند است اینکه در آن بیانیه، امریکا از کودتای ۱۳۳۲ تبرئه شد!

مثال دیگر، مذاکره قذافی با امریکا پس از ۲۰۰۳ و اشغال عراق می باشد. قذافی، پس از حمله امریکا به عراق، احساس خطر کرد و در یک روند جامع الاطراف، و دست و دل بازانه در مذاکره با امریکا مسؤولیت بمب گذاری در هواپیمای پان امریکن و سقوط آن در لاکربی و قربانیان بمب گذاری در رستورانی در آلمان و … را پذیرفت و میلیاردها دلار خسارت داد و علاوه بر آن تمامی اسناد و مدارک مربوط به سلاح کشتار جمعی ـ از جمله هسته ای ـ را با تمامی یافته های سی ساله خود به امریکا داد و از آن گذشته در یک اقدام خیانت کارانه، ششصد هزار سند اطلاعاتی مبادله شده بین سازمان اطلاعاتی لیبی و سازمانهای اطلاعاتی سایر کشورها را هم به امریکا تحویل داد.

قذافی، قوانین بازارآزاد نئولیبرالیسم سرمایه داری امریکا را پذیرفت و تمامی عملکرد سی ساله «سوسیالیستی» خود را نفی کرد و در اجرای اهداف اقتصادی امریکا کاتولیک تراز پاپ شد.

با همه ی این عقب نشینی ها و سازش کاری ها در سیاست خارجی ولی به علت ادامه شیوه های غیر دموکراتیک در اداره کشور و وجود شکاف بی اعتمادی بین ملت و دولت و پس از تحقیر و تخفیف او، امریکا سرنگونی او را در دستور کار خود قرار داد و هشتصد میلیارد دلار به زیر ساخت های اقتصادی ،نظامی و خدماتی لیبی خسارت وارد شد و امروز هم این کشور، درتلاطم و تشنج نا معلومی بسر میبرد و آینده ی روشنی برای آن متصور نیست.

مجموعه شرایط نشان می دهد که هدف اوباما، از مذاکره با ایران، روش مذاکره آمریکا با قذافی است. حال باید دید که روش اوباما چگونه خواهد بود:

هدف اوباما از مذاکره با ایران

گفتیم که در شرایط فعلی، قدرت و پتانسیل دو طرف برای مذاکره مساوی نیست. امریکا می داند که ایران در موضع ضعف تن به مذاکره داده یا خواهد داد و در این موقعیت ضعیف ایران، بیشترین امتیاز را می توان از آن گرفت. بهترین زمان برای مذاکره در دوران اصلاحات بود که کلینتون بسیار تمایل داشت. در آن مقطع ایران در موضع قدرت بود. زیرا؛

– آقای خاتمی در یک انتخابات آزاد ـ البته در بین جناحهای  حاکمیت ـ و دمکراتیک و شفاف با رأی بسیار مناسب به قدرت رسیده بود.

– «گفتگوی تمدن¬ها» مقابل «برخورد تمدنها»ی جنگ طلبان امریکا مطرح شده بود.

– وزیر خارجه امریکا، خانم آلبرایت، و بعد خود کلینتون از کودتای ۱۳۳۲، عذرخواهی کرده بودند.

آن فرصت از دست رفت و بعد که سفیر ایران در فرانسه، آقای خرازی، در زمان بوش پسر، تقاضای گفتگو کرد، بوش نپذیرفت و «محور شیطانی» را مطرح کرد تا زمینه ی حمله به ایران را فراهم کند. حتی مدارکی منتشر شده که در سال ۲۰۰۱ و پس از حمله به برج های دوقلوی نیویورک، حمله به ایران به جای افغانستان هم مطرح بوده و در نهایت حمله به افغانستان تصویب شده است.

باید توجه داشت که :

اولا- سیاست های خارجی امریکا در کمیسیونی تصویب می شود که به آن کمیسیون سه پایه (جمهوریخواهان، دمکرات ها و نیروهای مجرب و مستقل) می گویند. تمامی موارد مربوط به سیاست خارجی امریکا باید مصوبات این کمیسیون را داشته باشد، و رئیس جمهور، از هر حزبی باشد، مجری مصوبات این کمیسیون خواهد بود. ابتکار رئیس جمهور در موارد تاکتیکی و جزئی است به عنوان مثال؛ سرنگونی صدام در ۱۹۹۸، دوران کلینتون، تصویب شد و بوش پسر آنرا در ۲۰۰۳ اجرا کرد. اینکه بوش بدون هماهنگی با متحدانش، به جز انگلیس، دست به این کار زد، ابتکار متحدان حزبی او بود. ولی، اوباما برای مقابله با ایران، اجماع هم پیمانان امریکا را در دستور کار قرار داد و تاکنون به خوبی موفق شده است.

ثانیاً ـ در سال ۲۰۰۹، شخصی به نام «کنس پولاک» کتابی نوشت به نام «کدام راه به ایران؟». به نظر می رسد که تدوین این کتاب نتیجه ی بحث های مفصلی بوده است که در اتاقهای فکر و دولتمردان هر دو حزب امریکا مطرح شده باشد. در آن کتاب راه های زیربرای حل « مشکل ایران » بررسی شده اند:

۱- دیپلماتیک ۲ – نظامی  ۳- تغییر رژیم  و ۴ – کنترل

با توجه به عملکرد اقای احمدی نژاد در هفت سال گذشته، تحولات کشورهای عربی، تسلط امریکا بر افغانستان و عراق، تحولات سوریه در راستای حذف اسد و تحولات هسته ای ایران؛ معضل ایران باید هرچه زودتر برای امریکا و متحدانش حل شود.

با آنچه آمد، اوباما، برخلاف بوش که نماینده مستقیم جنگ طلبان صنایع نفتی ـ نظامی بود، نماینده ی مستقیم آنها نیست و جنگ عراق و افغانستان هزینه زیادی را به مالیات دهندگان امریکا تحمیل کرده است. جمهوریخواهان به دلیل منافع مستقیمی که از جنگ می برند، در به راه انداختن جنگ مصمم تر و عجول تر هستند ولی دمکرات ها سعی می کنند که در مراحل اولیه؛ راه حل های غیرنظامی را آزمایش کنند.

