پروین کهزادی همسر مسعود لدنی:

هم بندی های همسرم جسم نیمه جان او را در حیاط زندان پیدا کردند

به همسرم  گفتم چرا اینها را نمی گویی؟ گفت برای اینکه نگران نشوی چیزی نمی گفتم اما الان می گویم که زندان کارون یک سگ دانی است و با زندانیان مثل سگ رفتار می کنند.

مسعود لدنی از اعضای شورای فعالان ملی -مذهبی در خوزستان که از دی ماه سال گذشته در زندان کارون اهواز بسر می برد، هفته گذشته با شدت گرفتن مشکلات جسمانی و بی توجهی مسئولین، در حیاط زندان بیهوش شده است. اما همچنان با اعزام وی به مرخصی درمانی علی رغم دستور پزشک زندان مخالفت می شود.

پروین کهزادی، همسر این فعال سیاسی دربند با بیان اینکه هم بندی های همسرم بدن نیمه جان او را در حیاط زندان پیدا کردند به سایت ملی – مذهبی می گوید: “بخاطر شرایط بسیار بد زندان ایشان چندین بار دچار سرماخوردگی می شود و به علت عدم امکانات پزشکی در زندان شرایط جسمانی اش روزبروز بدتر می شد. هنوز نمی دانیم وخامت حالش بخاطر همان سرماخوردگی است یا دچار بیماری دیگری شده است. بدنش پر از عفونت شده و تب و لرز می کند و هم بندی هایش را بیدار نمی کند و به حیاط می رود و در آنجا بیهوش می شود تا اینکه دوستانش جسم نیمه جان او را در وسط حیاط زندان پیدا می کنند. هم بندی هایش جلوی دفتر رئیس زندان سر و صدا می کنند و می گویند که می خواهید او را بکشید؟ چرا به وضعیتش رسیدگی نمی کنید؟ تا اینکه پزشک زندان بدون معاینه فقط دو تا آنتی بیوتیک به او تزریق می کند. به همسرم  گفتم چرا اینها را نمی گویی؟ گفت برای اینکه نگران نشوی چیزی نمی گفتم اما الان می گویم که زندان کارون یک سگ دانی است و با زندانیان مثل سگ رفتار می کنند.”

هفدهم فروردین ماه دادستان با درخواست مرخصی استعلاجی مسعود لدنی موافقت نمود. پس از امضای دادستان، نامه  به اجرای احکام برای تعیین وثیقه ارسال شد، اما علی رغم این موضوع در لحظات پایانی با مرخصی درمانی این زندانی سیاسی از سوی اجرای احکام مخالفت صورت گرفت.

لازم به ذکر است، اداره اطلاعات در اين زمينه از خود سلب مسؤوليت نموده و گفته است كه ما نه شفاها و نه كتبا دستوري در اين خصوص نداشته ايم.

همسر لدنی با اشاره به بی نتیجه  ماندن درخواست مرخصی درمانی او خاطرنشان می کند: “مسعود درخواست مرخصی درمانی داده بود اماعلی رغم موافقت پزشک زندان و رئیس زندان و حتی دادستانی؛ در آخرین لحظه مرخصی او لغو شد و از عید هم از ملاقات حضوری محروم شده است. اصلا هیچکس پاسخگو نیست با اداره اطلاعات تماس می گیریم از خودشان رفع مسئولیت می کنند و می گویند نظر قاضی است.”

مسعود لدنی در دادگاه غیر عادلانه به دو سال حبس تعزیری محکوم  شد که در دادگاه تجدید نظر عینا مورد تایید قرار گرفت.

خانم کهزادی در ادامه تاکید می کند: “همسر من در یک حکم ناعادلانه قضایی به دو سال حبس محکوم شد. به رئیس قوه قضاییه نامه نوشتم و شرایط حکم و زندان کارون و وضعیت جسمانی او را توضیح دادم اما هیچ پاسخی به این نامه داده نشده است. باز بر ناعادلانه بودن حکم او تاکید می کنم . مواردی که در حکم ذکر شده کاملا متناقض و اتهاماتی که به ایشان وارد کرده اند فاقد هرگونه وجاهت قانونی است. دلسوزی که او برای ایران و حتی برای این نظام دارد از تمام اینهایی که در این مملکت ادعایشان می شود بیشتر است. جای او در زندان نیست. “

خانم کهزادی در پایان خطاب به مقامات قضایی بیان می کند: “من از رئیس سازمان زندانهای ایران و رئیس قوه قضاییه درخواست می کنم حداقل شرایط حبس این زندانیان مطابق با قوانین زندان ها باشد. واقعا نمی دانم تا کجا می خواهند پیش بروند ما الان در خرداد ماه هستیم و تجربه تلخ شهادت هدی صابر بر اثر بی توجهی مسئولین در زندان را داریم.آیا قوه قضاییه می خواهد با این شرایط حساس داخلی و بین المللی که ایران دارد مدام این تجربه ها تکرار شود؟!”

