پنج‌شنبه 9th ژانویه 2014 , ساعت: 02:01کد مطلب : 57752 نسخه قابل چاپ
اعتراض فضل الله صلواتی به آیت الله مکارم شیرازی

آیا روش پیامبر اسلام در برابر مخالفان و صاحب عقاید دیگر اینگونه بود؟

فضل الله صلواتی اندیشمند دینی در نامه ای به آیت الله مکارم شیرازی ضمن انتقاد از شیوه برخورد با روزنامه بهار و دکتر غروی به  این روحانی معروف ساکن قم نیز به خاطر حمایت از این شیوه ها اعتراض کرده است. 

نامه آقای صلواتی به نقل از جرس به شرح زیر است:

باسمه تعالی

محضر مبارک حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی زیدعزه

السلام علیکم و علی عبادالله الصالحین

مدتی پیش از این، به خاطر موقعیت ممتاز حضرت عالی در بین علما و مراجع و سوابق آزاداندیشی، دوستانی در اصفهان از بنده خواستند که برای درخواست آزادی زندانیان سیاسی و دگراندیشان دربند، دسته جمعی به حضور آن جناب شرفیاب شویم، چون مرا از مریدان و علاقمندان شما می دانستند، آنها مایل بودند که علاقۀ مرا به شما وسیله قرار دهند تا از حاکمان بخواهید تا زندانیان مظلومی را که بیش از چهار سال است به جرمهای واهی و جوسازی‌ها و شایعه پراکنی‌ها در حبس هستند آزاد شوند، زندگی‌شان با قطع حقوق و بازنشستگی و بیمه، پریشان شده، باشد که خانواده هاشان سرو سامانی گیرند و بیش از این نظامی مقدس در انظار جهانیان زیر سؤال نرود، که توفیقی دست نداد.

بنده از سال اول نشر مجلۀ مکتب اسلام (آذرماه ۱۳۳۷) و انتشار جزوات مربوط به نسل جوان، با نام و اندیشه‌های استاد ناصر مکارم شیرازی آشنائی داشتم و ایشان را فردی پژوهشگر و آزاداندیش می شناختم و مختصر همکاری هم با مجله داشتم، با مبارزات و تبعید، شما را فردی انقلابی و در تفکرات مکتب تشیع صاحب نظر می دانستم، اوایل پیروزی انقلاب سخنرانی‌های آن جناب در مسجد سید اصفهان و نوشته‌هایتان در نشریات، همه آگاهی بخش و امیدوار کننده و دلپذیر بودند، نوید حکومتی بر اساس عدالت و آزادی و مردم سالاری می داد، چه سخنان شیرینی که دربارۀ آزادی مطبوعات و جلوگیری از اختناق دینی و سانسور و محدودیتهای سیاسی، از زبان شما می شنیدیم، مژده آزادی بیان، قلم، اندیشه و فکر به پیروان همه ادیان، مذاهب و مکاتب می‌دادید.

من از سال ۴۰ در جرگه انقلابیون و از سال ۱۳۴۲ از پیروان جدی حضرت امام خمینی بودم، از این مدینۀ فاضله‌ای که جنابعالی ترسیم می‌نمودید به وجد آمده بودم و با خود می گفتم: الحمدالله که بعد از آن همه زندان، شکنجه، تبعید، محرومیت و سختی برای انقلابیون، حاصلی نیکو به بار آمد، و اسلام شناسی، عالم و محقق و اهل مطالعه و مفسر قرآن مجید، بدین صورت انقلاب و آینده را ترسیم می کند.

حقیر در کتاب «تفاسیر و مفسران شیعه» که اخیرا منتشر شده، «تفسیر نمونه» را یکی از بهترین تفاسیر فارسی قرن پانزدهم معرفی کرده ام، مخصوصا که شاخصۀ اختلاف اندازی بین فرقه‌های اسلامی در آن دیده نمی شود.

