سه شنبه ۲۴م آذر ۱۳۹۴ , ساعت: ۱۲:۰۹کد مطلب : 88994 نسخه قابل چاپ
زندانیان سیاسی ملی مذهبی را بیشتر بشناسیم

مهندس امیر خرم، از جانبازی برای دفاع از خاک ایران تا زندان برای دفاع از منافع ملی

پیرمرد
لحظه‌ای ساکت شد
و بیاد گل سرخ
گل پرپر شده بر خاک سیاه
چشم نمناکش را
به افق دوخت، همانجا که سحر می‌روید
وز پس پرده اشک
زیر لب زمزمه کرد
که سحر نزدیک است
و بهاران در راه
شب کجا طاقت ماندن دارد
و زمستان که حدیثی است دراز
دیگر اما، دیری است
شب پرستی، دل سرمازده‌ای
با خود همراه ندارد در باغ

این شعر را مهندس امیر خرم؛ عضو شورای مرکزی نهضت آزادی ایران در زندان اوین سروده‌است و همین شعر کافی است تا دیدگاه پرشور این فعال  عرصه سیاست ایران را باز شناسیم. مهندس امیر خرم عضو شورای مرکزی نهضت آزادی ایران، زاده ۲۵ بهمن ۱۳۴۱ است. او فارغ التحصیل دانشگاه شیراز در رشته ماشین آلات کشاورزی واز مدیران پروژه های نیروگاه‌های وزارت نیرو است. نوجوانی خرم با انقلاب همراه شده است و جوانی‌اش هم‌دوره جنگ است. و همین موضوع سبب شد تا خرم نیز همانند بسیاری دیگر از جوانان آرمان‌خواه که دل در گرو مام میهن داشتند به سرعت جامه نبرد پوشیده و عازم جبهه‌های جنگ شود؛ چرا که مام میهن را در خطر بود. در همین راه بود که مهندس امیر خرم مجروح شد و همچنان افتخار جانبازی در راه دفاع از مام میهن را با خود به همراه دارد.
پیوستن به نهضت آزادی ایران و مخالفت با تداوم جنگ خانمانسوز
اما آنچه که خرم را از بسیاری دیگر از همنسلان خود جدا می‌کند؛ توان تجزیه و تحلیل و درک بالای او از شرایط سیاسی کشور بود. خرم در همین دوره دل در گرو مهندس مهدی بازرگان و نهضت آزادی ایران گذاشت؛ او در سال ۱۳۶۵ به عضویت نهضت آزادی ایران رآمد و همانند بسیاری دیگر از اعضاء نهضت آزادی ایران و نیروهای ملی – مذهبی به این تحلیل رسید که علاوه بر تجاوز  دشمن خارجی و ارتش صدام حسین،  تصمیمهای سیاسی دولتمردان و اصرار بر ادامه جنگ و خودکامگی کشور را در معرض خطر قرار داده‌ است. زیرا رزمندگان پاک باخته‌ای چون مهندس امیر خرم توانسته بودند در جبهه‌های جنگ ارتش عراق را از رسیدن به اهداف شوم خود مأیوس کنند و اینک نوبت سیاستمداران بود که با درک واقعیت و دست برداشتن از رؤیاهای بلند پروازانه خود که نسبتی هم با منافع ملی نداشت صلحی پایدار را رقم بزنند.
نهضت آزادی ایران که مهندس خرم نیز از اعضاء آن بود؛ در چنین فضا و شرایطی و آن هم در زمانه‌ای که خیلی در مقابل جذبه آیت الله خمینی جرات انتقاد  نداشتند؛ به مخالفت با او و اصرارش بر ادامه جنگ تا رفع فتنه در عالم برخاست و در بیانیه‌ای با عنوان هشـدار پیرامون تداوم جنگ خانمانسوز نوشت:
