دوشنبه ۲۹ام خرداد ۱۳۹۱ , ساعت: ۰۱:۰۳کد مطلب : 13046 نسخه قابل چاپ
اعتراض 60 تن از فعالان سیاسی و فرهنگی به بی بی سی و صدای آمریکا

به اختلافات قومی دامن نزنید

۶۰ تن از فعالان سیاسی و فرهنگی در ایران و خارج از کشور  در اعتراض به آنچه را که سیاست های ضد ایرانی صدای امریکا و بی بی سی خوانده اند بیانیه‌ای صادر کردند. 
 نویسندگان این بیانیه از برخی سیاست های خبری بی بی سی و صدای آمریکا در مورد مسائل قومی انتقاد کرده اند. در بخشی از این بیانیه آمده است:«دعوت ازعناصر فاقد وجاهت وهویت سیاسی و دروغ پردازی توسط این اشخاص در زمینه حقوق هم میهنان عرب زبان ما وبه کاربردن نام های جعلی درباره استان خوزستان،گواهی است براین دسیسه های هدفمندودامنه دارکه نه تنها درراستای کمک به دموکراسی و حقوق بشردرایران نیست بلکه به اشکال گوناگون موجبات پایمال شدن حقوق به حق ایرانیانی است که سالیان متمادی وظیفه خطیر پاسداری ازمرزهای میهن را برعهده وبرایرانی بودن خودتاکیدداشته اند.واینگونه رفتارهای قوم پرستانه و شوونیسم گونه، جزپراکندن تخم نفرت نتیجه ای دیگر در برنخواهد داشت.»
متن کامل این بیانیه  که نسخه ای از آن به دست سایت ملی-مذهبی رسیده به شرح زیر است:

“هم میهنان”

در شرایطی که میهن ما در طی سالیان سال همواره مورد تجاوز و دسیسه های بیگانگان بوده شاهد آن هستیم که این دسیسه ها تمامی نداشته و هر روز در گوشه گوشه ی کشورعزیزمان بیگانگان در حال شکل دادن توطئه ای برای ایجاد چند دستگی و گسستن همبستگی ملی و تاریخی کشورمان ایران هستند. کشوری که هزاران سال تیره های مختلف ساکن در آن بدون داشتن کوچکترین مشکلی به مسالمت زیسته و همواره بر ایرانی بودن خود افتخار و تاکید نموده اند.

اما آن هنگام که پای غربیان و بیگانگان به این سرزمین باز شد استعمار برای رسیدن به مقاصد شوم خود لحظه ای نیز از دامن زدن به اختلافات قومی و مذهبی در ایران از پای ننشست و هر روز ترفندی نو برای زمینگیر نمودن ایران و ایرانی به کار بست.

که نمونه های درد آور این دسیسه ها را در جدا نمودن ۱۷ شهر قفقاز از ایران و بحرین و قصبه فیروزه در دوران اخیر می توان مشاهده نمود.که بی لیاقتی زمامداران وقت درکنارتوطئه استعمارگران موجب شد تا ایرانی ترین سرزمین های این مرز و بوم ازمام میهن جدا شوند.

روسیه تزاری و شوروی کمونیستی در کنار انگلستان واستعمار نوین آمریکا آنچنان ضربه ای بر پیکره تنومند و یکپارچه میهن زدند که ایرانیان هیچگاه این جفاهای رفته بر سرزمینشان را از یاد نخواهند برد.

این روزها نیزحقوق بشرابزاری و ملت سازی و دامن زدن به اختلافات قومی سیاست روز دشمنان ایران شده است.

تاریخ سازی وترسیم جغرافیای خیالی و به کار بردن اسامی جعلی و حمایت های گسترده مالی و رسانه ای فقط پاره ای ازاقدامات دشمنانه آمریکا وانگلستان دررابطه با ایران در سالهای اخیر بوده است. که بازوی رسانه ای فارسی زبان آنان صدای آمریکا و بی بی سی، دراین زمینه نقشی اساسی ایفا می کنند.

شوربختانه نقش رسانه های به ظاهر مستقلی همچو صدای امریکا و بی بی سی در راستای دامن زدن به اختلافات بین تیره های ایرانی وجعل نام خلیج پارس به شکلی وقیحانه و علنی در ماههای اخیر خود گویای عمق این کینه ورزی و دشمنی با ارزشهای ملی و تمامیت سرزمینی ایرانیان است.

صدای امریکادرکناربنگاه دروغ پراکنی بی بی سی چندیست دراقدامات دامنه دار خود درجهت اختلاف افکنی بین ایرانیان مبدل به تریبون عده ای از عناصر ضد ایرانی و فاقد هر گونه پایگاه مردمی شده است.

دعوت ازعناصر فاقد وجاهت وهویت سیاسی و دروغ پردازی توسط این اشخاص در زمینه حقوق هم میهنان عرب زبان ما وبه کاربردن نام های جعلی درباره استان خوزستان،گواهی است براین دسیسه های هدفمندودامنه دارکه نه تنها درراستای کمک به دموکراسی و حقوق بشردرایران نیست بلکه به اشکال گوناگون موجبات پایمال شدن حقوق به حق ایرانیانی است که سالیان متمادی وظیفه خطیر پاسداری ازمرزهای میهن را برعهده وبرایرانی بودن خودتاکیدداشته اند.واینگونه رفتارهای قوم پرستانه و شوونیسم گونه، جزپراکندن تخم نفرت نتیجه ای دیگر در برنخواهد داشت.

و جای بسی افسوس است که گویندگان و کارکنان این رسانه ها که به زبان مادری خود یعنی پارسی سخن می گویند فاقد هر گونه حس میهن دوستی و پایبندی به ارزشهای ملی می باشند و خود مبدل به ابزار بیگانگان برای ضربه زدن به منافع کشورشان گشته واز ایرانی بودن جز زبان و شناسنامه ایرانی هیچ ندارند.

ما فعالان سیاسی وفرهنگی امضاء کننده ،ضمن محکوم نمودن اقدامات ضد ایرانی صدای امریکا و بی بی سی هشدار می دهیم که دروغ پردازی و دامن زدن به مسائل قومی درایران آتشی را خواهد افروخت که هزینه آن بردوش ملت ایران تحمیل شده واز گرمای این آتش خانمان برانداز بیگانگان نیز بی بهره نخواهند بود. چواینکه اگر قرار باشد تمامیت سر زمینی ایران به خطر بیافتد ملت یکپارچه ایران دست روی دست نخواهند گذاشت وبه اثبات تاریخ، هزاران سال است که این ملت، ایران وایرانیت رابا تمام وجود خویش حفظ نموده وبا توانی دو چندان دربرابراقدامات خانمان براندازایستادگی و سزای دشمنان را به بهترین شکل خواهند داد.اگر چه دشواریها و محدودیت های موجود بر سرمردمانش سایه انداخته اما در بزنگاه پاسداری از میهن و ارزشهای ملی لحظه ای درنگ رابرخود روا نمی دانند.

