اينك اما نگاه “دشمن محور”، روياروى نگاه “انسان محور” به زن ايستاده و طالبانيسم شيعى اگر فرصت بيابد تمام دستاوردهاى روشنفكران مسلمان را همانند خود آنها به تبعيد مى فرستد؛ براى مهار اين «موج و گردابى چنين هائل» زمان زيادى نمانده است.
آقاى خامنه اى مى گويد مخالف حضور زنان در مناصب اجرايى نيست اما نبايد به حضور بالای زنان در مناصب اجرایی و مديريتى افتخار كرد؛ او به مخالفت مجامع حقوق بشرى با اين ديدگاه اشاره مى كند و مى گويد «به درَك كه غربى ها قطعنامه صادر مى كنند» و آنها را «نژاد وحشى» معرفى مى كند. نگاه رهبر جمهورى اسلامى به شأن زن را در كدام دسته و مشرب بايد جستجو كرد؟
درباره زن، سه نگاه مستند به متون دينى به حاكميت جمهورى اسلامى راه يافته است:
١) نگاه “انسان محور” كه بر قرائت انسانى از دين تكيه مى كند و برابرى حقوقى زن و مرد را فراتر از جنس و جنسيت مى بيند و مى خواهد. (تجربه روشنفكرى دينى در عرصه نظر – دولت و مجلس اصلاحات در عرصه عمل)
٢) نگاه “تفكيك محور” كه منكر حق برخوردارى زن از ثمرات دانايى و توانايى اش در عرصه دانش و مديريت نيست اما تفكيك جامعه زنان از جامعه مردان را ضرورى مى داند و از مديريت زن تنها در حوزه هاى زنان و دور از حضور مردان دفاع مى كند. (به عنوان مثال استاد آيت الله جوادى آملى از اين رأى دفاع مى كند).
٣) نگاه “دشمن محور” كه نخست تمدن غرب و همه محصولات و تجربه هايش (از جمله در حوزه زنان) را دشمن اسلام و بقاى آن تصور مى كند و سپس همه “نخواستن” هايش را با خواستن هاى آن “دشمن” تعريف مى كند؛ نوعى طالبانيسم از نوع شيعى اش كه به نفى هر آنچه غيردينى است مى انديشد.
از اين منظر، مادر و همسر بودن، “تمام” هويت زن را تشكيل مى دهد و همه امور ديگر بايد در ذيل اين تصوير، تصور شود. پيش فرض آنها اين است كه زن حقّ “ولايت” ندارد و هرگونه مديريت وى مصداق ولايت است و اگر روزگار، ما را به سپردن پاره اى از مديريت ها به زن مجبور كرد خارج از قاعده و از سر ضرورت است كه تحمل مى شود اما نبايد ترويج شود. (مشرب مصباح يزدى و برخى فقيهان متصلّب سنّتى)
در اسفند ٨٢، آيت الله صافى گلپايگانى (نخستين دبير شوراى نگهبان و مرجع تقليد كنونى) در پاسخ به پرسش نگارنده، يكى از خطايا و سيّئات پس از انقلاب را “به رسميت شناختن حق ولايت و مديريت براى زن” دانست؛ وى در سال ٥٩ توسط مرحوم آيت الله خمينى به دبيرى شوراى نگهبان منصوب شد اما آيت الله خمينى، در دهه پايانى عمرش به نظراتى متفاوت از فقيهان متصلب سنتى رسيده بود؛ فقيه دوران گذار بود و نظريه مصلحت اش، فقه را زير و رو مى كرد و آيت الله صافى گلپايگانى با آراء آيت الله خمينى (از جمله در حوزه زنان) ناسازگار بود و در اعتراض به رويكرد وى، از اين شورا كناره گيرى كرد.
اينك اما وارثِ آيت الله خمينى، مسيرى متفاوت از وى را پيموده و از انديشه نيمه بازِ دوران جوانى تش عقب نشسته و به مشرب دسته سوم نزديك شده است. سخنرانى تازه او را در نسبت با دسته سوم بسنجيد؛ او مى گويد مخالف حضور زنان در مناصب اجرايى نيست اما اینکه به حضور بالای زنان در مناصب اجرایی و مديريتى افتخار شود، انفعال در برابر گفتمان غربی است؛ او به مخالفت مجامع حقوق بشرى با اين ديدگاه اشاره مى كند و مى گويد «به درك كه غربى ها قطعنامه صادر مى كنند» و آنها را «نژاد وحشى» معرفى مى كند.
نگاه “انسان محور”، انسان بودنِ زن را فراتر از جنس و جنسيت او مى بيند و او را در ترازوى قوانينِ ويژه ى زمانه و زمينه ى نزول وحى نمى سنجد. به گواهى آيه ٩٧ سوره نحل، قرآن كريم «حياة طيّبه» و «زندگى خوب و پاك» را سزاوار «عمل صالح» و رفتار نيكِ انسان، چه مرد و چه زن «من ذكرٍ او انثىٰ» مى داند و اين نگاه، حاكم بر همه قوانين تبعيض آميزى است كه متناسب با جامعه، زمينه و زمانه ى نزول وحى در قرآن آمده است.
اينك اما نگاه “دشمن محور”، روياروى نگاه “انسان محور” به زن ايستاده و طالبانيسم شيعى اگر فرصت بيابد تمام دستاوردهاى روشنفكران مسلمان را همانند خود آنها به تبعيد مى فرستد؛ براى مهار اين «موج و گردابى چنين هائل» زمان زيادى نمانده است
سایت ملی – مذهبی محلی برای بیان دیدگاههای گوناگون است.