ملی – مذهبی: سایت نیروی کار آغاز به کار کرد.
ملی- مذهبی فعال شدن این سایت را به دست اندرکاران آن تبریک و شروع به کار آن را به حوزه رسانه خوش آمد می گوید و برای این همکاران آرزوی موفقیت دارد. حوزه اقتصادی و به خصوص بخش نیروی کار از موضوعاتی است که جای کار بسیار دارد و می تواند بخشی از نواقص حوزه رسانه و نیز جنبش اصلاح و تحول خواهی در ایران را پوشش دهد. در زیر یادداشتی که از سوی یکی از دست اندرکاران این سایت در باره چرایی آغاز به کار آن نوشته شده را مرور خواهیم کرد.
از این آدرس سایت نیروی کار در دسترس خواهد بود.
طی سالهای گذشته فعالين اجتماعی و مدنی و صنفی در ايران تلاش کردند تا نهادهای مستقل از قدرت بوجود آيد. کارنامه آنان هر چه باشد اين مهم را به اثبات رساند که تنها راه چاره در ايران جهت مقابله با استبداد مذهبی تقويت جامعه مدنی ست.
هر نوع کوشش اجتماعی و جمعی حتی نظريه پردازی های کلان سياسی و اجتماعی را می توان با تکيه به شاخص تقويت روند نهادينه شدن در ايران سنجيد. با درنظرگرفتن همين شاخص و با توجه به اينکه هم اکنون وضعيت ساختار جامعه ايران از جنبه های اقتصادی و اجتماعی به شکلی ست که هردسته و گروه و هر گرايش و طيفی راه گريزی ندارد مگر آنکه نسبت به تشکلات مردم نهاد و مخصوصا تشکلات صنفی نيروی کار ايران موقعيت اش را ترسيم کند. همه نيروها و جريانات حامی وضع موجود و جناح های حاکم و درونی نظام سياسی ايران موقعيت اشان دررابطه با نيروی کار روشن شده است. در اصل هم از نظر حقوقی و هم از جنبه قانونی و هم از نقطه نظر اقتصادی نيروی کار ايران تحت تسلط جمهوری اسلامی ست.
سلطه حقوقی، قانونی و اقتصادی که نتايج آن از جنبه اجتماعی و طبقاتی برای نيروی کار در ايران غيرقابل تحمل شده است. همين وضعيت، جدال و کشمکش انکارناپذيری را فراهم کرده است. زمينه عينی و مادی اين جدال از يکسو و آگاهی نيروی کار به حقوق خويش باعث زايش روندی شده هست که اعتراض نيروی کار هرچند پراکنده اما مدام در سراسر ايران در جريان هست.
ظاهرا نيروهای حافظ وضع موجود تا حدودی هدايت و مديريت بخشی از پتانسيل اعتراضی نيروی کار را در تشکلات رسمی کارگری به انحاء گوناگون بدست گرفته اند. آنان شيوه های گوناگونی را بکار می بندند تا بتوانند نيروی کار ايران را به سمتی بکشانند تا هم در کشمکش جناح های جمهوری اسلامی دارای اتوريته اجتماعی شوند و هم از شکل گيری سنديکاها و نهادهای مستقل کارگری جلوگيری کنند و هم راه رسيدن به مطالبات را تنها و تنها مجراهای قانونی ترويج کنند تا شايد بتوانند موج اعتراضات را به کش و قوس نشست های سه جانبه گرائی تقليل دهند. حال آنکه تا چه حد به آمال و آرزوی خود رسيده اند نيازمند بحث و بررسی جدی ست. حال با در نظرگيری اين راه کار عمده حاميان وضع موجود در ايران بايد ديد که حاميان نيروی کار و تقويت نهادهای مستقل مدنی درايران چگونه می توانند گامی فرا پيش نهند.
الف- اطلاع رسانی آزاد؛ اطلاع رسانی مداوم در حوزه های اعتراضات کارگری، سوانح در حين کار، دستگيری فعالان کارگری، امنيت محيط کار، اخراج کارگران، حقوق کارگران، حقوق های معوقه ، وضعيت بيمه نيروی کار، اذيت و آزار زنان کارگر در محيط کارخانه ها، موقعيت کودکان کار و افزايش روز افزون آن، قراردادهای موقت، قراردادهای سفيد امضاء، طبقه بندی مشاغل، و غيره. در حوزه اطلاع رسانی آزاد در مورد نيروی کار درايران ما با چند منبع خبری روبرو هستيم. يکی منابع خبری نيمه مستقل و يکی هم منابع خبری مستقل.