 

۲۵خرداد ماه ۱۳۹۱ خورشیدی

پاینده ایران

 

مهندس میترا آبتین(جبهه ملی ایران/ رشت)احمد آریان فرد(جبهه ملی ایران)دکترمه لقا اردلان(جبهه ملی ایران)کمال ارس(جبهه ملی اروپا/آلمان)کاووس ارجمند(جبهه ملی اروپا/سوئد)کورش استکی(جبهه ملی اروپا/هلند)رضاافراخته(فعال سیاسی/وین)مهندس اسماعیل احمدی مجد(جبهه ملی ایران)محمدرضااقتداری(فعال فرهنگی اردبیل)رضاامجدی(فعال سیاسی/مونترال)مهدی الیاسی(روزنامه نگار)سرهنگ بازنشسته مهندس محمداویسی(جبهه ملی ایران)هاشم باروتی(فعال فرهنگی)اسماعیل باقری(فعال فرهنگی/قزوین)محمدرضابنفشه(فعال سیاسی/بوستون آمریکا) تیردادبنکدار(فعال ملی)دیاکو پروازی(فعال ملی کرمانشاه)بیتا پیله چی(فعال سیاسی/بوستون آمریکا)گیتی پورفاضل(وکیل دادگستری)جمال درودی(جبهه ملی ایران)فریبادرودی(جبهه ملی ایران)حسین دلخوش(جبهه ملی ایران/رشت)دکترمحموددهقانی(نویسنده وپژوهشگر/استاددانشگاه سیدنی)مهندس آرش رحمانی(فعال فرهنگی) کوشارضایی(فعال فرهنگی/ قزوین) مهندس اشکان رضوی(جبهه ملی ایران)بهمن زاهدی(فعال سیاسی/ آلمان)دکترشاهین سپنتا(جبهه ملی ایران)مهرداد سیدعسگری(حزب ملت ایران)خسرو سیف(حزب ملت ایران)بابک شایگان(فعال ملی /اهواز)مهندس حسین شاه اویسی(حزب ملت ایران)علی شجاع(جبهه ملی ایران)محمود جعفری (جبهه ملی اروپا/هلند)مریم جعفری(فعال سیاسی/هلند)زهره جعفری(جبهه ملی اروپا/هلند)مهرانه جمشیدی(جبهه ملی ایران/انزلی)مهردادجهانگیری(جبهه ملی اروپا/هلند)مژگان جهانگیری(فعال سیاسی/هلند)دکترعلی حاج قاسمعلی(فعال فرهنگی)جمشیدحشمت پور(فعال سیاسی/آمستردام)کیومرث حصیریان(جبهه ملی اروپا/سوئد)غلامحسین خیر(جبهه ملی ایران)فرامز فهیمی(فعال سیاسی)ضیا ء عبیدی(جبهه ملی اروپا)عقاب علی احمدی(روزنامه نگار)محمدعلی صدر(فعال ملی/ لندن)مهندس مجید ضیایی(جبهه ملی ایران)بهمن فره بخش (جبهه ملی اروپا)ناصرکمیلیان(جبهه ملی ایران) شررکنور تبریزی(فعال فرهنگی)دکترحسین مجتهدی(فعال فرهنگی)داریوش مجلسی(فعال سیاسی/هلند)علیرضامحسنی(جبهه ملی اروپا/هلند)میترامیرزازاده(فعال ملی/کانادا)دکترهوشنگ ممتاز(جبهه ملی ایران)یزدان مهر پارسی(فعال مدنی/اصفهان)نویدمیجانی(فعال فرهنگی)نادر نادری فرد(جبهه ملی اروپا/هلند)دکترعلیرضا یگانه(فعال فرهنگی/پاریس)

 


حوزه :
  1. ناهید سهرابی

    با سلام .بیانیه را خواندم ولی بنده که همری را در تاریخ خوانی و تحقیقات تاریخی گذرانده ام ، وقتی به آخر بیانیه رسیدم از اسامی ووابستگی حزبی آنان به جبهه ملی تعجبی نکردم .اما هزاران بار تاسف خوردم که بعضا نام مهندس و دکتررا یدک می کشند. برای بنده که از سمنان تا تهران سالها رفت وآمد کردم و عمری را برای تحقیق در کتابخانه های ملی گذراندم تا تاریخ را بدرستی بخوانم ، اما این را فهمیدم که دروغ پست ترین صفت یک انسان وبرباد دهنده اخلاق حسنه بشر است،بنده کار به همه آنچه نوشته اند ندارم اما دروغ بزرگ آنها آن است که مدعی هستند خوزستان نامی تاریخی است ، لطفا بفرمایند مگر تازمان آمدن رضا پهلوی مگر نام خوزستان عربستان نبود؟و…مگر این دکتر ومهندسان گذرشان به کتابهای تاریخ نخورده. چقدر زشت است که این همه آدم بیانیه ای صادر کنند که دروغی تاریخی داشته باشد.امیدوارم که در بین آنها از اعضای محترم ملی مذهبی نباشد که مطمئنا اگر باشند مذهبی بودنشان که نشان مسلمانی است زیر سئوال ما مریدان خواهد رفت. دروغ زشت ترین صفتی است که همکنون باعث رسوخ دیگر صفات کریه شده است.وجامعه ما را بفنا برده،عده دروغ گفتن مصلحتی را بنام اسلام تشریع کرده اند و متاسفانه امضاء کنندگان بیانیه تحت نام تمامیت ارضی وحفظ آن دروغ تاریخی وجعل در تاریخ را مجاز کرده اند . با احساسات ما مردم بطرق مختلف بازی می کنند.

  2. ناشناس

    با سلام . به نظر من بهتر است اگر موارد اشاره شده در بی‌بی‌سی و صدای آمریکا به طور مشخص گفته شود و لینک مربوط به آن هم داده شود تا بتوان آن را دید و یا شنید و بر مبنای آن قضاوت و تحلیل نمود.

  3. محمد برقه ای قمی

    سلام گرم اما با فکری باز واندیشه ای بانشاط . بنده یک پیام کوچک برای امضاء کنندگان بیانیه دارم .اولا امیدوارم هیچکدام بیانیه را نخوانده باشند،زیرا اگر خوانده وبعد امضاء کرده باشند بای گفت وامصیبتها،دوم – به امضاء کنندگان می گویم من هم پنجاه سال پیش مثل شما فکر می کردم اما پس از آمدن به اروپا و سپس آمریکا احساس می کنم آدم شده ام ،من از این بیانیه یک نتیجه گرفتم وآن این است که باید دست از برتری طلبی برداریم وبراه انسانی وانسانیت ودر راه حقوق بشر صادقانه گام برداریم .این بیانیه برای ما سرافکندگی است.