وی با ابراز ناراحتی از شرایط نگهداری زندانیان سیاسی تصریح می کند: “یک فروشگاه در زندان کارون است که برخلاف آیین نامه زندان ها همیشه تعطیل است و حتی زندانیان نمی توانند با هزینه خود مواد غذایی و مایحتاج ضروری خود را خریداری کنند. زندانیان دسترسی به شیر و میوه و داروهای تقویتی ندارند و روز بروز از نظر جسمی ضعیف تر می شوند. ماههاست که به اینها شیر و میوه داده نشده است و غذای زندان هم قابل خوردن نیست. می گویند بودجه نداریم در صورتیکه راه اندازی فروشگاه زندان خودش تامین بودجه است چون زندانی خودش با پول خودش خرید می کند. پس بطور قطع بحث بودجه نیست و اینها می خواهند فشار بر زندانیان سیاسی وارد کنند. به این نکته هم اشاره کنم که در گرمای پنجاه درجه اهواز در اواخر خرداد ماه کولر زندان خراب است و سی و چهل زندانی در اتاق از گرما دارند هلاک می شوند. واقعا نمی دانم اینها چه هدفی را دنبال می کنند و چه بلایی می خواهند بر سر زندانیان بیاورند.”

گفتنی است، مسعود لدنی یکی از مسئولان انجمن توسعه فرهنگی خوزستان است که در دهه شصت نیز به مدت سه سال به جرم هواداری از اندیشه های دکتر شریعتی در زندان بوده است. بعد از آن هم از شغل معلمی اخراج شد و نمی توانست کار دولتی داشته باشد.

اما با وجود تمام این فشارها معتقد است که به عنوان یکی از بوجودآورندگان و سهیم در انقلاب سال ۵۷ یک دینی به کشور و مردم دارد و حالا که این انقلاب از مسیر خود خارج شده و به بیراهه رفته نمی تواند کشور را ترک کند و باید بماند.”

مطالب مرتبط

النصره – «رأی الیوم» – نوشته ظهیر آندروس:مترجم علی سرداری

النصره – «رأی الیوم» – نوشته ظهیر آندروس:النصره – «منابع رسمی آمریکایی در آن زمان گزارش دادند که اسرائیل پیش از آغاز جنگ با ایران، با اطلاع ایالات متحده از این تأسیسات استفاده می‌کرده و آنها را برای پناه دادن به نیروهای ویژه و به‌عنوان مرکز لجستیکی نیروی هوایی اسرائیل به کار می‌گرفته است. به گفته همین منابع، در آغاز جنگ، حملات هوایی اسرائیل علیه نیروهای عراقی تقریباً یکی از این تأسیسات را آشکار کرده بود. منبعی در منطقه شرقی اظهار داشت که قرار بود این سایت‌ها موقت باشند، اما اهمیت استراتژیک آنها غیرقابل انکار است.

نگاه القدس العربی :مترجم علی سرداری

برای رهبران یهودی و صهیونیست آمریکا نیز دیگر تازگی ندارد که به وخامت، فرسایش و انحطاط تصویر دولت اشغالگر اذعان کنند؛ تصویری که زمانی با تاریخ طولانی و غنی همدردی و همبستگی با یهودیان گره خورده بود. این تصویر اکنون در تضاد کامل با مجموعه‌ای از تصاویر فجیع جنایات جنگی است که بدون هیچ بازدارندگی اخلاقی ــ که انتظار می‌رود فرزندان قربانیان هولوکاست داشته باشند ــ ثبت می‌شود؛ کسانی که امروز در فلسطین، لبنان، سوریه و هر جای دیگر، خود به جلادانی بدل شده‌اند که مست از قدرت‌اند.

احسان_شریعتی در گفتگو با NHK ژاپن (ادامه- پایان)

چه در کشورهای جنگ افروز و چه در کشورهای قربانی جنگ. تهاجم و ادامه ی نابخردانه ی جنگ اخیر (بی دلیل یا با اهداف مبهم) از سوی اسرائیل نتانیاهو و امریکای ترامپ (یعنی برغم ادعای تحقق اهداف اعلام شده ی قبلی مانند نابودی توان هسته ای، امکان تعرض نظامی، و تضعیف نیروهای همسو در منطقه، در حمله ی پیش و نیز این بار در حمله ی روز نخست)، در مجموع برخلاف ادعا به نفع نظام در ایران بوده، زیرا نه تنها موجب ریزش و فروپاشی نشده، که مقاومت پیش بینی ناپذیرش در جنگ نابرابر جاری، و این به رغم حذف رهبری و بسیاری از مسئولان سیاسی و نظامی، باعث افزایش اعتبار وی گردیده است. اما به هر حال، مسئله ی حیاتی اکنون چگونگی پایان جنگ و تضمین شروط عادلانه ی آتش بس و صلح پایدار است.