انتخابات؛هاشمی و جریان معترض

در شرایط فعلی مهمترین مشکل کمپ آقای هاشمی صرف نظر از تخریب های مشمئز کننده، مجاب کردن مردم در حضور در پای صندوق های رای است. مردم با توجه به تجربه تلخ چهار سال گذشته و مهندسی انتخابات اعتماد خود را به پروسه انتخابات از دست داده واعاده این اعتماد در شرایط امنیتی فعلی کاری بس دشوار خواهد بود.نکته مهم دیگر که نباید از آن غافل بود چگونگی صیانت از آرا و اعاده آن است.

اصل 115 قانون اساسی معیارهایی‌ را برای انتخاب ریاست‌ جمهوری در نظر گرفته اما رویه بررسی صلاحیت نامزدها شورای نگهبان در دوره‌های مختلف گویای این واقعیت است که این شورا از چارچوب وظایف قانونی اش خارج شده و کارکردی سیاسی پیدا کرده و به ابزار یک جریان سیاسی تبدیل شده است. به طور مثال در انتخابات1384 این شورا شرایط آقای احمدی‌نژاد را به عنوان یکی از رجل سیاسی کشور درحالی احراز کرد که پیش تر چهره‌های وزین و  دارای سوابق اجرایی و سیاسی و مبارزاتی را رد کرده بود. از بد حادثه احراز ویا عدم احرازصلاحیت نامزدها به فضای حاکم سیاسی کشور برمی‌گردد و اینکه رهبران کشور چگونه به انتخابات و حق مردم ونامزدها نگاه می کنند.

تعدد نامزدها

در انتخابات ریاست‌جمهوری خرداد ماه امسال برای اولین بار می‌توان حضور پر شماری از کاندیدا های متعلق به یک کمپ خاص را مشاهده کرد.

شاید بتوان تعدد نامزدها در این دوره را ناشی از نگرش غلط هشت سال پیش حاکمیت دانست، نگرشی که هزینه سنگینی بر کشور وارد ساخت. امروزه اصولگرایان ضمن اعتراف به این اشتباه تاریخی سعی می کنند با انتقاد های تند وتیز سهم خود را در ایجاد این فاجعه به فراموشی بسپارند. اما آثار مخرب آن که همان خود بزرگ بینی است دامن بخش قابل توجهی از آنان را گرفته است. در این دوره افراد متعددی در جریان حاکم به مقایسه خود با آقای احمدی نژاد پرداخته و سپس پا به عرصه انتخابات نهادند. این موضوع در میان اصول ‌گرایان آنقدر کوچک گرفته شده که افرادی که توان اداره یک نهاد بسیار کوچک را هم ندارند با اعتماد به نفس عجیبی پا به عرصه گذاشته اند.

انتخابات 3 ضلعی

اگر شورای نگهبان سعه صدر نشان دهد این انتخابات دارای 3 ضلع اصلی خواهد شد. ضلع اول اصولگرایان هستند که در صورت حضور 2 قطب دیگر باید به نفع کاندیدای اصلح منتخب، چه بخواهند و یا نخواهند کنار بروند. برای داشتن یک انتخابات حداقلی باید زمیته رقابت 2 ضلع دیگر – هاشمی ومشایی- فراهم شود. ورود آقایان هاشمی و مشایی در کنار کاندیدای اصلی جریان حاکم بر جذابیت انتخابات پیش رو تاثیری محسوس خواهد داشت.

آقای هاشمی رفسنجانی ورودشان را موکول به عدم مخالفت رسمی رهبری کردند. ایشان با ارجاع موضوع به رهبری تلاش کردند از تخریب های بی شمار بکاهند، تلاشی که تاکنون نتیجه نداده است. آقای رفسنجانی چهره‌ای معتدل و از قدمای انقلاب محسوب می‌شوند و با توجه به شرایط فعلی کشور بسیاری از افراد بر این باورند که ایشان می‌تواند جریان معترض را نمایندگی کند.این امر منوط است به گفتمان، نگرش و برنامه‌ی ایشان.

