چهارشنبه 9th ژانویه 2013 , ساعت: 09:01کد مطلب : 33836 نسخه قابل چاپ
اعتراض کانون صنفی معلمان ایران به حکم سنگین علی اکبر باغانی

اگر دست و دهان های مان باز باشد حوادث تلخ مدارس اتفاق نمی افتد

کانون صنفی معلمان ایران در دومین نامه سرگشاده خود در  سال جاری به رئیس قوه قضائیه سئوالاتی چند را تحت عنوان ما می پرسیم با وی مطرح کرده اند . از جمله پرسیده اند:

ما می پرسیم،معلمان دلسوزی همچون رسول بداقی و محمد داوری چه جرم سنگینی مرتکب شده اند که با وجود سپری کردن بیش از سه سال در زندان و دوری از خانه و خانواده و مدرسه،هنوز امکان استفاده از یک روز مرخصی برای آنان فراهم نشده است؟ چرا رسول بداقی،حتی به هنگام فوت مادرش که متآسفانه در سال گذشته اتفاق افتاد،اجازه ی حضور در تشییع جنازه و مراسم ختم را نیافت؟ مگر عبداله مومنی،دیگر معلم دربند چه کرده است که بایستی از سه سال پیش تاکنون در زندان بماند؟

متن کامل این نامه به نقل از صفحه فیس بوک این کانون به این شرح است:

به نام خداوند جان و خرد

نامه ی سرگشاده ی کانون صنفی معلمان ایران به ریاست قوه ی قضاییه

ریاست محترم قوه ی قضاییه،حضرت آیت اله لاریجانی

با سلام و احترام

این دومین نامه ی کانون صنفی معلمان ایران است که در عرض این یک سال اخیر،ضمن لحاظ کردن شرایط حساس کشور و از سرِ دلسوزی،به آن جناب نگاشته می شود. اگرچه تردید داریم که جنابعالی به دلیل اولویت هایی که برای خود تعریف کرده اید و یا مشغله ها،التفاتی نسبت به نامه ی قبل نموده باشید!

ریاست محترم

متآسفانه روند نامطلوب و ناعادلانه ی برخورد با فعالان صنفی معلمان،که از سال ۸۳ آغاز گردیده،پس از تجمعات مسالمت آمیز معلمان مقابل مجلس شورای اسلامی به اوج خود رسیده است؛به نحوی که به نظر می رسد احکام قضایی سنگین صادر شده و سختگیری هایی که نسبت به معلمان زندانی صورت می گیرد هیچگونه تناسب با اتهامات منتسب و همچنین ادعاهای مسئولان محترم نسبت به ارادات و احترام به این قشر محترم نداشته باشد.

ما می پرسیم،معلمان دلسوزی همچون رسول بداقی و محمد داوری چه جرم سنگینی مرتکب شده اند که با وجود سپری کردن بیش از سه سال در زندان و دوری از خانه و خانواده و مدرسه،هنوز امکان استفاده از یک روز مرخصی برای آنان فراهم نشده است؟ چرا رسول بداقی،حتی به هنگام فوت مادرش که متآسفانه در سال گذشته اتفاق افتاد،اجازه ی حضور در تشییع جنازه و مراسم ختم را نیافت؟ مگر عبداله مومنی،دیگر معلم دربند چه کرده است که بایستی از سه سال پیش تاکنون در زندان بماند؟

ما می پرسیم اتهام و جرم سید محمود باقری از اعضای هیآت مدیره ی کانون صنفی معلمان چه بوده است که در دادگاه های بدوی و تجدیدنظر،به نه سال و نیم حبس تعزیری محکوم گردد!؟ چرا هم اکنون بیش از دو ماه است که به ایشان اجازه داده نمی شود که برای انجام عمل جراحی،به بیمارستانی بیرون از زندان منتقل شود؟

ما می پرسیم هاشم خواستار،معلم بازنشسته ی خراسانی در ردیف کدام یک از زندانیان خطرناک بوده است که زندانبانان به خود اجازه داده اند در بیمارستان و بر روی تخت،دست ها و پاهای او را به غل و زنجیر بکشند!؟

و در نهایت علی اکبر باغانی،دبیر کل کانون صنفی معلمان ایران،که اخیرا،حکم بدوی او در شعبه ی ۲۶ دادگاه انقلاب اسلامی صادر شده،به کدام گناه به ۶ سال حبس تعزیری در زندان قزل حصار کرج و ده سال تبعید به زابل محکوم گردیده است!؟