الان اوباما در مرحله آزمایش مرحله ی دیپلماتیک و کنترل است. اگرچه این مرحله در سی و چند سال گذشته بارها به شکست انجامیده است. ولی او به لحاظ اقناع افکار عمومی جهان و صاحبان صنایع مصرفی امریکا، مجبور به تجربه ی مجدد آن می باشد. امروز افراد کمی نیستند که با عنوان کردن تصلب ایدئولوژیک حاکمان جمهوری اسلامی و حاکمان امریکا، امکان حل مسئله از طریق دیپلماتیک را غیر ممکن می دانند.

پس، هدف اوباما، در این مرحله عبارت است از:

۱- کشاندن ایران به میز مذاکره در شرایطی که ایران در موضع ضعف است.

۲- گرفتن امتیاز در این مذاکرات و تضعیف روحیه ی حاکمان ایران و کاهش قدرت اجتماعی آنها در میان طرفداران حاکمیت.

۳- ادامه ی بخشی یا تمام مضایق تحریم های رسمی و غیر رسمی و تضعیف توان اقتصادی ـ اخلاقی، جامعه. برخلاف گفته امریکا که تحریم ها «هوشمند» و «هدفمند» هستند، خیر، تحریم ها عامداً کور هستند و بر علیه تمامی مردم ایران ، عمل می کنند .

۴- تغییر رژیم جمهوری اسلامی با یکی از روش های زیر یا ترکیبی از آن ها:

۴-۱- شورش های شهری، همچون شوروی سابق. این کم هزینه ترین سناریو،برای امریکا خواهد بود.

۴-۲- درگیری جنگ داخلی، توسط بخشی از اپوزیسیون ایران که این استعداد را دارد، چیزی شبیه سوریه. جنگی فرسایشی، طولانی مدت و با تخریب زیرساخت های جامعه.

۴-۳- ایجاد یک منطقه «پرواز ممنوع» و استقرار یک اپوزیسیون وابسته به امریکا و غرب و حمایت نظامی از این اپوزیسیون.

۴-۴- و یا درگیری نظامی مستقیم و گسترده ی غرب به رهبری امریکا به منظور نابودی زیرساخت ها، همچون عراق و لیبی.

الان نمی توان پیش بینی کرد که کدام سناریو و یا ترکیبی از این سناریوهاو چگونه پیش خواهد رفت. بستگی به تحولات آینده دارد ولی برای هر کدام از آنها، مدارک و مصادیقی را می توان شناسایی کردو شواهد فراوانی را دید .

ایران چه باید بکند؟

در این مقطع زمانی، ایران قدرت چانه زنی ندارد و در موضع ضعف است. ایران باید این موضع ضعف را به قدرت تبدیل کند و آن موقع وارد مذاکره صریح، شفاف و برد ـ برد، شود. مذاکره کنونی امریکا و ایران، شبیه مذاکره قذافی نتیجه خواهد داد و عاقبت آن معلوم است. روزی کیهان نوشت که اگر ایران بخواهد باج بدهد به غرب خواهد داد،نه به اپوزیسیون داخلی. این استراتژی باید کاملاً عوض شود. به غرب باج ندهید ولی حق مردم ایران را پرداخت کنید. تجربه ی بعدازجنگ جهانی دوم نشان میدهد که دموکراسی کشورهای در حال توسعه تهدید امریکاوغرب است .امریکا از هیچ چیزی ،جزدموکراسی واقعی ایران ،احساس خطر نمی کند. کودتاهای بعداز جنگ جهانی دوم در ایران،اندونزی ،شیلی و ….برعلیه دموکراسی بود و امروز هم که شعار امریکا ،دموکراسی شده است ،القای شبه دموکراسی است نه دموکراسی واقعی . چرا ایران از این تجربه تاریخی ملموس استفاده نمی کند ؟

تجربه دیگر ناپایداری حکومت های بسته و غیر دمکراتیک است که بهترین نمونه ان فرو پاشی شوروی و کشورهای اروپای شرقی است.گزینه های ایران در شرایط کنونی ممکن است عبارت باشند از:

الف- انتقال درگیری با امریکا و متحدانش به مرزهایی دور از ایران و در ضمن تقویت نیروی دفاعی بازدارنده. تقویت نیروی دفاعی بازدارنده امری لازم است ولی انتقال درگیری به مرزهای دور از ایران تا کنون موفق نبوده است. آنچه در سوریه و فلسطین و … اتفاق افتاده و می افتد این واقعیت را نشان می دهد.

ب- مذاکره با امریکا همراه با دادن امتیازاتی در مورد هسته ای و غیره به منظور کسب تضمین امنیت حاکمیت کنونی ایران و در عین حال بسته نگه داشتن فضای سیاسی- مدنی و تداوم تضییع حقوق اپوزیسیون قانونی و مسالمت جو. این روش هم حتما به نتیجه نخواهد رسید که در گذشته، نمونه لیبی و عراق آن را دیده ایم.

ج- و اما راه سوم، راهی عقلانی، مردمی، مطمئن، پایدار و سازگار با قانون اساسی است. در این راه،

ایران باید:

۱- تا انتخابات ریاست جمهوری مذاکره ای انجام ندهد و پس از یک انتخابات آزاد و بدون نظارت استصوابی و انتخاب رئیس جمهوری که واقعاً نماینده مردم باشد، مذاکره شروع خواهد شد.

۲- از هم اکنون تا انتخابات، غنی سازی اورانیوم را تعلیق کنیم، هرچند به لحاظ حقوقی، غنی سازی اورانیم حق ماست و هرچند هنوز یک بحث همه جانبه با استفاده از کارشناسی ملی در مورد ضرورت برق هسته ای انجام نشده است. معهذا، ضمن همکاری خلاق و سازنده با آژانس، سوء تفاهمات مربوط به انرژی هسته ای، رفع شود.

۳- کلیه ی زندانیان سیاسی، فرهنگی، رسانه ای، حقوقی، کارگری و حصرشوندگان قبل و بعد از خرداد ۸۸ ، آزاد شوند.

۴- فعّالیت احزاب، نهادهای فرهنگی، مدنی و … آزاد شود و فضای امنیتی – نظامی کنونی به فضای دمکراتیک و همدلی ملی تبدیل گردد.