از سال ۱۳۵۰ که به زندان افتادم و سپس تبعید، رابطه‌ام با همۀ اساتید قطع شد توفیق دیدار حضوری با عالمان را پیدا نکردم، فشارها و مشکلات پس از پیروزی هم مانع می شد که بخواهم مزاحم اوقات شریف گردم.

تا اینکه اخیرا نامه‌ای به دستم رسید که در اکثر سایتها و بسیاری رسانه‌ها آورده شده بود که: امام جمعۀ نائین با جمعی از مریدان، نمی‌دانم با چقدر آگاهی و معلومات به حضور آن جناب و دیگر مراجع رسیده اند و از افرادی دگراندیش شکایت کرده اند و اینکه آقای دکتر سید علی اصغر غروی در روزنامۀ بهار چه نوشته است؟ فرمایشاتی از بیان شما نقل کرده اند، که برای بنده که هماره ریزه خوار خوان علمای عاملین و اندیشه وران صالحین بوده‌ام باور کردنی نبود که این سخنان از آن شما باشد.

عدالت و آزادگی حکم می کرد که اگر اشکالی در نوشته‌ای و گفته‌ای بوده، پاسخ قانع کننده داده شود، گفته را باگفته و نوشته را با نوشته پاسخ داد، طبق قانون مطبوعات جمهوری اسلامی ایران، در اولین شماره و با همان حروف و در همان صفحه، با استدلال صحیح و دلایل محکم پاسخ داد، یا اینکه از یکی از فضلا و نویسندگان خواست که جواب اشکال احتمالی داده شود، با راهپیمائی و تظاهرات و تهیه تومار و غوغاسالاری که نمی شود به شبهۀ احتمالی پاسخ داد، در هر گوشه‌ای می توان هزاران امضاء جمع کرد که العیاذبالله نماز صبح ترک شود، مگر در مصر مخالفان اخوان المسلمین با جمعیت بسیار و تومارهای کیلومتری، انقلاب و بیداری و مسلمانی را تباه نکردند و در ترکیه هر روز تظاهرات و تومار نوشتن علیه دولت اسلامی انجام نمی شود؟ آنها با بحران سازی و هوچی‌گری می خواهند برخی احکام اسلامی اجرا نگردد، متأسفانه تاکنون هم موفق بوده اند، در مصر رئیس جمهور منتخب مردم را به زندان انداختند و کودتاچیان را بر سر کار آوردند، افسوس!

با تعطیل کردن روزنامه بهار و دستگیری نویسنده و بدین صورت سر و صدا راه انداختن و اهانتهای بی‌حد و حصر برخی مدعیان دین مداری و شعارهای توهین آمیز چه نتیجه‌ای عاید می شود؟ و کدام آب رفته‌ای به جوی باز می گردد؟ و مرجعی بزرگ با کمال تأسف کارهای غرض ورزان را تأیید می کنند و به طرفدارانِ مخالفان هم فرصت داده می شود که عمل به مثل نمایند و جامعه را به آشوب بکشانند، مگر در تاریخ نیاورده اند که پس انتخاب سقیفه چه تظاهراتی انجام شد و پس از انتخاب خلیفۀ سوم، بنی امیه در مدینه چه شوری به پا کردند و ۲۵ سال حضرت علی (ع) را خانه نشین کردند و باز خواندیم که برای انتخاب حضرت علی (ع) مردم چون یال کفتار فراهم آمدند و دامن امام (ع) را کشیدند و پا روی پاهایش گذاشتند و…………….. (از خطبه شقشقیّه)

چرا باید روزنامه تعطیل شود و نویسنده را زندانی کنند؟ با این کار طشت رسوائی را از بام فرو افکندند و عالمی را خبردار کردند، که:‌ای مردم جهان ما مدعیان عدالت و آزادی، تحمل یک نوشته از یک محقق را نداشتیم که نه از اصول دین بود و نه از اصول مذهب! مردم جهان بدانید که ما روزنامه‌ای را به خاطر یک اظهار نظر خلاف نظر خودمان، تعطیل کردیم و نویسنده را به زندان انداختیم و باعث شدیم غیر از تعداد محدود خوانندۀ روزنامه که مطالب کلامی را به ندرت مطالعه می کنند، صدها هزار نسخه از آن مقاله منتشر شود و در بسیاری از سایتها درج شود، در ایام عاشورا که من در آلمان بودم، این مقاله در محافل و مجالس عزاداری آن کشور نیز دست به دست می گشت و آیا این روش تبلیغ اسلام و پاسخ به شبهات احتمالی بوده است؟ و حتی یک جواب هم در جائی و در نشریه‌ای و در سایتی دیده نشد.