    • داریوش زمانی، خوزستانی ساکن هلند

      آقای برقعه ای شاید پنجاه سال پیش شما آدم بودید، ولی پیداست که پس از مهاجرت مبتلا به خودبزرگ بینی کاذب و بدی شده اید که این لحن متفرعانه و زشت را به کار بردهاید. واقعاً نگاهی به بیانیه و سپس به کامنت خودتان بی اندزاید تا دریابید که چقدر تا “آدم شدن” فاصله دارید.

    • عقاب علی احمدی

      در برابر سخنان عالمانه آقای محترمی که خود را برقه ای قمی معرفی می کند ، چاره ای نیست که به او پیشنهاد کنیم که در همین آمریکا بماند و کمی از امریکاییان در باره مفهوم هایی همچون « نسبی گرایی » و « میهن پرستی » و « درک از منافع ملی » و « خاطره مشترک ملی » و « ملت » و… بیاموزد و سبب آلودگی ایران نشود . ماندن او در آمریکا هر خاصیتی نداشته باشد این خاصیت را دارد که او به مدد آموزش های جامعه آمریکایی خواهد فهمید که « میهن » چیزی نیست که با فرمایش های رسانه های بیگانه بتوان آن را به حراج گذاشت و نمی توان سرنوشت یک ملت را به دست ماجراجویانی سپرد که در بزنگاه های تاریخی ، میهنشان چمدانی است که چک های مسافرتی و گذرنامه های شان را با آن جابه جا می کنند . برای آغاز به او پیشنهاد می کنم کمی متن های تاریخی در موضوع جنگ های استقلال آمریکا را بخواند تا بداند که یک کشور چیزی نیست که با تاسیس مجلس ملی و استخدام حقوقدان و مستشار پدید بیاید . برای اینکه یک کشور در راه رستگاری و پیشرفت بیفتد ، پیش از هر چیز « خواست ملی » و درک از « پیشینه ملی » آن اهمیت دارد . اگر او می خواست در ایران زندگی کند ، به او پیشنهاد می کردم در تاریخ جنبش های استقلال خواهانه ایرانیان و زندگی سردارانی چون ابومسلم ، یعقوب لیث ، بابک ، مازیار ، سنباد ، استادسیس ، المقنع ، طاهر ذوالیمینین ، و… و فرهنگیانی چون رودکی ، فردوسی ، مولوی ، سعدی ، حافظ ، نظامی ، خاقانی ، سیف فرغانی ، ابن مقفع ، جمشید کاشانی ، سهروردی ، بیرونی ، پور سینا ، رازی و… پژوهش کند تا بداند که جایگاه کنونی ملت ایران بر چه پایه هایی استوار است . یک نکته را هم باید به این برقه ای قمی گوشزد کرد و آن اینکه « تو به زحمت از سوی خودت می توانی حرف بزنی . دلیل آن هم این است که هیچ دلیلی برای « آدم شدن » خودت ارائه نکرده ای ؛ ما هم هیچ نشانه ای از این « آدم شدن » نمی بینیم . پس به خودت لطف کن و از سوی خودت سخن بگو ، هرزه درای پست » .

  4. دامون

    کسی که اندکی اهل تاریخ باشد میداند که رضاشاه با زور اسلحه اسامی بسیاری از شهرهای ایران از جمله ایالت عربستان( به خوزستان)، المحمره( به خرمشهر)، الا حواز( به اهواز) تغییر داد. اسامی شهرها با هویت عربی مردمان عرب در عربستان( خوزستان) ارتباط وثیق دارد. این بیانیه سخیف رنگ و بوی فاشیستی دارد.

    • عقاب علی احمدی

      برای آگاهی از پیشینه تاریخی حضور ایرانیان در پهنه هایی که امروز « عراق » و » کویت » و « عربستان » و « بحرین » نامیده می شوند ، می توان به کتاب های جغرافیای تاریخی ، از جمله آثار استرابون ( تاریخنگار یونانی ) مراجعه کرد . آیا آقای دامون نام آن فاشیست عرب را که گفت ، « ناهار را در تل آویو و شام را در تهران خواهیم خورد ، به یاد دارد ؟ » آیا ایرانیان می دانند ، آن فاشیست عرب همان کسی است که نخستین ادعانامه برای دست اندازی به جزیره های تنب بزرگ و تنب کوچک و ابوموسی را با همکاری صدام حصین ( صدام حسین ) و یاسر عرفات تدوین و امضا کرده است ؟ آن فاشیست عرب که روزگاری از سر ناآگاهی فرزندان پرخاشگر و عدالتخواه و آزادیخواه ایرانی ، در متن های سیاسی زیرزمینی گروه های سیاسی ایرانی به نماد آزادیخواهی تبدیل شده بود ، کسی نیست جز « جمال عبدالناصر » .

  5. محامی

    باسلام به دوستان سایت ملی ومذهبی
    باتشکر از عزیزانی که کامنت های خوبی برای این بیانیه نوشته اند مطلبی رانیز این حقیر اضافه میکند
    ایا بازگشت به نامهای اماکن قبل از رضا شاه قوم پرستانه وشونیسم است ؟
    آیا در خواست اولین حقوق مدنی ،تکلم به زبان مادری قو م پرستانه وشونیستی است؟
    آری ،تکلم به زبان غیر ،بخصوص اگر به جبر وفشار باشد واصرار بر یک زبانی در کشور پر از ملیتهای مختلف ،عین نژاد پرستی است .
    نمدانم چرا نام قدیم این گوشه از سرزمین برای این حضرات موضوع ومسئله شده است در حالیکه از استان لرستان ؛اذربایجان ؛بلوچشتان ،کردستان وترکمن راحت میگذرند الحق که نژاد پرستی در خون واستخوان امضا کنندگان این بیانیه موج میزند وصد اقسوس که خودرا فعال سیاسی وفرهنگی مینامد وقتی که آب سر بالا میرود فورباغه ابو عطا میخواند.

