صدای آمریکا در برنامه "افق" روز دوشنبه هشتم فوریه مصاحبه ای داشت با آقای پرویز ثابتی، مقام امنیتی رژیم سابق که نسل قبل از انقلاب با نام مبارک! و خدمات ارزنده! ایشان در پست مدیریت امنیت داخلی ساواک به خوبی آشنا هستند. آقای ثابتی پس از ثلث قرن سکوت! که به نظر می رسد در شرایط فعلی با برنامه ریزی جریانی شناخته شده، برای تخریب رقبای سیاسی و هموار کردن زمینه لازم به صحنه آمده است، در فرافکنی هنرمندانه و حساب شده‌ای مدعی می شود...

چرا و با چه معیار و مجوز حداقل اخلاقی یک شخص به خود اجازه می دهد در یک برنامه تلویزیونی زنده و در برابر میلیونها بیننده و شنونده اتهامی را متوجه یک شخص (آن هم شخصیت شناخته شده در سطح جهان) بکند که منبع آن (به تعبیر شریعتی) «آقای می گویند» است؟

پرویز ثابتی، مدیر کل اداره سوم شکنجه خانه سلطنتی ( ساواک) در تاریخ 7 فوریه 2012 در صدای آمریکا، برنامه افق، مجالی فراخ می‌‌یابد تا نام ننگین خود را با شعبده‌های رنگین طهارت کند. کس دیگری هم با لقب پر طمطراق " محقق تاریخ معاصر " در بحث شرکت می‌کند تا گاه گاه به سوالات مجری پاسخ دهد. اما انبان انباشته از معرفت وتحقیق ، به این " محقق معاصر " اجازه نمی دهد تا موقتاً حفظ ظاهر کند و ظاهراً بی‌ طرف بماند. لذا همینکه مجری از او در باب سروش و بازرگان و شریعتی‌ و ... می‌پرسد ، ناگهان سرعت می‌گیرد و عبارات و کلماتی‌ را نیم‌جویده و ناتمام بر زبان می‌‌آورد و عالمیان را مبهوت فرزانگی خود می‌کند: "شریعتی‌ که همکاری با ساواک میکرد ، سروش که ابتدا محلّی از اعراب نداشت و بعداً که کاره‌ای شد دانشگاه‌ها را بست و بازجوی زندان اوین شد و ازعلینقی منزوی بازجویی کرد. شمس آل احمد هم همدست سروش در دانش کشی‌ بود. بازرگان هم با این که دکتری ترمودینامیک داشت، کتاب هایی نوشت آکنده از خرافات و موهومات".

در حاشیه‌ی حضور رسانه‌ای پرویز ثابتی

اکنون دیری است که شکنجه و خشونت نظام پیشین به واقعیتی رنگ باخته و غیرواقعی تبدیل شده است تا مطلق همه‌ی زشتی‌ها به حاکمیت دینی داده شود. پرویز ثابتی زیر هاله‌ی محافظی از ارزش‌های وارونه، که ما بوجود آوردیم، رو در روی جسم و جان آسیب دیده‌ی ما ایستاد تا واقعیت‌های مجعول ما را به ما بقبولاند و یک بار دیگر نیز نفی‌مان کند. ما او را در پست سابق‌اش ابقا کردیم ...

آقای پرویز ثابتی ! با دیدن مصاحبه تلویزونی شما در برنامه "افق" صدای امریکا ، برهرکسی که بهره ناچیزی از بشریت و وجدان در وجود خود داشته باشد ، ثابت گردید که شما پس از 33 سال از مخفی گاه خود سر بیرون نیاورده اید که ازمردم ایران و هزاران قربانی زنده و کشته ی شکنجه در دوران حکومت پهلوی ها ، پوزش بخواهید و به افشای شکنجه های مخوفی که در دوران مسئولیت شما درساوک رایج بوده است بپردازید ، بلکه آمده اید به مردم ستمدیده ایران و قربانیان شکنجه بگوئید که: اشتباه ساواک در این بوده است که می بایستی زیادتر شکنجه می کرده و زیادتر می کشته است تا از وقوع انقلاب جلوگیری شود!