سمینارِ «اُلگوی تعهدِ سیاسیِ روشنفکر نزد شریعتی» آغاز شد: ابتدا، احسان شریعتی به طرح مسئله پرداخت؛ و متنِ زیر خلاصهی بحثِ اوست. آنگاه، آقایان خانیکی، جلاییپور، باقی، قانعیراد، کاشی، منوچهری، محدثی، و رضایی، قاسمی (از اعضای «دفتر پژوهشهای فرهنگی دکترعلی شریعتی»)، و شماری از اهل فرهنگ و مطبوعات و .. به طرح دیدگاه خود پرداختند، که گزارش تفصیلی آن متعاقبا از سوی «بنیاد شریعتی» منتشر میشود.
-درآمد-
بنام خودآوند زیبایی، خیر، و حقیقت،
خداوندِ محرومان
سی-و-ششمین بزرگداشتِ سالگشتِ هجرت-و-شهادت معلم علی شریعتی را که سنتی دیرپا پس از انقلاب بوده است اما چند سالی است بهصورت رسمی (در اماکن عمومی) برگزار نمیشود، امسال در «شرایطی انتخاباتی» برگزار میکنیم. از اینرو، «بنیاد شریعتی» ترجیح داده است که بهجای تنها تحملِ عوارض و تبعاتِ جوِّ حاکم، همچون دفعاتِ پیش، اینبار با طرحِ موضوعِ این نشست خود به استقبالِ مواجههی نظری با مسئلهی روز رود، و باب این بحث را با دوستان بگشاید که: اُلگویِ منبعث از فلسفهی سیاسیِ شریعتی در امرِ تعهد سیاسی روشنفکر کدامست؟ از میانِ انواعِ مُدلهای تاکنونیِ تاریخِ دخالت روشنفکران در عرصهی اجتماع و قدرتِ سیاسی، الگوهایی چون: مشاورِ سلطان (وزرای مصلح)، روشنفکر همچون وجدانِ مستقل-و-منتقدِ قدرت (سارتر)، روشنفکر مداخلهگرِ مستقیم در عرصهی سیاستِ روز و دولت (واسلاو هاول)، و ..، اُلگویِ راهبردی-و-راهکاریِ شریعتی و بهاصطلاح «نوشریعتیها» چیست؟
میدانیم که نگرش شریعتی به روشنفکر، همچون «ادامهدهندگانِ راه انبیاء» در عصر مُدرن، در ظاهر به تعریفِ ایدئالیستی ژولین بندا شباهت دارد. بندا در رسالهی «خیانتِ علماء» (1927) بر روشنفکرانِ روزگارِ خود خرده میگرفت که دیگر به آرمانهای والا، جاودان، بیغرضانه و بخردانهای چون حقیقت، خیر و زیبایی، پایبند نیستند و بهنامِ واقعبینیِ سیاسی به محافظهکاری و سازش با سنت، قدرت، نظم موجود و ملیگرایی روی آوردهاند.
در برابرِ این نگاهِ آرمانی، نسبت به مسئولیتِ روشنفکر، تعریف رئالیستی گرامشی قرار دارد که در «دفاتر زندان» (1929-35) مینوشت: «در هر کار بدنی، حتی مکانیکیترین و خوارترینشان حداقلی از فعالیت فکری وجود دارد […] از اینرو، میتوان گفت تمام آدمیان روشنفکر اند، اما همهی آدمها در جامعه نقش یا کارکرد روشنفکری را ایفا نمیکنند […] هیچ فعالیتِ انسانیای وجود ندارد که بتوان دخالتِ فکری را از آن حذف کرد، انسانِ سازنده homo faber را نمیتوان از انسانِ اندیشهورز homo sapien جدا ساخت.» «هر گروه اجتماعی که بر زمینهی اصلیِ کارکردی اساسی در دنیایِ تولیدِ اقتصادی زاده میشود، بنحوی انداموار-اُرگانیک- یک یا چند لایه از روشنفکران را میآفریند که برای او تجانس و آگاهی از کارکرد خاص وی را، به ارمغان میآورد، نه تنها در عرصهی اقتصادی، بلکه همچنین در سپهر اجتماعی و سیاسی .»
در این نگرش اگر گروهی از روشنفکران خود را مستقل از قدرت تعریف میکنند از آنروست که اینان نمایندگان نیروهای نوین و بالندهای اند که در برابر خویش اقشاری از «روشنفکران سنتی»، مانند روحانیون، مدیران، دانشمندان، علامهگان، نظریهپردازان، فیلسوفان سکولار، و غیره را مییابند.
در بینشِ شریعتی نیز، با توجه به ابهامِ ناشی از مفهوم «انتلکتوئل»، اهلِ کارِ فکری، که میتواند از هر طبقه و جبههای باشد، همین تفکیک میانِ اصنافِ روشنفکری وجود دارد. و فقط یک نوع از آن میان، یعنی روشنفکر مردمی است که دارای رسالتی پیامبرانه است، از نوعِ ابراهیمی نبوت. نوعی از روشنفکری در تداوم نوعی از مذهب، روشنگریِ مذهبِ رهایی و عدالت علیه مذهبِ روحانیون یا روشنفکرانِ توجیهگرِ سلطه، استثمار و استحمار.
