پنجشنبه ۲۰م آبان ۱۳۹۵ , ساعت: ۰۳:۰۸کد مطلب : 99093 نسخه قابل چاپ
میراث گرانبهای توران میرهادی

از آموزش کودکان تا شاگردان نهادساز

میرهادی

اولین بار که قرار یک گفتگوی رودررو برای روزنامه شرق را با توران میر هادی گذاشتم به ۱۵ سال پیش بر می گردد. توران میر هادی معمولا مصاحبه نمی کرد و به عناوین مختلف از گفتگو، ضبط و دوربین دوری می کرد. تا اینکه من دست به دامان دوستی شدم که خواهش مرا برای گفتگو به او برساند و در کمال ناباوری دوستم بعد از مدتی به من زنگ زد و گفت: خانم میر هادی قبول کرد که با تو مصاحبه کند . اما فقط به سوالات فرهنگی جواب میدهد. از عالم سیاست و بازیهای آن پرهیز دارد. او هیچگاه از دنیای سیاست بدور نبوده و علیرغم شناختن کوچه پس کوچه های سیاست در گوشه ای از دنیای رنگارنگ فرهنگ اطراق کرده و نقشهای جدیدی را خلق کرده است. نقشهایی  که تا قبل از آن توسط کسی طراحی نشده بود .

با او در شورای کتاب کودک قرار گذاشتم . شورای کتاب کودک به مانند موسسه ای منظم به نظر می رسید که رفاقت عمیقی نیز بین کارکنان آن مشاهده می شد و توران میرهادی نیز همچون مادر معنوی آن در گوشه ای نشسته بود، بزرگوار، مهربان و نیز با درایت سکان آن را بدست داشت. رییس شورا بود و لی ریاست نمی کرد.

در مقدمه آن گفتگو از او سوال کردم، از اولین فعالیت های شما تاسیس مدرسه فرهاد بود، چرا مدرسه فرهاد را تاسیس کردید؟

توران میر هادی گفت: من زندگی پر فراز و نشیبی را پشت سر گذاشته ام. گاه در شرایطی قرار داشتم که حوادث سیاسی مثل برق و باد از کنارم می گذشت و گاه سالهای جنگ دوم جهانی و خاطرات تلخ آن، من در خانواده ای بزرگ شدم که مادرم یک زن آلمانی و پدرم یک ایرانی بود و التبه مادرم تاکید داشت که ما را منطبق با فرهنگ ایرانی بزرگ کند.  او به هیچ وجه قصد نداشت از  فرزندانش انسانهایی بسازد که جسمشان در ایران زندگی می کند و روحشان در جای دیگر.

او از کودکی کتابهای زیادی از ادیبان و شاعران ایرانی برایمان خواند و فرزندانش را شیفته ادبیات ایران تربیت کرد. سالهای جنگ و کشتار در خارج از مرزهای ایران که یکی یکی کشورها را به کام خود می کشید و نیز حوادث تلخ سیاسی در درون مرزهای ایران، اتفاق می افتاد همواره مرا به این فکر می انداخت که چه چیزی ما را از جنگ و خشونت دور می سازد و هر بار که به آن فکر می کردم هیچ پاسخی جز آموزش درست انسانها به ذهنم نمی رسید.

اموزش صحیح کودکان باعث می شود که در آینده انسانهای خشونت گر کمتر داشته باشیم.  فقط آموزش صحیح است که تضمین کننده انسانهای سالم است. جامعه ای که مرتب انسانهای خشونت گر تولید می کند از آموزش سالم بدور مانده است.

از توران میر هادی سوال کردم منظورتان از آموزش صحیح چیست؟ او در پاسخ گفت: آموزش صحیح درمدارس، آموزشی است که کودکان را بر اساس نمره ارزش گذاری نمی کند. آموزش صحیح به تفاوت و تکثر استعدادها  فکر می کند. آموزش صحیح به این نکته مهم اذعان دارد که انسانها توانایی های متعدد و متفاوتی دارند.

در آموزش صحیح همه دروس به یک اندازه مهم هستند. و به همه استعداها نگاه برابر  وجود دارد. در آموزش صحیح بچه ها بدون رقابت و تبعیض کار جمعی، مدیریت جمعی و زندگی جمعی را یاد می گیرند. آنها می آموزند که پروژه ای را با هم به پیش ببرند و بفهمند که چقدر کارها با یک کار جمعی که افراد در آن، در جایگاه برابر قرار دارند به چه زیبایی پیش برده می شود.