اگر پشت این بگیر و ببندها عقل و درایت حاکم بود، به این صورت عمل نمی شد و آن همه اهانت، تهمت، فحش و ناسزا نثار نویسنده و پدر و مادر و کسانش نمی شد و خوراک مناسب برای ماهواره‌های بیگانه فراهم نمی گردید.

آنان که مقاله را خوانده بودند جوابش را هم می خواندند و آب از آب تکان نمی خورد، از گروه‌های فشار و بی‌منطق این انتظار همیشه هست، اما از اندیشمندان متفکر و عالمان آگاه چنین انتظاری نبوده و نیست.

شعارهای بامحتوی یا بی‌محتوی مربوط به سیاست بازان و سیاسی کاران است، اهانت مربوط به افراد بی‌سواد، متعصب و بدون استدلال است، علما و مراجع همچون امامان بزرگوار شیعه هماره پناهگاه مظلومان و ستمدیدگان تاریخ بوده اند، آنها همیشه در برابر ظلم ظالمان ایستادگی می کردند، از مظلومان دفاع می نمودند، به حبسها و زجرها اعتراض داشتند، ولی امروز……

از دشمنان برند شکایت به پیش دوست

چون دوست دشمن است شکایت کجا برم

آیا روش پیامبر اسلام (ص) در برابر مخالفان و صاحب عقاید دیگر بدین صورت بود؟ اگر این نوشته در زمان امام صادق(ع) منتشر شده بود، امام (ع) چگونه با نویسنده و ناشر برخورد می کردند؟ امام(ع) با ابوحنیفه و انس‌بن‌مالک از پیشوایان مذاهب اهل سنت که معاصر ایشان بودند چگونه دیدار می کردند؟

آن امام بزرگوار حتی با منحرفان زمان خود، امثال ابن ابی العوجاء چگونه روبرو می شدند؟ چه نظریه‌ای دربارۀ آنها می‌دادند؟

آیا آنان را به جهالت و نادانی و نفهمی منتسب می کردند؟ آیا از حکّام زمان می خواستند که آنها را به زندان بیندازند و محکوم کنند؟ و از آزادی‌ها محرومشان نمایند؟ یا بخواهند مردم تظاهرات کنند و تومار بنویسند؟

مردم علما را علاوه بر بیان تفسیر و حدیث و احکام، برای اجرای عدالت و آزاد اندیشی و اجتهاد می خواهند، تعالیم عالیه مکتب امام جعفر صادق(ع) را در چهرۀ نورانی آنان می نگرند، نظر و فتوای آنها را ورای حکومتها و فرقه‌ها و نهادها به حساب می آورند، حق را، عدالت را، ایمان را، آزاد اندیشی را و علی‌گونگی را از آنان انتظار دارند.

دنیای امروز حجرۀ دربستۀ مدرسه‌ای نیست، هر کلامی از هر عالمی، هر سیاستمداری، هر صاحب نظری که گفته می شود، در کوتاه‌ترین زمان و با سرعت فراوان در سرتاسر جهان پخش می شود، دوست و دشمن آن نظریه را زیر ذره بین می گذارند و آن را تحلیل و تفسیر می‌کنند.

