یکشنبه 18th اکتبر 2020 , ساعت: 04:10کد مطلب : 118741 نسخه قابل چاپ
مصاحبه نشریه دانشجویی اصل ۲۴ با احمد زید آبادی

اصلاحات دیگر جنبش نیست

موضوع: «افول جنبش دانشجویی؛ چرایی، چالش‌ها و راه‌های برون‌رفت»

احمد زیدآبادی (زاده ۱۳۴۴ زیدآباد، سیرجان) روزنامه‌نگار و تحلیل‌گر سیاسی ایرانی است که در پی حوادث انتخابات ریاست‌جمهوری (۱۳۸۸) به شش سال زندان، پنج سال تبعید به گناباد و محرومیت مادام‌العمر از هر گونه فعالیت سیاسی و شرکت در احزاب و هواداری و مصاحبه و سخنرانی و تحلیل حوادث، به صورت کتبی یا شفاهی محکوم شد و پس از طی دوران حبس و در اوایل تبعید در مرداد ماه ۱۳۹۴ مورد عفو عید فطر قرار گرفته و آزاد شد. وی دبیرکل سازمان دانش‌آموختگان ایران اسلامی (ادوار تحکیمQA) و عضو هیئت مدیره انجمن صنفی روزنامه‌نگاران ایران نیز بوده‌است. او در رشته علوم سیاسی دانشگاه تهران تحصیل کرده و دکترای علوم سیاسی از دانشکده حقوق دانشگاه تهران دارد.

عرض ادب و احترام فراوان خدمت جناب آقای دکتر زیدآبادی. لطفاً اگر مقدمه ای حول موضوع گفتگو دارید، بفرمایید.

سلام به همۀ دوستان این گروه از راه دور. امیدوارم در سرمای ارومیه به شما خوش بگذرد

سوال اول

عرض ادب،

در مصاحبه تان پیرامون تشکیل مجدد سازمان ادوار تحکیم وحدت، فعالیت حزبی و کار تشکیلاتی در فضای سیاسی امروز ایران را مثمر ثمر نمی­دانید. آیا در خصوص فعالیت تشکل­های دانشجویی نیز چنین دیدگاهی دارید؟ اگر آری چرا و اگر خیر، چه راهکار­هایی برای اثرگذاری حداکثری فعالیت انجمن­های اسلامی  در شرایط فعلی کشور، در نظر دارید؟

آنچه در آنجا گفتم مختص احزاب سیاسی بود. انجمن­ها به نوعی ان جی او به حساب می­آیند و در هر صورت وجودشان مفید است. تأثیرگذاری حداکثری در حال حاضر از هیچ فرد و انجن و گروهی بر نمی­آید. به همین مقدار فعلی قانع باشید و تلاش کنید تا بحث­های خود را عمق ببخشید. خیلی دغدغۀ گسترش کمّی را نداشته باشید چون کنون جامعه سیاست زده است و به راحتی به این فعالیت ها روی خوش نشان نمی­دهد. بنابراین تلاش­تان صرف بهبود و ارتقاء کیفی اعضای معدود باشد.

سوال دوم

در ماه های اخیر (به ویژه پس از اتفاقات دی ماه ۹۶)، با توجه به روگردانی مردم و بخصوص دانشجویان از اصلاحات، تشکل­های دانشجویی با نوعی سلب اعتماد و بی­اعتنایی از طرف بدنه اجتماعی خود روبرو شدند.

از طرف دیگر اقبالی نسبتاً کم نظیر متوجه فعالین صنفی و چپ سراسر کشور شد.