  6. امير حسين جهاني - تبريز

    این مسائل مطرح در بیانیه ابدا نژاد پرستانه نیست! ناشی از حس میهن دوستی است

  7. عمار گلی/روزنامه نگار

    این نوع افکار و ذهنیت ها به هیچ وجه جای تعجب ندارد…
    متاسفانه در میان دوستان مرکز نشین، تفکرات مرکز گرا به شدت قوی است و حتی حاضر هستند که هر چیزی را برای کلمه ای که ارزشی در قبال انسانیت ندارد فدا کنند…
    البته و صد البته چنین مواضعی مختص به امضا کنندگان این بیانیه ندارد…کسانی که حتی برای حقوق بشر در مفهومی جهانی صبح تا شب داد می زنند چنین افکار دارند، با یک تفاوت و آن اینکه اینان صریحا مواضع خود را اعلام می کنند و آنان همچون آیت الله خمینی…
    امید است که انسانیت خود را فدای مفهومی فاقد ارزش چون ایرانیت نکنیم…مفهومی که صد سالی است تحت عنوان آن کرد و بلوچ و عرب و ترک قتل عام ذوب می شوند…

  8. علی اردبیلی

    با سلام
    من به عنوان یک آذربایجانی که دغدغه ایران دارد از امضا کنندگان بیانیه تشکر میکنم.
    صدای امریکا متاسفانه به لانه کسانی تبدیل شده است که در معنای واقعی کلمه دروغکو هستند. فعالان قومی که در خارج از کشور به نام اقوام فعالیت میکنند به هیچ روی نظرات بدنه اقوام را نمایندگی نمی کنند. کسانی که از روی سادگی در بالا کامنت گذاشته و بیانیه را محکوم کرده اند را دعوت می کنم که سری به کتاب قومیت و قومیت گرایی دکتر حمید احمدی بزنند تا نقش نخبگان قومی در مبارزه سیاسی و سو استفاده آنها از فرهنگ قومی برایشان اشکار شود.
    کسانی که دم از کتاب یا حقیقت می زنند به ما بگویند که ایا افرادی مانند بنی طرف کاری با حقیقت دارند؟ به همه ادعای بنی طرف تا کنون پاسخ داده شده است، ایا ایشان یکبار آمده اند و به این پاسخ ها جوابی ارائه بدهند؟
    بنی طرف می گوید در خوزستان، اعراب را اعدام می کنند؟ آیا اگر یک شهروند عرب مرتکب قتل یا جرایمی که مستوجب اعدام است شود، نباید اعدام شود ولی اگر یک کرمانی همین جرایم را مرتکب شود باید اعدامش کنند؟
    این شانتاژهایی که در صدای امریکا رخ می دهد،نشان از یک سفسطه بزرگ علیه ایران است. قوم گرایان برای بروز خود به هر طنابی دست می اندازند. نکته ی دیگری که برایم جالب است این بود که در این کامنتها فارس زبان ها از قوم گرایان حمایت کرده اند و افرادی از بدنه اقوام همچون من از وحدت و ایرانیت. تو خود خدیث مفصل بخوان از این مجمل

  9. حمید از کرمان

    ایران امروز باقیمانده سرزمین کهنی است که با نابخردی حاکمان اکنون در چند کشور مختلف پخش شده است
    روزی دولت روس و روزگاری دیگر انگلیس و عثمانی هر یک گوشه ای از این خاک را به تاراج بردند
    ایران سرزمین ملت ایران و سهم الارث مشاع همه ماست ، تجزیه طلب !!! بدان که آرزویت را بگور خواهی برد
    سربازان این خاک هرگز اجازه تعدی را به شما نخواهند داد.

  10. محسنی

    متاسفانه مدتی است که این موضوع رنگ و بوی بیشتری پیدا کرده. گویی کشورهای غربی این را چون اهرمی سیاسی در دست دارند تا در موقع لزوم همچون پتک بر سر مردم ایران فرود آورند. حضور عناصر جدایی طلب شناخته شده در برنامه ای این شبکه ها خود موید این مسئله است.
    بحث انسانیت بسیار مهم و پابرجاست اما این چیزی از ارزش های سرزمینمان من جمله تمامیت ارضیش کم نخواهد کرد.
    پاینده ایران…

  11. داریوش

    با درود به تارنمای ملی مذهبی و امضا کنندگان این نامه
    بسیار خوشحال و خرسندیم از اینکه بالاخره صدایی از احزاب ملی یا ملی مذهبی در واکنش به تبلیغات ضدایرانی رسانه های فارسی زبان برخواست. موضوعی که نباید با مخالفت با جمهوری اسلامی مخدوش گردد.
    پاینده و پیروز باشید.
    پیام به هموطن گرامی جناب آقای برقه ای: بسیار خوشحالم که جزیی از ۷۰ میلیون غیر آدم ِ (به تعبیر شما) ساکن ایران هستم .

  12. الهان

    سلام.یعنی ایشان میگویند که اگر تبعیض ملیتی و زبانی در کشور وجود دارد را نگویید.!!! نام تاریخی شهری و منطقه ای قبل از شووینیست فارس رضاشاهی را فراموش کنید و یاد آوری نکنید!!!!!!!!!
    این چه منطقیست!!!به جای ترس از تفاوتهای زبانی و ملیتی موجود در ایران،آن را بپذیرید و به اشتراک برسید.
    نام فعال سیاسی و فرهنگی را یدک نکشید که شما مصلحت اندیشان مضرید.
    تشکر

  13. هادی صوفی زادە

    سلام. آیا اگر ملتهای عرب، آذری، بلوچ، تورکمن و کورد در تقبیح این بیانیە تنگ نظرانە و مغایر با اصول آزادی بیانیەای صادر کنند، سایت ملی مذهبی بحکم صداقت مذهبیشان حاضر بە درج آن خواهند بود؟ اگر حاضر بە درج آن بودند در همین صفحە بە من پاسخ دهند,چون ماهم سخن برای گفتن داریم .
    وای بر ملتی کە کارش بە جایی رسیدە نیازمند همچون روشنفکرانی باشد.

    • عقاب علی احمدی

      آیا این هادی صوفی زاده می تواند بگوید ، تیره های آذربایجانی و کرد و بلوچ و ایرانیان عرب و ایرانیان ترکمن ، از چه زمان « ملت » شده اند ؛ و دلیل « ملت بودن » آنها چیست ؟ تیره های بلوچ ، کرد ، سیستانی ، خوزی ، آذربایجانی ، تات ، تالش ، لر ، لک ، گیل ، دیلمی ، خراسانی ، هرمزگانی و ایرانیان عرب و ایرانیان ترکمن و دیگر تیره های ایرانی ، همگی بر روی هم ملتی را پدید آورده اند که « ملت ایران » نام دارد و چند هزارسال است که در پهنه جهان با افتخار زندگی می کند و همگان از نقش او در بنای تمدن جهان آگاه اند .. با دگرگون کردن املای واژگان « کرد » به « کورد » و « ترکمن » به « تورکمن » ، نمی توان میان تیره های هم میهنی که در درازای هزاره ها با خاطرات مشترک با هم زیسته اند ، تفرقه انداخت و این کار در اندازه یک بازی کودکانه باقی می ماند . اگر سخنان صوفی زاده چیزی در ردیف همین ترهات او باشد ، صداقت مذهبی ملی – مذهبی ها هم کمکی به او نخواهد کرد ؛ چرا که اعتبار و ارزش ادعاهای شهروندان مستند به سندهایی است که تجزیه طلبان خوش ندارند آنها را از نظر بگذرانند . دیگر اینکه این صوفی زاده بد نیست کمی هم « فارسی » بیاموزد تا بتواند با ایرانیان به درستی سخن بگوید . برای همین ناگزیر از اصلاح جمله گنگ او هستم . گونه درست شبه جمله ای که او در پایان سخنش آورده است ، اینچنین است : « وای بر ملتی کە کارش بە جایی رسیدە [ باشد که ] نیازمند همچون روشنفکرانی باشد .» اما دشواری کار در این است که او نمی گوید دلیل تاسف او چیست و سخن او در حد یک غرغر ساده لوحانه باقی می ماند .

