چهارشنبه 6th ژوئن 2012 , ساعت: 04:06کد مطلب : 11705 نسخه قابل چاپ
اردشیر امیرارجمند:

شورا هرگز از واژه تحریم استفاده نکرده و خواستار عدم مشارکت شده

عکس:ملی-مذهبی

مشاور میرحسین موسوی با تاکید دوباره بر راهکارهایی که بیانیه شماره ۱۷ میرحسین موسوی برای حل بحران های جاری کشور ارائه کرده، بر حل و فصل عزت مندانه پرونده هسته ای با حفظ منافع کشور و پایان دادن به رقابت های مخرب جناحی درون حاکمیت در این باره تاکید می کند و در عین حال می گوید: رسانه های حکومتی و صدا و سیما عوام فریبی را متوقف کنند و صادقانه مشکلات را با مردم در میان بگذارند، وگرنه کمی دیرتر مجبور خواهند شد با اعطای امتیازات حداکثری به امتیازات حداقلی رضایت دهند و بعد نام آن را پیروزی بزرگ بگذارند.

به گزارش کلمه، اردشیر امیر ارجمند با تصریح به اینکه آزاد کردن رهبران جنبش و زندانیان سیاسی، اولین گام برای اصلاح رفتار حاکمیت و حل بحران است، خواستار تغییر روندها و روش ها در عرصه داخلی شد و گفت: مردم دارند زیر بار گرانی و فقر، له می شوند. بیکاری، مشکلات اقتصادی، احتماعی و حتی خانوادگی جامعه را دچار گسست های فراوان جدی کرده است. همبستگی ملی آسیب جدی دیده است. حکومت باید شجاعت گفت و گو با مردم و معترضین را پیدا کند، حقوق آنها را به رسمیت بشناسد و اشتباهات اقتصادی، سیاسی و فرهنگی خود را اصلاح کند.

سخنگوی شورای هماهنگی راه سبز امید همچنین با دفاع از موضع شورا در جریان انتخابات مجلس نهم، از تخریب های صورت گرفته علیه کسانی که نظر متفاوتی داشتند، ابراز تاسف کرد و ادامه داد: نباید عجولانه زحمات افراد را فراموش کنیم و به راحتی به خود اجازه هتک حرمت و تخریب شخصیت افراد را بدهیم و راه را برای خودنمایی آتش بیاران معرکه باز کنیم.

در بخشی از این گفتگو آمده است:

در حال حاضر با توجه به ضرب الاجل تحریم های اتحادیه اروپا و ادامه مذاکرات دنباله دار هسته ای از یک سو و جدی تر شدن خطرات ناشی از گزینه های غیر سیاسی از سوی دیگر، راهکارهای پیش روی دولتمردان کشورمان در عرصه بین المللی و داخلی چیست؟

در عرصه بین المللی با شجاعت پرونده هسته ای را که موجب تحریم های فلج کننده بر کشور شده است، به صورت عزت مندانه و با حفظ منافع مهم و اصلی کشور حل و فصل کنند. به مردم اعتماد کنند و با آنها صادق باشند. جناح های مختلف حاکمیت دست از رقابت های مخرب و کارشکنی در این زمینه که مربوط به امنیت ملی و منافع ملی است، بردارند. در عین حال رسانه های حکومتی و صدا و سیما عوام فریبی را متوقف کنند و صادقانه مشکلات را با مردم در میان بگذارند، وگرنه کمی دیرتر مجبور خواهند شد با اعطای امتیازات حداکثری به امتیازات حداقلی رضایت دهند و بعد نام آن را پیروزی بزرگ بگذارند.