“در جماران نشستن و جز در مورد پیروان خاص به هیچ سئوال و اظهار نظر یا استغاثه مردم جواب ندادن و چیزی جز آنچه خواسته و عقیده شخصی است نگفتن و اطاعت و اجرا از همه خواستن، آیا با شیوه پیامبر (ص) و علی(ع) مطابقت دارد؟ مردم ایران آیا با گزینش و پذیرش رهبری جنابعالی تفویض اختیار و استعفا از شخصیت و استقلال و حیات خود کرده اند؟
قصد ما از مزاحمت و ملاقات این بود که پیام‌رسان گرفتاریها و اعتراضات میلیونها نفر از هموطنان و همکیشان زیرترس و اختناق باشیم که بسیاری از آنها به‌ما مراجعه و اصرار می‌نمایند تا مصائب و معضلات جاری کشور را مطرح و در حضورتان بررسی نمائیم. مصائب و معضلاتی که اکثریت سنگینی از ملت ایران را سخت گرفتار و ناراحت و آشفته کرده است و نوعاً ناشی از سیاست جنگی حاکم و مدیریت نابسامان حاضر می‌دانند.”
و این سؤال کلیدی را از آیت الله خمینی پرسید که: “اگر مردم ایران می‌دانستند که با رهبری و حاکمیت کنونی مشغله و مسئله ای جز جنگ و ستیز نداشته باید کشته شوند و بکشند و خانه خراب شوند و خانه خراب کنند و به جای زندگی با کرامت و سلامت و برکت و در سایه بندگی خدا و محبت بندگان خدا، بهره‌شان خصومت و محرومیت و مصیبت خواهد بود و فرجامشان دربه‌دری و زجر و مرگ، آیا قدم برای چنین انقلاب بر می‌داشتند؟”
مخالفت با ولایت مطلقه فقیه
در کنار مخالفت با جنگ و نقد سیاستهای جنگ طلبانه مسئولین نهضت آزادی ایران و مهندس امیر خرم در مقابل استبداد داخلی نیز قد علم کردند و در شرایطی که کسی یارای مخالفت با آیت الله خمینی و ولایت مطلقه فقیه را نداشت؛ نهضت آزادی ایران با نگارش چندین بیانیه و جزوه مستدل به نقد جدی و علمی ولایت مطلقه فقیه پرداخته و از جمله در بیانیه‌ای با عنوان :‌ پیرامون ولایت مطلقه فقیه یا «انقلاب چهارم» در تاریخ سوم دیماه ۶۶ چنین نوشت: با اختیارات خودرأیانه و فوق العاده ای که به «ولایت مطلقه فقیه» داده شده است چنین حکومت در عمل، چـه فـرق بـا استبداد مطلقه یا دیکتاتوری بر ملت دارد … قدرت مطلقه اعطائی به حکومت یا به ولایت فقیه مبانیت آشکار با اسـلام و توحیـد ابراهیمـی داشـته قـرآن و سـنت وعترت آن را تأیید نمیکنند و بنابراین فاقد اصالت و اعتبار است .این چه فرمانی است و چه انقلابی در ایران و اسلام که حکومـت را در موضـع بـالاتر ا ز فرسـتاده خـدا قـرار داده بـه اواختیار میدهد برخلاف نص صریح «وشاورهم فی الامر» و بدون مشورت با امت تصـمیمگیـری در مصـالح دولـت و امور ملت نماید، تعهدات و قراردادها را علیرغم دستور ازلی «اوفوا بالعهد ان العهد کان مسئولا » یک طرفه لغو کند و پا فراتر از خدا و «ما انزل االله» گذارده به عقل خود مصلحت اسلام را تشخیص داده فروع و احکام الهی را موقتـاً یـا دائمـاً تعطیل نماید؟