علت این امر را چه می­دانید؟

به نظر شما آیا انجمن های اسلامی می­توانند در فضای کنونی جایگاه سابق خود را بازیابند و در راستای جلب اعتماد عمومی گام بردارند؟ اگر آری، چگونه؟

وضعیت کنونی در ایران بسیار گذراست و اوضاع خواه ناخواه تغییر می­کند بنابراین اصلاً نگران پدیده­های کوتاه مدت نباشید. رویکرد به فعالیت صنفی البته پدیدۀ خوب و مبارکی است، اما استقبال از چپ­ها به نظرم واکنش به فاصلۀ طبقاتی و فقر فزاینده باشد. مشکل چپ ها حتی در سطح جهان این است که برنامۀ واقع بینانه­ای برای حل مشکلات عینی بخصوص مشکلات اقتصادی را ندارند و  اغلب شعارهای غیرکارکردی را مطرح می­کنند. به همین علت هم در سراسر جهان به حاشیه رفته اند. در ایران هم شانسی برای قدرت گرفتن  و مسلط شدن ندارند.  شما اگر به اندیشه­های خود عمق دهید و رویکرد واقع بینانه­ای به مسائل ایران داشته باشید؛ در آینده شانس خواهید داشت.

سوال سوم

با عرض سلام خدمت آقای زیدآبادی

این مجال را مغتنم شمرده و از محضر شما جهت رسیدن به پاسخ چند سوالی در باب تأثیر جنبش دانشجویی ایران قبل از دوران سیاهچاله بر وضعیت امروز جریان دانشجویی استفاده می‌کنم.

ناکارآمدی جریان دانشجویی امروز که بر کسی پوشیده نیست را معلول چه چیزهایی می‌دانید؟

وضعیت جنبش دانشجویی متأثر از شکستی است که جریان اصلاحات خورده است. بنابراین کم و بیش طبیعی است. البته همان دورۀ اصطلاحاً طلایی جنبش دانشجویی نیز مشکلات انجمن­ها بسیار و میل به انشعاب و سر وصدا در آنها بالا بود. آن تجربه باید آسیب شناسی شود نه اینکه به صورت نوستالژی در آید. از این رو نباید احساس سرخوردگی کنید. به هر حال یادتان باشد که جنبش دانشجویی اصولاً محصول نظام­های بسته است در نظام های باز جنبش دانشجویی به این صورت جایی ندارد چرا که فعالیت سیاسی کار احزاب است. در واقع انجمن ها در سابق کار پر سر و صدا و تبلیغاتی و با انعکاس وسیع رسانه ای را کار می­دانستند در حالی که اینها کار اصلی نبود و خیلی ماندگار نشد. در این شرایط لازم است مطالعات خود را معطوف حل مشکلات عینی گسترش دهید و اصلاً هم نگران جریان های زودگذر نباشید.

سوال چهارم

 نقش دفتر تحکیم وحدت در این ناکارآمدی را به طور مستقیم و غیر مستقیم چگونه ارزیابی می‌کنید؟ مشخصاً آیا نقشی برای دفتر تحکیم وحدت در افول جنبش دانشجویی ایران به یک جریان ضعیف دانشجویی قائل هستید یا خیر؟

دفتر تحکیم در روند کار خود بیش از اندازۀ توانش بار برداشت و تحت فشار قرار گرفت و در مقاطعی هم پختگی لازم را نشان نداد و دستخوش جر و بحث­های داخلی شد. احزاب و گروه­های سیاسی نیز به آن به چشم ابزاری برای چانه زنی و یا اعمال فشار به رقبای خود می­نگریستند و  عملاً به انشعاب و تفرقه و درگیری در آن دامن زدند. در دوره­ای انجمن­ها اساساً بی هویت شدند و هر کس با هر مرام و باوری وارد آنها شد چنانکه گویی انجمن هایی صنفی اند نه سیاسی! انجمن سیاسی باید هویت و خط مشی روشن داشته باشد؛ اما عده ای با استفاده از خلأ تئوریک مربوط به ساختار انجمن های سیاسی، هر نیرویی را وارد آن کردند که عملاً سبب درگیری داخلی در آن شد.