در عرصه داخلی هم روندها و روش ها را تغییر دهند. قدرت تنها در اعمال خشونت نیست. خشونت بلای قدرت است. کسی واقعا قدرت دارد که بتواند در موقع لازم دست به اصلاحات بزند و از آن نترسد. مردم دارند زیر بار گرانی و فقر، له می شوند. بیکاری، مشکلات اقتصادی، احتماعی و حتی خانوادگی جامعه را دچار گسست های فراوان جدی کرده است. همبستگی ملی آسیب جدی دیده است. حکومت باید شجاعت گفت و گو با مردم و معترضین را پیدا کند، حقوق آنها را به رسمیت بشناسد و اشتباهات اقتصادی، سیاسی و فرهنگی خود را اصلاح کند. فرافکنی و متهم کردن منتقدان به انواع اتهامات بی اساس، جز افزایش عصبیت ها نتیجه ای نخواهد داشت و مشکلی را حل نخواهد کرد. قطعا واقع بینانه نخواهد بود که بخواهیم همه اینها یک شبه اتفاق بیفتد، ولی باید از جایی شروع کرد. راه رام کردن رودخانه طغیان زده و گل آلود کشور، همانطور که مهندس موسوی می گفت، در جاری ساختن فوری آب روان و زلال به صورت تدریجی و مستمر است.

این اتفاق از کجا باید آغاز شود؟

به نظر من قطعا از آزاد کردن رهبران جنبش و زندانیان سیاسی. بدون آزادی آقایان موسوی و کروبی و دیگر زندانیان سیاسی، هیچ گام دیگری برای اصلاح رفتار حاکمیت قابل باور نخواهد بود.

راه حل های شما بر چه مبنایی است؟ آیا عملکرد جنبش سبز و شورای هماهنگی راه سبز امید در راستای همین راه حل ها بوده است؟

شما نگاه کنید به بیانیه شماره ۱۷ مهندس موسوی؛ همین راه حل ها را پیشنهاد می کند. چه چیز غیر معقولی در آن وجود دارد؟ واقعا کف مطالبات است، عاری از هرگونه افراط و تفریط. مفاد آن بیانیه همچنان مبنای عمل ماست. همین طور مواضع صریح آقای کروبی. شورا هم بر اساس منشور خود، با اتخاذ مواضع واقع بینانه معتدل و البته مستحکم و مستمر و تلاش جهت بازتاب عقل جمعی و اجماع سازی در حد ممکن، در همین راستا حرکت کرده است. در کنار اصل تکثر، موازین جهانی حقوق بشر، حق تعیین سرنوشت و انتخابات آزاد، از اصل مبارزه مسالمت آمیز در چهارچوب قانون اساسی که البته می تواند در فضایی مناسب و متکی بر رای مردم اصلاح شود و خطوط قرمز جنبش در رابطه با سلطنت طلبان، طرفداران مشی مسلحانه و آنهایی که خواهان مداخله قدرتهای خارجی هستند، عدول نکرده است.

به طور مشخص، با توجه به تحلیل هایی ارائه شده در خصوص موضع گیری بخشی از اصلاح طلبان و حامیان جنبش سبز در انتخابات مجلس نهم، برخی معتقدند با توجه به اینکه صندوق رای تنها گزینه پیش روی است، عدم مشارکت و به نوعی تحریم مشارکت در این شرایط تندروی محسوب می شد، ارزیابی شما چیست؟

به هیچ وجه. اولا، 

ثالثا، تصمیم بر عدم مشارکت در انتخابات حاصل چند ماه بحث و گفت و گو و تبادل نظر بین نیروهای داخل کشور بوده است. نتیجه عقل جمعی فعالان جنبش سبز بوده است. تصمیم بر عدم مشارکت توسط اصلاح طلبان و فعالان جنبش سبز چه ربطی به تحریم انتخابات توسط اپوزیسیون برانداز در خارج از کشور دارد؟ آنها که همیشه این کار را می کردند.

یعنی می گویید همه فعالان جنبش سبز معتقد به همین تاکتیک بودند؟

اصلا این طور نیست. جنبش سبز جنبشی متکثر است. عده ای هم موافق نوعی حضور یا تاکتیک های دیگری بودند که در اقلیت قرار گرفتند و عموما بر اساس نظر اکثریت عمل کردند.

در هرحال من از موضع شورا دفاع می کنم و آن را هم دموکراتیک، هم درست و هم در چارچوب قانون و اصول حقوق شهروندی می دانم.

