هشت مارس روز جهانی زن روز مهمی در سراسر جهان است ، روزی که هر چند درباره نیمی از جمعیت جهان است اما مسئله اش به تمامی مردم و انسانهای روی این کره خاکی مربوط می شود.
بزرگداشت این روز اما در جای جای جهان متفاوت است. این روز در سرزمین ما اینک به سختی و دشواری قابل یادآوری است و بزرگداشتاش یا با ممانعت روبرو میشود و یا باید آرام و پنهانی برگزار شود.
خوشبختانه ما اپوزيسيون ايرانی در تبعيد، مناسبت برای مبارزات انقلابی خود در اين سی و سه سالی که گذشت کم نداشتهايم، و برای سی و سه سال آينده هم فکر نمیکنم که کم داشته باشيم.
به همين دليل است که در سی و سه سال گذشته، توانستهايم سالانه به طور متوسط ده بار نظام ملايان را با مقالات و بيانیهها و آکسيونهای خود ساقط کنيم، يا ـ حداقل ـ با شعارهای کوبندهای مثل «مرگ بر ...»، «درود بر ...»، «پيش به سوی...»، «پيروز باد ...» الی آخر، لرزه بر اندام ديکتاتوری و خفقان و ستم مدنی و طبقاتی بيافکنيم.
هشت مارسی دیگر در راه است و هر سال که به این روز نزدیک میشوم، از خودم میپرسم ما در کجاییم؟ ما زنان در کجای این جاده پر از سنگلاخ نابرابری ایستاده ایم؟ به پشت سر که نگاه میکنم، جاده ای را میبینم که با تلاش تک تک فعالان زن کوبیده و هموار شده و با خود فکر میکنم چه روزهایی که این زنان بی مهابا خود را به دل این جاده خاکی و ناهموار میزدند، تا وجبی از آن را برای خود و دیگر زنان هموار سازند. یاد تلاشهای شیرین عبادی، مهرانگیز کار، نوشین، رضوان، پروین اردلان، منصوره، شادی، نسرین، ژیلا، محبوبه، فاطمه و بیشمار زنانی که یکصدا برابری را فریاد کردند، از رنج نابرابری به هزاران شیوه گفتند و نوشتند و تنها راه همزیستی مسالمت آمیز را برابری جنسیتی و زیستی بدون خشونت اعلام کردند و چند صباحی از آن همه تلاش، نگذشته است.
برخی عکسها هستند که به اندازۀ یک کتاب با آدم حرف میزنند. بعضی عکسها، بدون آنکه عکاس قصد خاصی داشته بوده باشد، راست میگویند و گاه در این راست گویی بیانی نغز دارند.
چندی پیش دوستی برایم عکسهایی فرستاد مربوط به " افتتاح نمایشگاه دائمی مد ایرانی- اسلامی". البته اینطور که از مجموعۀ عکسها پیداست این مد "ایرانی- اسلامی" تنها مربوط به زنان است و ظاهراً دست اندرکاران نمایشگاه خواستهاند همه نوع سلیقه و عقیدۀ پوشاکیِ مجاز برای زنان را در آن عرضه کنند.
انواع روسری که به شیوههای گوناگون موها، گردن و گاهاً بخشی از چانه را میپوشانند روی سر مانکنهای بی تن قرار دارند. در بخشی دیگر مدلهای چادر به نمایش در آمدهاند. برخی از آنها دو طبقهاند، بعضی مجهز به روبندهاند و برخی دیگر ملیله دوزیهای درباریان قاجار را به یاد میآورند.
موقعیت زن ایرانی در جامعه ی سنتی عجین شده با مذهب ایرانی، از دیرباز تا به کنون دستخوش تلاطم و تغییرات بسیاری بوده است. موقعیت زنان در نتیجه ی عوامل مختلف، تغییر کرده و بسته به شرایط تاریخی و یا موقعیت حساس سیاسی جامعه خود، جایگاههای متفاوتی را کسب کرده است. البته تغییر موقعیت زنان در جوامع امروزی تنها محدود به ایران نیست بلکه در سراسر دنیا بسته به: میزان توانِ جمعی زنان، میزان سازمانیابی آنان، گستردگی فعالیتها، و نیز نوع اعمال قوانین و سیاستهای عمومی دولت، این تغییر جایگاه و نوساناتِ منتج از آن، به طور مداوم اتفاق میافتد. میتوان گفت شرایط سیاسی و اجتماعی در هر دوره بر روند این تغییر موقعیت تأثیر بسزایی گذاشته است تا آنجایی که عدم ثبات در موقعیت زنان به خصوص در کشورهایی چون ایران معلول همین شرایط پُر نوسان بوده است.