۵- پس از انتخاب رئیس جمهور، تعامل با امریکا خلاقانه شروع شود تا با پشتوانه مردمی و روند دمکراتیزاسیون بتوان از منافع ملی، دفاع کرد و شرایطی امن، دموکراتیک و همدلی بین ملت-حکومت ایجاد کرد. والعاقبه للمتقین                   دهم دی ماه۱۳۹۱

محمد بسته نگار، حبیب الله پیمان، حسین شاه حسینی، احمد صدر حاج سید جوادی، اعظم طالقانی، نظام الدین قهاری


حوزه :
  1. دلسوزی در سطرسطر این نامه موج میزند. اما بعید میدانم گوشی شنوای این نصیحتها باشد.

  2. محمد سلمونی

    این مطالب را علی گدا بهتر از این جماعت می داند، این جماعت زمانی با نادانی مملکت را دادند دست آخوندها و الان هم با مرثیه سرائی گدایی دمکراسی می کنند از جانوری که به نوکران خودش هم رحم نمی کند

  3. هوشنگ ادهمی

    مکنونات قلب علی خامنه ای را این آخوند تبه کار گفته، نمی دانم این ملی مذهبی ها دنبال این هستند که خامنه ای مثلا آنها را به دیالوگ دعوت کند؟
    آیت‌الله خوشوقت:
    فتنه‌گران ۸۸ مرتدند و تطهیر شدنی نیستند

  4. عقیق

    بخدا
    برایم مسئولیت ایجاد کردید

  5. رحیم حسنی تبار

    در این نامه یک مسیر کاملا شفاف برای برون رفت از وضعیت فعلی ترسیم شده است که خیر و صلاح همه در آن دیده شده است. در صورتی که فرد آقای خامنه ایی تصمیم گیرنده باشد و ایشان بدون ترس و هرگونه واهمه ایی از شبکه های قدرت توصیه های این نامه را اجرا کند بدون شک ملت ما برای گذار از این وضعیت دچار کمترین هزینه خواهد شد.

  6. علی سلیمانی

    این هم وطن فروشی از نوع روشنفکرنماهاست

  7. نقدی بر نامهء سرگشادهء شش فعال ملی مذهبی به خامنه ای: درس این زندگی از بهر ندانستن ماست/این همه درس بخوانیم و ندانیم که چه؟
    http://iranabadec.blogspot.com/2013/01/blog-post.html

    خبر موضوع این نقد: بعد از انتخاب رئیس جمهوری که واقعاً نماینده مردم باشد، مذاکره شروع شود
    نامه سرگشاده فعالان ملی مذهبی به رهبری: قبل از مذاکره با آمریکا، انتخابات آزاد برگزار کنید
    چهارشنبه, ۱۳ دی, ۱۳۹۱
    چکیده :شش فعال ملی مذهبی باارسال نامه سرگشاده ای به آیت الله خامنه ای، با تاکید بر اینکه شرایط فعلی برایانجام چنین مذاکره ای به نفع ایران نیست، پیشنهادهای خود را برای زمینه چینی مذاکره در شرایطی بهتر و نه از موضع ضعف، مطرح ساختند. آنها با پیش بینی اینکه مذاکره ایران و آمریکا در شرایط فعلی، از موضع برابر نخواهد بود، به طور مشخص پیشنهاد کرده اند: ایران زمان مذاکره را عقب اندازد و قبل از شروع مذاکره تمهیداتی را فراهم کند و سپس با قدرت ملی به میز مذاکره بازگردد؛ تمهیداتی همچون برگزاری انتخابات آزاد و بدون نظارت استصوابی و انتخاب رئیس جمهوری که واقعاً نماینده مردم باشد، تعلیق غنی سازی اورانیوم، آزادی کلیه محصورین و زندانیان سیاسی، آزادی فعالیت احزاب و نهادهای مدنی و جایگزینی فضای امنیتی – نظامی کنونی با فضای دمکراتیک و همدلی ملی….

    این نقد با در نظر گرفتن نکات ذیل نگاشته می شود و واجد «فراخوانی است به فریاد در سکوتِ مصلحین ایرانی!»

    ۱- این “نقد”، نقد نظر است و ذره ای از احترام به نویسندگان دلسوز نامه نمی کاهد.
    ۲- واقعیت این است که «رهبری فردی و مافیایی که حیاتِ انسان ایرانی را – حداقل از انتخابات ۸۸ – به گروگان گرفته است.» قادر به اعمال حکومت بر جامعهء مدنیِ متکثر ایرانی نیست.
    ۳- واقعیت این است که خامنه ای و همراهان، بهتر از “ما” می دانند که «مذاکره با آمریکا، ۵+۱ و رفع تحریم های بین المللی» نمی تواند از سقوط حکومتی که قبلاً ساقط شده است جلوگیری نماید.
    دوستان و فعالین اجتماعی ایرانی!
    در شرایط خطیری قرار داریم و کیان کشور در حال سوق داده شدن به سمت “بهارِ طبیعتی” است که می تواند به نابودی تمامی زیرساخت های حیات در ایران تبدیل شود.(در این نکته هم نظر هستیم.)
    جناحی که به عنوان حاکمان شناخته می شوند، از شرایط خطیر کشور، قدری بیشتر از همهء مصلحین و دلسوزان ایرانی آگاه است. ماشین اطلاعاتی که سیستم در اختیار دارد بعلاوه میلیاردها دلار ثروت انباشته، آنها را قادر می کند که در “تک و پاتک” جنگ های اطلاعاتی و جنگ روانی از قدرت مانور بیشتری برخوردار باشند و به همین “دلیلِ مبرهن” هم هست که از مردم ایران و فعالین اجتماعی و مصلحین دلسوز «سواری مجانی» گرفته می شود.
    «دشمن» کلید واژه ی همهء تاکتیک های ماشینِ سرکوبی است که بهتر از هرکس می داند، حاکمیت بر جسم و جان انسان ایرانی را از دست داده و «دشمن» تنها ابزاری است که، برای جلوگیری “موقت” از فروریختنِ کاخ قدرتی که موریانهء فساد اقتصادی، اجتماعی و سیاسی تمامی اندام آن را خورده است، در اختیار دارد.
    «ایران» با آن ادبیاتی که در نامهء شما دوستان نوشته شده، باطل السحر کودتای مافیای حاکم است.
    سئوالی که می ماند و قبل از هرچیز باید به آن اشاره کرد، اما…
    آیا امضاء کنندگان این نامهء سرگشاده ، قصدِ نقدِ نامهء «درخواست استعفا و عذر خواهی که به قلم استاد محمد ملکی نوشته و منتشر شده است را داشته اند»؟(اینجا)