در عین حال به طور جدی معتقدم باید همگی نقد را چه در داخل جنبش و چه در خارج آن بپذیریم، وگرنه دچار همان مشکلی می شویم که حکومت با آن مواجه است و ما با آن مبارزه می کنیم. البته متاسفانه گاهی دیده می شود که در بین مدعیان دموکراسی بردباری لازم وجود ندارد و اصول مفاهمه دموکراتیک رعایت نمی شود.

گفت و گو آداب و البته ادبی دارد که هر دو باید رعایت شود، تا همدلی به وجود آید. وگرنه تنوع و تکثر تبدیل به اختلاف، تفرقه و سپس دشمنی می شود. برای مثال، هر کس حق دارد رای دادن آقای خاتمی را نقد کند، چه در شکل چه در محتوا. ولی تخریب شخصیت ایشان نه اخلاقی است و نه به سود جنبش است. نقد سودمند است، ولی پاره پاره کردن جنبش و ایجاد دوگانه جنبش سبزاصلاح طلبی و امثالهم و رودررو قرار دادن افراد، گروه ها و شخصیت ها نه تنها مفید نیست، بلکه مخرب است. من فکر می کنم نه آقای خاتمی با این کار موافق است و نه رهبران زندانی جنبش سبز چنین راه و روشی را تایید می کنند. آیا درست است که ما بی صبرانه سرمایه های خود را بسوزانیم؟ رفتاری از این جنس را با آقای خزعلی هم شاهد بودیم.

من معتقد بودم و هستم که عدم مشارکت در انتخابات دوره اول صحیح بود و چون هیچ چیز بین دو دور اول و دوم تغییر نکرده بود، شرکت در دور دوم نادرست و بی فایده بود. به علاوه معتقدم که علی رغم نظرات متنوع همگی باید بر اساس عقل جمعی حرکت کنیم و گرنه شکست خواهیم خورد. اما به هر حال آقای خزعلی تصمیم دیگری گرفتند. ما باید قبل از هر چیز به تصمیم ایشان و یا افرادی مانند ایشان احترام بگذاریم و همچنین به دنبال ارتقا روشهای اجماع سازی در جنبش باشیم. نباید عجولانه زحمات افراد را فراموش کنیم و به راحتی به خود اجازه هتک حرمت و تخریب شخصیت افراد را بدهیم و راه را برای خودنمایی آتش بیاران معرکه باز کنیم. مگر ما مدعی هستیم که آنهایی که خود را در چهارچوب جنبش سبز تعریف نمی کنند یا با آن مخالف هستند، چه در حاکمیت و چه در بیرون آن، همه خائن یا جنایت کار هستند؟ قطعا خیر. فراموش نکنیم که یکی از خواست های ما باز گرداندن اخلاق به سیاست بود.


حوزه :
  1. جناب آقای امیر ارجمند! جوک شماره “چهار صدو پنجاه و خرده ای” که تعریف نموده اید، اصلاً خنده دار نبود!