امیرخرم و شاخه جوانان نهضت آزادی ایران

مهندس خرم اگرچه از اعضاء قدیمی و بلند پایه نهضت آزادی ایران بوده است اما حضور وی در شاخه جوانان این حزب بویژه در دوران پس از دوم خرداد اهمیت ویژه‌ای دارد. حضور او سبب نزدیکی این حزب قدیمی با جوانان و فعالان دانشجوئی شد. جوانانی که برخی از آنها مانند عماد بهاور مدتی بعد  به عضویت نهضت آزادی ایران درآمده و در جریان جنبش سبز بسیار تأثیر گذار شده و سالها نیز زندانی شدند. مهندس خرم همچنین نقش مهمی در نزدیکی تشکلهای دانشجوئی به نهضت آزادی ایران داشتند. در جریان همین فعالیتها بود که بسیاری از جوانان و اعضأ انجمنهای دانشجویی برای نخستین بار روایت مغلوب انقلاب ایران را نیز شنیدند و جذب دور اندیشی‌ها و سلامت اخلاقی بزرگان جریان ملی – مذهبی و نهضت آزادی ایران شدند.

امیر خرم و تاکید بر اجرای بی نقص قانون اساسی

مهندس خرم درطول سالها فعالیت سیاسی مطالبه اجرای بی کم و کاست قانون اساسی را در چارچوب راهبرد نهضت آزادی ایران با تاکید بر نارسایی ها در برخی از مواد این قانون به خصوص اصل ولایت فقیه  پیگیری کرده است. هر چند که همین حرکت در مسیر قانونی را نیروهای امنیتی براندازی نرم تعریف کرده اند اما او به جد معتقد است:”  مقید کردن حاکمیت به رعایت کامل قانون اساسی و سایر قوانین موضوعه- با وجود تمامی انتقادات وارد بر این قوانین- اولین و مهمترین گام جنبش اخیر دموکراسی‌خواهی در ایران است که باید با استواری، متانت و عقلانیت برداشته شود.” او علت این تاکید ویژه را فرار حاکمان از قانون گرایی می داند و بر این اعتقاد است:” حذف روحیه قانون‌گریزی که به یک مؤلفه اصلی در فرهنگ ایرانیان تبدیل شده است و جایگزین کردن آن با منش تمکین از قانون، امری نیست که تنها با تغییر در ساختارهای سیاسی کشور اصلاح گردد.” او جنبش سبز ایران را ” جدی‌ترین و فراگیرترین حرکت دموکراسی‌‌‌خواهی سالهای اخیر” می داند و در چارچوب حرکت در مسیر این جنبش امیدوار است روحیه حاکمیت ایران با پایفشاری و جدیت در طرح مطالبات مدنی و فرهنگی قانون پذیر شود.

بازداشت نخست در سال ۱۳۸۰
اما طرح این مطالبه برای او و دوستانش در نهضت آزادی و نیروهای ملی مذهبی کم هزینه نبوده است. چرا که بر اساس یک دیدگاه محافظه کار امنیتی، تلاش برای اجرای قانون اساسی براندازی نرم است، به همین دلیل است که او به همراه بسیاری دیگر از اعضأی نهضت آزادی ایران و نیروهای ملی – مذهبی در فروردین سال ۱۳۸۰ با اتهام براندازی نظام روانه زندان شد. مهندس خرم برای ۱۳۵ روز در سلول انفرادی زندانی شد. خرم بعداً در دادگاهی غیر منصفانه به ۴ سال حبس تعزیری محکوم شد. دادگاهی که در آن اتهامات در سطح وسیعی از رسانه های عمومی پخش می شد اما دفاعیات متهمان باید در یک فضای بسته غیر علنی اخذ می شد.

جنبش سبز و بازداشت دوباره
مهندس خرم پس از جنبش سبز از فعالین جدی مقابله با کودتای انتخاباتی بود و همانند بسیاری دیگر از اعضاء نهضت آزادی ایران و نیروهای ملی – مذهبی به دلیل این مخالفتها بازداشت و روانه زندان شد. خرم پس از تظاهرات روز عاشورا بازداشت و حدود دو ماه در زندان انفرادی بازجوئی شد و سپس در دادگاهی ظالمانه توسط پیرعباسی به هفت سال حبس تعزیری محکوم شد که این حکم در دادگاه تجدید نظر به ۶ سال تقلیل یافت . مهندس خرم هنگامی از پذیرش ابلاغ تلفنی و غیر قانونی این حکم سر باز زد توسط نیروهای امنیتی بازداشت و از ۲۰ شهریورماه ۱۳۹۰ تاکنون مقاوم و استوار به عهد با مردم پایبند مانده و در حالی که از بیماری‌های فراوانی نیز رنج می‌برد؛ شرایط زندان را تحمل می‌کند. افسوس اینجاست که مهندس خرم که توان کارشناسی او می تواند در خدمت توسعه کشور قرار بگیرد به دلیل تنگ نظری ها باید سالیان طولانی را در زندان محبوس شود. این  در حالی است که معضل رانت و فساد ساختار حاکمیت را آلوده کرده  و به وقل معاون اول رئیس جمهور فساد مثل موریانه به جان نظام افتاده اما چهره های وفادار به منافع ملی و مشتاق سربلندی ایران باید اینگونه در زندان گرفتار شوند. هر چند که این حبس ها و محدودیت ها برای مهندس خرم خود بخشی از فرآیند خودسازی و آنچنانکه در وصف مهندس سحابی گفت بخشی از تلاشش برای  مومنانه زیستن است:” مرحوم مهندس سحابی از خیل کسانی بود که چنین زیستند. او از تبار عاشقانی بود که به اخلاقی زیستن و تلاش در راه اخلاقی ساختن جامعه، معنا بخشید. از قبیله دیندارانی بود که هیچگاه، سختی چنین راهی همچون اسارت‌های چندین‌باره، محدودیت‌های همیشگی و محرومیت‌های بسیار که قامت سروگونه او را خمیده کرده بود، نتوانست قامت ایمان او را خمیده سازد. عمری را مومنانه زیست. همواره حضور خداوند را در کنار خود احساس کرد و او را پشتیبان خود یافت و هیچگاه فراموش نکرد که دیگر روزی نه چندان دور، در مقابل چنان معبودی قرار است پاسخگوی اعمال خود باشد. روزی که از هر ذره اعمال نیک و بد پرسش می‌شود و فرو شکوه این‌جهانی، هیچ بکار نیاید. بی خیل چاکران درگاه و خادمان بارگاه. فاعتبروا یا اولی‌الابصار.”