آنگاه معلوم می شود که سخن با امثال امام جمعۀ شهرستان نائین به نفع اسلام و مسلمین و تفکر شیعه بوده است یا نه؟ آیا تبلیغ اسلام بوده یا باعث وهن اسلام و مسلمین شده؟ آیا باعث سربلندی عالمان تشیع شده‌ایم یا تخفیف آنها؟

«ربنا لا تؤاخذنا ان نسینا و او اخطأنا…. و اعف عنّا واغفرلنا وارحمنا، انت مولنا فانصرنا علی القوم الکافرین»

با عرض پوزش از تصدیع و اطالۀ کلام

اصفهان – فضل الله صلواتی – دهم دیماه ۱۳۹۲

 


حوزه :
  1. صریح

    جناب صلواتی با احترام.
    آنچه که از عملکرد گروه حاکمان ایران مستفاد می شود از اساس هیچ ارتباطی به دین و اعتقادات اسلامی و شیعی ندارد. یک حکومت به شدت مستبد که از انباشت زر به زور و آن هم ریا به اسلام در حال انفجار است. هر آنکس هم که امروز از عملکرد این حکومت دفاع میکند بدون هیچ تردید همین پولهای نجومی و میلیاردی است که بیشترین انگیزش را با او میدهد. در اساس هم تفاوتی که پیشینه و سابقه سیاسی و دینی افراد ندارد. موضوع خان یغمایی که است که گویا از دشمن به غنیمت گرفته شده و تمام تلاش سرداران و علما و مداحان و … تقسیم و حفظ این غنائم است. شما برای چه کسی میخواهید روشنگری کنید. تشخیص اینکه مردم مظلوم ایران تحت چه فشاری از هر بابتی هستند و اینکه این با توجه به رشد تمام جوامع و مقایسه شرایط فعلی جامعه با شرایط حکومت سابق به وضوح میتوان فاجعه را دید نباید کار مشکلی باشد. پس اگر کسی این همه فجایع و ضللم و ستم را که حتی باعث رویگردانی اکثریت جامعه از دین و مذهب شده نمیخواهد ببیند، مشکل جای دیگری است. مشکل در قدرت و حکومت و زر و زور و تزویر است. و خدا هم به این گروه ظالمان بشارت داده که چشم هایشان را کور و گوشهایشان را کر میکند تا هر آنچه که می توانند در فساد و ظلم و ستم پیش بروند. مردم ایران به تمامی کسانی که از این همه ظلم و ستم و جنایت و فساد و غارت حمایت کرده و میکنند هرگز نه به عنوان پیشوای دینی و بلکه به به همان چشمی نگاه میکنند که عیسی مسیح فرمود. همانان که پشه را صافی میکنند و …
    امیدوارم اگر گوشی برای شنیدن هست بیدار شده و همانند بسیاری همچون آیت الله منتظری و آقایان کروبی و موسوی و سایر بیدار دلانی که حتی ممکن است زمانی به شکل گیری این ساختار ظلم کمک کرده باشند ولی امروز با مایه گذاری از خود در کنار مردم قرار گرفته اند، خود را عاقبت به خیر کنند. بنابر این موضوع ، سر تعظیم فرود آوردن در مقابل قدرت بی پاسخگوی حکومتی است که به پشتوانه میلیاردها دلار و تومان درآمدهای دولتی و بیت المال پروار شده و برای نگه داشتن این منبع ثروت از هیچ ظلمی فروگذار نمیکند.

