ضرورت‌ها و مبانی رابطه مستمر و استراتژیک با خدا

روشنفکر خدا را کوچک و پرتابلی کرد، آن خدا دیگر مبسوط‌الید نیست. حالا خودش هم که جانشین آن خدای کوچک است، اصلاً هیچ مسئولیتی ندارد، یعنی اصلاً بنا نیست اتفاقی بیفتد. بنا نیست که پیرامونش را تغییر دهد و بهبودی حاصل شود. به نظر من این مبنای تئوریکی است که انسان به جایگاهی که خدا در طراحی اولیه برایش در نظر گرفته است، بازگردد. خدا بااینکه از آدم ناامید شد، عهد استواری در آدم نیافت، ولی بالاخره همان آدم را که هبوط کرد، سلطنت زمینی به او داد و به او گفت که جانشینی. و این جانشینی در مراحل مختلف فراموش شد. حال در ایران می‌توان گفت بیش از همیشه به هاله فراموشی سپرده شده است. هیچ احساسی وجود ندارد. همین‌که هرکسی می‌خواهد بار خودش را ببندد، نشان‌دهنده این است که اصلاً احساس جانشینی‌ای وجود ندارد. به نظر محدود من مبنای تئوریک این بود.

درباره‌ی «ادبیات دگرگونی» شریعتی

شریعتی از مردانی بود که در دوران دوم حیات ادبی خودش، ولوله‌ای برپا کرد. ولوله امتدادش تا اینجا آمده است. ولوله را نباید سرکوب کرد. مردان شیدایی را نباید تخطئه کرد. [باید] نقد کرد، تحلیل کرد، پالایش کرد، جمع‌بندی کرد، سرند کرد و عناصر قابل بازیافتشان را به کار بست و احترامشان را برقرار باقی داشت.

مردانى كه بى‌ترديد با چفيه برگردنهاى سركوبگر امروزى كه نه سن و سال‌شان و نه مرام‌شان به آن دوران و آن گُردان قد نمى‌دهد، در جوهر تفاوت داشتند. هنوز هستند تك افتادگانى در قيد حيات كه از سالهاى حضور در جنگ براى خود كسوت ندوخته‌اند و برخوان بى‌پايان ننشسته‌اند. ياد مردانى كه برتر از اين جناح و آن جناح به تماميت جامعه تعلق داشته و دارند، پاس‌داشتنى است.

به بهانه سالروز شهادت میرزا کوچک خان جنگلی

نهضت جنگل اگرچه از نظر استراتژیک و تاریخی نقش و جایگاهی بی‌بدیل در تاریخ معاصر دارد و از بسیاری جهات در روند دموکراسی‌خواهی زمان خود پیشرو بوده اما از میانه کار به دلیل معضلات و اشتباهاتی چون شکاف ایدئولوژیک، دو پارگی تشکیلات و باز کردن حساب ویژه روی عامل خارجی (اتحاد جماهیر شوروی) نتوانست روند مثبت خود را ادامه دهد...

از کل حرکت امام حسین می‌شود، مایه‌گذاری، صاحب‌خبری و صاحب‌متنی را به عنوان تجربه به دوران جدید منتقل کرد. همه‌ی انسان‌هایی که در بحث عنوان شد، خمیره دارند، خبر دارند و مایه دارند، قدر مسلم، تاریخ را متحول می‌کنند. الان مایه هست، خمیره هست، ژن هست، متن نیست. اگر متن بیاید و پیوند جدی برقرار کند با عناصری که وجود دارد، می‌تواند چسب اتفاق و اتحاد مجموعه نیروهایی باشد که به حرکت جدید پیوسته‌اند یا می‌پیوندند.

امام حسین (ع) خدا را رفیق راه می‌داند: «أنْتَ ثِقَتي في كُلِّ كُرْبَ»[۵]. اعتماد کامل و بدون درز دارم به تو در همه‌ی زمینه‌ها. خیلی زیباست. تعبیری که امام حسین (ع) از خدا دارد: «وَ اَنْتَ رَجائي في كُلّ شِدَّهٍ». و امید ویژه ـ همان ایمان مبشّر ـ را به تو دارم در شدیدترین وضعیت‌ها. پس از این که جایگاه خدا را ادا می‌کند، اعتماد کامل به پروردگار، امید سرشار و لبریزان

این طور نیست که همه هستی متعلق به خدا باشد، نه خدا آنقدر انحصارطلب است که هستی را کامل و منحصراً مثل حاکمیت‌ها برای خودش بخواهد، و نه انسان ها، ملائک سابق بودند که هرچه خدا بگوید، تمکین کنند. انسان آمده که در کنار خدا هستی را پیش ببرد.

گزیده‌ای از دیدگاه‌ها پیرامون جریان روشنفکری

روشنفکری مذهبی کنونی بیشتر سیاسی، کمتر فکری است و اگر بخواهد به عنوان یک نحله فکری در ایران باقی بماند باید چند وجهی بشود؛ به‌خصوص الان این‌ طور هم نیست که جریان فکری به شرایط عملی و اجتماعی کم بها بدهد.

آبت الله منتظری؛

:ویژگی ایشان این بود که با دو نظام درافتاد/اما درافتادن دهه‌ی شصت؛ فقط یک صدا و یک پرچم بلند شد علیه شکنجه، علیه اعدام، علیه اعدام زن حامله و اتفاقاتی که در دهه‌ی شصت و ...

/دردومین سالروز شهادت هدی صابر،یادنامه‌‌ای برای این معلم آزاده منتشر شد.هم چنین دومین دفتر از مجموعه قرآنی ”باب بگشا“و نیز دو فراز دیگر از درس‌گفتارهای تاریخ مبارزات دهه‌ی ۵۰-۴۰ و فراز انقلاب ۵۷ در دسترس علاقه‌مندان قرار گرفت.