با سلام و عرض ادب و احترام فراوان؛

در گذشته، خاصه در دوران فعالیت تحکیم وحدت، گاه جنبش دانشجویی به عرصه‌ی سیاست‌ورزی دولتی نیز ورود داشته و حتی اقدام به ارائه لیست انتخاباتی نموده است؛

با توضیحات فوق، مرز فعالیت دانشجویی و کارکرد حزبی را کجا می­دانید و نحوه‌ی برخورد قدرت با جنبش دانشجویی که در حد احزاب مشارکت سیاسی دارد را چگونه از برخورد قدرت با تشکل‌های مدنی دانشجویی که بر قدرت اجتماعی تکیه دارند تفریق می­دهید؟

همانطور که گفتم در  یک جامعۀ بسته، جنبش دانشجویی خواه ناخواه رنگ سیاسی به خود می­گیرد و از این گریزی نیست. اما در ایران سال­های قبل، به علت ضعف احزاب سیاسی، بار اصلی سیاست به دوش مطبوعات و دانشجویان افتاد و  سبب قلع و قمع هر دو شد. از این رو، انجمن­ها ضمن حفظ دیدگاه سیاسی خود نباید در نقش قربانی گروه­های سیاسی ظاهر شوند. اگر روزی جامعۀ ایران باز شد که به امید خدا می­شود؛ آنگاه کارویژۀ انجمن­ها از سیاسی به علمی و فرهنگی و کمی هم صنفی تبدیل خواهد شد.

سوال ششم

امروز شاهدیم که «سیاهچاله» احمدی‌نژاد منجر به «آینده‌ای روشن» نشد و این یک اشتباه محاسباتی با هزینه هنگفت از سوی دانشجویان (شما و هم‌فکران‌تان در دفتر تحکیم و سازمان دانش‌آموختگان) در سال ۸۴ بود که هم کشور و هم جنبش دانشجویی را دچار فروپاشی‌های ساختاری کرد به طوری که امروز شما را وادار به سخن گفتن از اصلاحات ساختاری کرده است. اشتباه مجموعه دفتر تحکیم و ادوار آن در آنچه که بر جنبش دانشجویی ایران رفته است و او را چنین مریض و زمین‌گیر کرده است، به زعم بنده غیرقابل انکار می‌باشد. سوال اینجاست که آیا ادوار دفتر تحکیم که در آن سال‌ها پروژه عبور از خاتمی را کلید زد و نهایتاً منجر به بسته شدن درب‌های اصلاح در این خاک شد، تلاشی برای جبران مافات خواهد کرد یا در گوشه‌ای ایستاده و بابت هزینه‌هایی که داده است عافیت‌طلبی (سهم‌خواهی با نوشتن نامه‌های جمعی و صد امضایی و …) پیشه می‌کند؟

بحث ادوار از دفتر تحکیم جداست. دفتر تحکیم مجموعه یا اتحادیه ای از انجمن های اسلامی بود اما ادوار یک حزب سیاسی و این دو اصولاً ربط مستقیمی به هم نداشتند جز اینکه برخی از اعضای سابق انجمن­ها در ادوار عضو شده بودند. پیروزی احمدی نژاد هم ربطی به دفتر تحکیم و ادوار نداشت. اصلاحات به دلیل عملکرد بدون استراتژی و بدون برنامۀ اصلاح طلبان و بخصوص آقای خاتمی به گل نشسته و اعتبارش را در جامعه از دست داده بود. در سال ۸۴ ماشین اصلاحات اساساً سوختی نداشت که قادر به ادامۀ حرکت باشد. بنابراین جامعه به فردی چون احمدی نژاد اقبال نشان داد. احمدی نژاد نتیجۀ طبیعی عملکرد دولت خاتمی بود و بنابراین، گناه به قدرت رسیدن او را به گردن یک حزب و مجموعه ای که در تمام دوران اصلاحات کتک خورده بودند؛ نوعی فرافکنی و مسئولیت گریزی از جانب دوستان اصلاح طلب است. ضمن آنکه با تمام شدن سوخت اصلاحات اگر فردی جز احمدی نژاد هم رئیس جمهور می­شد آن سیاهچاله در انتظار بود. به گمانم تجربۀ دولت روحانی در این دورۀ دوم این مطلب را به خوبی نشان می دهد.