    «حدود چهارصد و پنجاه روز از شروع حصر میرحسین موسوی، خانم رهنورد و آقای کروبی گذشته است و در مصاحبه ای که در تاریخ سه شنبه ۱۶ خرداد در سایت “کلمه” انتشار یافته آقای امیر ارجمند به چند سوال جواب داده اند. محور اصلی جوابی که قرار بوده ایشان به افکار عمومی “تشنه آگاهی” ارائه دهند. اشاره به بیانیه ۱۷ آقای مهندس موسوی است. این همان جوک شماره ۴۵۰ و خرده ای است، که اصلاً هم خنده دار نبود.»
    و اما مصاحبه:
    گزاره اول: اردشیر امیر ارجمند، مشاور میرحسین موسوی و سخنگوی شورای هماهنگی راه سبز امید در گفت و گویی با وبسایت “کلمه” با اشاره به مذاکرات ایران و گروه پنج بعلاوه یک از جمهوری اسلامی خواست، در عرصه بین المللی با شجاعت پرونده هسته ای را که موجب تحریم های فلج کننده بر کشور شده است، به صورت عزت مندانه و با حفظ منافع مهم و اصلی کشور حل و فصل کنند.
    گزاره دوم: مکررا اعلام کردیم که عدم مشارکت در انتخابات مجلس نهم به معنای قهر کردن با صندوق های رای نیست. اما انتخابات معنا و مفهومی دارد، شرایط حداقلی دارد. تا این شرایط مهیا نشود، انتخابات و شرکت در آن معنا ندارد. اقتدارگرایان حاضر نشدند قدم مثبتی را بردارند تا شرایط برای مشارکت فراهم شود. کدامین اصل دموکراتیک یا قاعده عقلی تجویز می کند که ضرورتا و باید در هر انتخاباتی با هر شرایطی شرکت کرد؟
    گزاره سوم: سخنگوی شورای راه سبز امید با بیان اینکه این شورا هرگز از واژه تحریم استفاده نکرده و خواستار عدم مشارکت شده است و از عدم مشارکت یا حتی تحریم انتخابات، نمیتوان ضدیت با نظام را نتیجه گرفت، گفت: تصمیم بر عدم مشارکت در انتخابات حاصل چند ماه بحث و گفت و گو و تبادل نظر بین نیروهای داخل کشور بوده است. نتیجه عقل جمعی فعالان جنبش سبز بوده است. تصمیم بر عدم مشارکت توسط اصلاح طلبان و فعالان جنبش سبز چه ربطی به تحریم انتخابات توسط اپوزیسیون برانداز در خارج از کشور دارد؟ آنها که همیشه این کار را می کردند.
    گزاره چهارم: من معتقد بودم و هستم که عدم مشارکت در انتخابات دوره اول صحیح بود و چون هیچ چیز بین دو دور اول و دوم تغییر نکرده بود، شرکت در دور دوم نادرست و بی فایده بود. به علاوه معتقدم که علی رغم نظرات متنوع همگی باید بر اساس عقل جمعی حرکت کنیم و گرنه شکست خواهیم خورد.