به راستی اینگونه احکام و برخوردها،تابع کدامیک از اصول فقهی،شرعی و عرفی است و چه کسانی مسئول نظارت بر عملکرد قضات و ضابطانی هستند که با صدور اینگونه احکام و یا اجرای آن ها به شکل مذکور،حیثیت سیستم قضایی را به حراج گذاشته اند!؟

ما می پرسیم آیا دعوت تعداد محدودی از فعالان صنفی معلمان در هفته معلم برای حضور در مزار استاد مطهری و دکتر خانعلی،که یکی به دست جهل مسلح و دیگری به ضرب گلوله پاسبانان رژیم گذشته به شهادت رسیده است از مصادیق تبلیغ علیه نظام است که قاضی محترم پرونده بر آن اشاره نموده است؟

آیا ابراز همدردی با خانواده های محترم همکاران مظلومی چون بداقی و داوری،که تنها و تنها به جرم دفاع از حقوق صنفی دیگر همکاران و اعتراض به بی عدالتی ها و عدم اجرای قانون نظام هماهنگ پرداخت کارکنان دولت به بند کشیده شده اند از مصادیق تبلیغ علیه نظام است؟ اگر لازم است به عنوان یک ایرانی مسلمان نسبت به سرنوشت همنوعان خود در اقصی نقاط جهان حساس باشیم پس چگونه بی تفاوتی نسبت به سرنوشت همکارانمان و خانواده های محترمشان را توجیه کنیم؟ این گونه برخوردها،با کدام یک از آموزه های دینی و اخلاقی که انقلاب اسلامی بر پایه ی آن ها به پیروزی رسیده است،همخوانی دارد؟

مقام محترم قضایی

علی اکبر باغانی،معلمی دلسوز،متدین،اخلاق مدار و خوشنام است؛اجازه ندهید به واسطه ی برخی تصمیمات عجولانه و احکام ناعادلانه،حیثیت نظام قضایی به سخره گرفته شود و بیش از پیش،آب به آسیاب دشمنان ریخته شود. توقع ما این است که اقدام به موقع حضرتعالی و دقت قضات محترم تجدید نظر،باعث دلگرمی دلسوزان نسبت به اصلاح روند ناصواب فعلی گردد و یادآور می شویم که نظام اسلامی با حضور منتقدان دلسوز،خصوصآ در عرصه آموزش و پرورش،به اهدافی که تعریف شده و انتظار دارد نزدیک تر خواهد شد.

باور کنید اگر دست ها و دهان هایمان باز باشد از احتمال تکرار حوادث تلخی که این روزها در مدارس کشور شاهد آن هستیم به طور محسوسی کاسته خواهد شد. والسلام

کانون صنفی معلمان ایران

۱۹/۱۰/۹۱


حوزه :
  1. ناظر

    دستتان ، این را که اصلا حرفش را نزنید . حکومت اسلامی یعنی بسط ید فقیه جامع الشرایط . هر ید دیگری که همان دست است ، اگر باز باشد ، میشود شرک . حکمش را هم که همه میدانند . آب به آسیاب دشمن نریزید وبا جان خودتان بازی نکنید . (من نمیدانم دشمن در قرن ۲۱ چرا اسیابش را حداقل برقی نمیکند که عده ای مجبور نشوند آب به اسیابش بریزند ) میگفتم ، دهانتان هم اگر باز باشد جز مصیبت حاصلی ندارد . یا حرف میزنید مثل الان و آب میشود به آسیاب دشمن . یا میخواهید بخورید که نمیرید ، همان که بهش بخور و نمیر میگویند . آن هم در زمان خشک سالی مالی و به عبارتی دیگر در وضعیت شعب ابیطالب . پس همان بهتر که دهانتان هم باز نباشد . شعار انرژی هسته ای حق مسلم ماست ، را هم نمیخواهیم بدهید ، نه این که دست به شعارتان خوب است ؟ تا حالا یک شعار ولایت پسند داده اید ؟

مخاطبان محترم، سایت ملی-مذهبی از دریافت نظرات سازنده شما برای بهبود کیفیت مطالب استقبال می کند. انتقادهای شما و راهکارهایتان می تواند تحریریه سایت را در افزایش کیفیت مطالب کمک کند.

مطالب مرتبط

پربازدیدترین مطالب

این سایت از نظر هویتی ملی-مذهبی ، اما از نظر حقوقی مستقل است.