سوال هفتم

عده ای معتقدند فعالیت انجمن­های اسلامی در وضعیت امروز کشور، با محدودیت­های موجود و حرکت در چهارچوپ های تعیین شده از طرف حاکمیت، عملاً نتیجه­ای جز مشروعیت بخشی بیشتر به حکومت (از طریق تبلیغات حکومتی پیرامون وجود فضای آزاد در دانشگاه ها) ندارد. تحلیل شما در این باره چیست؟

تشکل­های دانشگاهی آزاد اندیش و تحول خواه، چگونه میتوانند با این امر مقابله نموده و به تعبیر عده ای، به سوپاپ اطمینان بدل نشوند؟

به نظرم وجود انجمن­ها ضروری است و فعالیت آنها هم مفید است. قرار نیست چند انجمن دانشجویی وضع را کن فیکون کنند تا تأثیرگذار معرفی شوند. همین که عده ای دور هم جمع می­شوند و بحث و گفتگو می­کنند و برنامه­ای هر چند کوچک را پیش می­برند و بین خود انتخابات برگزار می­کنند نوعی آموزش رفتار مدنی و جمعی است. حکومت هم فعلاً به قدری گرفتاری دارد که جایی برای توجیه مشروعیت خود از طریق آزادی عمل انجمن ها ندارد! همانطور که قبلاً نوشتم، شرایط ایران در حال تغییر است و تشکل­های کوچک و خرد هر چه بیشتر باشد برای آینده آن بهتر است.

سوال هشتم

یکی از دلایل سردی جریان دانشجویی کنونی را عدم ارتباط فکر فعالین فعلی با ادوار می‌دانند. به بیان دیگر انفکاک فکری و خفقان موجود در دوران دولت پاکدست(!) را علت ناقصه‌ی عدم پویایی جریان‌های دانشجویی فعلی می‌دانند. با این اوصاف آیا شما بر این مقدمه صحه می‌گذارید یا خیر؛ و اگر این مقدمه را صحیح می­دانید، اساسا اتصال دوباره به ادوار را مثمر ثمر می­دانید و ملاحظات آنرا چگونه توصیف می­کنید.

بحث فقط دولت “پاکدست” نیست. در همان دورۀ خاتمی هم بسیاری از فعالان دانشجویی گرفتار زندان و فشار شدند. اصولاً نظام سیاسی ایران اجازۀ شکل گرفتن هیچ جریان قوی و مؤثری را نمی­دهد و از ارتباطات آزاد بین نسلی جلوگیری می­کند. رابطۀ فعالان دانشجویی و ادوار هم برای خود داستانی دارد که جای نقل اش اینجا نیست. ادوار در طول فعالیت خود واقعاً گرفتاری زیادی را تحمل کرد و عملاً قلع  قمع شد. در واقع من پس از آنکه دبیرکل ادوار شدم برنامۀ آن را آموزش و گسترش تشکیلات اعلام کردم و داشتیم به دستاوردهای مثبتی هم می رسیدیم اما پس از انتخابات ۸۸ همه دستاوردها نیست و نابود شد. بنابراین ادوار هم نتوانست گام بزرگی در جهت ارتباط بین نسلی بردارد.

سوال نهم

عده‌ای معتقدند در فضای کشوری فعالین دانشجویی، عده‌ای خود به دنبال رانت و سهم‌خواهی و قدرت طلبی‌اند.