    دوست محترم در عالم سیاست مواضع بیش از ۴۵۰ روز قبل میر حسین برای همان روز نیوشیدنی بوده و قهراً ، تکرار همان جملات از طرف میر حسین آقای “سید ابراهیم نبوی” را بر آن میداشت که بگویند، مثل اینکه بیماری “رهبران تکراری گوی” در این مملکت بیماری فراگیر است و مختص آقا نبوده است. حال بعد از ۳۲ روز موضع گیری در خصوص انتخابات دور دوم و استدلال ارائه شده که در گزاره های بالا آورده شد، هیچ آثاری از هوشمندی “میر حسینی” ندارد.
    میفرمائید تصمیم برای عدم مشارکت در انتخابات حاصل چندماه بحث وگفتگو و تبادل نظر بوده. میفرمائید شرایط در مرحله دوم با دور اول تفاوت نکرده بود و میفرمائید معتقد بودید و هستید که عدم شرکت در انتخابات صحیح بود.
    مگر در تصمیم عدم مشارکت نظر آقای خاتمی هم وجود نداشت؟ مگر آقای خاتمی هزینه اعلام این نظز به نخبگان کشور را از آبروی خود نپرداخته بودند؟ چگونه است و چرا در عمل و حسب آخرین تحلیل “ایشان از این تصمیم جمعی عدول می کنند”؟ و مگر نه این است که تفاوت دور اول و دوم این بود که در این میان آقای خاتمی در انتخابات شرکت کرده بودند و این تمامی شرایط را عوض کرده بود؟ اینکه هنوز هم بر این عقیده اید که تصمیم عدم مشارکت در انتخابات نتیجه چند ماه مذاکره بوده ، پس درست هست همان حکایت “حرف مرد یکی است ” ملا نصرالدینی نیست؟ بخصوص اینکه آقای خاتمی در انتخابات شرکت کرده اند و هنوز هم از اصل این شرکت دفاع می نمایند!(آیا این همان ،”همگی باید بر اساس عقل جمعی حرکت کنیم و گرنه شکست خواهیم خورد” – در گزاره چهارم فوق- اعلام این نکته نیست که اعتقاد دارید آقای خاتمی اشتباه کرده اند که در انتخابات شرکت کرده اند؟)
    در گزاره اول خواهان “شجاعت” مذاکره کنندگان جمهوری اسلامی شده اید. برادر! اگر این جماعت شجاعت لازم را داشتند، اصلاً حال روز تحریم و حصر و اقتصاد و فلاکت مان این بود؟ که هست. یا جنابعالی قصد مزاح نابجا داشته اید؟
    در آخرین شوخی سئوال فرموده اید: کدامین اصل دموکراتیک یا قاعده عقلی تجویز می کند که ضرورتا و باید در هر انتخاباتی با هر شرایطی شرکت کرد؟
    این قلم نمی داند شما به عنوان سخنگوی یک جریان پوینده اصلاً در موقعیت طرح سئوال آن هم بعد از یک ماه و بعد از اینکه “آقای ذوالنور در قم رای نیاورده اند”، “وحدت اصول گرایان حول آقای مهدوی کنی و یا آقای مصباح شکل نگرفت”. “تمام سعی آقای حداد و دوستانشان برای حذف علی مطهری با شکست روبرو شده” و “هیئت رئیسه “رویائی” اقای مصباح ۱۰۰% با شکست روبرو شده” و “آقای خاتمی و بخش قابل توجه از دوستان اصلاح طلب در دور اول انتخابات شرکت کرده اند” و “اقدام شجاعانه دکتر خزعلی برای شکستن طرح حذف علی مطهری به بار نشسته” ، چه جای طرح داشته است؟
    واما امروز ۱۷ خرداد ۱۳۹۱
    ۱- مذاکره کنندگان نماینده جناح حاکم، نه می خواهند، نه می توانند و اگر بخواهند هم از شجاعت لارم برخوردارند که این مذاکرات را به نفع مردم ایران “مدیریت” نمایند.
    ۲- مذاکره کنندگان ۱+۵ باید مطلع باشند که تا زمانی که با “نمایندگان مشروع مردم رنج کشیده”، طرف مذاکره نیستند، هر گونه “تحریم غیر مالی جناح حاکم” و “اقدام نظامی” از کوچکترین منطق دیپلماسی بین المللی بر خوردار نخواهد بود!
    ۳- این “مطالبات بر حق” مردمی نیست که بخواهد اثبات نماید که “برانداز” نیست بلکه این جناح حاکم و کودتا کرده است که باید اعتراف کند هر آنچه داشته برای سرکوب “حداقل مطالبات مردم” خرج کرده و قادر به خدشه به آن نبوده است.
    ۴- رفع حصر از رهبران، آزادی زندانیان سیاسی و دراز کردن دست نیاز برای مدیریت صحیح مذاکرات هسته ای و مدیریت اقتصاد و بحران های اجتماعی مثل اشتغال،تعطیلی واحد های تولیدی، اعتیاد، تصادفات رانندگی، چک های برگشتی،طلاق ، فقر، فحشا و… حداقل کاری است که جناح حاکم قبل از اینکه خیلی دیر شود می تواند انجام دهد وباید انجام دهد!
    نکته آخر اینکه مذاکره کنندگان کشورهای ۱+۵ با هوشتر از آن هستند که به جناحی از حکومت در ایران “اعتماد” نمایند که نه تنها به دنیا و نه تنها به مردم و مطالبات بر حق مردم ایران “دروغ ” می گویند. «حتی به “خودشان “هم دروغ می گویند.»
    «جماعتی که “خود گوید و خود خندد”»!

  2. جامد

    طلیعه پیروزی در مذاکرات هسته ای نمایان شده است ، به لباس پوشیدن خانم اشنون دقت کنید . پیروزی از این بزرگتر ، جاکم کردن ارزشها در قلب اتحادیه اروپا . کور شوند چشمانی که این پیروزی ها را نمی بینند و یا خود را به ندیدن میزنند و یا نمیخواهند ببینند . در هر حال کور شوند .