      • هادی صوفی زادە

        بە عقاب علی احمدی بگویم کە کە ملت کورد و سایر ملل از دیرباز ملت بودە و خواهند بود. منشا تاریخ و سرزمین ما مشخص است. دلیل ملت ما وجود سرزمین و تمدنمان است کە توسط اشغالگران اشغال شدەاست. سرزمین کوردستان و تمدن زاگروسی از آن ماست. تیرەهای مورد نظر شما کە ملت ایران را تشکیل دادەاند یاوەای بیش نیست و روزی این تعریف من درآوردی ملت ایران فروخواهد پاشید. بنای ایران بر اساس دروغ و ظلم و دشمنی قوام یافتەاست. حقیقت این است صد سال اخیر فرصت خوبی برای استفادە صحیح از نجابت دیگر ملتها ( بقول شما تیرەها ) توسط فارسها بود تا از نیروی مادی و معنوی آنان استفادە شود، اما اثبات نمودید کە لیاقتشو نداشتید.
        در پاسخ بە قسمت دیگر گندە گوئیهای عقاب علی احمدی باید گفت افتخاری در همزیستی این ملتها با ملت فارس دیدە نمی شودە و ادعای تمدن و با فرهنگ بودن سخن گذافی بیش نیست. اندیشە حالتان مبین گذشتەتان نیز هست. اما شما مجبورید بە دروغ متوسل شوید و از بنای تمدن سخن بگوئید. بقول آرامش دوستدار چون چیزی از انسانیت و تمدن ندارید کە بە آن مفتخر باشید مجبورید مدام بە گذشتە مبهم متوسل شوید. مثل اینکە ندانیم کە تمدن و افتخاراتتان چاە جمکران و امام زادەهاست. .
        من زبان فارسی همانقدر می خواهم بدانم کە بە شما بگویم کە ملت من از ملت شما نیست

  14. سهراب

    دوستان عزیز هریک نظری را ابراز کرده بودی اما واقعیت اینه که همه نظرها دارای دو گرایش هستند ۱ گروی که امضا کنندگان هم شامل میشود نهایت آخر به اسمیله کردن ملیتها ویک ملت ویک زبان می انجامد یعنی نابودی زبان و فرهنگ ملتهای دیگز به نفع فارسها وکمر به نابودی دیگر ملتها وحفظ تمامیت عرضی ایران۲ ودیگری کسانی که که فکر می کنند حفظ تمامیت عرضی ایران نهایتا به نابودی آنها می انجامد وکمر به استقلال ملیتها(اقوام) بسته اند . من به شخصه با نظر دومی موافقم .چون گروه اول استدلال عقلانیی ندارند به هر حال در یک فضای آزاد پیروز کسی است که استدلال قوی تری دارد لبگویید چرا حفظ تمامیت ارضی لازم ومهم است تنها یک پیشفرض قابل قبول است آن هم زندکی بهتر برای انسانها است.خواهشمندم جواب بدهید شاید من اشباه می کنم

  15. داریوش زمانی، خوزستانی ساکن هلند

    نمی دانم این دوستانی که در کامنتهای بالایی نام خوزستان را جعلی و غیر تاریخی نامیده اند، کم اطلاع هستند یا قصد و غرضی دارند. در هرحال جهت اطلاعشان باید یاد آور شوم که:
    خوزستان، سرزمین مردمان خوزی یا هوزی یا حوزی (که استرابون و پلینیوس از آن به اسم اوکسی[۴]ذکر کرده‌اند)است. این استان با عیلامیان باستان و شوش کم و بیش مرتبط است. نام اهواز، شوش و هویزه منعکس کننده ساکنین این منطقه در زمان عیلامیان بوده‌است.
    به گفته سوات سوجک در کتاب‌های تاریخ کلاسیک اسلامی، نام این استان خوزستان بود. ابن حوقل- جغرافی دان قرن ۱۰ میلادی – در کتاب خودش صورت الارض در فصلی جداگانه این استان را همراه با نقشه توصیف می‌کند و یاقوت در قرن ۱۳ میلادی در مجعم البلدان جزئیاتی از استان خوزستان نوشته‌است.
    ریچارد فرای درمورد خوزستان می‌نویسد: “خوزستان (به عربی الاهواز) استانی ثروتمند و کم ارتفاع بود که دست کم به هفت کوره تقسیم می‌شد ؛ بزرگترین جز آن هرمزداردشیر یا هرمزدشهر بود که عرب‌ها بدان سوق‌الاهواز می‌گفتند.
    کلمه خوزستان به معنای سرزمین «خوزها» است و خوز را به صورت‌های «هوز» و «حوز» نیز می‌نوشتند و جمع هوز در زبان عربی اهواز است که نام کرسی ایالت خوزستان است. البته ابن خردادبه (متوفای حدود ۳۰۰ ق) خوزستان را با همان اهواز یکی می داند و آنجا را سرزمینی وسیع، مشتمل بر هفت کوره بر می شمارد که با نام کور الاهواز می خواندش.
    امیدوارم این دوستان همانطور که در کامنتهایشان اشراه داشته اند، واقعاً از سر نگرانی دینی راجع به صداقت و درستی چنین اظهار نظر کرده باشند، نه اینکه از سر لج با رضاشاه، بخواهند حتی تجزیه طلبان را هم تائید و تقدیس کنند!

  16. کردستانی

    دوستی فرموده اند کتاب قومیت و قوم گرایی حمید احمدی را بخوانیم و از خواب جهالت برخیزیم. توصیه می کنم دوستان تورقی کنند و با اندیشه های متعالی این اندیشمند!!! که مراد بیانیه نویسان فوق هم هست آشنا شوند!