اگر این فرض را بپذیریم، آیا در چنین فضایی می‌توان به تغییر و بهبود امیدوار بود؟

بله. متأسفانه مواردی از این قبیل چیزها دیده می­شود.  برخی از فعالان سابق دانشجویی و شاید هم لاحق، خرده بروکرات­هایی شده اند که فعالیت سیاسی را به دستبابی به منابع قدرت و یا ثروت معطوف می­دانند. از این جهت حس  فداکاری که اساس هر نوع جنبش اجتماعی است در آنها کمرنگ یا بیرنگ شده است. از همین روست که گفته ام اصلاحات دیگر جنبش نیست! طبعاً این عادات اثری منفی بر جا می­گذارد اما سرنوشت کشور ما فعلاً در گرو نوع فعالیت این افراد نیست. متأسفانه سرنوشت کشور به بازی قدرت­های بین المللی و نوع واکنش نظام به آنها گره خورده است و همگی ما ناظران بی قدرت و بی تأثیری بر سرنوشت کلی شده­ایم و به همین علت است که اصرار می کنم جزئیات و چیزها یکوچک را بچسبید و رها نکنید چون در آینده به کار می آید.

سوال دهم

همانطور که مستحضرید، اخیرا نگاه مثبتی در دانشجویان نسبت به فعالیت­های صنفی شکل گرفته است. با قبول لزوم اینچنین فعالیت‌هایی آیا وظیفه‌ی اصلی فعالین دانشجویی نگاه صرف به مسائل داخل دانشگاه است یا باید نگاهی عمیق نیز در آنان نسبت به مسائل کلان کشوری و جز آن وجود داشته باشد؟ آیا محدوده‌ی اصلی فعالیت منحصر به دانشگاه و مسائل درونی آن (رفاهی آموزشی و غیره) باید باشد یا مسائل فرهنگی و سیاسی کلان را بطن اصلی فعالیت می­دانید؟

هر انسانی که در پی اصلاح اجتماعی است لازم است که نگاهی کلی به وضعیت و شرایط جامعۀ خود داشته باشد. فعالیت صنفی البته نوعی کنش مدنی است اما به نظرم در صورتی کمک ساز است که منافع صنفی در پرتو وضع دیگر اقشار و طبقات و با توجه به مقدورات و محدودیت منابع نگریسته شود. در جامعۀ ما فعلاً هیچ چیز سر جای خود نیست و بعید می­دانم که فعالیت های صنفی نیز در موقعیت فشار کارکرد واقعی خود را داشته باشند. از نگاه من، یک دانشجو باید درک روشنی از مسائل سیاسی و فرهنگی کشور خودداشته باشد و صِرف فعالیت صنفی این را ایحاد نمی­کند.

سوال یازدهم

سلام و عرض ادب

با توجه به این که به نوعی سردرگمی در بین تشکل­های دانشجویی و فعالیت هایشان دیده می­شود لطفا شفاف­تر بفرمایید که وظیفه کنونی جنبش دانشجویی چیست و اساسا چه مسائل و دغدغه­هایی را باید دنبال کند و آیا اعتراضات جمعی اعم از تحصن و … در دانشگاه می­تواند نتایج مثبتی جهت بازتر شدن فضا داشته باشد یا خیر. سوال دیگر این که منظور شما از عمق دادن به اندیشه­ها چیست؟

همینقدر بگویم که مسائل ایران به سرعت در حال تغییر است بنابراین آنچه در سال های پیش مهم بوده الان اهمیت خود را از دست داده و یا در حال از دست دادن است. مسائل تازه ای در حال ظهور است که باید فرصت ها و تهدیدهای نهفته در آنها را دریافت. اعتراض و تجمع هم به نظرم  از تاکتیک های دوران قبل بود که کارکرد ویژۀ خود را از دست داده زیرا این تاکتیک ها قرار بود در یک جنبش کلی تر معنا و مفهوم پیدا کند که آن جنبش هم دیگر نیست. بنابراین خود را از این وسوسه ها رها کنید. عمق دادن به اندیشه بدین معناست که در حال حاضر بسیاری از دانشجویان فعال از هر طیفی خود را به چند مفهوم که حالت شعاری هم پیدا کرده، دلخوش کرده­اند در حالی که به راه­های تحقق آن مفاهیم در جامعۀ پیچیده و بغرنجی مانند ایران نمی­اندیشند. این بلا البته مختص دانشجویان نیست بلکه شامل چهره­های مشهور هم می شود. اگر شما طرفدار آزادی یا کثرتگرایی یا عدالت یا دمکراسی یا توسعه و یا هر امر دیگری هستید؛ زمان آن رسیده که الگوهای تحقق اینها را با توجه به شرایط ایران مورد مطالعه قرار دهید و حرفی ایجابی در این باره داشته باشید. به این می­گویند عمق دادن به اندیشه! یعنی فرا رفتن از مفاهیم انتزاعی و انضمامی کردن آنها. یعنی اینکه برای هر مشکلی راه حلی عملی داشته باشید.