  3. نقدی بر یادداشت: جناب آقای امیر ارجمند! جوک شماره “چهار صدو پنجاه و خرده ای” …

    « هیچ کس انتظار ندارد شما فراخوان اعتراض خیابانی و یا آشوب بدهید که یقین دارید و داریم که مردم به این خطر “تن با ارزش خود را” نخواهند سپرد.
    حیف است آن اوباشی که سیلی برگونه وزیر عاقل خاتمی زد، بتواند با استخدام “ماموری که دنبال یک لقمه نان حلال برای زن وبچه اش ، صبح زود بر سرکاری که او را گمارده اند، آمده” حتی یک موی سر یک فرزند ایرانی را مورد ستم قراردهد.
    روش “موسوی” “مطلقاً مسالمت آمیز”، “بی دریغ عاشقانه” و “بینهایت مفید و موثر” است. لطفاً فقط با این مردم از دردهای آن ها و خودتان بگویید و کنار بایستید. تاریخ “بینهایت راه مسالمت آمیز” برای رسیدن به خواسته های “یک ملت” به آنها ارزانی داشته و “دانائی” کلید این دستیابی است.
    لطفاً اگر خجالت می کشید که بگوئید پیرو “میرحسین موسوی” هستید ، اعلام کنید راهکار های “گاندی” را پیش خواهید گرفت و به هیج لابی بدون “اطلاع مردم” تن نخواهید داد.
    شما این مهم را بکنید، مردم را با امیدوار کردن به لابی گری “احمقانه” فریب ندهید.
    خواهید دید که تاریخ و صلح طلب ترین مردم “تاریخ ایران” چگونه حتی معضلات “شما رهبران” را با “قدرت ایمان به عشق و شادی و زندگی حل” خواهند کرد.»
    مطلب فوق بخشی از یادداشت “دردنامه ای به آقای خاتمی…” است که در تاریخ ۳۱ اردیبهشت منتشر شد. گزاره های مورد نظر یادداشت اشاره به عملکردی “مطلقاً مسالمت آمیز”، “بی دریغ عاشقانه” و “بینهایت مفید و موثر” بوده و با معرفی “روش میر حسین” در این چهارچوب، با هر اقدام سیاسی که بتواند ” تن باارزش مردم را با خطر روبرو نماید” و یا اینکه “حتی یک موی سر یک فرزند ایرانی را مورد ستم قراردهد” مرز بندی روشن خود را حفظ کرده است.
    آنچه از مبارزه می ماند اما “دانائی” است به آنچه در جامعه می گذرد و این مهم که “مردم را نباید با امیدوار کردن به لابی گری با کسانی که برای نشنیدن حرف و درد مردم پول می گیرند” مشغول کرده و یا سرکار گذاشت.
    این مهم محقق نخواهد شد تا زمانی که جناح حاکم می داند که “دانائی” مردم بر کاستی های مدیریتی او پاشنه آشیل تداوم سلطه او است و از هرگونه روشنگری در این خصوص جلوگیری می کند. روش و سیاست مبتنی بر ” هر ایرانی یک رسانه است” که توسط میر حسین ارائه شد در این چهارچوب است که معنی پیدا می کند و خالی از لطف نیست که یادآوری کنیم “افشاگری در خصوص نقاط ضعف طرفین دعوای داخل جناح های حاکم” هم که طرف مقابل را با افشای مثلاً ۱۳۰۰۰۰ سند تهدید می کند، از این واقعیت قوت می گیرد.
    با توجه به مطالب بالا است که برای جلوگیری از ایجاد رخوت در میان “افکار عمومی مردم” جنبش اصلاح طلبی سبز می تواند و باید با همه چیز و همه کس که به نوعی در زندگی روز مره اقداماتی انجام می دهد که با زندگی مردم رابطه دارند، کار داشته باشد. داشتن مواضع شفاف و بیان این مواضع در کلیه امور مرتبط با زندگی بخش اصلی مبارزه است.