  17. امیر حسین محجوب

    خانم سهرابی شما چرا ادعای دروغ می کنید نام خوزستان از منابع تاریخی آورده شده است
    بفرمایید جیره بگیر هستید و ادعای تمام و کمال دورغ دارید
    از زبان نوشتاری شما پیداست که راست می گویید که نوشته اید«برای بنده که از سمنان تا تهران سالها رفت وآمد کردم و عمری را برای تحقیق در کتابخانه های ملی گذراندم تا تاریخ را بدرستی بخوانم»
    راستی یک سوزن یک نیشدر کوچک به پوست خود بزنید وقتی می نویسید:«اما این را فهمیدم که دروغ پست ترین صفت یک انسان وبرباد دهنده اخلاق حسنه بشر است،بنده کار به همه آنچه نوشته اند ندارم اما دروغ بزرگ آنها آن است که مدعی هستند خوزستان نامی تاریخی است ، لطفا بفرمایند مگر تازمان آمدن رضا پهلوی مگر نام خوزستان عربستان نبود؟»
    البته بنا بر تجربه بیشینه ی هتاکان از جماعت شونیست پانترک هستند
    بس است خجالت بکشید
    ادعای دروغ داشتن هنر شماست
    اینکه می بینیم مدعی می شوید داوینچی و انیشتین هم ترک بوده اند
    یا پان عربها که قبل از ادعای شما می گفتند سومری ها عرب بودند و حالا شما می گویید ترک بوده اند
    خجالت بکشید زبان نوشتاری تمام مخالفان و هتاکان یکی است

  18. عقاب علی احمدی

    برای آگاهی کسی که خود را « خانم سهرابی » و اهل سمنان معرفی کرده است ، باید گفت که از دستور زبان و نشانه های گویش ایشان که از لابلای « فارسی نویسی ناشیانه » شان پیداست ، روشن است که ایشان اهل کجا هستند . کسی که « همری » ( کذا فی الاصل ) را در راه کتابخانه ها گذرانده باشد ، آن اندازه فارسی یاد می گیرد که بداند « گذر کسی به کتاب تاریخ نمی خورد » و به طور معمول ، « مردم کتاب تاریخ را می خوانند » یا « چشمشان به متن تاریخی می افتد » . در اینجا مشخصات یک کتاب در باره خوزستان را می آورم تا این خانم سهرابی با یک کتاب تاریخی به راستی آشنا شود : « خوزستان در متن های کهن » ، نوشته محمدباقر نجفی ،( چاپ اول از ویرایش دوم ) ، تهران ، مرکز اسناد و تاریخ دیپلماسی ، ۱۳۸۰ . ایشان با خواندن این کتاب با پیشینه چندهزارساله خوزستان و جغرافیای تاریخی آن آشنا می شوند ؛ آن هم در روزگاری که کشوری به نام « انگلستان » هنوز وجود نداشت و هنوز چندهزار سال زمان لازم بود تا چنین کشوری پای به جهان بگذارد و البته ، مانند هر کشور دیگری ، بزرگانی را هم در دامان خود بپرورد و به این جهان پیشکش کند ؛ کسانی مانند : اسحاق نیوتن ، تامس هاردی ، ویلیام شکسپیر ، چارلز دیکنز و…..

  19. امین ص ایراندوست

    ابتدا باید عرض کنم که بنده از منتقدین جبهه ملی ایران هستم ولی انسانهای فرهیخته و میهندوست بسیاری میانشان پیدا میشود از جمله امضا کنندگان گرامی این مقاله که به درستی به مصیبتی اشاره کرده اند که شوربختانه چند گاهیست برخی از فعالین اجتماعی به آن گرفتار شده اند و آن هم قوم گرایی کور و نژادپرستانه است. هرچند خطری که اینجور افراد به خودی خود و قائم بالذات برای ایران و امنیت بلندمدت آن ندارد چندان قابل اعتنا نیست. خطر از آنجا آغاز میشود که رسانه های خارجی (براساس خواسته های موقت و گذرای دولت های متبوع شان) به دامن زدن به سفسطه های این چهارتا و نصفی قوم پرست بپردازند. و طبیعتاً عده ای از “روشنفکران” ایرانی هم که عادت دارند جهت باد را تشخیص داده و در موافقت با یکی از قدرت های مسلط جهانی (دیروز شوروی و بلوک شرق و امروز آمریکا و غرب) حرکت کنند نیز تحت تاثیر قرار گرفته و به آن سو حرکت کنند. بنده مقالات “روشنفکرانه” ی خانمها شادی صدر و مهرانگیز کار را در این چهارچوب ارزیابی میکنم…. به نظر بنده، خطر از آنجا شروع میشود که برخی از گروه های سیاسی برای پر کردن صندلی های میتینگ هایشان به این گروه ها رو بیاورند و خواسته و ناخواسته آنها را وارد مناسبات سیاسی کنند … شکی نداشته باشید که خودشان به تنهایی وزنه و جایگاه چندانی در سپهر اجتماعی و سیاسی ایران ندارند…. درود بر امضا کنندگان این نوشته ی میهنی.

  20. کوشا از تبریز

    کسانی که می گویند چرا رضا شاه نام عربستان را به خوزستان تبدیل کرد لطفا پاسخ دهند چرا عرب ها به زور به ایران آمدند و نه تنها نام شهرها و….که نام مردمان و….را به شیوه های گوناگون در گذر صدها سال عوض کردند. در بدترین حالت این به آن در. از این بیانیه پشتیبانی می کنم.

  21. آقای برقعه هنوز خیلی مانده تا معنی وطن و پرچم را بفهمید.

  22. مسعود فتحی

    با سلام
    متاسفانه‌ شماها یک بار دیگر در کمال وقاحت از ملیتهای ایرانی بعنوان مرزبانان غیور ایرانتون اسم بردید، نمیدانم آنبخش از شئونیستهایی چون شماها که‌ در خارج از ایران زندگی میکنید با چه‌ منطقی حق طلبی ملتهای تحت ستم ایران عزیزتان را شئونیست بودن میخانید؟ یکی نیست به‌ شماها بگه‌ دوره‌ این چرندیات تمام شده‌؟ بنده‌ بعنوان یک انسان کورد تحت هیچ شرایطی ایرانی نخواهم شد چراکه‌ در ایران شما من مشکل هویتی پیدا کرده‌ام آنهم در سرزمین آبائ و اجدادیم !!! این اعمال شما برگه‌هایی شرم آور خواهد بود تا آیندگانتان از شماها خجالت بکشند

  23. ناسیونالیست های وطنی آزادى را فقط براى خود مى خواهند!
    http://helwist.com/Nuseran/Hadi%20SofiZade/2%20%207%20%2012%20%20Nasionalist%20Weteni.htm