    دوستان!
    ۱- برای تبینِ درستی تحلیل دکتر محمد ملکی می توان هزاران برگ تحلیل نوشت – تحلیل های منتشر شده در «ایران آباد» هم، براین بنیان، همگی موجود هستند – در این مختصر برآنم که به نسل جوان و «شبکه های جنبش سبز» و امضاء کنندگان عزیز و محترم این نامهء سرگشاده اعلام شود که تمامی نیرو های خود را برای تقویت پژواک صدای «دکتر محمد ملکی» متمرکز بنمایند.
    و اگر نامهء اخیر این سرورانِ دلسوز را در نقطه مقابل مطالبات اعلام شده در نامهء دکتر محمد ملکی می بینند – من خود چنین می بینم – با احترام آن را نادیده بگیرند.
    ۲- توجه داشته باشیم که برای فروریختن خانه ای “چوبین” که بطور کامل توسط “موریانهء” جهل و ستم و نادانی خورده شده است. تقابل خیابانی و درگیری های مکانیکی ضرورتی ندارد. در روزهای آتی در تحلیل و اتخاذ خط مشی های مبارزاتی تنها ابزارِ مورد نیاز «روشن کردن مشعل دانائی” است.
    ۳- گرد و خاک ناشی از فروریختن سیستم حاکم – یقیناً – برای سلامتی زیان دارد و ترجیحاً باید از آن دوری کرد و حتی داشتن دستمال برای جلوگیری از خطرات ناشی از تنفس این ویرانی توصیه می شود.
    سازمانِ هدایتِ جامعهء مدنی را که بیشتر از ۳ سال است «درفضای حیات انسان ایرانی و مستقل از حاکمان شکل گرفته است را بهینه سازی بکنید». اعمال حاکمیتِ مردم که با انتخابِ “نمایندگان واقعی” استقرار نهایی خواهد یافت، از طریق تاباندن نور دانایی بر سلول های جامعهء مدنی ممکن است.
    سلول هائی که از «هر شهروند یک رسانه» به «هر شهروند یک دولت» ارتقاء یافته اند و «با اعمالِ حاکمیتِ شبکه های سبز مردم ایران – تا امروز – شما و ما را از گزند ماشین سرکوب کودتا حفظ کرده اند!» می توانند با ابزارِ اطلاع رسانی ودانائی – مستقل از «جیغ های بنفش سرداران ترسیدهء ماشین سرکوب» – «ایران» را از گذرگاهِ بحرانی که خامنه ای و همراهانش ساخته اند، عبور دهد.
    یقینِ تحلیل شده و اعتقاد عمیق دارم که دنیای متمدن در این راه «یار و یاور» مردمی خواهند بود که «می داند چه چیزی را می خواهد بدست آورد»!
    ۱۳ دی ماه ۱۳۹۱

  8. شیرازی

    با تمام ارادتی که بشما دارم ولی ناراحت و رنجور میشوم که شما ها این سید گمراه و…….را آیت الله خطاب میکنید
    هرکس نداند شما که خوب میدانید او آیت الله نیست پس چرا اورا این چنین خطاب مینمائید ؟
    از طرفی با توجه باین مسر کاملا شفاف آیا فکر میکنید این ها به گوش او فرو میرود ؟ من که بعید میدانم و آن را فقط یاسن ……………خواندن است

  9. asef

    بخشهایی از مشکلات که در نامه آمده ، در جامعه ملموس و باید راهکار عملی ارائه شود ولی شما نباید منتظر این باشید که بیایند با شما دیالوگ کنند.

  10. ناشناس

    با سلام و خسته نباشی.نامه بسیار زیبا بود.همین که نظرات مختلف مطرح شود زمینه انتخاب متفاوت بوجود میاید واجازه نمیدهد سکوت ما را با فقر تحلیلی مواجه کند.شرایط چند سال اخیر ازعراق تا سوریه وسرنوشت انان بهترین فرصت برای ماست تا در راه نوسازی وبازسازی دیدگاهها دقت نظر بیشتری پیدا کنیم.در شرایط پیچیده کنونی همه نسخه ها باید مورد مطالعه قرار گیرد

  11. علی صاوه

    ای بابا این ملی گراها که الان دستشون ازز قدرت دوره هی آلاف اولوف و نامه میزنند ۲-۳ سال اول چکار کردند

  12. خیرالله فیض ابادی ابیانه

    این نامه بر فرض های بسیار ساده لوحانه بنا شده که فقط از ملی مذهبی ها میتوان انتظار داشت

  13. behrooz ghasemi

    با درود و خسته نباشید به ارسال کنندگان این نامه واقعیت گرا . امیدوارم کوشش و دلسوزی این هموطنان شجاع مردم دوست کشور خواه به مثابه یک هشدار جدی در واپسین لحظات باقیمانده از فرصتهای ملی ؛ توسط آقای خامنه ای و اعضای احتمالی اتاق فکرش شنیده شود و حتی نه به خاطر مردم که به خاطر منافع حکومتی خویش هم که شده تصمیمی اتخاذ شود که برایند و نتیجه نهایی آن , کشور را به سمتی به جز جنگ , ویرانی , نکبت و شمول همه موارد خطرناک اشاره شده در متن بالا سوق دهد . نگارندگان محترم گرچه درصورت “ادامه روند جاری” پیشاپیش حق مشروع ملت در “حق دفاع “از خود را سلب کرده اند ( با عباراتی مانند : سناریو دانستن شورش و نبرد مسلحانه و نسبت دادن آن به امریکاییها و بر آمدن چنین مقابله ای را ناشی از استعداد اپوزسیون قدیمی دانستن…. ) حال آنکه استعداد مقابله قهرآمیز یا به جد خوشونت آمیز را نه امریکاییها یا توطئه های خارجی بلکه حکومتها با نشنیدن امثال همین هشدارها ایجاد میکنند . امیدوارم آنچنان نشود که بگوییم همانطور که ملت حاظر به پذیرش عقب نشینی حکومت گذشته نشدند و با برکنارکردن و بازداشت امثال هویدا , نصیری و فرار ثابتی ها رضایت ندادند و آنگاه گرفتار صادق خلخالی ها و لاجوردی ها و ماشاالله قصاب ها شدند , اینک حکومت کنونی شایستگی اپوزسسیون سبز را از دست بدهد و گرفتار اپوزسسیون سرخ شود که نتیجه ای غم بار خواهد داشت و به ضرورت ” دفاع مشروع “, حق مسلم هر ملتی در مقا بل حکومتی “کر و کور ” می باشد.