    گزاره هائی از قبیل “اندکی صبر سحر نزدیک است” ویا نقشه هائی که دوستان اصلاح طلب حکومتی برای یافتن راه “گشودن انسداد؟! سیاسی” مطرح می نمایند. در این عرصه و با تکیه بر تحلیل فوق، فداکردن امروز مردم به امید فردای نامشخص است و این قلم بر آن است که میر حسین موسوی چنین راه کاری را “صرفاً” برای بیان باز بودن افق امید ممکن است مطرح نماید و نه به عنوان تاکتیک های روزمره جنبش سبز!
    از سایت محترم “کلمه” ، “شورای محترم هماهنگی راه سبز امید” و همه دوستداران ایرانی که در جایگاه صحیح بین المللی و ملی خود قرار خواهد داشت، انتظار می رود “روشنگری و روشنگری بیشتری” را پیشه کارزار امروز میهن داشته باشند و با “تکرار و تکرار” حداقل مطالبات بر حق مردم ، آنها را در تصمیم سازی درست در حمایت و یا مذمت توسط “افکار عمومی” یاری رسانند.
    بنظر می رسد آنچه در یادداشت ” جوک شماره چهارصد و پنجاه و خرده ای” آمده است :
    « واما امروز ۱۷ خرداد ۱۳۹۱
    ۱- مذاکره کنندگان نماینده جناح حاکم، نه می خواهند، نه می توانند و اگر بخواهند هم از شجاعت لارم برخوردارند که این مذاکرات را به نفع مردم ایران “مدیریت” نمایند.
    ۲- مذاکره کنندگان ۱+۵ باید مطلع باشند که تا زمانی که با “نمایندگان مشروع مردم رنج کشیده”، طرف مذاکره نیستند، هر گونه “تحریم غیر مالی جناح حاکم” و “اقدام نظامی” از کوچکترین منطق دیپلماسی بین المللی بر خوردار نخواهد بود!
    ۳- این “مطالبات بر حق مردم” نیست که بخواهد اثبات نماید که “برانداز” نیست بلکه این جناح حاکم و کودتا کرده است که باید اعتراف کند هر آنچه داشته برای سرکوب “حداقل مطالبات مردم” خرج کرده و قادر به خدشه به آن نبوده است.
    ۴- رفع حصر از رهبران، آزادی زندانیان سیاسی و دراز کردن دست نیاز برای مدیریت صحیح مذاکرات هسته ای و مدیریت اقتصاد و بحران های اجتماعی مثل اشتغال،تعطیلی واحد های تولیدی، اعتیاد، تصادفات رانندگی، چک های برگشتی،طلاق ، فقر، فحشا و… حداقل کاری است که جناح حاکم قبل از اینکه “خیلی دیر شود” می تواند انجام دهد وباید انجام دهد!»
    برای روز ۱۸ خرداد ۱۳۹۱ نیز موضوعیت و اولویت داشته باشد و این تاکیدی است بر این واقعیت که “مردم ایران” می دانند:
    «که علیرغم تبلیغات جناح های حاکم ” مذاکره کنندگان کشورهای ۱+۵ ” با هوشتر از آن هستند که به جناحی از حکومت در ایران “اعتماد” نمایند که نه تنها به دنیا و نه تنها به مردم و مطالبات بر حق مردم ایران “دروغ ” می گویند. حتی به “خودشان “هم دروغ می گویند.»
    «جماعتی که “خود گوید و خود خندد”»!
    ۱۸ خرداد ۱۳۹۱

مخاطبان محترم، سایت ملی-مذهبی از دریافت نظرات سازنده شما برای بهبود کیفیت مطالب استقبال می کند. انتقادهای شما و راهکارهایتان می تواند تحریریه سایت را در افزایش کیفیت مطالب کمک کند.

مطالب مرتبط

پربازدیدترین مطالب

این سایت از نظر هویتی ملی-مذهبی ، اما از نظر حقوقی مستقل است.