: ناگاه در ظلمت افسرده شبی از شبها ؛ تكان و تپشی كه همهچيز را بر میشورد و همه خوابها را برمیآشوبد؛شب قدر،شب سرنوشت، شب ارزش، شب تقدير يک انسان نو، آغاز فردايی كه تاريخی نو را بنياد میكند...
وحدت میان «تشیع» و «تسنن» نه ممکن است و نه معقول است؛ مرگ تفکر علمی در میان تسنن و در میان تشیع، هر دو، است. اما وحدت «شیعه» و «سنی» هم ممکن است و هم معقول و هم مسئولیت و تعهد ما این است.»
امروز رحلت كسي است كه بر مرحوم مصدق آن عارف صادق، نماز گزارد. امروز رحلت كسي است كه بر طالقاني و بازرگان نماز گزارد. امروز رحلت كسي است كه بر مرحوم سامي، پروانه و داريوش فروهر نماز گزارد، او عاقبت بخير شد. ما اگر گريه ميكنيم و تسليت ميگوييم واقعاً براي خودمان است تا شايد ما هم بتوانيم در راه او، در راه «ايمان علمي و نو شونده» او گامي برداريم .
باري پدرم با آن كه مرد سياسي نبود ولي هميشه جلوي ظلم و زور ميايستاد. علاوه بر آن كه خود، آدم دقيق و درستكاري بود، بلكه ديگران را هم ميپاييد و اجازه خطا نميداد و خيلي هم سختگيري ميكرد. و در اين مورد هر چه طرف پر زورتر و مقامش بالاتر بود سختگيري نسبت به او بيشتر!
نهضت مليشدن نفت ايران، يك حادثه تاريخي گذرا نبود كه يك چند درخششي داشته باشد و سپس بهتدريج رنگ ببازد و از خاطرهها محو شود، بلكه جنبشي مردمي و درونزا بود كه الگو و رهنمود از هيچ جريان و ايدئولوژي ديگر، اعم از ايراني يا غير ايراني نگرفت
ما به تو اعلام میکنیم که همگام با ملت خویش بهپاخاستهایم تا شب سیاه ملک خویش را به صبح کشانیم و استعماری را که تو مجروح کردی، بمیرانیم و در راه تو و در پی تو، شرف و آزادی ملت خویش را از چنگال دژخیمان مردمخوار و غلامان جاننثار رهایی بخشیم و زنجیرهای گران را از پای تاریخ وطن خود برداریم.