اخیرا میخوانیم که برخی از روشننفکران سکولاریست در نفیِ امکان و اثباتِ امتناعِ «روشنفکریِ دینی»، متوسل به همین تعاریفِ گرامشی و ادوارد سعید شدهاند تا بگویند تعاریفِ شریعتی و آلاحمد از روشنفکر ایدئالیستی است. جالب اما این که (به خلافِ روشنفکران وطنی اصلا وجود روشنفکری دگراندیش در امر دین را محال و متناقض و محیرالعقول می خوانند)، خود ادوارد سعید در آثارش از شریعتی بهعنوان یکی از روشنفکران مطرح و همسو با جهتگیری «پسااستعماری» خود یاد میکند!
بطورخلاصه، روشنفکری نزد شریعتی، همان «انتلکتوئل»، یا اهلِ کارِ فکری و تخصصی، نیست، بلکه استعدادِ جهتیابی، تشخیص جبهه و نوعی خودآگاهیِ رهائبخش نزد نیروی بالنده و پیشروی تحول و تغییرخواه است. از اینرو، مثلا بوذر و ستارخان روشنفکر اند، اما بوعلی یا علامه قزوینی نه!
با این تعریف، در عرصهی سیاسی نیز میانِ نیروی مردم و روشنفکر مردمی دیوارِ چین کشیده نیست. نقش ویژهی روشنفکر انتقال حسِ جهتیابی یا فعال کردن خودآگاهی و نقشآفرینی خودِ مردم است. از اینرو، در نقدِ مشی و تاکتیکِ بنیانگذرانِ رنسانس در جهانِ اسلام، سید جمال و عبده، بر هر دو خُرده میگیرد که بهجای مخاطب گرفتن مردم، میکوشیدند به اصلاحِ از بالا، خواه دولتها (هیئتهای حاکمهی سیاسی) بپردازند و یا با روحانیت وارد بحث کلامی-فقهی شوند (نگا. تولد دوباره-رنسانس- اسلام، در نگاهی سریع بر فراز یک قرن، و دریغها و آرزوها، م.آ. ۲۷، صص ۲۹۵-۳۳۵). و بدیل و راهِ حلِ پیشنهادی او راهکارِ فکریِ مردممحور بود.
اما آیا میانِ روشنفکر، بهمعنای کانتیِ فیلسوفِ «روشنگر»، و «کنشگر» سیاسی-دولتی تفاوتِ نقشی نیست؟ کانت به خلافِ افلاطون میآموخت که نشاید و «نباید انتظار داشت که شاهان فلسفه ورزند و یا فیلسوفان شاه شوند، این امر مطلوب نیست زیرا حفظِ قدرت ناگزیر داوریِ آزادِ خرد را فاسد میسازد. مطلوب اما آناست که شاهان یا مردمِ حاکم (بر خود شده مطابق با قانونِ مساوات)، اجازه ندهند که قشر فیلسوف از میان بروند یا لال شوند، بلکه بگذارند آزادانه ابرازِ نظر کنند، امری که برای روشناییبخشی به امور خودشان ضروری است، و از آنرو که این طبقه به دلیلِ خصلتِ کارِ خود، قادر به تجمع در دار-و-دسته نیستند و لذا مظنون به اتهامِ تبلیغ نتوانند شد.»
این نوع «تفکیک حوزهها» و تقسیم مسئولیتها، بنا به گذشتهی تجاربِ شکستِ خلطِ مفاهیم و کارکردها، که اگر همسو باشند و نه متعارض، برای زیست-جهان و جامعه و فرهنگ ما ضرورتی حیاتی است، ترسیمِ یک اُلگو و روش و مشیِ مشترکِ کارِ اجتماعی را برای همهی پویندگانِ راهِ نوزایی و رنگارزدایی فرهنگی و اعتقادی در دو سطحِ ملی و دینی فوریت میبخشد. تنها پس از روشن شدن و تبیین دقیق این الگو است که میتوان بسیج اجتماعی و سمتگیری عمومی بهینه را در راستای پراکسیسِ وحدتبخش به همهی عرصههای نظری و عملی انتظار داشت.
با در نظر گرفتنِ تمامی این ملاحظات، امروز، «نو شریعتی»ها با الهام و عزیمت از همان نقطه و برنامه و طرحهای شریعتی در «چه باید کرد؟» و «از کجا آغاز کنیم؟» و «به کجا تکیه کنیم؟» و..، میبایست بهنحوی مشخص و انضمامیتر به صحنه آیند و اُلگوی روشنفکر در مقامِ وجدانِ مستقل و منتقد را اینبار به شکل و با روشِ ملموس و مؤثرتری در سپهرهای گوناگون کارِ فرهنگی، حقوقی-مدنی، صنفی-اجتماعی، و سیاسی-حزبی جامهی عمل بپوشانند.
طرحِ این موضوع در نشستِ امروز گشودنِ بابِ همین بحث و بازاندیشیِ انتظارِ عمومی نسبت به تعهد و مسئولیتِ روشنفکران در حالِ حاضر است؛ و امیدواریم با مشارکتِ دوستان بتوانیم به نتایجِ روشن و راهگشایی برای دوستدارانِ آرمان شریعتی و میراثِ نواندیشی برسیم.
به نقل از فیس بوک احسان شریعتی
سایت ملی – مذهبی محلی برای بیان دیدگاههای گوناگون است.