سوال دوازدهم

در جایی فرمودید:« در دوره­ای، ورود هر نوع نیرویی با هر مرام و باوری به انجمن ها، چنان که در شورا­های صنفی رخ می­دهد، انجمن­ها را بی هویت کرد و به آنان آسیب رساند.»

در صورت امکان بیشتر توضیح دهید که به نظر شما چه طیف نیرو­های سیاسی مناسب فعالیت در انجمن ها بوده؟

ورود کدام طیف­های سیاسی به انجمن­ها را آسیب زا می­دانید و معتقدید آنان را از هویت تهی می­نمایند؟

هر انجمن سیاسی با هر نامی باید ابتدا هویتی برای خود تعریف کند. هویت انجمن­ها در دوران پیش از اصلاحات، اصطلاحاً “خط امامی” بود که کاری جز ایجاد دردسر برای دانشجویان دگراندیش نداشت. بعد از دوم خرداد انجمن­ها از آن هویت فاصله گرفتند و در صدد تعریف هویت خود به عنوان نیرویی دمکراسی خواه و اصلاح طلب برآمدند. اما این هویت ثبات پیدا نکرد و بعد از مدتی راه ورود تمام گرایش­های سیاسی و فکری از چپ و راست و غیره به انجمن ها گشوده شد. من گاهی با چپ­هایی در انجمن­ها برخورد می­کردم که خودشان می­گفتند استالینیست هستد. وقتی می پرسیدم که شما در انجمن چه می کنید؛ پاسخ شان این بود که چون جایی برای فعالیت نداریم وارد انجمن ها شده ایم! این پاسخ قانع کننده نبود چرا که مثلاً قرار بود انجمن ها مدافع دمکراسی باشند در حالی که هویت استالینیست ها این نبود. در انجمن های صنفی گرایش سیاسی افراد مهم نیست چرا که همگی به اتکای منافع صنف که می­توان در بارۀ آن به اجماع رسید فعالیت می­کنند؛ اما در یک انجمن یا تشکیلات سیاسی که نمی­توان افراد مختلف الجهت را وارد کرد وگرنه وارد کشاکش داخلی دائمی می­شود و هیچ خیر و عملکرد جمعی از آن برنمی­خیزد.

پرسش سیزدهم و پایانی

در صحبت‌هایتان بر لزوم وجود هویت و خط مشی مشخص در تشکل‌های سیاسی تاکید کرده‌اید؛

آیا وجود یک خط مشی مشخص و راندن افراد با تفکرات غیر همسو یا کم همسو از این تشکل‌ها به بهانه عدم انطباق با این خط و مشی، تشکل‌ها را از “دانشجویی” بودن ساقط نمی‌کند و آن را منحصر و محدود به تفکری خاص و در نتیجه از بین رفتن تکثر در فضای فکری دانشگاه نمی‌کند؟

و درباره پاسخ اخیرتان، وقتی بستری برای دگراندیشان در دانشگاه برای پیگیری اندیشه‌ها و فعالیت‌ در راستای باورهایشان موجود نیست، راهکار بسط مقاصد توسط این گروه‌ها در صورتیکه به انجمن‌ها وارد نشوند چیست؟