    هادی صوفی‌زادە

    اخیرا شصت تن از کسانى که غالبا خود را عضو”جبهه ملی ایران” معرفی کرده اند با انتشار بیانیه اى به بعضى از رسانه ها و به ویژه “بى بى سى” و “صداى امریکا” اعتراض کرده اند که چرا اندک توجهى به درد مشترک بیش از نیمى از مردم ایران توجه و یکى از معضلات جامعه ایران را مطرح کرده اند. معضلی که با نام های گوناگون “مساله ملی”،”مساله ملیت ها” و “مساله اقلیت ها” معروف شده است. پیش و پس از اینان نیز، شماری از افراد و سایت های وابسته به این طیف فکری نسبت به گفتگوی تلویزیون صدای آمریکا با یوسف عزیزی بنی طرف خشمگین شده و اهانت هایی نسبت به مصاحبه گر و مصاحبه شونده روا داشتند. ایشان فقط به مدت ده دقیقه در باره مشکلات مردم عرب و مبارزه مسالمت آمیزش در ایران سخن گفت.
    اینان مدعى شده اند که “این روزها حقوق بشر ابزارى و ملت سازى و دامن زدن به اختلافات قومى، سیاست روز دشمنان ایران شده است”.آنها فعالان رسانه اى ایرانى تبار را نیز متهم مى کنند به اینکه “فاقد هرگونه حس میهن دوستى و پایبندى به ارزش هاى ملى مى باشند”.
    حال آن که به نظر ما، هر انسان عدالتجو و آزادیخواهى باید از توجه و کوشش شخصیت ها، رسانه ها، محافل و احزاب در بازگویی بخشی از رنجهای مردمان ایران جهت یافتن راه حل های ضرور و یا پاسخگویی به بخشی از نیازهاى مردم استقبال و تقدیر کند.
    مرغ ناسیونالیست های وطنی دو آتشه همیشه یک پا دارد. جاده دوستى این افراد با مردم کشورشان یک طرفه است و تنها براى حمل بار دوستى و ارادت از سوى ملیت هاى تحت ستم به طرف آنان که “عاشق سینه چاک خاک وطن اند” قابل استفاده است، اما مى خواهند سر به تن هموطن دگر زبان، دگر اندیش یا دگرفرهنگ آنها نباشد.
    برخلاف ادعای اینان و دیگر همفکرانشان، جامعه ایران نه از “تیره” های گوناگون بلکه از ملیت ها، اقشار و طیف های مختلفی تشکیل می شود واین را هر دانش آموزى که اندک علوم اجتماعى خوانده باشد مى داند.رژیم هاى استبدادی و صاحبان اندیشه های تمامیت خواه – اعم از اسلامی و ملی گرا – همواره از ابزار تبعض آمیز “خودی و غیر خودی” استفاده می کنند وبر این اساس، گروهی یا قومی را بر گروه یا قوم دیگر ترجیح می دهند. بنیاد گرایان اسلام گرا وناسیونالیست، خواهان جامعه ای تک صدا، تک زبان، تک مذهب و تک دین هستند.
    ناسیونالیست های وطنی همچون رژیم حاکم بر ایران، پا را از چهارچوب ایران فراتر نهاده، خواهان سانسور رسانه های فارسی زبان خارج از کشور نیز هستند تا آنها را از بیان حقایق یا پرسش و کنکاش در باره وقایع ایران باز دارند. از دیدگاه این جماعت انحصار طلب، کارکنان این رسانه ها تا زمانی که باب دل آنان صحبت کنند، خوب اند اما اگر دردها و مشکلات هموطنان غیر فارس را پخش کنند، خائن به شمار می روند و باید کار خودرا ترک کنند.
    اینان که همه چیز خود را مدیون ثروت زیر پای میلیونها هموطن عرب خود هستند، مى خواهند تنها زبان، صدا، اندیشه و منافع آنان حاکم باشد و بس! والبته اگر عرب ها از این ثروت نصیبی نداشته و در دوزخ ریز گردها و محیط زیست آلوده گرفتار باشند وبا وجود رودخانه های فراوان، از آب آشامیدنی غیر بهداشتی بیاشامند و جوانانشان زیر شکنجه یا بر بالای دار جان ببازند، باکی نیست. بلکه برعکس شاهد بودیم که در نامه ها و نوشته های خود از این اعدام های وحشیانه استقبال کرده و گفته اند که در برابر احقاق حقوق ملیت های ایرانی در کنار رژیم خواهند ایستاد، بل عملا ایستاده اند.
    به این جماعت باید گفت دیگر نمى توان مردم نشسته بر گنج نفت و محروم از زبان و فرهنگ ملی را خفه و خاموش کرد. عرب ها بعد از ده ها هزار کشته در جنگ، در زندانها و در عرصه های دیگر بیداد، حاضر نیستند هم شاهد تاراج رفتن ثروت و هم زبان و فرهنگ و تاریخشان باشند. اینک جنبش مردم عرب و سایر ملیت های ایرانی برای رفع ستم ملی و انواع تبعیض های نژادی، اقتصادی، سیاسی، زبانی و فرهنگی در جریان است و تمامیت خواهان – اعم از اسلامگرایان و ملی گرایان – دیگر نمی توانند به بهانه های مختلف مردمان ایران را فریب دهند.
    می توان از نامه پراکنان و همپالگی هاشان که خود را وطن پرست مى خوانند، پرسید، کجاى وطنخواهى با هموطن ستیزى مى خواند؟ چگونه مى توان وطندوست بود و در عین حال هموطن گریز؟ آیا لازم نیست بعد از این همه تحول و تجربه، نگاهى به اطراف خود بیاندازند تا بفهمند بجز آنان کسان دیگرى نیز با زبان ها، فرهنگ ها و اعتقادات دیگر در درون همین وطن زندگى مى کنند؟
    اگر اینها خود را آزادیخواه و دموکرات مى خوانند، کجاى دموکراسى سرکوب و خفقان را براى بیش از نیمى از جمعیت یک کشور روا مى دارد؟ کجاى آزادى با اعدام هاى فله اى به بهانه هاى واهى تجزیه طلبى سازگار است؟ کجاى دموکراسى با تعطیل کردن اجتماعات فرهنگى به دلیل کاربرد زبان محلى موافق است؟ آیا آزادى را فقط براى خود وملیت خود می خواهید؟
    اگر به اصل زندگى و طبیعت و تنوع هستى معتقدید، چگونه مى توانید نابودى زبانها، فرهنگها، امیدها، تلاشها و اقشار وسیعى از ملیت ها را تنها براى دوام سیطره خود بپذیرید؟ نابودى کارون بزرگترین رود ایران و دریاچه ارومیه اگر در راستاى نابودى مردم بومى نیست، پس چیست؟ و اگر هست، کدام صدا ما، را در این برهه از حیات سختمان همراهى کرده و بقاى ما را خواستار شده است؟
    از وجدان، اخلاق، مروت، انسانیت و امثال اینها چیزى نمى گوییم. چرا که در فرهنگ لغات اینان ممکن است جایى نداشته باشد.
    از عقل مى گوییم. عقل خشک و حسابگرى که بتواند حساب دو دوتا چهارتا را بشناسد و بفهمد و تایید کند. شمشیر را از رو بستن علیه عرب ها، ترک ها، کوردها، بلوچ ها، ترکمن ها و سایر ملیت هاى ریشه دار و بومی و آگاه ایران و در کنار رژیم سرکوبگر ایستادن به چه معناست؟ آیا نوعى شرط بستن بر اسب مرده نیست؟ آیا نوعى خودکشى سیاسى و اجتماعى نیست؟
    این انحصار طلبان سانسور خواه پس از چندین دهه تجربه و به رغم مشاهده تجارب دیگران، با انحصارطلبى شدید خویش از نوعى ناسیونالیسم منفى و “پردافعه” دفاع مى کنند. ناسیونالیسمى که به گفته خودشان و طبق بیانیه شان “حقوق بشر” را بر نمى تابند و آن را ابزارى مى خوانند، و ذکر ستم قومى و مسایل مبتلا به ملیت ها را “ملت سازى و دامن زدن به اختلافات قومى” مى خوانند.
    باید به این جماعت گفت که اساسا پیش از آن که رضا شاه به افکار پان فارسیستى بگراید، عربها و سایرین در این خطه بوده اند. به زبان ها و آیین هاى خود درس مى خواندند، شعر مى سرودند، جشن مى گرفتند، لباس مى پوشیدند و ملیت هاى منسجمى با سرزمین ها، اقتصادها، حکام و هویت هاى مستقل خود بودند. ممالک محروسه ای در کار بود، نه یک “خدایگان”با انبوهى از بى هویتان.
    ما براى ملیت فارس و زبان و ادبیات و کیش و آیین اش احترام قایلیم و آن را ملیتى همیشه برادر مى دانیم. یقین نیز داریم که نه فاشیسم حاکم بر جامعه و نه جوجه فاشیست هایى که رداى مخالفت با استبداد بر تن مى کنند و از بسیارى از دیکتاتورها مستبدترند، مى توانند بینش روشن ما را در این زمینه کدر کنند. اما به رغم خشم شما بر هویت خویش پاى مى فشاریم.
    ما شکی نداریم که اگر این ناسیونالیست های انحصار طلب زمام امور به دست گیرند، همچون حاکمیت استبدادی کنونی و شاید بدتر از آن با ملیت ها، زبانها، فرهنگها برخورد خواهند کرد.
    در پایان به این جماعت باید گفت، بر عکس شما، و بر خلاف دوران انقلاب ۱۳۵۷ ، عموم مردم و به ویژه ملیت های غیر فارس در ایران اکنون هم مى دانند چه مى خواهند و هم آگاهند چه نمى خواهند. این ملیت ها خواستار نظامی عادلانه و حقوقی برابر در ایران آینده هستند و به چیزی کمتر از آن رضایت نخواهند داد.

