ورود هاشمی؛ موفقیت یا شکست اصلاح طلبان؟

با ورود هاشمی رفسنجانی به عرصه‌ی انتخاباتی تا حدودی شاهد پیچیده‌تر شدن انتخابات و همچنین متحد شدن بیشتر اصول‌گرایان در مقابل او هستیم.

آیا ورود هاشمی در چنین شرایطی می‌تواند به کشور کمک نماید؟

آیا هاشمی راه حل برای برون رفت از تحریم‌های اقتصادی و پرونده هسته‌ای دارد؟

آیا با سن قریب به 80 سال می‌تواند کشور را اداره کند؟

سوالاتی از این دست زیادند و توانایی هاشمی در شک و تردید. اما آنچه را که می‌شود به صراحت گفت، شکست جریان اصلاح‌طلبی در انتخابات پیش رو است بدلیل اینکه این گفتمان هیچ کاندیدی معرفی نکرده است و سران این جریان ترجیح داده‌اند تا با حمایت از هاشمی در دولت آتی که از سوی او تشکیل می‌شود سهمی داشته باشند و بدین طریق از زیر ضربات تندروهای اصول‌گرا خود را برهانند. باید پذیرفت که در صورت پیروزی هاشمی، قبضه‌ی دولت او در اختیار کارگزاران قرار می‌گیرد و چند تن از اصلاح‌طلبان و اصول‌گرایان میانه‌رو نیز در دولت او قرار می‌گیرند و در این حالت فقط می‌توان امید به زنده ماندن گفتمان اصلاح طلبی داشت و نه بسط و توسعه‌ی آن.

البته چند سوال دیگر نیز مطرح می‌گردد چون:

آیا هاشمی پیروز انتخابات است؟

در صورت شکست او، سرنوشت اصلاح طلبان چه می‌شود؟

آیا حمایت از هاشمی مخاطرات بیشتر و دستاوردی کمتر از حمایت از یک کاندید اصلاح طلب ندارد؟

در خصوص سوال اول طبق نظرسنجی سازمان صدا و سیما، هاشمی و خاتمی از رای بالایی برخوردارند و نفر سوم با اختلاف زیاد آقای قالیباف شهردار تهران هستند. در صورتی که نتایج این نظرسنجی صحیح باشد(خاتمی نسبت به هاشمی دارای پایگاه اجتماعی بیشتر و رای منفی کمتر است لذا میزان آرای او به حتم از هاشمی بیشتر است از این رو به نظر می رسد این نظرسنجی فاقد اعتبار لازم باشد)، نشان دهنده‌ی آن است که مردم شرایط زمان هاشمی و خاتمی را بهتر از زمان حال می‌دانند که این امری کاملا ملموس است و از سوی نمی‌خواهند به چهره‌های جدید دلخوش کنند. اما این را نیز نباید فراموش کرد که هاشمی بواسطه‌ی ثروت خانوادگی و شایعه های پیرامون فساد اقتصادی فرزندانش و … دارای رای منفی زیادی است ولی در شرایط فعلی بعلت عملکرد به شدت ضعیف احمدی‌نژاد و چند دسته بودن اصول‌گرایان و نبود اصلاح‌طلبان( کارگزاران که هاشمی نماینده آنهاست حزبی عملگراست و نه اصلاح‌طلب) می‌توان انتظار پیروزی یا حداقل به دور دوم رفتن هاشمی را داشت.

به هر صورت با پیروزی هاشمی شاهد دولتی عملگرا خواهیم بود که کوچک‌ترین ارزشی برای گفتمان اصلاح‌طلبی قائل نیست و لذا نمی‌توان شاهد بسط و توسعه این گفتمان بود حتی در مقوله‌ی آزادی بیان و دفاع از حقوق شهروندی نیز نمی‌توان انتظار چندانی از هاشمی داشت. اما از سوی دیگر با پیروزی او روند حذف اصلاح طلبان از نظام متوقف خواهد شد و می‌توان با برنامه ریزی دوباره برخی از مناصب حساس را در اختیار بگیرند.

بی شک اکثریت اصول‌گرایان منتظر شکست هاشمی هستند تا شکست او را شکست گفتمان اصلاح‌طلبی جا بزنند (هاشمی هیچگاه لیدر جریان اصلاح‌طلبی نبوده است و با توجه به افکارش نخواهد بود اما حضور او در صحنه‌ی انتخابات به عنوان لیدر این جریان است.) و بدین طریق این گفتمان را برای همیشه در تابوتی قرار داده و آنرا همچون احزاب چپ‌گرا، ملی‌گرا، ملی-‌ مذهبی و نهضت آزادی دفن نمایند.

اما آنچه به مختصر می‌توان گفت شکست اصلاح‌طلبان با ورود هاشمی است، چرا که با پیروزی او، اصلاح‌طلبان به کف خواسته‌های خود می‌رسند ولی در صورت شکست او لطمات شدیدی بر پیکر نحیف این گفتمان وارد می‌گردد و این ریسک بزرگی است. البته در صورتی که گفتمان اصلاح‌طلبی با کاندیدی چون خاتمی، عارف و امثال اینها در انتخابات حضور می‌یافت حتی در صورت شکست عوایدی بیشتر از حضور هاشمی برای این گفتمان به ارمغان می‌آوَرد؛ عوایدی چون: کاستن از فشارهای وارده به سبب آرای کسب شده، سامان دهی دوباره نیروها در ایام انتخابات، جذب نیروهای جدید و در معرض نقد گذاردن افکار و اندیشه های این گفتمان.

 سایت ملی- مذهبی محلی برای بیان دیدگاه های گوناگون است.

مطالب مرتبط

جمال الطاهر محقق و متخصص رسانه‌ای تونسی در مونترال، کانادا:مترجم علی سرداری

در تاریخ تونس، یک پارادوکس دردناک تکرار می‌شود: بسیاری از چهره‌هایی که زندگی، اندیشه و مبارزه خود را وقف کشور کردند، در نهایت به انزوا، بدنامی، تبعید، زندان و گاهی حتی مرگ دچار شدند، پیش از آنکه بعدها به‌عنوان بخشی از وجدان ملی دوباره کشف شوند.

عصام نعمان:مترجم علی سرداری

آیا پس از همه اقداماتی که اسرائیل و آمریکا علیه لبنانی‌ها، فلسطینی‌ها و ایران انجام داده‌اند و همچنان ادامه می‌دهند، رواست که رؤسای جمهور عون و سلام به ایران حمله کنند، گویی می‌خواهند حمایت بی‌قید و شرط آن از لبنان را رد کنند؟ در حالی که ایران شرط پایان جنگ را تعهد جدی اسرائیل به توقف تجاوز و عقب‌نشینی از اراضی اشغالی لبنان می‌داند.

نوران بدیع – مترجم: علی سرداری

عبدالجواد یاسین، مانند بسیاری از متفکران منتقد، با واکنش‌های متفاوتی روبه‌رو شده است. در حالی که روشنفکران بسیاری از او حمایت می‌کنند، جریان‌های سنت‌گرا او را متهم به چالش‌کشیدن اصول اساسی اسلام می‌دانند. این تقابل میان قدیم و جدید، میان فقه سنتی و تفسیرهای مدرن، یاسین را به چهره‌ای محوری در بحث آینده اسلام تبدیل کرده است.