سه‌شنبه 12th مارس 2013 , ساعت: 01:03کد مطلب : 39170 نسخه قابل چاپ
سعید حجاریان:

شاه اهل حل بحران نبود

سعید حجاریان از نظریه پردازان اصلاح طلبان در ایران از نقش جیمی کارتر و فشار وی بر شاه سابق ایران در پیروزی انقلاب سال ۱۳۵۷ در این کشور سخن گفت وی همچنین در جایی دیگر از گفتگوی خود آقای خامنه ای را درمیان روحانیون فعال در زمینه انقلاب معرفی نکرد.

سعید حجاریان از چهره های برجسته اصلاح طلب در ایران که چند سال پیش از یک ترور جان سالم به در برد پیرامون شرایط وقوع انقلاب ایران گفت:« انقلاب یک پدیده چند وجهی و جمع اسباب است. اما بیشتر گمان دارم که ضعف شاه عامل انقلاب بود. شاه شخصیت ضعیفی داشت؛ از بچگی این‌گونه بود. اصلاً اهل حل بحران نبود.»

وی همچنین در ادامه در توصیف شاه سابق ایران مدعی شد:« کم‌کم به مالیخولیای توهم توطئه هم مبتلا شد. می‌گفت آمریکا مرا نمی‌خواهد، انگلیس نمی‌خواهد، رفقایم هم که مرا رها کرده‌اند؛ احساس تنهایی می‌کرد. ارتش هم همراه او نبود، زیرا آن‌ها به شاه نگاه می‌کردند و او هم ضعیف بود. ویژگی خرافاتی بودن هم خیلی در او وجود داشت.»

به گزارش رادیو بین المللی فرانسه، وی در ادامه از نقش امریکا در شکل گیری انقلاب ایران گفت:« کارتر در مقطعی رئیس‌جمهور بود به این نتیجه رسیده بود که بهتر است رژیم‌های دیکتاتور منطقه دموکرات شوند. لذا به شاه هم فشار آورد و در این راستا ماموران صلیب سرخ و حقوق بشر را به ایران فرستاد؛ لذا ما می‌گفتیم «جیمی کراسی»! کارتر اعتقاد داشت که دیکتاتورها دوام نمی‌آورند. مانند همین حرفی که الان می‌زنند و در موضوع بیداری عربی می‌گویند دموکراسی برای ما نفع بیشتری دارد.

آن زمان شوروی‌ها می‌گفتند هر جا دیکتاتوری هست، با آمریکاست. مانند سعودی‌ها، آرژانتین و… . البته شوروی‌ها خودشان هم دیکتاتور بودند، اما می‌گفتند آمریکا خودش ادعای دموکراسی دارد، اما رعایت نمی‌کند؛ ما که ادعای دموکراسی نداریم! از آن زمان آمریکا گفت که به سمت آزادی برویم؛ زیرا اگر آزادی نباشد اوضاع بدتر می شود.»

وی با تاکید بر تاثیر تفاوت استراتژی حزب جمهوری و دموکرات امریکا در تولد انقلاب ایران عنوان کرد:« البته حرف‌های زیادی در این مورد می‌زنند و می‌گویند انقلاب «توطئه گوادلوپ» بود که گفتند شاه برود و امام بیاید. این یک حرف مفت است! آمریکایی‌ها و انگلیسی‌ها به شدت پراگماتیست هستند؛ می‌گویند «شاه زنده را عشق است»! یعنی وقتی آقای خمینی هست و شاه دارد می‌میرد، چرا باید برای او هزینه کنیم؟ لذا حتی برای درمان هم، او را تا روزهای آخر راه ندادند.»

وی در ادامه گفتگوی خود با سایت «جماران» گفت: در سیاست اصلی به نام «مومنتوم سیاسی» داریم؛ یعنی «لختی». به هر چیزی که یک سنگینی بی‌خودی دارد، لخت می‌گویند. مثلاً کره شمالی یک رژیم لخت سیاسی دارد و اگر ذره‌ای حالت شکننده پیدا کند همه چیز برعکس می‌شود.