  14. ناشناس

    lمتاسفانه یک عده تندرو دور رهبری جمع شدند انها بر خلاف ظاهرشان که خود را مطیع رهبری می دانند منتظر فوت رهبر هستند که کشور را به تاراج ببرند وبرایشام مهم نیست که چه بلایی سر مردم می اید خدا به خیر کنه

  15. سلام

    نامه ای است از سر احساس مسئولیت، دلسوزی و خردمندی صاحبان آن نامه. حقیقتاً وجود اندیشمندان و روشنفکران مسئول و ناظر بر جامعه و سیاست مایه امیدواری برای هم نسلان ماست.

  16. محمد

    همیشه چرا دیر اقدام و توصیه می گردد
    آیا در حال حاضر نظام می تواند انتخابات آزاد بر گزار کند
    یاد نامه با عنوان : هشدار : در زمان امام راحل افتادم که ملی مذهبی ها قبل از پایان جنگ انتشار دادند افتادم که آن زمان مهندس بازرگان اشاره به حمله عراق در آینده کرد و لزوم صلح قبل از پیشامدن پیشروی عراق که متاسفانه کسی آن هشدار را جدی نگرفت و بعد ها منجر به همکاری آمریکا با عراق و شکست پی ا پی ایران در جنگ و صلح سخت بعد از آن گردید

  17. البته خود حضرات که نامه را نوشته اند نیز میدانند که این حرف ها به گوش “آقا”نخواهد رفت اما این نامه چند کارکرد دارد از جمله تاکید بر این که با آمریکا دارد مذاکراتی انجام میگردد و دیگر این که نصیحتی است به سلطان جایر نه برای این که او بشنود بلکه برای این که دیگران مطمین شوند که او نمیشنود.

  18. مهدی

    سلام علیکم خطاب به عزیزان شش نفر ملی مذهبی برادران عزیز راستی ۳۳ سال است که بهر کاری انتقاد دارید بجز برادران بخود ملی مذهبیونی که روز اول بسم الله سیاست را با خود نمائی پیش رهبر اولی ایران مانند مرحوم مهندس بازرگان واقای طالقانی وحسن حبیبی وبنی صدر وووو شروع به اموزش دروغ وحقه وجیب پرکنی این اقایان را اینقدر بالا بردید که در گود کشتی یکی پس از دیگری را بر زمین زدند وصحنه را از دانایان خالی ومانند رفسنجانی وپور محمدی وهمین اقای خامنهای وخلخالی وصدها از ا قایانی که زبان با عمل همانند زبان وعمل مولا علی وخلافای راشدین را انهم بعنوان صواب وحتما خریداری طبقه اول کاخهای بهشت را برای خود بهرمند دانسته وامروز بحمد خدا میبینیم که روزی در اصلی بهشت را اقای رفسنجانی وکروبی وموسوی وکل انهائیکه نگهبان ورود به بهشت را مجوز میدادند امروز بتوسط قلمانهای رطبه دوم که نگهبان در دوم بهشت بودند نگهبانان اصلی را بصراحت مرتد میدانند ودر جهنم را باید اقایان نگهبان باشند ملی مذهبیون من جای شما باشم خود را روزی صد بار بدار وجدان اویزان میکردم چون شما وبزرگان شما بودند که این بلای خانمان سوز ووطن سوز ونابود کنندگان دین اسلام وحامیان بزرگ اعراب دشمن وحتی دوستان وبرادران مسلمان قاتلان نازنین نوجوانان ۱۲ و۱۳ و۱۴ و۱۵ وحد اکثر ۲۰ ساله جنگ ایران وبرادران عراقی را بپاکردند وامروزهم تمام اموال همان نازنینان وروزی ان جوانان وشهیدان را به برادران مسلمان عراقی وفلسطینیان که به صدام گفتند اخی صدام اخی صدام وکمک به هرکسی یا هر فردی یا هر کشوری که توانسته به ایران بی وطن صدمه بزند یا ایرانی را بکشد حتما دستمزدشان را هزاران ملیارد دلار پرداخت میکنند واز برادر هم کمتر نمیگویند شما ملیون حالا امدهاید برای چه حکومتی نامه میدهید که با امریکا چکار بکند انها امام زمان دارند دانا واگا ه بر همه امورات هستند مثل شما با ملیت ووطن واب وخاک این دنیا کاری ندارند عزیزانم بزرگان ما از ماورا الطبیعه واز غیب خدا با خبرند یقین بدانید هر وقط صلاح بدانند که غنی سازی را به تعلیق دراورند ویا اقای اوبامای عزیز هر حرفی بزنند این عزیزان گوش بفرمانند هر زمانی احساس کنند که حکومت خدای اسلام ناب میخواهد تنشی را ببیند فورا تمام واجبات مانند نماز وروزه را اجازه ترکش را میدهند چون صلاح اسلام انروز این است

  19. علی

    با سلام.با توجه به شرایط کنونی کشور بهتر است که واقعیات تلخ جامعه را ببینیم و با لجبازی های بیهوده کشور را دچار ضعف نکنیم.من با این فکر موافقم ولی در مذاکره با امریکا باید احتیاط کرد.امیدوارم که روزی برسد که با هیچ کشوری دشمنی نداشته باشیم.