زن در مركز دايرۀ هستي نقطۀ نخستين و فصل آغازین زندگی است که حتی در روان تكنيك زدۀ امـروزين كه از حقيقت خود، كه همـان طبيعت است، فاصلههای گسترده گرفته و از آن دور و با آن بيگانه شده است، با قدرت تمام زندگی میپراکند.
نيروي زايندۀ زن كه در كالبد مادر خداي آسماني سـومـري – نامو- پديدار شد و اينك «آنيـما» خوانده مي شود، به گفتۀ یونگ، تا به جاي نخستين خود كه حضور توأمان زنانه و مادرانه در جان هستی است باز نگردد، جهان مغشوش كنوني كه آكنده از کینه و خشونت است به آرامش باز نخواهد گشت، که درشتی به منطق هستی خواهد باخت.
تاریخ نوع بشر از پیدایش انسان تا عصر حاضر بیش از یک میلیون سال تخمین زده میشود. در نخستین مراحل تاریخ انسان، نه از ملتهای مختلف خبری بود و نه از دولتها؛ انسان به صورت گروهها، کلانها و یا قبایل کوچک زندگی میکرده است که این عصر، تحت عنوان «جامعه ابتدایی» نامیده شده است. هیچ نوع طبقهبندی نژادی، جنسیتی، ملیتی، و... در این دوران گزارش نشده است.
انسان کنونی در فاصله هزاره چهلم تا دوازدهم قبل ازمیلاد (پارینه سنگی علیا) به ظهور رسید. باستان شناسان هیچگونه تفاوت اساسی به غیر از تفاوتهای خارجی و طبیعی (رنگ پوست، مو، قد) گزارش نکردهاند. اولین جامعه انسانی با نماد مادرسالاری مشخص میشود، خویشاوندی گروه با نسبت فرزندان به مادر، تشکیل میشد.
از روز ۸ مارس ۱۸۷۵ که زنان كارگر كارخانجات نساجی در شهر نیویورك برای بهبود شرایط كار و در اعتراض به پایین بودن سطح دستمزد دست به تظاهرات زدند و این حركت به درگیری قهر آمیز با پلیس آمريکا انجامید و پلیس بطور وحشیانه به تطاهرات حمله کرد و آنرا سركوب نمود تا به امروز بیش از صد سال می¬گذرد. ادامه اعتراضات هر ساله به حالت آشکار یا مخفی و طرح خواستهایی چون 10 ساعت برای کار روزانه ، حق رای برای زنان و ممنوعیت کار برای کودکان منجر به ثبت نخستین روز ملی زنان در امریکا در 8 مارس 1909 گردید .
• تغییر وضعیت زن در کشورهای جهان سوم و از جمله ایران وابستهی مستقیم تحولات فرهنگی خودانگیخته و در گرو نگاهی از درون جامعه است، نگاهی که بتواند ابداع را جایگزین تقلید کرده و در درجه نخست به رابطه ای نزدیک و حقیقی با زنان جامعه دست یابد ...
هشت مارس روزی است که جنبش فمنیستی با تمام گرایشهایش خود را وابسته و زادهی آن میداند. این روز همواره بهانه و بستری است برای دوباره گفتن از حقوق ضایع شدهی زنان در دنیای مردسالار. در اینجا قصد نگارنده نه تکرار تاریخ فمنیزم است و نه تحلیل گرایشات متعدد آنچه جنبش فمنیستی نامیده میشود.
بهانهی این نوشتار هشتم مارس و قصد آن ارائهی خوانشی منتقدانه از فمنیزم ایرانی و بررسی این نکته است که با توجه به بسترهای تولد و رشد فمنیزم غربی و ایرانی آیا میتوان به دنبال دستاوردهای همگون بود؟ و آیا اساساً همگونی موفقیت به شمار میآید؟