پنج‌شنبه 22nd اکتبر 2020 , ساعت: 11:10کد مطلب : 118787 نسخه قابل چاپ
نادر تکمیل همایون

به یاد فریدون گله

در روزمرگ فریدون گله عزیز، یادی کنیم از این فیلمساز غریب که در حیاتش محبوب عده‌ای بود و بعد از وفاتش، محبوب خیلی‌ها شد.
فریدون گله فیلم‌های زیادی نساخت، روزگار هم با او سر ناسازگاری داشت و بعد از بهمن ۵۷، خودش را بازنشسته کرد، راهی مقرش در “متل قو” شد و به ندرت آنجا را ترک کرد.

این مرد وارسته نمی‌خواست دل مادرش را بشکند. مادر از اینکه فریدون، تنها، جاده چالوس را طی کند، مضطرب بود و گله مثل شیری در قفس، در آپارتمان مادر زندانی بود. باری قرار شد زنگ بزنم و گله بگوید : “سلام نادرجان. باشه. فردا فیلمبرداری است؟ چه ساعتی؟ هفت صبح. کجا؟ میدان بهارستان. میام.”

این آخرین کلام فریدون بود. آخرین چیزی که از او شنیدم : هفت صبح، میدان بهارستان.
گله، صبح با ماشین آمریکایی خود راهی شمال شد.
من هم چند روز بعد، به پاریس برگشتم و طی چند ماه تدوین، هر روز با او زندگی کردم.
روزی خبر تلخ فوتش آمد.
در همان متل قو. تنها، غریب، میان کوهی دست‌نوشته.

اشک ریختم. بسیار. افسوس خوردم. بسیار.
تنها کاری که از دستم ساخته بود، اهدای فیلم به این مرد نازنین بود.
کاری اندک در برابر انبوه محبت او.

سر فیلم، دوست مهربانم، سیامک زمردی مطلق از هر کارگردان عکسی می‌گرفت. قرار بود به رسم یادبود، عکس قاب شده را به آن‌ها اهدا کنیم.
عکس فریدون هرگز به دستش نرسید.
این عکس هنوز موجود است. هر بار که به تهران می‌آیم، عکس فریدون را نگاه می‌کنم و روی گلش را می‌بوسم.
روحت شاد مرد.

لینک مستند “ایران، یک انقلاب سینمایی” با بخشهای کامل گفت‌وگوی فریدون گله به مناسبت روزمرگ او.


حوزه :
برچسب ها :

مخاطبان محترم، سایت ملی-مذهبی از دریافت نظرات سازنده شما برای بهبود کیفیت مطالب استقبال می کند. انتقادهای شما و راهکارهایتان می تواند تحریریه سایت را در افزایش کیفیت مطالب کمک کند.

این سایت از نظر هویتی ملی-مذهبی ، اما از نظر حقوقی مستقل است.