  20. میعاد

    نامه سرشار از صداقت و دلسوزی بدون چشم داشت به قدرت و صرفا از سر وظیفه اخلاقی و ملی است. مدلی که نهایتا در نامه پیشنهاد شده است مدل سیاست خارجی و داخلی مصدقی است که تنها سمبل سیاست مدرن, دموکراتیک و مشروع در ایران معاصر است اما در شرایط فعلی کشور و با توجه به ماهیت حکومت بخصوص در حدود ۱۰ سال اخیر تحقق این خواسته ها بیشتر شبیه خواب و رویاست و نسبت چندانی با واقعیت ندارد . اما به هرحال درود به نویسندگان این نامه… وتنها یک نقد کاملا شخصی: حضرت آیت الله خامنه ای؟؟!!!

  21. کاوه

    به نظر می رسد سیاستی یکپارچه در حال اداره اقتصاد جهانی و عبور ان از پایان عصر نفتی است بنده سیاست واقتصاد نمی دانم ولی اخبار جهان را که دنبال می کنم در پاره ای از موارد این گفته را صحیح می بینم به عنوان نمونه حذف یارانه ها به صورت هما هنگ در چندین کشور و به ظاهر توسط حکومت هایشان اعمال شد یا در همین اواخر شنیدم که ارزش پول ملی مصر هم به شدت کاهش یافته و مردمش برای حفظ ارزش داشته هایشان رو به خرید دلار اورده اند یا در تحلیلی دیگر شنیدم که متخصصین می گفتند امریکا به دو روش تازه برای جدا سازی نفت خود از درون شن دست یافته که هزینه ان در هر بشکه نفت به تقریبا۲۰ دلار می رسد که در مقایسه با روش های قبلی بسیار کم هزینه تراست اما وقتی به صرفه است که قیمت جهانی نفت بالای ۷۵ دلار باشد و در این راستا امریکا به این نتیجه رسیده که بایستی یکی از فروشندگان نفت را از بازار فروش حذف کند و به نظر بنده تحریم های ایران در همین راستا است و دوران سختی پیش رو داریم

  22. کاو

    در کل می خواستم عرض کنم زیاد این نصیحت ها راه به جایی نمی برد البته منظور این است که ترتیب اثری به ان ها داده نمی شود نه اینکه بگوییم این راه کار های ایران دوستان در جهت وفاق ملی کارا نخواهد بود البته این نامه ها و خطا به ها قطعا در تاریخ ثبت خواهد شد

  23. فیض الله خسروی

    برای ملی مذهبی ها متاسفم در این نامه چندین دروغ وجود دارد اولش آیت الله خواندن علی گدای مفلس است که حداکثر سقفش نوکری خمینی بود تا به رویم به اینکه با این خطاب گویا به گو گفته اند که گویا عقلی در بساط دارد. عقل این موجود حقیر همین قدر بود که یک مفنگی مثل مموتی را بر گرده خودش سوار کرد تا جائی که الان شده اره نه پس و نه پیش. حضرت عباسی این مثل اره الان ورد زبان مردم ایران است نه اینکه من بگویم. خب کسی که با این همه مشیر و مستشار امثال سبزعلی رضائی و گروهبان گارسیا خودش را به این روز بی اندازد گوش شنوا دارد. باید به آن عزیزی که نوشته گویا ملی مذهبی ها میخواهند به مردم بگویند که این دبنگ مفنگ اهل حرف شنیدن نیست بگویم ، ای عزیز دل برادر مردم بیغ نیستند وقتی می گویند که مموتی شده اره یارو یعنی چه؟

  24. سعید

    منش و روش بزرگ از انسانهای بزرگ بر میاید ، کسانی که دغدغه ملک وملت دارند ابایی ندارند که برای حفظ و استقلال تمامیت ارضی حتی با حاکمان جائر با زبان صلح و مهربانی گفتگو کنند . ادبیات و زبان کسانی که ۳۲ سال است به جنگ مسلحانه و براندازانه با حاکمیت روبرو هستند را دیدیم و نتیجه ای جز خسران برای خود و ملت در بر نداشت پس بیاییم صادقانه به جریان پر افتخار ملی مذهبی که سرمایه های ادب و شرف هستند ببالیم و بیاندیشیم که راه نجات گفتگو و ادبیات محترمانه و انسانی است .

  25. رحیم

    همه نیروهای دل سوز ایران بیایند و از این بیانیه یا تحلیل شرایط حمایت کنند و جناب اقای ملکی هم اگر دغدغه مردم و وطن را بر اپوزیسیون برانداز ترجیع میده بجای نامه های دور از واقعیات و ذهنی را مجاب کنند که دست از احساس جوانی بردار بیا در کنار بزرگانی چون صدر و پیمان جهت اصلاح امور بجای سرنگونی بکوش و بکوشیم .

  26. منوچهر

    سعید جون کدوم جریان پر افتخار ملی مذهبی که سرمایه های ادب و شرف هستند ببالیم و بیاندیشیم؟ کار سیاستمدار یعنی پاسخ گوئی این مطالب چیست که می گویی. گویا شما رفته اید مثل همین حزب الله های توی کار تقدس رهبران. بابا جان سیاستمدار یعنی پاسخگو

  27. ناشناس

    به معنای واقعی کلمه خیرخواهانه بود اما می ترسم حاکمان همین اندازه نصیحت خیرخواهانه را هم بر نتابند(چنانچه پیش از این بر نتابیده اند؛ مگر نامه ی زنده یاد یدالله سحابی را توهین آمیز!!! نخواندند؟)

  28. عباس

    “جریان پر افتخار ملی مذهبی که سرمایه های ادب و شرف هستند “…منظورتان مثلث “بیق” و دروغهایی که از طرف جنایتکار اول تحویل ملت ایران و دنیا دادند است؟ یا نامه نوشتن برای جنایتکار دوم برای حفظ نظام اصلاح ناپذیر؟ ما را به خیر شما امیدی نیست. کمتر شر برسانید.