ما اول انقلاب وقتی به اداره دوم ارتش رفتیم، بعضی از قوری و کتری‌های برقی هنوز روشن بودند! یعنی این‌قدر مطمئن بودند بر سر کارند که تا دو ساعت قبل از پیروزی انقلاب مسئولان آن اداره در آنجا بودند و ما از همان قوری و کتری‌‌ چایی خوردیم! یعنی آن رژیم آن‌قدر حالت لختی پیدا کرده بود که از ماندن خود مطمئن بود.

نکته قابل توجه آنکه سعید حجاریان در ادامه گفتگوی خود در جایی از روحانیونی که در عرصه انقلاب مبارزه کردند، در مقابل «روحانیون ساکت» نام میبرد ولی نامی از آیت الله خامنه ای رهبر ایران به عنوان یکی از روحانیون مبارز نبرده است و به نام هایی چون: طالقانی، منتظری، هاشمی رفسنجانی اشاره میکند.


  1. ناظری

    بند به آب دادن همیشه هم غیر ممکن نیست .اول انقلاب اول سراغ رکن دوم ارتش رفته اند .اسمی از یاران و همراهان آنزمان می برد تصویر واضح تر هم می شد .ایشان مثل سر مدلهای غربی خود ( نظیر گایوروزسکی ) از جمله همواره باید آدرس عوضی هم بدهند .خصوصیات شخصی شاه درست اما نه در رمینه ای از استقلال و رای شخصی که بتواند تصمیم بگیرد .گوادولوپ هم که دیگر نخ نما شده است و چپ و راست سنتی ما راهم دیگر سر کار نمی گذارد !مراحل نهائی طرح و تدوین اولین دور از انقلابهای ” رنگین ” برساخته امپراطوری ” زر و زور و تزویر ” ، ( که انصافا” هیچ بر چسب و عنوان دیگری چنین سر راست و زیبا آنرا معرفی و بیان نمی کند ) یعنی انقلاب ۵۷ خودمان از همان اوائل دهه ۱۳۵۰ تحت نظارت و هدایت مستقیم یکی از قهرمانان دستگاه امنیتی – اطلاعاتی غرب ، ریچارد هلمز ، صورت گرفت که بهمین منظور به عنوان سفیر تام الاختیار آمریکا شرفیاب آمده بود ! ( نه شده بود ! ) .خاک پاشی در انظار و اذهان و خاطره ها برای ندیدن زنجیره واقعی تحولات و غافل شدن از طرحها ، سنتها و نیتهای ریشه دار ( که در مناطق گسترده از ایران ، به سمت غرب تا خود آمریکا و در فاصله زمانی صعود و سقوط امپراطوری روم تا همین حال حاضر همواره بعد اصلی و حیاتی جهانی و در اصطلاح فرا منطقه ای داشته و دارند ) و مغالطه در نقش عاملهای رویدادها و انواع وارونه سازیهای دیگر ترجیع بند همیشگی تحلیلگران هدایت شده اطلاعاتی است .از قوری داغ آبدارخانه رکن دوم چای قند پهلو نوش کرده اند اما حواله های چند صد هزاری و ملیون دلاری بانکهای ملی و مرکزی چند ماه وسال پیشتر از آنرا بیاد نمی آورند ! نه برادر بگذار فلان و بهمان خودشان باشند .