این تجربه ای است که ما در مدرسه فرهاد عملی کردیم. در مدرسه فرهاد نمره وجود نداشت، شاگرد زرنگ و تنبل وجود نداشت تحقیر و توهین و تنبیهه وجود نداشت. بچه ها در امنیت روانی کامل درس می خواندند. انسانهایی که در امنیت روانی و بدور از تبعیض و مقایسه رشد کنند، دیگران نیز در کنار آنها از زندگی امنی برخوردار خواهند بود.

توران میرهادی با تاکید می گفت که باید کودکان را از اسارت رقابت رها کرد و او هر بار که از رقابت صحبت می کرد انگار که از یک فاجعه حرف می زد، رقابتی که درونش تبعیض و تحقیر وجود دارد. تبعیضی که مبتنی بر فرا دستی و فرو دستی انسانهاست.

توران میر هادی در آن گفتگو با تاکید گفت: جامعه ای ارتقا فرهنگی می یابد و به آزادی دست پیدا می کند که انسانهای آزادی را در خود پرورانده باشد و انسانهای آزاد در شرایط سالم و بدون تبعیض پرورش داده می شوند.

در آن گفتگو به توران میر هادی گفتم شما از یک مادر آلمانی و یک پدر ایرانی هستید. آیا هیچ وقت نخواستید که در آلمان زندگی کنید؟ او با قاطعیت گفت: نه. من خاطرات جنگ دوم جهانی را از یاد نبرده ام و بارها به خود گفته ام که من در جامعه ای که از دل آن هیتلر بیرون می آید و نژاد پرستی یک عینک دید به انسانها می شود زندگی نخواهم کرد.

 من در سالهای جنگ به کشورهای متعدد اروپایی سفر کرده ام و خرابی های آن جنگ خانمان سوز را دیده ام و هرگز تمایلی به زندگی در چنین کشوری ندارم.

از توران میر هادی سوال کردم چرا شورای کتاب کودک را تاسیس کردید؟  او در پاسخ گفت : قبل از هر چیز بگویم من هر چه را که از دست دادم به جای آن نهادی را تاسیس کردم. این را از مادرم فرا گرفته ام . مادرم می گفت غم را به کار بزرگ تبدیل کنید. زنان منبع زایش هستند و قادر به خلق کارهای بزرگ، زنان می توانند جوامع انسانی را به سمت صلح و آرامش سوق دهند اگر از آموزش صحیح بر خوردار باشند.

این جملات توران میرهادی در گوشم زنگ می زند، هر چند آن جملات کلیدی او که می گفت هر چه را که از دست می دهید به جای آن نهادی را تاسیس کنید و دست به خلق و آفرینش بزنید، مدتهاست که در گوشم زنگ می زند.

کلام آخر، اینکه از دیگر دستاوردهای توران میرهادی می توان به تولد ان جی او هایی اشاره کرد که شاگردان وی تاسیس کردند و این سازمانها ی مردم نهاد سالهاست که با همه موانعی که دولتها برای آنها تدارک می بینند، فعالیت می کنند و محور کار آنها آموزش به کودکان و نیز به خانواده هایشان و نیز تاسیس کتابخانه و توسعه فرهنگ کتابخوانی در گوشه گوشه ی ایران است.

مدرسه فرهاد، شورای کتاب کودک، ان جی اوهای تاسیس شده توسط شاگردان توران میرهادی میراث گرانبهایی است که از او برای ما به جا مانده است، تا همچون تجاربی موفق، تکرار شوند و آینده بهتری را برای ما و آیندگان رقم زنند.

یاد توران میرهادی گرامی و ماندگار است، بر جان و دل اهالی فرهنگ و هر آنکه او را دید و شناخت که او خود محصول یک آموزش صحیح ومادری آگاه است.


حوزه :
برچسب ها :

مخاطبان محترم، سایت ملی-مذهبی از دریافت نظرات سازنده شما برای بهبود کیفیت مطالب استقبال می کند. انتقادهای شما و راهکارهایتان می تواند تحریریه سایت را در افزایش کیفیت مطالب کمک کند.

این سایت از نظر هویتی ملی-مذهبی ، اما از نظر حقوقی مستقل است.