ناگفته پيداست که رسانه های وابسته به حاکميت و حافظان وضع موجود با در پيش گرفتن سانسور خبری و با تکيه به شيوه های امنيتی و پليسی از درز واقعی اخبار نيروی کار بويژه از حرکت های اعتراضی آنها جلوگيری می کنند و جهت سردرگم کردن نيروی کار ايران راهبردهای فرسايشی را در پيش می گيرند؛ بعنوان نمونه در باره افزايش حقوق کارگران و بن های کارگری و حق مسکن و غيره نه خانه کارگر و نه شورای عالی کار و نه شورای صنفی کارگران و نه شوراهای اسلامی کار رسما مخالفتی نکرده و نمی کنند. بلکه با طرح اخبار ضد ونقيض نه تنها در مخدوش کردن اذهان گام برمی دارند.بلکه برخورد فرسايشی و بی نتيجه با مطالبات نيروی کاررا اصلی ترين سياست خود میدانند.
به دلائل فوق هست که خبررسانی آزاد از وضعيت نيروی کار يکی ازوجوه استراتژی حاميان نهادها و انجمن ها و سنديکاهای مستقل محسوب می شود. امری که عملا می تواند به سمت وسوی ايجاد منابع خبری مردم نهاد منجرشود. اين امر نيازمند ترسيم راه کاری بلند مدت، عناصر کارکشته و متخصص در اين حوزه و پی گيری مداوم هست. تا رسيدن بدين مقصود می توانيم با هوشياری تام از منابع خبری نيمه مستقل نهايت استفاده را کنيم. تا در پرتو برنامه ای مرحله بندی شده از گزارش گيری، ايجاد ارتباط با خبرنگاران مستقل، مصاحبه با فعالين کارگری، آغاز کنيم تا در مراحل بعدی توانست منابع خبری مستقل نيروی کار را تقويت و تثبيت کرد.
ب- ايجاد پيوند واقعی با نيروی کار؛ در باره نيروی کار ايران می توان از جنبه های گوناگون سخن گفت. می توان از پتانسيل نيروی کار در ايران بعنوان يکی از اصيل ترين و اصلی ترين منبع قدرت در مقابل استبداد و پايگاه اصلی جنبش اجتماعی در ايران سخن گفت. می توان از تاريخ آن در ايران و تاثير و يا عدم تاثير آن در جنبش های اجتماعی سخن گفت. می توان از ضعف بنيادين آن سخن گفت. می توان از فراز و فرود حرکت های کارگری در بستر مبارزات صنفی اش سخن گفت. می توان از ياری گيری احزاب از ميان نيروی کار در راستای اهداف حزبی سخن گفت. میتوان از برخورد ابزاری و عوام فريبانه جناح های حاکميت با کارگران سخن گفت.
می توان از عمده بودن نان و معيشت نيروی کارسخن گفت. می توان از پيوند مبارزاتی کارگران با دانشجويان در برهه های از تاريخ سياسی جديد ايران سخن گفت. آنجایيکه شعار کارگر دانشجو اتحاد اتحاد سر داده می شد. میتوان از دستگيری و کشتن فعالين کارگری همچون ستار بهشتی و دستگيری افرادی همچون رضا شهابی و غيره سخن گفت. می توان و… در اصل اگر اشل و حوزه گسترده ای را مدنظر قرار دهيم، خواهيم توانست تمامی موارد فوق را در آن راستا مورد تجزيه و تحليل قرار دهيم و به لحاظ ذهنی و از جنبه نظری نه تنها از ضرورت برقراری پيوند با نيروی کار سخن گفت بلکه از اهميت آن پرده برداشت و چرائی تحليل مداوم روند اجتماعی و طبقاتی در ايران بر اساس منافع نيروی کار سخن گفت. اما برای ما که در تلاش هستيم در تقويت نهادهای مدنی از جمله شکل گيری تشکلات کارگری در ايران موثر باشيم عملا هيچ چاره ای نداريم مگر آنکه تمامی قدرت مان را به لحاظ عينی و مادی در راستای ايجاد پيوند با فعالين کارگری متمرکز کنيم.