  29. ناشناس

    شرف و انسانیت این جماعت ستودنی است

  30. ناشناس

    شرافت این جماعت ستودنی است

  31. گوهربین

    از این نامه بوی دلسوزی استشمام میشود ولی صرف بیان حقیقت که همه میدانند هیچ کاری انجام نمی دهد و با این آقایان که گوش شنوا ندازند بایستی مثل خودشان رفتار کرد. من با اینکه احمدی نژاد را مسئول بسیاری از بدبختی هایمان می دانم که اگر دوباره یکی از حجتیه ها به قدرت برسد تار و پود این سرزمین را از هم خواهد پاشاند ولی رفتار وی با آقای خامنه ای تحسین برانگیز است و در واقع چنان دست بالاتری از آقای خامنه ای گرفته که وی حتی در خواب هم نمی دید که وی چنین پا بر روی گلوی رهبر بگذارد و تمامی سپاهیان دستچین شده که با دهانی کف کرده منتظر یک اشاره برای دریدن وی هستند با کمال ناباوری در جا خشک شده اند. این رهبر چنین کسی را می خواهد که نه از سر دلسوزی بلکه به طریق خودش با وی رفتار کند.

  32. خوب است که برخی اوقات قیافه ها و رویاهای فسیل شده تان را در معرض قرار می دهید…

  33. زن سی و هفت ساله

    با وجودی که نامه از زاویه جدیدی به موضوع مذاکره نگاه کرده بود و ارائه اش به هموطنان ایرانی ضروری به نظر می رسد، نمی توانم بپذیرم که چطور هنوز بعد از کشتار ٨٨ می توانیم به او بگوییم حضرت ایت الله. می توانیم به او سلام کنیم آن هم با احترام؟ و فکر کنیم او منتظر شنیدن حرف های ماست و ذره ای دلسوزی در او جستجو کنیم؟

  34. Ali

    حیف از نام هدى صابر که تابلویى شده براى چند {…} پیر، وقتى او مرد تمام اینان از ترس کنج خانه نشستند.

  35. پویان

    در سایت خبرگزاری جبهه ملی نوشته شده که آقای شاه حسینی عضو جبهه ملی هستند ولی اینجا ایشون رو ملی-مذهبی اعلام کرده اند. ملی-مذهبی همان جبهه ملی است یا دو حزب متفاوت است؟

    • سایت ملی - مذهبی

      با سلام
      دوست عزیز جناب آقای شاه حسینی عضو مشترک هر دو جریان هستند
      هم ملی- مذهبی و هم جبهه ملی
      موفق باشید

  36. بنیامین

    سلام
    به نظرم فکر خوبیه که مذاکرات به بعد از انتخابات موکول بشه ولی به طور کلی با تعلیق غنی سازی مخالفم. این حرکت در هر صورت از سوی طرف غربی یک عقب نشینی آشکار تلقی میشه و دست رییس جمهور بعدی رو توی مذاکرات می بنده… فکر میکنم کاهش سرعت غنی سازی یک سیگنال مثبت به طرف غربی باشه و امکان تعویق مذاکرات به بعد از انتخابات رو فراهم کنه. از نویسنگان تعجب میکنم که چطور مطلب به این روشنی رو دور از نظر داشتند.
    به نظرم اگر این نامه به شکل سرگشاده منتشر نمیشد موثرتر بود.
    در مورد آزادی زندانیان سیاسی هم با توجه به حساسیت انتخابات پیش رو و فارغ از ملاحظات حزبی یا قضایی با نظر نویسندگان موافقم.

  37. حسین اخویان

    پناه بردن از گرگ به خود گرگ

  38. ما هستیم

    تاریخ تکرار می شود . یاد نامه ای میافتم که ملی مذهبی ها قبل از انقلاب جهت اصلاحات سیاسی به شاه نوشتن . اما شاه دیر متوجه شد و بختیار دیر آمد.
    آقای خامنه ای به هشدار تاریخ گوش بده

  39. فریدون

    مادرم ایرانی (نخستین ابرتوان) , پدرم آمریکایی (ابرتوان امروز), خودم عاشق ایران و دانشجو علوم سیاسی – صادقانه بگویم هدف ابرتوانها عقب نگهداشتن دیگران است و هر نیرنگ و سیاستی را برای این استراتژی بکار میبرند تحریم, جنگ, تجزیه_ آمریکا اگر ابرتوان میماند بخاطر دمکراسی اش است. آن دیگرانی به جلو میروند که زرنگند و دمکرات.هند, برزیل, … بایستی همه گروه ها در درون و برون پشتیبانی تاکتیکی از این نامه بکنند. به امید کمی شعور برای رهبر.

  40. روشنفکر

    این اوباما واقعا مغز متفکر حال حاضر دنیاست دوستان اگه کاری نکن فاتحه ملت بزرگ ایران خوانده است بنظر من حرف روشنفکران رو باید گوش کرد و باید اتحاد داشته باشیم و تمام مردم رو راضی نگه داشت و بخاطر افراد سود جو که فقط به منافع شخصی خود توجه میکنن کشور رو نیست ونابود نکنند کشور ما مانند یک خانواده ای است که دارای ثروت بزرگ جهانیه اگه یکی از اعضای خانواده رنجیده خاطر بشه ممکنه به ریسمان خانواده آسیب جدی وارد کنه.این حقیقت بزرگی است که تمام کشورها فقط برای ثروت ایران ما دوستی ودشمنی میکنند آمریکا برای نفت ما سوریه برای استفاده ابزارسیاسی ایران علیه آمریکا چین برای درآمد کشورش همه اینها برای نفع و آسایش ملتشان تلاش میکنند.چراما نباید بی سر و صدا زندگی مرفح نداشته باشیم؟ ایران نباید به روسیه باج دهد نباید با آمریکا دشمنی کند بلکه بسیار هوشمندانه آمریکا را خام کند و از داخل به آن نفوذ کند دقیقا همان کاری که خودش در مقابل ایران میکند آمریکا بانفوذ به دلهای مردم ایران افکار ایرانی ها را در دست گرفته است و روزی قدرت خود را نشان داده است(سال۸۸) چرا ما نقاط ضعف زیادی داریم چون آزادی نداریم حتی بچه ۵ ساله هم درمقابل تحمیل واکنش نشان میدهد پس چه بهتر که خود مردم راه درست را پیدا کنند اگر کسی راه غلط برود مطمعنا سرش به سنگ خواهد خورد