  2. میراندا

    من نمیفهمم چرا سایت ملی مذهبی در جاده دشمنی با همه اینقدر با شتاب در حرکت است؟ الان این خبر جز اینکه برای آقای حجاریان پرونده سازی کند چه ثمری دارد؟ نقدهای ایشان به شاه را هم با عبارت او ادعا کرد آورده اید. اینگونه خبر نویسی به این معنا است که او ادعا کرده و شما حرف او را قبول ندارید. ما نمیدانستیم تازگیها ملی مذهبی طرفدار شاه هم شده اند. و بالاخره این کامنت که تایید شده و منتشر شده نشانه دیگری از رویه عجیب شما است. این کینه آقای {…} از اصلاح طلبها از کجا شروع شد؟

  3. حکم

    نمیدانم آقای ناظر حود زمان انقلاب بوده و دستکم شاهد آن جنبش عظیم مردم بوده اند یا نه. اگر بخواهیم این ادعا را بپذیریم، باید ملت را چه بنامیم؟
    این ممکن است؟ آنهمه توطعه های آمریکا و شرکا از بازیهای موزیانه و کودتا و جنگ را چه نامیم؟ گروگان گیری چه همخوانی با این ادعا دارد؟ این غیرقابل انکار است که هر اتفاقی در جهان می افتد نیروهای موجود جهانی می کوشند در روند آن پدیده به نفع خود اثر گذارند. آمریکا هم همه تلاش خود را در تاثیرگذاری بر انقلاب ایران کرد و می کند. تاثیرش را در انقلابهای عربی ببینید، که توانسته همه را یا گمراه کند یا خفه کند یا حتا اعدام کند مثل اعدام جنبش مردم لیبی