در اصل از مجرای پيوند با فعالين کارگری ست که بستر عينی چگونگی کمک و ياری در ايجاد تشکلات مستقل می تواند روشن تر شود. تازه در پرتو همين پيوند هست که اصالت کار ما مشخص می شود و می توانيم بطور ملموس و نه آرمانی بطور کاربردی و نه شعاری با موضوع کارمان برخورد کنيم و در اين مسير است که خودمان هم محک می خوريم. چون کار اجتماعی از جوانب گوناگونی با کار سياسی و فرهنگی متفاوت و زمان بر هست. شايد در اين مسير بخشی از ذهنيت ما اصلاح شود، دغدغه مان تغيير پيدا کند و در نهايت به مشکلات و موانعی همچون علل پراکندگی فعالين نيروی کار بهترپی بريم.
ج- تحليل روند اقتصادی وطبقاتی در ايران در بستر عمده ترين مانع و تضاد؛ برای اينکه توانست براساس راه کار مشخص و معينی اطلاع رسانی کرد و پيوندی واقعی با فعالين کارگری داشت، ضرورتا بايد روند اجتماعی و طبقاتی ايران را در بستر عمده ترين تضاد جامعه ايران يعنی جدال آزادی خواهی با حاکميت استبداد مذهبی تحليل و تبيين کرد. چون تحليل روند اقتصادی و طبقاتی ايران بويژه در حوزه های اشتغال و بيکاری، تورم و گرانی، سياست پولی دولت، نسبت واردات به صادرات، منابع اصلی و عمده بودجه درايران، عوارض غلبه اقتصاد تجاری به اقتصاد توليدی؛ دولت نفتی و … همه موارد فوق نه تنها در چهارچوب چند مفهوم کلان از قبيل تعديل شکاف طبقاتی يا تعميق شکاف طبقاتی، تقسيم عادلانه ثروت و منابع جامعه يا انحصار ثروت و منابع آن قابل درک هست، بلکه پيوند ناگسستنی همين موارد با امر سياست را نمی توان به راحتی ناديده گرفت.
لذا تحليل های پی در پی اجتماعی و طبقاتی جامعه ايران و تلاش برای ترسيم خطوط بحران فزاينده روند اقتصادی ايران و تاثير مستقيم آن در زندگی و حيات نيروی کار عمده ترين وظيفه نظری ما تلقی می شود. در اين کار هيچ چاره ای نداريم مگر اينکه به درستی مباحث توسعه و نگرش های متعدد بدان را مورد مطالعه و نقد و بررسی قرار دهيم. تا از برخورد سطحی و کليشه ای نسبت به روند اقتصاد ايران دوری کنيم. زيرا نه طرح آرمان های سوسياليستی هم اکنون نجات بخش هست و نه رويکرد ليبراليسم و بازار آزاد. در ايران خانه از پای بست ويران هست و برای نجات از اين ويرانی بايد انديشيد و راه چاره ای پيدا کرد. تا شايد با ايجاد و تقويت تشکلات مردم نهاد توانست چشم انداز برون رفت از بن بست را کشف کرد و مطالباتی همچون کار، دستمزد عادلانه، مسکن ارزان، بهداشت و آموزش رايگان را در ايران نهادينه کرد.
د- اميدورام به ياری همه رفقا بتوانيم گام کوچک و سهمی هر چند ناچيز در تقويت نهادهای مدنی بويژه تشکل يابی نيروی کار داشته باشيم. به همين دليل ارزيابی ساليانه ما در حوزه اطلاع رسانی آزاد، ارتباط منسجم با فعالين کارگری و تبيين روند اقتصادی و طبقاتی نشان خواهد داد تا چه اندازه موفق بوده ايم. به خوبی اشراف داريم که اگر نتوانيم به موارد سه گانه فوق جامه عمل پوشانيم با صراحت با مخاطبين خويش سخن خواهيم گفت و اعلام خواهيم کرد که در اين حوزه ناموفق شده و از ادامه کار دوری خواهيم جست و بدنبال راه کاری ديگرخواهيم بود. زيرا باور داريم که نبايد اشکال را به هدف تبديل کرد و بيهوده انرژی را تلف نمود. بنابر اين از تمام دوستان و رفقا می خواهيم که در اين مسير ما را ياری رسانند تا شايد به همراهی و همفکری يکدگر بتوانيم در روند تشکلات مردم نهاد مثمرثمرباشيم.
سایت ملی – مذهبی محلی برای بیان دیدگاه های گوناگون است.