  41. با سلام و اما القصه برای من و امثال من که از انقلاب جز حرف و بیان خاطره های یک طرفه در تلویزیون و مجلات و روزنامه ها چیزی ندیده وبیشتر نشنیده ایم جای تعجب ندارد اگر که به هر کس که از راه رسید اعتماد نموده و حرف حق یا ناحق انها را قبول کنیم چون با چشم خود پوچی این گروه حاکم را چه در ارمان و چه در عمل مشاهده میکنیم لذا اگر این نامه مثال امر به معروف باشد از عقلای جامعه ای که همه در زنجیرند قابل قبول است اما اگر از این نامه انتظار فرجی است مسلما خوش خیالی بیش نیست همین که ادای دین میکنند حضرات اقایان شش پنج نفر به علاوه یک خانم برایمان بس است ولی به اگاهی خوانندگان محترم این کامنت میرسانم از سالخوردگان نباید انتظار خیزش داشت انکه پرچم خیزش علیه ظلم را بر خواهد افراشت جوانی است که اکنون در داخل ایران بی هدف و سردرگم است اگاهی او از اتفاقات پیرامونیش فقط به حرفها و متلکهای مجریان ماهواره ها و خوانندگان زن و مرد ی معطوف است که از قضا همهگیشان وطن پرست از اب گرداب این سی و چند ساله به بیرون جهیده اندکاش میشد بیداری را با شهامت و اگاهی به ملت و نسل جوان ایران تزریق کرد اما افسوس که به ثمر نشستن این نهال اگاهی و بیداری سالها زمان خواهد برد و چه هزینه ها و چه ثروتها که از بین نخواهند رفت ولسلام

  42. م ـ رحمتی

    به بهانه نامه ملی و مذهبی ها به رهبری و صحبت خاتمی در دیدار با تحریریه سایت بازتاب : آقای خاتمی می گوید نشانه های امیدوارکننده ای در تغییر رویه حکومت برای برگزاری انتخابات آزاد نمی بیند . این سخن خاتمی به این معنی است که تا حکومت فضا را باز نکند کاری از دست ما بر نمی آید و باید صبر کنیم تا حکومت از سر ناچاری چنانچه خودش نتوانست راه چاره ای پیدا کند ناگزیر شود به راه دیگر یعنی مراجعه به اصلاح طلبان روی بیاورد و در آن زمان ما باید وارد کار زار انتخابات شویم.
    این خط مشی منفعلانه است چرا که اگر وارد انتخابات هم بشوی باید در چارچوب حکومت عمل کنی،در مقابل این سیاست روش فعال است ، زمانی میتوان وارد این خط مشی شد که روی پشتوانه نیروهای مردم بتوانی حساب باز کنی، آیا در حال حاضر نیروهای جنبش سبز دارای انسجام و هدف مشترک هستند که بصورت فعال و طلبکارانه وارد شوند و از حکومت خواستار انتخابات آزاد شوند؟
    ظاهراً مردم و مخالفان حکومت منتظر این هستند که حکومت از طریق فشار خارجی، تحریم و جنگ تغییر کند و این توان را در خودشان نمی بینند که بتوانند وارد حرکت براندازی بشوند و به قول خودشان این حکومت را قوی تر و بیرحم تر از رژیم سوریه می بینند .
    شش فعال ملی مذهبی به عنوان گروه مسالمت جویی که خواستار اصلاح امور در راستای وفاق ملی است در نامه به رهبری رویکرد جدیدی را مطرح کردند و راهی را جلوی پای حکومت و مردم گذاشتند که به نفع کشور است. سرپرست کیهان شریعتمداری می گوید : ” اگر ایران بخواهد باج بدهد به غرب خواهد داد،نه به اپوزیسیون داخلی. ” و ملی مذهبی ها ـ به حکومت تذکر داده که عاقبت حکومتهای بسته و غیر دموکراتیک فروپاشی است . نوشتن این نامه از سوی این شش نفر با وجود نزدیک شدن انتخابات و باز شدن نسبی فضا نسبت به سابق باز هم کاملاً بی خطر نخواهد بود و هزینه ای برای این عزیزان در بر خواهد داشت.
    بعضی می گویند که این نامه ها اثری ندارد و حکومت روند قبلی خود را پیش می گیرد، سئوال این است که اگر این نامه پشتوانه داشته باشه و بتواند جریانی را که مدافع اصلاحات باشد را با خود به همراه داشته باشد در آن زمان حکومت توانایی نادیده گرفتن آن را نخواهد داشت، اگر حکومت قصد باز کردن فضا را داشته باشد باید اطمینان داشته باشد که برای چه جریاناتی این کار را باید بکند، اگر این نامه را مانند سایر نامه ها بدون پشتوانه ببیند، آنها را به حساب نخواهد آورد.
    زمانی حکومت در برابر اصلاح طلبان دست به عقب نشینی می زند که متوجه قدرت و میزان نفوذ آنها در جامعه بشود و مطمئن شود که مخالفینش قصد براندازی ندارند و در انتظار سرنگونی این رژیم توسط عوامل خارجی و بیگانه نیستند .
    جناح عاقل حکومت اگر بخواهد فضا را باز کند نیروهای سرکوبگر اطرافش به راحتی به آنها این اجازه را نخواهند داد، آنها زمانی توانایی این کار را خواهد داشت که ادامه حیاتشان را در فضای باز ببینند.
    اگر مردم و اصلاح طلبان نتوانند برخورد فعالی در این زمینه داشته باشند این سرمایه کشور است که از بین میرود. یادمان نرود که می خواهیم به دموکراسی برسیم ، این شیوه های مبارزه است که ما را درمسیر دموکراسی یاری میکند .

  43. داود

    سلام.این نامه جای بحث بسیار دارد.اگر واقع بینانه و به دور از سیاست های جناحی نگاه شود می توان دخالت ایده ها و رویکردهای آنان را در آن مشاهده کرد که این خود با واقع گرایی سر ناسازگار دارد.مبحث سیاست خارجی باید فراتر از هر گونه ایدئولوژیکی نگرسته و تحلیل شود.

مخاطبان محترم، سایت ملی-مذهبی از دریافت نظرات سازنده شما برای بهبود کیفیت مطالب استقبال می کند. انتقادهای شما و راهکارهایتان می تواند تحریریه سایت را در افزایش کیفیت مطالب کمک کند.

مطالب مرتبط

پربازدیدترین مطالب

این سایت از نظر هویتی ملی-مذهبی ، اما از نظر حقوقی مستقل است.