سه شنبه ۳۰م آذر ۱۳۹۵ , ساعت: ۰۸:۰۹کد مطلب : 100583 نسخه قابل چاپ

از شب یلدا تا مریم نور دامن

 

شکستن این ظلمت را، چراغی دیگر بیافروزیم، چراغی که شب ما را آبستن خورشیدی نو کند.

 در حسابی که آدمی به دفتر خویش برای زمان تقویمی رقم زده، شب یلدا، طولانی‌ترین شب سال شمرده می‌شود، شبی که با همه‌ی ظلمت دراز دامن خود، آبستن خورشیدی تازه می‌شود. و به این گونه، ایام دگرگون می‌شود، و خورشیدی که پیش از آن مدام از عمر روزهایش کاسته می‌شد و میدان را به شب می‌داد، از بامداد روز بعد تولدی تازه می‌یابد و اندک اندک به عمر روشنایی می‌افزاید و راه شب را کوتاه‌تر و کوتاه‌تر می‌کند. همین واقعه‌ی طبیعی، دست مایه‌ای شده برای مضمونی اسطوره‌ای، یا پیوند میان زمان تقویمی و زمان اسطوره‌ای.

شب، هنگام نادیدن بوده است و تاریکی فرصت مناسبی برای دزدی، شبیخون، تجاوز و… این وقایع انسانی در پناه واقعه‌ی طبیعی شب اتفاق می‌افتد و شاید همین‌گونه‌ها بوده که در زبان اسطوره، تاریکی و شب نمادی شده است برای دروغ و پنهان‌کاری. و جهل جماعت به مثابه‌ی آشوب ظلمت دانسته شده که فرصتی پدید می‌آورد برای تجاوز و دروغ و پنهان‌کاری.

شب را در طبیعت حد و مرزی و پایانی هست، حتی طولانی‌ترین شب‌ها آبستن خورشیدی نو می‌شود. اما این شهر ظلمت گرفته‌ی ما هم آیا آبستن روشنایی تازه‌ای خواهد بود؟

در آنجا که هنوز نظام شهر نشینی، بر نظام گله داری و کشاورزی غالب نشده بود، آدمی به چرخه های زمان طبیعی بسی نزدیکتر از این بود که هست، طلوع و غروب را مناسکی بود، کوتاهی روز و درازای شب تاثیری قطعی بر همه ی ابعاد زندگی آدمیان داشت. در آن روزگار زمین، مادر زندگان بود و از همین جهت زمین و زن نیز خویشاوند نزدیک هم بودند، چندانکه در برخی اسطوره‌های دینی، زن نماد زمین و زندگی گیتیانه است.

همان‌گونه که زمین به عنوان عنصری مؤنث، مادر همه‌ی زندگان است، بسا که نام «حوا» به معنای «مادر زندگان» اشاره‌ای به زمین نیز باشد. در قرآن هم یک بار از «زن» با صفت مزرعه و زمین کشت یاد شده است .

اما آنجا که شهر نشینی، وجه غالب می‌شود، و فاصله ی آدمی با زمان طبیعی و حتی با زمینی که بر آن زندگی می کند کمرنگ تر می گردد، آنگاه روح شهر، جایگزین روح صحرا می‌گردد و به‌عنوان عنصری مؤنث و همچون زنی، یا مادری مطرح می‌شود که زایشگر روابط و مناسبات آدم‌های شهر است.[۱]

در زبان اسطوره‌های دینی، «شهر» تنها به در و دیوار و کوچه‌ها و خانه‌ها گفته نمی‌شود. این‌ها همه، اندام و پیکره‌ی شهر است. هر شهری، جانی و روانی هم دارد که با جان و روان ساکنانش پیوندی ناگسستنی پیدا می‌کند. گاه، هر شهری همچون مادری است و همه‌ی ساکنانش فرزندانش. این تعامل و درهم آمیختگی میان روح شهر و روح ساکنانش گاه چندان هست که رسولان به‌جای آنکه مردمان را مخاطب قرار دهند،‌ «شهر» را مخاطب خویش قرار می‌دهند، مانند آنجا که حزقیال رسول شهر اورشلیم را زانیه‌ای زشت کردار خطاب می‌کند که خون پسران خویش را به آنانی می‌بخشد که از او کام می‌ستانند.[۲]

بنا بر این، ظلمت روح شهر ، با افروختن چراغ‌ها در خانه ها و معابر درمان نمی‌شود. حتی مرقد قدیسان را هم که با نورپردازی‌های ماهرانه چراغانی کنند، بازهم به آن می‌ماند که فاحشه‌ای نیرنگ باز خود را به شمایل قدیسه‌ای پاک در آورد.

اکنون سخن مسیح شاید آشکارتر شود که شهر به‌ظاهر مقدس را قاتل انبیاء می‌خواند[۳] شهری که متولیانش برای قدیسین مدفن‌ها می‌سازند و قبور انبیاء را زینت می‌کنند.[۴] راستی هم که شهرهای به ظاهر مقدس چه شباهتی شگفت با هم دارند!!

به‌نظر می‌رسد که داستان پیدایش مریم، و آبستن شدن او به‌کلمه‌ی روشنایی و نجات،[۵]رابطه‌ای تنگاتنگ با شهری ظلمت گرفته داشته باشد. شهری که مدام از مردان هرزه‌ی خویش و از متولیان دروغزن و پنهان کار، آبستن فاجعه‌های تازه می گردد تا ظلمت و تاریکی را دوام دهد.

شاید همین است که به زبان اسطوره‌ی دینی، مریم، در آغاز کار خویش از این شهر کناره می‌گیرد، این مردمان که در مناسبات ستم آلوده‌ی خویش گرفتارند، بذری از روشنایی با خود ندارند که با مریم درآمیزند. به تعبیر قرآن به مکانی شرقی می‌رود مریم، به جایی که روشنایی از آنجا طلوع می‌کند،‌ جایی که از چشمه‌ی خورشید بارور شود.

به تعبیر دیگر، شب جهل و ستم، خود رفتنی نیست. این روح ظلمت گرفته‌ی شهر، مقید به زمان تقویمی نیست که به سبب چرخه‌های کیهانی دگرگونی پذیرد. آدمیان خود باید از این ظلمت عبور کنند. شکستن این ظلمت را باید چراغی دیگر بیافروزیم. چراغی که این شب را آبستن خورشیدی نو کند، چه فرقی می‌کند که نماد این واقعه، شب قدر باشد یا شب یلدا، یا کریسمس؟

منبع: سایت نویسنده


حوزه :
برچسب ها :

مخاطبان محترم، سایت ملی-مذهبی از دریافت نظرات سازنده شما برای بهبود کیفیت مطالب استقبال می کند. انتقادهای شما و راهکارهایتان می تواند تحریریه سایت را در افزایش کیفیت مطالب کمک کند.

این سایت از نظر هویتی ملی-مذهبی ، اما از نظر حقوقی مستقل است.