در شرایط فعلی مهمترین مشکل کمپ آقای هاشمی صرف نظر از تخریب های مشمئز کننده، مجاب کردن مردم در حضور در پای صندوق های رای است. مردم با توجه به تجربه تلخ چهار سال گذشته و مهندسی انتخابات اعتماد خود را به پروسه انتخابات از دست داده واعاده این اعتماد در شرایط امنیتی فعلی کاری بس دشوار خواهد بود.نکته مهم دیگر که نباید از آن غافل بود چگونگی صیانت از آرا و اعاده آن است.

ضلع دیگر انتخابات، دولتی‌ها هستند که با محور مشایی وحضور عجیب احمدی نژاد در وزارت کشور وارد انتخابات شدند. دولتی که عالمان دین فروش تا چندی پیش اطاعت از او را در زمره اطاعت از خدا می خواندند قاعدتا باید حق شرکت در انتخابات را داشته باشند. شاید این بار نه به صورت انتصابی بلکه بخواهند کرسی ریاست را با رای مردم تجربه کنند. ظاهرا آقای مشایی هم اذن ورودشان را از عالم غیب ستادند و دیگر نیازی به هماهنگی نمی بینند.

پرسش اصلی

پرسش اصلی امروز اما این است که آیا حاکمیت حاضر است انتخابات رقابتی در این سطح حداقلی و در حالی که رهبران جنبش سبز در زندان هستند و کشور در فضایی تمام امنیتی است، برگزار کند؟

واگر چنین کرد آیا حاضر است خروجی آن را هر چه باشد بپذیرد و این بار در آرای مردم دست نبرد؟

سایت ملی – مذهبی محلی برای بیان دیدگاه‌های گوناگون است.

مطالب مرتبط

عبدالواحد كنعان: مترجم علی سرداری

با این حال، النّهوم با حملات شدید نهادهای مذهبی و سیاسی روبه‌رو شد؛ نهادهایی که اندیشه‌های او را تهدیدی برای قدرت و موجودیت خود می‌دیدند. او بارها با طرد اجتماعی و رسانه‌ای مواجه شد و نوشته‌هایش در محافل دانشگاهی و روزنامه‌نگاری وابسته به رژیم‌ها به حاشیه رانده شد. با وجود این، توانست نفوذ خود را از طریق انتشار مستقل و نوشته‌های انتقادی ماندگار حفظ کند.

منیر شفیق – اندیشمند و نویسنده سیاسی:مترجم علی سرداری

چندین سو تشدید شد: لزوم حل بحران تنگه هرمز، تشدید درگیری برای پایان دادن به محاصره بنادر ایران، کاهش محبوبیت داخلی، نزدیک شدن انتخابات میان‌دوره‌ای و تعمیق بحران اقتصادی در آمریکا و جهان.
علاوه بر این، ناامیدی تقریباً کامل از دستیابی به هدف اعلام‌شده جنگ ـ یعنی تغییر رژیم ـ نیز وجود داشت. این ناکامی نه تنها به دلیل مقاومت و انسجام رهبری ایران و وحدت مردم، بلکه به دلیل استقامت سیاسی و نظامی ایران در مدیریت جنگ و درگیری بود. همه این عوامل، رئیس‌جمهور آمریکا را وادار کرده است که یافتن نوعی توافق را بر بازگشت به جنگ ـ آن‌گونه که نتانیاهو می‌خواهد ـ ترجیح دهد؛ به‌ویژه پس از اصرار ترامپ مبنی بر اینکه هرگونه آتش‌بس یا توافق بعدی باید شامل لبنان و شاید غزه نیز باشد. این موضوع روابط میان ترامپ و نتانیاهو را تیره کرده است، چنان‌که در مکالمه تلفنی ماقبل آخر آنها آشکار شد.

جمال الطاهر محقق و متخصص رسانه‌ای تونسی در مونترال، کانادا:مترجم علی سرداری

در تاریخ تونس، یک پارادوکس دردناک تکرار می‌شود: بسیاری از چهره‌هایی که زندگی، اندیشه و مبارزه خود را وقف کشور کردند، در نهایت به انزوا، بدنامی، تبعید، زندان و گاهی حتی مرگ دچار شدند، پیش از آنکه بعدها به‌عنوان بخشی از وجدان ملی دوباره کشف شوند.