  24. Alan

    این عزیزانکه‌ نگران از هم گسستگی همبستگی ملی هستند میخواهند با انکار هویتها به‌ این هدف نائل شوند؟ فکر میکنید اگر به‌ من حق ندهید همانی باشم که‌ خود بدان باور دارم، همبستگیم با شما تحکیم خواهد شد؟ یا اساسا همبستگی ایجاد خواهد شد؟ همبستگی زورکی میخواهید ایجاد کنید؟ یعنی همین سیاستی که‌ تا حالا حکومتهای استبدادی دنبال کرده‌اند؟
    نخیر عزیز برادر، بزودی با رسیدن موج دمکراسی خواهی به‌ خاورمیانه‌ دوران حکومت با اتکا به‌ زور و فریب بسرخواهد رسید. دیگر نه‌ میتوان با کسی به‌ زور سرنیزه‌ همبستگی ایجاد کرد و نه‌ با مرزدار غیور خواندن گولش زد و از حقوق ملیش (در مورد حقوق شهروندی و غیره‌ حرف نمیزنم، اشتباه‌ برداشت نفرمایید، بلکه‌ حقوق ملی را میگویم) محرومش کرد. بجای انکار هویت ملیتهای ایرانی به‌ فکر مکانیسم تقسیم عادلانه‌ سرمایه‌ها و قدرت سیاسی به‌ شیوه‌ای مرکزگریز باشید تا دیر نشده‌. بله‌ عزیز برادر.

    • عقاب علی احمدی

      آیا می توان پرسید « کدام هویت ؟» آیا منظورتان از هویت ، هویتی است که تاریخنگاران روسی و ارانی « جمهوری آذربایجان » برای ایرانیان می سازند تا آنها را از هم جدا کنند ؟ دیگر اینکه « همبستگی زوری » دیگر چه صیغه ای است ؟ ایرانیان با هر کس که بخواهد میان آنها پراکندگی بیاندازد ، مبارزه می کنند و دسیسه های او و اربابانش را افشا می کنند .
      در باره این « موج دموکراسی خواهی » واقعا تصور می کنید که قرار است « آزادی » و « دموکراسی » را برای تجزیه طلبان به ارمغان بیاورد ؟ اگر می خواهی ببینی با رسیدن این موج ادعایی شما ، چه خواهد شد ، به اوضاع عراق و افغانستان و لیبی و تونس و مصر نگاه کن و اطلاعات دست اول و نه تولیدشده به وسیله ماهواره ها را به دست بیاور .
      اینکه از « حقوق ملی » به شیوه ای دلبخواهی سخن می گویی ، تنها نوعی بازی کودکانه است . در ایران تنها یک ملت زندگی می کند و آن ملت ایران است . این واقعیت را از سیستانی ها ، تات ها ، گیل ها ، مازندرانی ها ، تالش ها ، خوزی ها ، خراسانی ها ، هرمزگانی ها ، آذربایجانی ها ، کردها ، لرها ، لک ها و… می توانی بپرسی تا در این باره اطلاعات کافی به تو بدهند .

مخاطبان محترم، سایت ملی-مذهبی از دریافت نظرات سازنده شما برای بهبود کیفیت مطالب استقبال می کند. انتقادهای شما و راهکارهایتان می تواند تحریریه سایت را در افزایش کیفیت مطالب کمک کند.

مطالب مرتبط

پربازدیدترین مطالب

این سایت از نظر هویتی ملی-مذهبی ، اما از نظر حقوقی مستقل است.