 

دولت باطل بیداد و ستم، خواهد رفت

درمورد شخصیت امیر خرم سخن بسیار است؛ بدون تردید تمام فعالان سیاسی ایران به خوبی از جایگاه ویژه او مطلع هستند و او را به خوبی می‌شناسند؛ اما صفای درون و چشم انداز امید بخش و بی نظیر او کمتر در جامعه مطرح شده‌است؛ این نوشتار را با بخشی از شعر امیر خرم آغاز کردیم و با همین شعر پایان می‌دهیم. خرم خود در شعر بسیار پر احساس و امید بخشی که در زندان سروده‌است؛ بخشهای دیگری از شخصیت بی‌نظیر و نظرگاه پر امید خود به آینده را برای ما به نمایش می‌گذارد:

باغ، سرشار سکوت
بلبلان خسته و ماتم‌ زده چون روز عزا
زاغکان در آواز
باد با سوز و گداز
روزها سرد و غمین
شام، افسرده و تار
باغبان خسته ز بیداد زمان
خاک، دلمرده‌‌ترین خاک زمین

پیرمرد اما
به هزاران فروخفته و افسرده باغ
بانگ در داد
که مهمانی ایام طرب نزدیک است
قاصدک در بغل باد
خبر آورده است
آسمان باز پر از خوشه نور
و زمین سبز‌تر از سبزی سوگند خدا
خواهد شد
دولت باطل بیداد و ستم، خواهد رفت
شاخه بید پر ز شعر و غزل خواهد شد

و ندا داد
که باغ
رویش سرخ شقایق‌ها را
باز بر چهره خود خواهد دید
و نسیم
عطر امید و صفا در حرم باغ
بیافشاند باز

و صنوبر دیگر
ترمه سبز به تن خواهد کرد
و چکاوک‌ها را
در غزل‌خوان سحرگاه نسیم
میزبان خواهد شد

پیرمرد
لحظه‌ای ساکت شد
و بیاد گل سرخ
گل پرپر شده بر خاک سیاه
چشم نمناکش را
به افق دوخت، همانجا که سحر می‌روید
وز پس پرده اشک
زیر لب زمزمه کرد
که سحر نزدیک است
و بهاران در راه
شب کجا طاقت ماندن دارد
و زمستان که حدیثی است دراز
دیگر اما، دیری است
شب پرستی، دل سرمازده‌ای
با خود همراه ندارد در باغ

پیر ما
در فراق گل سرخ،
از غم لاله، شقایق، شبنم
یا که از شوق فروریختن قلعه یخ
یا حضور نفس سبز بهار
آسمان دلش امشب ابری است
چشم او بارانی است

کاش ای کاش که در باغ، گل سرخی بود
تا که می‌دید نسیم
تا که می‌دید بهار
تا که می‌دید که دی آخر شد
و زمستان طی شد
کمر دیو شکست
باز بر شاخه بید
بلبل مست نشست
کاش ای کاش
پیرمرد اشکش را
با پر شال چهل تکه زدود


برچسب ها :

مخاطبان محترم، سایت ملی-مذهبی از دریافت نظرات سازنده شما برای بهبود کیفیت مطالب استقبال می کند. انتقادهای شما و راهکارهایتان می تواند تحریریه سایت را در افزایش کیفیت مطالب کمک کند.

این سایت از نظر هویتی ملی-مذهبی ، اما از نظر حقوقی مستقل است.