در این جهان هر پدیده ای هویتی دارد. بدون هویت که چیزی امکان موجود شدن نمی­یابد. اگر شما هویت­تان را صرفاً دانشجویی تعریف کنید در آن صورت باید تشکل صنفی ایجاد کنید نه سیاسی. تشکل سیاسی مرزهایی خواه کم رنگ و خواه پررنگ دارد. آیا درِ تشکل شما به روی دانشجویان بسیجی باز است؟ اگر هست این چه انجمن اسلامی است؟ و اگر نیست پس پاسخ خود را گرفته اید! تکثر بدین معناست که هر گرایش فکری یا اعتقادی امکان تشکیل انجمن خود را داشته باشد نه اینکه همۀ گرایش ها در یک انجمن حضور یابند! اینکه دگراندیشان امکان تشکیل انجمن خود را ندارند البته مشکل بزرگی در جامعۀ  ماست اما این مشکل از راه درستش باید حل و برای رفع آن تلاش شود نه اینکه صاحبان افکار و عقاید مختلف وارد تشکلی با رویکردی خلاف مرام سیاسی خود شوند و آن را عملاً فلج کنند. در زندان پس از وفات آیت الله منتظری قرار شد پیام تسلیتی از طرف زندانیان صادر شود. بچه های سازمان مجاهدین خلق و برخی دیگر از گروههای شبیه آنها اصرار داشتند که بیانیه جمعی باشد. طبعاً اصلاح طلبان نپذیرفتند و قشقرقی به پا شد. مجاهدین و امثال آنها اعتراض داشتند که این اصلاح طلبان هم خودی و غیر خودی می­کنند پس فرق شان با حکومت چیست؟ به آنها گفتم خودی و غیر خودی از سوی دولت که باید حقوق برابر تمام اتباع را تضمین کند؛ امری غلط است و گرنه گروههای سیاسی چرا نباید با دیگران مرزبندی داشته باشند؟ این استدلال به گوششان نمی­رفت. به یکی از آنها گفتم که اگر الان الله کرم را به زندان بیاورند حاضر است با او نامه ای را امضا کند؟ جوابش منفی بود. گفتم با این حساب تو خودت هم خودی و غیرخودی می­کنی؟ اینکه می­گویم اندیشه باید عمق پیدا کند به این معناست که این مفاهیم شکافته و از یکدیگر تفکیک شود.

در آخر اگر جمع‌بندی، توصیه‌ای نهایی یا نکته‌ای از قلم‌افتاده‌ که در پرسش‌ها بدان‌ها اشاره نشده مدنظر دارید بفرمایید.

نه. چیز خاصی به نظرم نمی­رسد. شما آیا این کتاب الزامات سیاست در عصر ملت – دولت را خوانده اید؟

خیر بنده به شخصه متاسفانه فرصت نکرده‌ام و در لیست قرار داده‌ام. دوستان دیگر را نمی‌دانم.

به نظرم آن را بخوانید و با دوستانتان به بحث بگذارید. حاوی مفاهیمی است که به کارتان می آید و در عین حال چشم اندازی از مسائل تازۀ ایران به دست می­دهد که نگاهتان را تازه­تر می­کند.

حتما و حتما اقدام به مطالعه خواهیم کرد و مشتاقانه به بحث و تبادل نظر خواهیم نشست.

بسیار بسیار از شما متشکرم آقای دکتر که وقتتان را در اختیار ما قرار دادید. انشاالله از پاسخ‌هایتان نهایت بهره را خواهیم برد.

منبع شماره هشتم نشریه دانشجویی اصل۲۴، به صاحب امتیازی انجمن دانشجویان ایران اسلامی دانشگاه ارومیه


حوزه :
برچسب ها :

مخاطبان محترم، سایت ملی-مذهبی از دریافت نظرات سازنده شما برای بهبود کیفیت مطالب استقبال می کند. انتقادهای شما و راهکارهایتان می تواند تحریریه سایت را در افزایش کیفیت مطالب کمک کند.

این سایت از نظر هویتی ملی-مذهبی ، اما از نظر حقوقی مستقل است.