  4. ناظری 1

    من که هوادار دورادور این سایتم از قضا فکر می کنم گردانندگان سایت در اظهار نقدو انتقاد ومخالفت و بالاتر از آن خیلی خیلی هم کند و دیر و تاسرحد غیر قابل فهمی حتا محافظه کارو مستحق شدادو عتابند ! گاه انگار از پهلو به پهلو شدن با سایتهای ” جرس ” و ” کلمه ” هم هیچ احساس نا خوشایندی نمی کنند! از سقراط حکیم روایتی ، شاید سینه به سینه ، نقل می شود که در امپراطوری های الیگارشیک بر یک روی سکه رایج ، شیطنت الیگارشهای حاکم و مکار و بر روی دیگرش سادگی و حمق مردم یا توده های اتفاقا” و غالبا” دمکرات ! ( و اکیدا” و شدیدا” متعهد و پای بند و بلکه دست بند و حتا عقل بند ! به رای اکثریت ) حک شده است . حکایت ، حکایت لب خندان و چشم گریان و روزگاران سیاه و غم گسار است . حکایت شیرین و غم آلود شهید میرزاده عشقی از خمره شیره کد خدا ، نقش دست ” یاسی ” ، آن دزد ناقلا در وسط خمره و نقش پاهای خرش ! در اطراف خمره به خاطر می آید ؟ حکایتی که عاقبت شاهد شهادت شاعر آگاه دوران مشروطه ما شد ؟
    دست دست یاسی و پا پای خر من که از این کار سر نارم به در !
    گر بخواهد آدمی پی گم کند پایهای خویشتن را سم کند
    شاعر که مدتی فریب های و هوی جمهوری خواهی و ترقی خواهی گردانندگان رضا میر پنج را خورده بود پس از آگاه شدن به ترفندهای استحماری استعمار پی برد که اجنبی :
    ملک مارا خوردنی فهمیده است بر سر ما شیره ها مالیده است
    کد خدا بار اول که متوجه دستبرد به خمره شیره می شود رد پای دزد را می گیرد و به در خانه آقا یاسی می رسد ! ولی یاسی ناکث ! بارهای بعد سوار خرش تا پای خمره می آمد و شیره می خورد ! و عشقی با تشر به رمانه و زمان می گفت
    یاسی ما هست ای یار عزیز حضرت جمبول یعنی انگلیس
    آنکه دائم کار یاسی می کند از طریق دیپلماسی می کند
    او گمان دارد که ایران خوردنی است همچو شیره سرزمینی خوردنی است
    لذا وقتی از ترفنندهای وثوق الدوله و…کودتا و..رضایت کافی حاصل نکرد و.
    دید هر چه مستقیما” می کند ملت زود اورا برهم می زند
    گفت آن به تا برآید کام من از رهی کانجا نباشد نام من
    اند ر این ره مدتی اندیشه کرد تا که آخر کار یاسی پیشه کرد ……و بر آن شد تا خلق جمهوری طلب را یاسی وار هدایت کند .
    نقش جمهوری به پای خر به بست محرمانه زد به خم شیره دست……بی دلیل نیست که ظریفی معتقد است نقش مدلی احمدی نژاد اتفاقا” همان رضا میر پنج است که به قرینه و شباهت با احمدی نژاد در مراسم عزا داری گل هم به سر می مالید ! وعده های خودش و مشائی به اصطلاح عشقلاتی و مثل رضا خان دوستدار صفات نیک باستان و ایرانیت به یاد متبادر می شود ؟ ولی ما مثل ایرانیان هوشیار عشقی که ” هم زخر بدبین و هم از خر سوار ” بودند بالاخره کی با های و هوی خواهیم پرسید که این جمهوری است ؟ و اگر جمهوری است از چه رو یغفوری و دیکتاتوری است ؟
    پای جمهوری و دست انگلیس ؟ دزد آمد دزد آمد آی …..عزیز! و بالاخره ملت بنای هو می گذارد و کره خر کی رم می کند و پا بر دو می گذارد ؟ آقا یا خانم حکم عزیز ( به احتمال زیا د نام شما با دو فتحه دراول و سکون در آخر تلفظ می شود ) شما خودتان حکمیت کنید .” نیروهای موجود جهانی می کوشند در روند ..پدیده ( ها ) به نفع خود اثر گذارند . امریکا در تاثیر گذاری بر انقلابها ( از جمله انقلاب ما و کشورهای عربی ) کوشش کرده و میکند ” این که سخن خود شماست .فقط یک سوال معما یا سو تفاهم اندک فی مابین را حل می کند . آیا آمریکا در آینده هم مثل سابقه و رفتار تا کنونیش تلاش خواهد کرد تا در روند پدیده های ( البته سیاسی ، اقتصادی ، فرهنگی و مذهبی و هنری و……نه کیهانی و افلاکی ) به نفع خودش دخالت کند و اثر بگذارد ؟ در این صورت برای این آینده و پدیده های آن خودرا آماده نمی کند ؟ طرح و بر نامه و نقشه نمی ریزد ؟ مثلا” چاقوهای خودرا تیزتر و زبان و بیان خودرا چرب تر و….. تر فندهای خودرا موثرتر نخواهد کرد ؟ مزاحمها و مانعها را بر نخواهد داشت ؟ برای موفقیت خود عوامل خود را بکار نخواهد گرفت ؟ هر چه برایش بهتر و سود مند تر باشد آن نخواهد کرد ؟ در خاتمه البته بی شک توافق داریم که آمریکا همواره به همراه انگلیس و فرانسه و آلمان و دیگر کشورهای موثر غربی مشغول اثر گذاری بر تحولات به نفع خود بوده و هستند ، حداقل از جنگ جهانی دوم تا کنون .

  5. امید

    این که در انقلاب باید نقش نیرو های خارجی و کلا همه عوامل را در نظر گرفت یک چیز است و این که همه تلاش ها را دایی ناپلیون وار به حساب انگلیس یا هر خارجی دیگر بگذاریم یک چیز دیگر.البته این به دلیل وا دادگی فرهنگی و حس حقارتی است که در تاریخ ما نهادینه شده.ما باور نداریم که بتوانیم یک کار درست و حسابی و بزرگ انجام بدهیم و وقتی چنین کاری انجام میگیرد نیز فکر میکنیم کار از ما بهتران است.

مخاطبان محترم، سایت ملی-مذهبی از دریافت نظرات سازنده شما برای بهبود کیفیت مطالب استقبال می کند. انتقادهای شما و راهکارهایتان می تواند تحریریه سایت را در افزایش کیفیت مطالب کمک کند.

مطالب مرتبط

پربازدیدترین مطالب

این سایت از نظر هویتی ملی-مذهبی ، اما از نظر حقوقی مستقل است.