  2. ناشناس

    با پوزش از همه دوستان من فکر میکنم اسلام همینی است که اکنون آخوندهای ایران از یک طرف و طالبان و القاعده از طرف دیگر پیاده میکنند. چهره مهربانی از دین تنها ساخته تاریخ است و واقعیت ندارد. در زمان پیامبر قبل از قدرت گرفتن از مهربانی و بخشش سخن بود و پس از قدرت گرفتن جنگ و خشونت. پس از پیامبر نیز مسلمانان با هم درگیر شدند و کشتند و ویران کردند و این داستان بین مسلمانان تا کنون ادامه دارد.
    راه دور نمی روم همین انقلاب اسلامی با کمک کلیه مخالفان شاه سابق شکل گرفت آیت الله خمینی و همفکرانش تا قبل از قدرت گرفتن میگفتند در حکومت اسلامی استبداد معنی ندارد و حتی کمونیست ها می توانند نشریه داشته باشند و آزادانه سخن بگویند و اما پس از به دست گرفتن قدرت نه تنها کمونیست ها برای بیان عقاید خود آزاد نبودند و از بین بردنشان بلکه هم کیشان خودشان نیز نمی توانند سخنان خود را بدون ترس و زندانی شدن و کشته شدن، بیان کنند. وضعیت امروز موسوی و هاشمی و کروبی را ببینید. رحمت و مهربانی تنها برای قدرت گرفتن بیان میشوند و پس از قدرت گرفتن چهره واقعی یعنی خشونت و نفرت و میل به بردگی گرفتن مردم و لذت بردن از چاپلوسی دیگران و در اختیار گرفتن تمام امور زندگی مردم ، خود را نشان میدهد. خدا تنها ابزار آرام کردن مردم و حکوکت کردن به آنها میشود و این در طول تاریخ حکوکت های دینی همواره هویدا و آشکار بوده است. و تو گویی خدا نیز موافق آنان است و چشم بر ستمگری آنها بسته است و مترصد است کدام برده آخوندها خطا میکند تا او را به جهنم ببرد.

  3. صریح

    دوست ناشناس در رابطه با نقش تاریخی دین و اینکه اساسا از دین نباید انتظاری جز ابزاری در دست قدرتمندان در جهت منافع خودشان داشت درست است.
    اما حتی از همین منظر هم دو نوع مدعی دین هستند. یکی که از روی اعتقاد (به هر دلیلی که اعتقاد پیدا کرده اند) و یکی جرثومه هایی که به هیچ وجه اعتقادی به دین ندارند و فقط از آن برای پیش برد کثیف ترین رفتاری غیر انسانی بهره بردای میکنند. در مورد نوع اول میتوان این طیف را در دراز مدت به تجربه متقاعد کرد که این عجوزه هزاران ساله ابرو را نمی آراید که هیچ بل چشم کور میکند. ولی نوع دوم اساسا موضوع چیز دیگری است. متاسفانه مشکل امروز ایران و تمام جوامعی که درگیر این مشکل دین سالاری (یا به گفته بهتر دین ابزاری) شده اند این است که افرادی (البته از نظر من سازماندهی شده از سوی جریانهای بسیار قدرتمندتر جهانی سرمایه که رشد و وجودشان اساسا به وجود بحران و اختلافات بین جوامع و فسادهای نهادینه شده وابسته است بخصوص صنایع تسلیحاتی با تولید سالانه چند هزار میلیاردی که باید آن را در جایی به مصرف رساند ) با حربه دین به جان این جوامع افتاده اند و در سطوح بالا و مدیریتی هیچ اعتقادی به دین ندارند ولی فرصت طلبانه از آن در جهت مقاصد ضد انسانی خود استفاده میکنند. بنابراین با جدا کردن این دو جریان از هم و افشای جریان دوم و بستن مسیر سوء استفاده آنان با طایفه اول به صورت مدنی و روشنگری و آگاهی اجتماعی راحت تر میتوان برخورد کرد. ولی در صورتی که این را با هم قاطی کرده و در یک جبهه قرار دهیم در واقع به جریان دوم برای قدرت گیری و بکارگیری هر چه موثر تر این حربه کمک کرده ایم.
    اگر واقعا احساس مسئولیت اجتماعی وجود داشته باشد، نباید با این موضوع احساسی و یا از سر کینه های انباشته سالیان ، بلکه باید منطقی، مسئولانه و برای پیدا کردن راه حل واقعی که با کمترین هزینه برای مردم و میهن به راه حلی برسیم، به آن پرداخت.

مخاطبان محترم، سایت ملی-مذهبی از دریافت نظرات سازنده شما برای بهبود کیفیت مطالب استقبال می کند. انتقادهای شما و راهکارهایتان می تواند تحریریه سایت را در افزایش کیفیت مطالب کمک کند.

مطالب مرتبط

پربازدیدترین مطالب

این سایت از نظر هویتی ملی-مذهبی ، اما از نظر حقوقی مستقل است.